کتاب دستگاه دوزخ دانته امیری باراکا + دانلود نمونه رایگان
تصویر جلد کتاب دستگاه دوزخ دانته

کتاب دستگاه دوزخ دانته

انتشارات:نشر نیماژ
دسته‌بندی:
امتیازبدون نظر

معرفی کتاب دستگاه دوزخ دانته

کتاب دستگاه دوزخ دانته نوشته‌ی امیری باراکا با ترجمه‌ی علیرضا عامری روایتی تند، تکه‌تکه و آمیخته از شعر، خاطره و نمایش است که بر پایه‌ی دوزخ دانته آلیگیری شکل گرفته. این اثر مسیر کودکی تا جوانی یک مرد سیاه‌پوست امریکایی را در شهرها و محله‌های مختلف، زیر سایه‌ی نژادپرستی، خشونت و تبعید فرهنگی دنبال می‌کند. ساختار کتاب حلقه‌های دوزخ دانته را به محله‌ها، خیابان‌ها، روابط و خاطرات سیاهان پیوند می‌زند و از دل آن تصویری از زیست روزمره، خشم فروخورده و جست‌وجوی هویت بیرون می‌آید. نشر نیماژ آن را منتشر کرده است. نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب دستگاه دوزخ دانته

کتاب دستگاه دوزخ دانته اثری از امیری باراکا است که در میانه‌ی مسیر زیستی و فکری او، میان لروی جونز و نام تازه‌اش، شکل گرفته. این کتاب در متن جنبش‌های سیاهان امریکا، شیفتگی نویسنده به جَز، تجربه‌ی او از محله‌های سیاه‌نشین، دانشگاه هاوارد، نیروی هوایی و دهکده‌ی گرینویچ نوشته شده و به‌نوعی پلی است میان شعر بیت، تئاتر سیاسی و رمان‌نویسی تجربی. مترجم در مقدمه، زندگی و دگردیسی فکری باراکا را از کمونیسم و اسلام‌خواهی تا گرایش به «مارکسیزم جهان‌سومی» مرور کرده است. کتاب دستگاه دوزخ دانته ساختاری حلقه‌وار دارد که مستقیماً از دوزخ دانته الهام گرفته است. متن با «بی‌حاصلان» و «دهلیز» آغاز می‌شود و سپس حلقه‌های ۱ تا ۹ دوزخ را با عنوان‌هایی مانند «کافران پرهیزکار»، «هرزگان»، «شکم‌بارگان»، «زیاده‌خواهان و اسراف‌کاران»، «غضب‌مندان»، «کژآیینان»، «خشونت‌کاران»، «دغل‌کاران» و «خیانت‌کاران» دنبال می‌کند. در هر حلقه، خرده‌روایت‌ها، مونولوگ‌ها، تصویرهای شهری، صحنه‌های خانوادگی، روابط عاشقانه و جنسی، و خاطرات مدرسه، کلیسا، زمین‌بازی و پادگان درهم می‌آمیزند. کتاب دستگاه دوزخ دانته در عین تلمیح مستقیم به ساختار قیفی دوزخ دانته، آن طرح اخلاقی را بر زیست سیاهان در امریکا سوار می‌کند: شهر به‌جای گودال آتش، خیابان به‌جای مغاک، و پلیس، کلیسا، سرمایه‌داری و زبان معیار به‌جای شیاطین. مترجم در مقدمه، دشواری‌های ترجمه‌ی زبان عامیانه‌ی سیاهان، نام‌آواها، ارجاعات جَز، واژه‌سازی‌ها و جمله‌های کوتاه و بی‌فعل را توضیح داده و نشان داده است که چگونه این متن در مرز شعر، رمان و نمایش حرکت می‌کند.

خلاصه داستان دستگاه دوزخ دانته

کتاب دستگاه دوزخ دانته سفر ذهنی و زیستی یک راوی سیاه‌پوست را از کودکی در نیووآرک تا سال‌های دانشگاه، خدمت نظامی و سرگردانی در دهکده‌ی گرینویچ دنبال می‌کند. این سفر در قالب حلقه‌های دوزخ دانته تنظیم شده و هر حلقه به نوعی گناه یا وضعیت انسانی گره می‌خورد: از شهوت و شکم‌بارگی تا خشونت، حیله و خیانت. شهر، خیابان، زمین‌بازی، کلیسا، بار، آپارتمان‌های نمور و زاغه‌ها به‌صورت صحنه‌هایی بریده‌بریده ظاهر می‌شوند و در آن‌ها والدین، عشاق سفیدپوست و سیاه‌پوست، رفقای کودکی، هم‌خدمتی‌ها، کشیشان، پلیس‌ها و چهره‌های ادبی و موسیقایی رفت‌وآمد دارند. متن با زبانی بریده، آمیخته به جَز، تصویرهای سوررئال و پرش‌های زمانی، تجربه‌ی سیاه‌بودن در جهان سفید، بیگانگی، خشم نژادی و فرسودگی اخلاقی امریکا را به‌مثابه‌ی دوزخی معاصر بازمی‌سازد.

چرا باید کتاب دستگاه دوزخ دانته را بخوانیم؟

این کتاب چشم‌اندازی درونی از زیست سیاهان امریکا در میانه‌ی قرن بیستم عرضه می‌کند که نه از بیرون، بلکه از دل زبان، بدن و حافظه روایت شده است. دستگاه دوزخ دانته برای کسانی که به پیوند ادبیات با سیاست نژادی، موسیقی جَز، فرم‌های تجربی و بازخوانی متون کلاسیک در زمینه‌ای معاصر علاقه‌مندند، نمونه‌ای فشرده از خشم، طنز تلخ و بازی زبانی است.

خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

خواندن این کتاب به علاقه‌مندان ادبیات تجربی، مطالعات نژاد و تبعیض، دوست‌داران جَز و فرهنگ سیاهان امریکا، و دانشجویان ادبیات تطبیقی و مطالعات ترجمه پیشنهاد می‌شود که می‌خواهند نمونه‌ای پیچیده از تلاقی زبان، سیاست و فرم را دنبال کنند.

بخشی از کتاب دستگاه دوزخ دانته

«بی‌حاصلان دهلیز لیکن دوزخ دانته همانا بهشت است. به چیزها در پرتوی دیگر بنگر. نه، همیشه فروغ غمگین دردپیچ از خلال شیشه گذر نمی‌کند. ضیاء یا ظلمتی دیگربار برپا بود، هرکجا که قصد غنودن کردیم. مجاور با رودخانه‌های زلال زمانه. آب‌های سرد و تار بر کنده‌های رفیع که تا ده متر در گل‌ولایی غریب به‌هم‌تنیده بودند لت می‌زدند، و شش تا دوجین اصله از آن‌ها موج‌شکن می‌شدند. هرکجا می‌آسودیم، آب جاری بود. زیر نخستین آفتابی که ما یکدیگر را در آن یافتیم. سایه‌های کشدار از فراز جایی که بر آن قرار داشتیم به چشم می‌آمد؛ آن پایین زیر بوته‌زارهای خاکستری و در خلال ناله‌های خفیف جانوران بیدار شده. بی‌حاصلان: زوال هشیاری من. نخست، درها. شبِ قهوه‌فام از آجرها فرومی‌غلتد. پله‌های سنگیِ لب‌پریده در سکوت. سبزی‌ها در ذهن همسایه می‌پلاسند. سگ‌ها پروپیمان روی ساختمان‌ها ادرار می‌کنند. دیدنِ دریغ‌شدگان. اندیشه‌های ظلمت. اگرچه نه چنان شوم و بدسگال. که در امتداد پیاده‌روهای فصول با سرشک جاری می‌شوند. برگ‌های خاکستری که از مغازه‌های بنجل‌فروشی سرک می‌کشند. کارگران میدان شریدان زیر دود غلیظِ پیچان. درختان، تندیسان پسِ پشتِ هیاهوی آدمیان. عدالت، برابری. بوق کامیون‌های انباشته از جوجه‌ها که مه را می‌درد. موتورها. لوسیون‌ها. بی‌حاصلان جواهرفروشی‌ها را می‌گردانند و در سکوت مدفوع خود را زیر مجله‌ها مدفون می‌کنند. زنان به کانادا می‌گریزند. دل‌مشغولی آن‌ها نقاشی بود و عمری طولانی سپری کردند. آن‌ها در هوای سرد آفتاب‌خورده هم‌رکاب خودروهای ما قدم برمی‌داشتند. با کلاه‌کپ مخمل کبریتی خود به دستگاه‌های پخش‌صوت سفری گوش می‌دادند. جهان در چشمانشان جریان داشت. انگشترهایی که به دست داشتند قصه‌هایی در خود داشت. آن‌ها از میانهٔ راه مدرسه با من هم‌قدم شدند. قد آن‌ها به اندازهٔ بلندترین آدم‌هایی بود که می‌شد به یاد آورد.»

نظری برای کتاب ثبت نشده است

حجم

۲۱۷٫۸ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۲۰۰ صفحه

حجم

۲۱۷٫۸ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۲۰۰ صفحه

قیمت:
۱۵۰,۰۰۰
۴۵,۰۰۰
۷۰%
تومان