جملات زیبای کتاب دیر کردی ما شام را خوردیم | طاقچه
تصویر جلد کتاب دیر کردی ما شام را خوردیم

کتاب دیر کردی ما شام را خوردیم

نوع کتاب
۴.۴ امتیاز(از ۳۹ رأی)
پدیدآورندگان: 
رسول یونان
انتشارات: 
نشر نیماژ
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
باران
۳۱
حرف‌ها از جنس آب‌اند. یک‌جا بند نمی‌شوند. هرطور شده جاری می‌شوند و به جایی که باید برسند می‌رسند. ما فکر می‌کنیم حرف‌ها که از دهان‌ها بیرون می‌آیند در گوش‌ها دفن می‌شوند، اما این‌طور نیست. آن‌ها از گوش‌ها وارد مغزها می‌شوند و چرخی می‌خورند و دوباره از دهان‌ها بیرون می‌زنند. وقتی حرف می‌زنیم، باید مراقب باشیم از انصاف و عدالت دور نشویم چون حرف‌ها هنگامِ عبور از لابه‌لای دندان‌ها تیز می‌شوند و زخمی می‌کنند و باعث می‌شوند تلخی‌ها و کدورت‌ها تا دم پنجره‌ها جلو بیایند.
محمدرضا
۲۳
توی این دنیا، همه‌چیز را نباید فروخت چون دیگر نمی‌توانی بعدها بعضی از آن‌ها را گیر بیاوری و بخری.
*Eli*
۱۴
«خیلی‌ها شعارهای انسانی می‌دهند اما وقتی پای سود و ضررشان وسط می‌آید عصبانی می‌شوند و شعارهای خود را فراموش می‌کنند.»
فرید دانش‌فر
۱۱
در کوه، آدم‌ها همیشه به سقوط می‌اندیشند. کوله‌ی کوه‌نوردان را، بیشتر از وسایل اولیه و مواد خوراکی، ترس از سقوط سنگین می‌کند.
*Eli*
۱۱
«وقتی خوبی، بدی‌هات دیده می‌شه؛ وقتی بدی، خوبی‌هات.» و اضافه کرد: «این موضوع اذیتم می‌کنه، اما این دلیل نمی‌شه که من بد باشم.»
3741
۹
آدم‌ها زمین را به نام خود ثبت کرده بودند و جایی برای آن‌ها باقی نگذاشته بودند که زندگی کنند و حالا گرگ‌ها آمده بودند خاطرنشان کنند که زمین ملک خصوصی هیچ‌کس نیست و شکارچی‌ها حق ندارند آسایش و آرامش آن‌ها را نابود کنند.
MK
۸
«هر چیزی که بشکنه خطرناک می‌شه. اینو یادتون باشه.»
*Eli*
۶
توی این دنیا، همه‌چیز را نباید فروخت چون دیگر نمی‌توانی بعدها بعضی از آن‌ها را گیر بیاوری و بخری.
محمدرضا
۶
یک بار به اوگفتم: «خوش به حالت، تو خیلی مهربونی.» گفت: «کاش نبودم. وقتی مهربونی، چون همه می‌دونن تو زود می‌بخشی در حقت بدی می‌کنن.»
3741
۴
گرگ آلفا زوزه کشید: «ما آدم‌خوار نیستیم.»
کاربر ۳۲۶۴۲
۴
کاش آن‌ها که بالا می‌روند آن‌قدر بالا نروند که دیگر نتوانند به پایین برگردند. پایین آمدن از قله‌ها سخت‌تر از صعود به آن‌هاست.
محمدرضا
۴
«چرا باید به سؤال‌ها جواب بدهیم وقتی جوابش را نمی‌دانیم؟ مگر با جوابِ غلط به سؤال‌ها مشکلی حل می‌شود؟ اگر جواب‌های‌مان سؤال‌هایی در تاریکی خود داشته باشند آیا به تعداد سؤال‌ها اضافه نمی‌شود؟ باید گاه‌وبی‌گاه در برابرِ جواب دادن ایستادگی کنیم. چرا نمی‌گوییم جوابی نداریم تا دیگران را به اشتباه نیندازیم؟ اصلاً مگر چه اتفاقی می‌افتد جواب سؤالی را ندانیم؟»
نرگس خیرالهی
۳
هر وقت به او فکر می‌کنم احساس می‌کنم به یک افسانه فکر می‌کنم. گاهی‌وقت‌ها نمی‌دانم او را در خواب دیده‌ام یا در واقعیت. اگر او یک خواب است پس چرا این‌قدر واقعی است؟
نرگس خیرالهی
۲
به چیزهای تازه‌ای در زندگی پی برده بودیم، به این‌که هر دستی نمی‌تواند پنجره‌های ما را پاک کند و هر کسی قادر نیست گل‌ها را از مرگ نجات بدهد.
نرگس خیرالهی
۲
هرکس که او را می‌شناسد به‌خوبی می‌داند که شغل اصلی او دوست داشتن است
محمدرضا
۲
آدم‌ها تا ملک خصوصی آن‌ها پیش رفته بودند و در دل جنگل‌ها و دشت‌ها ویلا ساخته بودند و آن‌ها را تا دره‌ها و اعماق‌های یخی عقب رانده بودند، تا جاهایی که خورشید به‌ندرت به آن‌جاها می‌تابید. آدم‌ها زمین را به نام خود ثبت کرده بودند و جایی برای آن‌ها باقی نگذاشته بودند که زندگی کنند و حالا گرگ‌ها آمده بودند خاطرنشان کنند که زمین ملک خصوصی هیچ‌کس نیست و شکارچی‌ها حق ندارند آسایش و آرامش آن‌ها را نابود کنند.
محمدرضا
۲
̕یک شاهکار هنری فقط مربوط به سازنده‌اش نیست بلکه با کمک مخاطب شکل می‌گیرد.̔»
محمدرضا
۲
این چه دنیاییه که یه عده پول‌شون از پارو بالا می‌ره و یه عده هم نون خالی ندارن که به بچه‌هاشون بدن؟
محمدرضا
۲
«وقتی خوبی، بدی‌هات دیده می‌شه؛ وقتی بدی، خوبی‌هات.» و اضافه کرد: «این موضوع اذیتم می‌کنه، اما این دلیل نمی‌شه که من بد باشم.»
Raha1300
۲
هر چیزی که بشکنه خطرناک می‌شه. اینو یادتون باشه.»
negar
۲
حرف‌ها از جنس آب‌اند. یک‌جا بند نمی‌شوند. هرطور شده جاری می‌شوند و به جایی که باید برسند می‌رسند. ما فکر می‌کنیم حرف‌ها که از دهان‌ها بیرون می‌آیند در گوش‌ها دفن می‌شوند، اما این‌طور نیست. آن‌ها از گوش‌ها وارد مغزها می‌شوند و چرخی می‌خورند و دوباره از دهان‌ها بیرون می‌زنند. وقتی حرف می‌زنیم، باید مراقب باشیم از انصاف و عدالت دور نشویم چون حرف‌ها هنگامِ عبور از لابه‌لای دندان‌ها تیز می‌شوند و زخمی می‌کنند و باعث می‌شوند تلخی‌ها و کدورت‌ها تا دم پنجره‌ها جلو بیایند.
Hani
۱
هر آدمی دری‌ست نیمه‌باز سرانجام به اتاقی منتهی می‌شود برای همگان. «توماس ترانسترومر»
نرگس خیرالهی
۱
یک بار به اوگفتم: «خوش به حالت، تو خیلی مهربونی.» گفت: «کاش نبودم. وقتی مهربونی، چون همه می‌دونن تو زود می‌بخشی در حقت بدی می‌کنن.»
نرگس خیرالهی
۱
صحبت‌های او همیشه دریا موج می‌زد. من مطمئن بودم که روزی خواهد رفت.
نرگس خیرالهی
۱
توی این دنیا، همه‌چیز را نباید فروخت چون دیگر نمی‌توانی بعدها بعضی از آن‌ها را گیر بیاوری و بخری.
محمدرضا
۱
حرف‌ها از جنس آب‌اند. یک‌جا بند نمی‌شوند. هرطور شده جاری می‌شوند و به جایی که باید برسند می‌رسند. ما فکر می‌کنیم حرف‌ها که از دهان‌ها بیرون می‌آیند در گوش‌ها دفن می‌شوند، اما این‌طور نیست. آن‌ها از گوش‌ها وارد مغزها می‌شوند و چرخی می‌خورند و دوباره از دهان‌ها بیرون می‌زنند. وقتی حرف می‌زنیم، باید مراقب باشیم از انصاف و عدالت دور نشویم چون حرف‌ها هنگامِ عبور از لابه‌لای دندان‌ها تیز می‌شوند و زخمی می‌کنند و باعث می‌شوند تلخی‌ها و کدورت‌ها تا دم پنجره‌ها جلو بیایند.
محمدرضا
۱
گفتم: «تو یه احمق بی‌غم هستی.» خندید و گفت: «تو دنیا غم و غصه زیاده، باید به فکر شادی بود.»
محمدرضا
۱
در کوه، آدم‌ها همیشه به سقوط می‌اندیشند. کوله‌ی کوه‌نوردان را، بیشتر از وسایل اولیه و مواد خوراکی، ترس از سقوط سنگین می‌کند.
محمدرضا
۱
کاش آن‌ها که بالا می‌روند آن‌قدر بالا نروند که دیگر نتوانند به پایین برگردند. پایین آمدن از قله‌ها سخت‌تر از صعود به آن‌هاست.
3741
۰
حرف‌ها از جنس آب‌اند. یک‌جا بند نمی‌شوند. هرطور شده جاری می‌شوند و به جایی که باید برسند می‌رسند. ما فکر می‌کنیم حرف‌ها که از دهان‌ها بیرون می‌آیند در گوش‌ها دفن می‌شوند، اما این‌طور نیست. آن‌ها از گوش‌ها وارد مغزها می‌شوند و چرخی می‌خورند و دوباره از دهان‌ها بیرون می‌زنند. وقتی حرف می‌زنیم، باید مراقب باشیم از انصاف و عدالت دور نشویم چون حرف‌ها هنگامِ عبور از لابه‌لای دندان‌ها تیز می‌شوند و زخمی می‌کنند و باعث می‌شوند تلخی‌ها و کدورت‌ها تا دم پنجره‌ها جلو بیایند.