معرفی و دانلود کتاب جمعه را گذاشتم برای خودکشی + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب جمعه را گذاشتم برای خودکشی
off
٪۵۰
subscriptionAvailable

کتاب جمعه را گذاشتم برای خودکشی

پنج تک نگاری درباره دیدن و زیستن

نوع کتاب
۳.۷(از ۹۲ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
پیمان هوشمندزاده
انتشارات: 
نشر چشمه

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب جمعه را گذاشتم برای خودکشی

کتاب جمعه را گذاشتم برای خودکشی نوشتهٔ پیمان هوشمندزاده است. نشر چشمه این کتاب را روانهٔ بازار کرده است. این اثر حاوی ۵ تک‌نگاری دربارهٔ «دیدن» و «زیستن» است.

درباره کتاب جمعه را گذاشتم برای خودکشی

کتاب جمعه را گذاشتم برای خودکشی ۵ جستار را در بر گرفته است. عنوان این جستارها به‌ترتیب عبارت است از «شخصیت»، «لب‌خنج»، «اطمینان»، «چراغ‌قوه» و «حلقهٔ جیم». پیمان هوشمندزاده در این اثر هم، مانند کتاب «لذتی که حرفش بود»، تک‌نگاری‌هایی درباره‌ٔ تجربیاتش و ربط آن‌ها به هنر نوشته است. این کتاب نشان می‌دهد که پیرامون همهٔ آدم‌ها، پر است از جزئیات غیرقابل‌انکاری که دیدشان را به دنیا می‌سازد و کامل می‌کند؛ تنها کافی است ۲ قدم از روزمرگی‌ها فراتر برویم تا آن‌ها را ببینیم. کتاب حاضر کوشیده است چنین تجربه‌ای را برای مخاطب رقم بزند؛ ازاین‌رو است که می‌توان این تک‌نگاری‌ها را و این کتاب را در قالب جستار و ناداستان در نظر گرفت.

در یک تقسیم‌بندی می‌توان ادبیات را به ۲ گونهٔ داستانی و غیرداستانی تقسیم کرد. ناداستان (nonfiction) معمولاً به مجموعه نوشته‌هایی که باید جزو ادبیات غیرداستانی قرار بگیرند، اطلاق می‌شود. در این گونه، نویسنده با نیت خیر، برای توسعهٔ حقیقت، تشریح وقایع، معرفی اشخاص، یا ارائهٔ اطلاعات و به دلایلی دیگر شروع به نوشتن می‌کند. در مقابل، در نوشته‌های غیرواقعیت‌محور (داستان)، خالق اثر صریحاً یا تلویحاً از واقعیت سر باز می‌زند و این گونه به‌عنوان ادبیات داستانی (غیرواقعیت‌محور) طبقه‌بندی می‌شود. هدف ادبیات غیرداستانی تعلیم عامهٔ مردم است (البته نه به‌معنای آموزش کلاسیک و کاملاً علمی و تخصصی که عاری از ملاحظات زیباشناختی است)؛ همچنین تغییر و اصلاح نگرش، رشد افکار، ترغیب، یا بیان تجارب و واقعیات از طریق مکاشفهٔ «مبتنی بر واقعیت» از هدف‌های دیگر ناداستان‌نویسی هستند. ژانر ادبیات غیرداستانی به مضمون‌های بی‌شماری می‌پردازد و فرم‌های گوناگونی دارد. انواع ادبی غیرداستانی می‌توانند شامل این‌ها باشند: جستارها، زندگی‌نامه‌ها، کتاب‌های تاریخی، کتاب‌های علمی - آموزشی، گزارش‌های ویژه، یادداشت‌ها، گفت‌وگوها، یادداشت‌های روزانه، سفرنامه‌ها، نامه‌ها، سندها، خاطره‌ها، نقدهای ادبی.

خواندن کتاب جمعه را گذاشتم برای خودکشی را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

خواندن این کتاب را به دوستداران ناداستان و قالب جستار پیشنهاد می‌کنیم.

درباره پیمان هوشمندزاده

پیمان هوشمندزاده در سال ۱۳۴۸ در تهران به دنیا آمد. او نویسنده و عکاسی ایرانی است که چند کتاب نوشته، در زمینهٔ عکاسی برندهٔ جایزه‌های گوناگون شده و نمایشگاه‌های گروهی و انفرادی بسیاری در تهران، بلژیک، دانمارک، یونان، لبنان، برلین، استرالیا، گرجستان، کویت، نیویورک و پاریس برگزار کرده است. پیمان هوشمندزاده دانش‌آموختهٔ رشتهٔ عکاسی از دانشگاه آزاد اسلامی است. او کار خود به‌عنوان عکاس را ابتدا با نشریات و آژانس‌های عکس شروع کرد و پس از مدتی با همراهی «جواد منتظری» و «امید صالحی»، آژانس عکس 135Photos را تأسیس کرد. مجموعهٔ «قهوه‌خانه‌های گمرک» و «دست‌ها و کمربندها» از معروف‌ترین آثار او محسوب می‌شوند. او نویسندهٔ کتاب‌های «لذتی که حرفش بود» و «جمعه را گذاشتم برای خودکشی؛ ۵ تک‌نگاری دربارهٔ دیدن و زیستن» است.

بخشی از کتاب جمعه را گذاشتم برای خودکشی

«چند وقتی بود که برای مطلبی دنبال عکس‌های تختی می‌گشتم. بیش‌تر عکس‌های تختی مربوط به کشتی می‌شود. یا حین کشتی‌ست یا بعد از آن. چندتایی هم هست که صمیمی‌تر است ولی هیچ‌کدام عکسی نمی‌شد که می‌خواستم. همهٔ عکس‌ها دور بودند. دنبال عکسی بودم محبتی، عکسی که فاصلهٔ عکاس و تختی به حداقل رسیده باشد. نبود. همه‌جا آگاهی به وجود دوربین فاصله ایجاد کرده بود. تختی باهوش بود. با آن عکس‌ها می‌شد دربارهٔ یک کشتی‌گیر باهوش نوشت ولی من به دنبال هوش این آدم نبودم.

گذشت. چند وقتی گذشت تا این‌که هفتهٔ پیش دوباره گشتم و خیلی زود به عکسی که می‌خواستم رسیدم. می‌دانستم که یکی از دوستان به آرشیو جدیدی از عکس‌های تختی رسیده. حدس زدم این عکس باید از همان آرشیو باشد. آن‌قدر به شوق آمده بودم که عکس را برای همهٔ دوستانم فرستادم. احساس پیروزی می‌کردم. چندین ماهی که انتظار کشیده بودم بالاخره جواب داده بود.

بخش تختیِ مطلب را سر انداختم. چیزی شبیه به این: عکس سیاه‌وسفید است. با کادر صد و سی و پنج. عکس در نور روز گرفته شده و خاکستری یک‌دستی همهٔ سطح آن را پوشانده. تختی جوان روی پله‌ای کاهگلی نشسته. بچه‌ای که باید پسرش باشد روی زانویش لم داده. هر دو کچل هستند. هر دو با زیرپیرهنی. تختی پیژامهٔ راه‌راهی پوشیده و به دوربین نگاه نمی‌کند.»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب جمعه را گذاشتم برای خودکشی و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:جمعه را گذاشتم برای خودکشی
عنوان دیگر:پنج تک نگاری درباره دیدن و زیستن
موضوع:داستان ایرانی
نویسنده:پیمان هوشمندزاده
انتشارات:نشر چشمه
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۴۰۰/۱۰/۱۲
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۷.۹ مگابایت
شابک:۹۷۸۶۲۲۰۱۰۵۵۷۲
تعداد صفحه‌ها:۱۰۰ صفحه
قیمت کتاب:۴۶۰۰۰ تومان
برچسب:مجموعه ناداستان، مجموعه جستار

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

ZohreAalipour
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۳/۲۴

عریان، جزئی و هوشیار پیمان هوشمندزاده را می‌شناختم ولی در حد این که کتاب «لذتی که حرفش بود» برای اوست و من بی‌آن که کتاب را بخوانم به دوستم هدیه دادم. ( یک بار میان صحبت‌هایمان گفته بود که می‌خواهد این...بیشتر

۰
mona-p
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۱۰/۲۷

به نظر من یکی از پارامترهای تشخیص کتاب ارزشمند، کتابیه که بعد از اکثر جملاتش، خواننده رو به این وا داره که لحظاتی مکث کنه، سرش رو از روی کتاب برداره، به گوشه ای خیره بشه و به فکر فرو...بیشتر

۰
mh.norouzi
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۶/۲۵

بعضی کتاب‌ها نیاز ندارند که حتما یک خط سینوسی را بگیرند و طبق قاعده تا انتهای کتاب بتازانند و غافلگیرت کنند و آخر هم چند تا اوف عجب کتابی بود هم از تو بگیرند. بعضی کتاب‌ها انقدر شبیه تو هستند که...بیشتر

۱
movj
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۹/۰۳

خیلی خوش خوان و با ذوق نوشته و من با لحن نویسنده ارتباط گرفتم 👍یه جورایی هم صمیمی نوشته هم فاصله رو حفظ کرده تا بتونی بدون غرق شدن ، لب مطلب رو درک کنی و وارد دنیاش بشی🐾💙 بیش...بیشتر

۰
zeinabb
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۶/۲۰

کتاب جالبی بود. مخصوصا هرچی به اخر نزدیکتر میشی موضوعات جذاب تر میشن. نویسنده به جزییات و موضوعات جالبی اشاره کرده که خوندنش لذت بخشه. و چیزی که بیشتر از همه منو به وجد اورد طرز نگارش نویسنده بود.کلمات چه زیبا کنار هم...بیشتر

۰
Youtiful her
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۱۶

شاید اول که شروع می‌کنی، ندونی چی در انتظارته و باید منتظر چی باشی؛ اما همینه که جذابش کرده. از ابتدا انگار سر یه کاموا رو از چندجای مختلف دادن دستت که نمی‌دونی باید باهاش چیکار کنی اما همین که...بیشتر

۰
mhyash
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۲/۲۳

۴.۲۵ از ۵. در ۱۴ مین شب، در آستانه‌ی ۱۵ روزه‌ شدنِ جنگ این ریویو رو می‌نویسم. امشب این کتاب رو تموم کردم. پنجمین کتابی بود که در این مدت خوندم. کار دیگه‌ای نمیتونم بکنم. حتا حوصله‌ی فیلم دیدن هم ندارم. ممنونم...بیشتر

۰
zohre sadeghi
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۲/۱۵

چیز دور از ذهنی نداشت اما تورو وادار به خوندن می‌کنه. چون قلمش روانه. آشناست. دلنشینه.

۰
Flying
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۰/۳۰

درک جزئیات زندگی، پرداختن به ریزترین و ناشنیده ترین زوایای زندگی که به شدت باعث ایجاد حس نزدیکی به کتاب می‌شود.

۰
ketab khor
مطمئن نیستم.
۱۴۰۴/۰۱/۱۳

برای یه مطالعه ی ساده خوب بود...

۰
ن.ش
۱۴۰۵/۰۱/۱۱

نویسنده واقعا نویسنده است با مهارت های خاص خودش . رندانه از موضوعی به موضوع دیگه جهش میکنه بدون این که تو ذوق بزنه . از عکس صحبت میکنه ولی بیان زندگی میکنه ، دقت به جزییات و شرح و...بیشتر

۰
fateme1ghaderi
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۴/۱۲/۲۲

سبک نوشتاری این نویسنده رو دوست نداشتم، انسجام کافی نداشت و مفهوم هدف اصلی نویسنده در بین جملات نامرتبط گم میشد.

۰
elahedayati
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۱/۰۱

بهتره که دسته داستان ایرانی نباشه و جستار یا مموار

۰
Fatemeh Ebrahimi
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۲/۲۱

اولین کتابی بود از نویسنده خوندم. جستار های جذابی داشت و سبک متفاوتی داره. خیلی گیراست و آدم لذت میبره از خوندنش. فقط آخر کتاب یکم از حالت جستار خارج میشه و انگار که اون انسجام جستارها در محوریت یه موضوع...بیشتر

۰
mahshid
۱۴۰۵/۰۲/۱۹

برای من هر چی ب اخر نزدیک تر میشد قلم نویسنده برام دلنشین تر میشد در کل کتاب خوب و کافی بود یک سری جملاتش هم خیلی جالب و عمیق بود در کل پیشنهادش میکنم🌸✨

۰

بریده‌هایی از کتاب

Fatima
۴۲
توی سریال روزی روزگاری یک جایی شکیبایی به ژاله علو گفت: من ادعایی ندارم. علو گفت: من ادعایی ندارم خودش کم‌ادعایی نیست.
میم حا یا الف
۲۶
عشق آدم‌ها را نجیب می‌کند و نفرتْ شجاع
مهدیه
۲۰
زن‌ها جذاب‌اند. زن‌ها تشدید زندگی‌اند. هر جا که باشند زندگی را با زندگی جمع می‌زنند.
عاطفه
۱۹
و این اصلاً چیز جالبی نیست که همه‌چیزِ یک نفر را بدانیم.
نیلوپر
۱۷
شخصیت فقط حرف‌هایی نیست که از یکی می‌شنویم. فقط حرکات یا اعمالش نیست که با تقلید جور شود. شخصیت رفتار است. لحن آدم‌هاست. لحنی که در تک‌تک لحظات در بطن وجود ما نهفته. شخصیت فقط حاصل رفتارهای کلان یک نفر نیست. خرده‌ریزهاست که همه‌چیز را قوام می‌دهد.
•bina•
۱۶
هیچ‌وقت باور نکردم آن‌هایی را که می‌گویند: من می‌خوام یه زندگی معمولی داشته باشم. ‫دست پیش را می‌گیرند که پس نیفتند. معمولی را انتخاب می‌کنند چون نمی‌توانند بهترین باشند.
Ftm.shf
۱۱
آدم‌های بزرگ ما را بزرگ می‌کنند و آدم‌های حقیر حقیر.
صَبا
۱۰
گاهی از پشت دوربین آدم‌ها را بهتر می‌بینم. لنز را زوم می‌کنم و نزدیک می‌شوم. تمرکز می‌کنم روی چهره، انگار بدون آن‌که درگیر بشوی گفت‌وگویی پنهانی را شروع کرده‌ای که هیچ برخوردی در آن نیست. دوربین این قدرت را به آدم می‌دهد که تو بتوانی به هر کسی نزدیک شوی ولی او از تو دور بماند. تو صمیمی می‌شوی یا متنفر، ولی او خبر ندارد.
Flying
۹
زخم زیباست. زخم یادگاری‌ست از گذشته. فقط نشانی نیست که بر دست یا صورت ما نشسته باشد. با خود خاطراتی دارد. ادامه‌دار است. زخم‌ها دو وجه دارند، و هر چه می‌گذرد و هر چه زمان می‌خورند، وجه مثبت‌شان بر وجه منفی غالب و غالب‌تر می‌شود.
Najme_halataei
۸
سال‌هاست که از پدرم فرار می‌کنم. بیزارم از این‌که شبیه او باشم. یکی از تلاش‌های زندگیم مبارزه با این شباهت شده. خیلی ساده است، نمی‌خواهم او را ادامه بدهم. ما ربطی به هم نداریم ولی او همیشه کنار من است.