کتاب در بهشت پنج نفر منتظر شما هستند میچ آلبوم + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب در بهشت پنج نفر منتظر شما هستند

کتاب در بهشت پنج نفر منتظر شما هستند

نویسنده:میچ آلبوم
انتشارات:نشر قطره
دسته‌بندی:
امتیاز
۴.۲از ۱۷ رأیخواندن نظرات

معرفی کتاب در بهشت پنج نفر منتظر شما هستند

کتاب در بهشت پنج نفر منتظر شما هستند نوشته‌ٔ میچ آلبوم و ترجمهٔ پاملا یوخانیان است و نشر قطره آن را منتشر کرده است. این کتاب داستانی دیگر از نویسندهٔ سه‌شنبه‌ها با موری است.

درباره کتاب در بهشت پنج نفر منتظر شما هستند

کتاب در بهشت پنج نفر منتظر شما هستند دربارهٔ مردی به نام ادی است و از پایان شروع می‌شود، از مرگ ادی در زیر آفتاب. شاید شروع داستان از انتها عجیب به نظر برسد. اما هر پایانی، آغاز هم هست. فقط آن لحظه این را نمی‌دانیم.

اِدی كهنه سربازی است كه عمری را به ملال گذرانده و احساس می‌كند كه در تله‌ٔ زندگی به دام افتاده است. او تعميركار ماشين‌های يک پارک بازی است و زندگی خاكستری و درازش در كار، تنهايی و حسرت خلاصه می‌شود. آن‌گاه در سالروز هشتاد و سومين سال تولدش، حين تلاش برای نجات زندگی يک دختربچه می‌ميرد و در بهشت چشم‌ باز می‌كند. پنج نفر كه آن‌ها را در زندگی می‌شناخته و پيش از او درگذشته‌اند، رازهای زندگی‌اش را بر او آشكار می‌كنند و هر يک مسير باقی‌ماندهٔ حيات او را برای هميشه تغيير می‌دهند. این رازها هرکدام درسی بزرگ برای انسان‌ است که هنوز فرصتی برای زیستن دارد. 

خواندن کتاب در بهشت پنج نفر منتظر شما هستند را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

اگر کتاب سه‌شنبه‌ها با موری را دوست داشتید این کتاب را هم حتما بخوانید.

درباره میچ آلبوم

میچ دیوید آلبوم ۲۳ می سال ۱۹۵۸ در نیوجرسی آمریکا به دنیا آمد. او نویسنده آمریکایی و روزنامه‌نگار، فیلمنامه‌نویس، نمایشنامه‌نویس، مجری رادیو و تلویزیون و نوازنده است. از کتاب‌های میچ آلبوم بیش از ۳۵ میلیون نسخه در سراسر جهان فروخته شده‌ است و او برای داستان‌های الهام بخشش معروف شده است.

از آثار معروف او می‌توان به «در بهشت پنج نفر منتظر شما هستند»، «نفر بعدی که در بهشت ملاقات می‌کنید»، «سه شنبه ‌ها با موری» و «اولین تماس تلفنی از بهشت» اشاره کرد.

بخشی از کتاب در بهشت پنج نفر منتظر شما هستند

«ادی چشم‌هایش را بست و سرش را عقب برد: «یا مسیح! خدایا. آه، خدایا! اصلاً نمی‌دانستم قربان. خیلی بد است. وحشتناک است!»

کاپیتان سر تکان داد و به سمت دیگر نگریست. تپه‌ها به حالت بایر برگشته بود، استخوان‌های حیوانات و گاری شکسته و بقایای خاکسترشدهٔ دهکده. ادی فهمید آنجا محل دفن کاپیتان بود. بدون مراسم خاک‌سپاری. بی‌تابوت. فقط اسکلت متلاشی‌شده و زمین گلی.

ادی زمزمه کرد: «تمام این مدت اینجا منتظر بوده‌اید؟»

کاپیتان گفت: «مدت، چیزی نیست که تو فکر می‌کنی.» کنار ادی نشست: «مردن پایان همه‌چیز نیست. ما فکر می‌کنیم هست. ولی آنچه در زمین اتفاق می‌افتد، فقط شروع است.»

ادی سرگشته نگاه کرد.

کاپیتان گفت: «فکر می‌کنم مثل ماجرای آدم و حوا در کتاب مقدس باشد. مثل شب اول آدم در زمین، وقتی دراز کشید تا بخوابد. فکر می‌کند همه‌چیز تمام شده، مگرنه؟ نمی‌داند خواب چیست. چشم‌هایش دارد بسته می‌شود و فکر می‌کند دارد از این دنیا می‌رود. درست است؟ اما این‌طور نیست. صبح روز بعد بیدار می‌شود و دنیای جدید و تازه‌ای برای کشف دارد، ولی چیز دیگری هم دارد. دیروزش را دارد.»

کاپیتان لبخند زد: «سرباز، به نظر من، برای همین است که به اینجا می‌رسیم. بهشت همین است. آدم می‌تواند دیروزهایش را معنی کند.»

بستهٔ پلاستیکی سیگارش را درآورد و با انگشتش به آن ضربه زد. «قضیه را می‌گیری؟ من هیچ‌وقت استعداد تدریس نداشتم.»

ادی از نزدیک کاپیتان را نگاه کرد. همیشه فکر می‌کرد خیلی پیرتر است. ولی حالا، که قدری از خاکستر زغال از صورتش پاک شده بود، ادی به خطوط اندک پوست و موهای پرپشت و تیرهٔ سرش توجه کرد. احتمالاً در دههٔ سی عمرش بود.»

نظرات کاربران

❤ محمد حسین ❤
۱۴۰۴/۰۵/۱۰

من قبلا از میچ آلبوم کتاب سه شنبه ها با موری رو خونده بودم و خیلی انرژی و حس خوبی ازش گرفته بودم. با خوندن این کتاب، یه دیدگاه و نظریه جدید و خیلی جالب برای زندگی بعد از مرگ

- بیشتر
Amir G
۱۴۰۲/۱۲/۲۸

انتظارم ازش بیشتر بود طبق تعریف هایی که ازش شنیدم کتاب «سه سنبه ها با موری» و «کمی ایمان داشته باش» از همین نویسنده رو بیشتر دوست داشتم. پ.ن: من کتاب رو با گویندگی آرمان سلطانزاده شنیدم که خیلی خوب بود.

غزلک
۱۴۰۴/۱۲/۲۸

دومین کتابی که از این نویسنده خوندم و واقعا مایوسم نکرد بلکه باعث شد به شدت عاشق میج البوم بشم قلمش و دیدگاهی که نسبت به مرگ میده فقط میتونم بگم بی نظیره :)

Goli
۱۴۰۳/۰۹/۲۴

دیدگاه جدیدی به زندگی و مرگ ... احساس میکنم بعد از خوندن این کتاب بخش های زیادی از وجودم ترمیم شدن.

Ehsan Na
۱۴۰۵/۰۱/۲۷

این کتاب هم مثل کتابای دیگه ی میچ آلبوم مثل یک روز دیگر، سه شنبه ها با موری، آخرین تماس تلفنی از بهشت حول محور مرگ و جهان پس از مرگ میچرخید. جالبه که در هر کتاب یه دید جدیدتری

- بیشتر
آهو
۱۴۰۵/۰۱/۲۲

تصویری از بهشت و اینکه اتفاقات زندگی ما بی دلیل نیست... چقدر زیبا و دلنشین.

کاربر 10368554
۱۴۰۵/۰۱/۱۱

کتاب پیش رو دربردارنده نکاتی ست که در روزگار آتی بسیار کمرنگ شده نکاتی از دسته ی ارزشهای زیبایی انسانی از قبیل انسانیت ،وفاداری،صبر،مسئولیت پذیری و قدرت بخشش و همین طور وجدان آگاه شخصیت اصلی (ادی). این کتاب به اهمیت سخن و کلمات

- بیشتر
سین میم
۱۴۰۵/۰۱/۰۴

نوشته‌ای که در ادامه می‌خونید نظر شخصی بنده دربارهٔ این کتاب است. داستان درباره زندگی پس از مرگ پیرمردی به نام ادوارد «ادی» و مروری که در دنیای پس از مرگش بر زندگی در دنیای این شخص به واسطه پنج شخصیت

- بیشتر
zohre_af
۱۴۰۵/۰۱/۰۴

عالی بود 👍 دوست داشتم این کتاب و خیلی 👌

Rokhsar
۱۴۰۴/۱۲/۱۶

توی روزایی این کتابو شروع کردم که بیشتر از همیشه به مفهوم مرگ نزدیک تریم ؛ روزای جنگ…💔 قلم خوب میچ آلبوم و مفاهیم عمیقی که توی اکثر نوشته هاش مشترک ان ؛ دلیل خوبی برای شروع این کتاب بود ریتم داستان

- بیشتر

بریده‌هایی از کتاب

گاهی وقتی چیز گران‌بهایی را قربانی می‌کنی، واقعاً آن را از دست نمی‌دهی. فقط آن را به کس دیگری می‌بخشی.»
Haniye
هیچ‌چیز تصادفی نیست. ما همه به هم وصلیم. نمی‌توانی یک زندگی را از زندگی دیگر جدا کنی، همان‌طور که نمی‌توانی نسیمی را از باد جدا کنی.»
Haniye
«عدالت، زندگی و مرگ را تعیین نمی‌کند. اگر این‌طور بود، هیچ آدم خوبی جوانمرگ نمی‌شد.»
Haniye
هر پایانی، آغاز هم هست. فقط آن لحظه این را نمی‌دانیم.
روباه شازده کوچولو
بزرگ‌ترین هدیه‌ای که خدا می‌تواند به تو بدهد این است: درک آنچه در زندگی‌ات گذشته. تا زندگی‌ات برایت توجیه شود. این همان آرامشی است که دنبالش بودی.»
Haniye
«ادی، عشق ازدست‌رفته هنوز عشق است. فقط شکلش عوض می‌شود. نمی‌توانی لبخند او را ببینی یا برایش غذا بیاوری یا مویش را نوازش کنی یا او را دور زمین رقص بگردانی. ولی وقتی آن حس‌ها ضعیف می‌شود، حس دیگری قوی می‌شود. خاطره. خاطره شریک تو می‌شود. آن را می‌پرورانی. آن را می‌گیری و با آن می‌رقصی. زندگی باید تمام شود، عشق نه.»
احسان شمالی
کاپیتان گفت: «فکر می‌کنم مثل ماجرای آدم و حوا در کتاب مقدس باشد. مثل شب اول آدم در زمین، وقتی دراز کشید تا بخوابد. فکر می‌کند همه‌چیز تمام شده، مگرنه؟ نمی‌داند خواب چیست. چشم‌هایش دارد بسته می‌شود و فکر می‌کند دارد از این دنیا می‌رود. درست است؟ «اما این‌طور نیست. صبح روز بعد بیدار می‌شود و دنیای جدید و تازه‌ای برای کشف دارد، ولی چیز دیگری هم دارد. دیروزش را دارد.»
فاطمه محمودی
در بیمارستان از حرف زدن دست کشید. سکوت فرار او بود، ولی سکوت پناه نیست. هنوز افکارش او را تسخیر می‌کرد.
فاطمه محمودی
بزرگ‌ترین هدیه‌ای که خدا می‌تواند به تو بدهد این است: درک آنچه در زندگی‌ات گذشته. تا زندگی‌ات برایت توجیه شود. این همان آرامشی است که دنبالش بودی.»
فروغ ر
«عدالت، زندگی و مرگ را تعیین نمی‌کند. اگر این‌طور بود، هیچ آدم خوبی جوانمرگ نمی‌شد.»
فروغ ر

حجم

۱۴۳٫۰ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۲

تعداد صفحه‌ها

۱۹۲ صفحه

حجم

۱۴۳٫۰ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۲

تعداد صفحه‌ها

۱۹۲ صفحه

قیمت:
۵۰,۰۰۰
تومان