معرفی و دانلود کتاب معسومیت + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب معسومیت
off
٪۶۰
subscriptionAvailable

کتاب معسومیت

نوع کتاب
۳.۹(از ۴۷ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
مصطفی مستور
انتشارات: 
نشر مرکز

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب معسومیت

کتاب معسومیت نوشتهٔ مصطفی مستور است. نشر مرکز این رمان معاصر ایرانی را روانهٔ بازار کرده است.

درباره کتاب معسومیت

کتاب معسومیت که در ۲۳ فصل نوشته شده، اثری است از مصطفی مستور است. زندانی‌شدن در زندگی روزمره، سرگردانی در دنیای مدرنِ بدونِ معنویت و درماندگیْ از مهم‌ترین ویژگی‌های روحی - روانی شخصیت‌های آثار مصطفی مستور در این رمان است. این رمان، قصهٔ شخصیت‌هایی است که تنهایی و بیگانگی با اجتماع از ویژگی‌های اصلی آن‌ها است و به ارتباط شخصیت‌ها با واژه و معنای معصومیت (معسومیت) توجه خاصی شده است. نگارنده کوشیده است به روش توصیفی - تحلیلی به انواع شیوه‌های شخصیت‌پردازی در این رمان دست یابد.

مصطفی مستور از شخصیت‌پردازی مستقیم همچون توصیف و تشبیه و غیرمستقیم مانند رفتار، گفتار، نام، وضعیت ظاهری و محیط بهره برده است. در تشبیه پدیده‌ها و شخصیت‌ها از تشبیهاتی که مشبّهٌ‌به حسی دارند، استفاده می‌شود. شیوهٔ شخصیت‌پردازی او در گفتار بیشتر حول محور گفت‌وگوی ۲طرفه است. موضوع گفت‌وگوی شخصیت‌ها، پرسش از مهم‌ترین مفاهیم زندگی همچون مرگ، زندگی، زن، عشق و... است و از رفتار، بیشتر برای پیشبرد اهداف ذهنی شخصیت‌ها استفاده شده است. از جمله فضاهای مهم این رمان، مصاحبۀ شخصیتی به نام «نادیا» به‌وسیلهٔ کاراکتر دیگری به نام «اردلان» است که در عصر یکی از روزهای سرد زمستانی انجام گرفت. در این رمان با انواع شخصیت‌های اصلی، فرعی، ایستا، پویا، نوعی و سیاهی‌لشکر روبه‌رو می‌شوید که نسبت به اوضاع و احوال داستان، عمل و حرکت می‌کنند.

خواندن کتاب معسومیت را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

خواندن این کتاب را به دوستداران ادبیات داستانی معاصر ایران و قالب رمان پیشنهاد می‌کنیم.

درباره مصطفی مستور

مصطفی مستور در سال ۱۳۴۳ و در اهواز به دنیا آمد. او از داستان‌نویسان صاحب سبک معاصر ایران است که در رمان‌هایش به عنصر شخصیت توجه ویژه‌ای داشته و توانسته شخصیت‌های تأثیرگذار و ارزنده‌ای خلق کند؛ مستور پژوهشگر و مترجم نیز هست. در سال ۱۳۶۷ در رشتهٔ مهندسی عمران از دانشگاه شهید چمران اهواز فارغ‌التحصیل شد و دورهٔ کارشناسی‌ارشد را در رشتهٔ زبان و ادبیات فارسی در همان دانشگاه گذراند. مستور نخستین داستان خود را در سال ۱۳۶۹ نوشت و در همان سال در مجلهٔ کیان به چاپ رساند. او نخستین کتاب خود را نیز در سال ۱۳۷۷ با عنوان «عشق روی پیاده‌رو» که شامل ۱۲ داستان کوتاه است، به چاپ رساند. از آثار دیگر او می‌توان به کتاب‌های «معسومیت»، «زیر نور کم»، «عشق و چیزهای دیگر»،‌ «من دانای کل هستم» و نمایشنامهٔ «فرضیهٔ زمین مسطح» اشاره کرد.

بخشی از کتاب معسومیت

«اگه بخوام مثل این سینمایی‌های بی‌‌پدر و مادرِ حقه‌باز حرف بزنم‌ باید بگم بهتره افراد زیر سن قانونی این کتاب رو نخونند. منظورم اینه ممکنه چیزهایی توی کتاب باشه که واسه‌ی اون‌هایی که سن‌شون کم‌تر از هجده ساله اصلا مناسب نباشه. این «مناسب» هم از اون کلمه‌های حروم‌زاده‌ایه که من هیچ وقت نفهمیدم پدرش کی هست و مادرش کی بوده و اصلا چه‌طور سر و کله‌ش توی کتاب‌های قانون پیدا شد. تا اون‌جا که یادم می‌آد من هیچ وقت هیچ علاقه‌ای به نوشتن چیزهایی که برای زیر هجده‌ساله‌ها «مناسب» نیست، نداشته‌ام. برعکس، همیشه فکر کرده‌ام آدم اگه یه ذره عقل تو کله‌ش باشه باید سعی کنه چیزهایی بنویسه که از قضا فقط مناسب همین افراد زیر هجده سال باشند و حتی خوندشون واسه بزرگ‌ترها ممنوع باشه. پدرم همیشه می‌گفت نودونه درصد آدم‌های نازنین کسانی هستند که به سن قانونی نرسیده‌اند و نودونه درصد آدم‌های رذل و حروم‌زاده کسانی هستند که مدتیه از خط هجده سالگی گذشته‌اند، حتی اگه این مدت یه روز باشه.شک ندارم این‌رو تو کتابی، مجله‌ای، چیزی نخونده بود. گمونم از فیلمی شنیده بود یا توی حبس کسی بهش گفته بود؛ چون پدرم بیش‌تر عمرش یا توی سینما بود یا توی حبس. حاضرم تو هر دادگاه عادلانه‌ای شهادت بدم که پدرم در تمام مدت پنجاه سالی که سواد خوندن داشت، حتی یه کتاب هم نخوند. حتی یه برگ کاغذ. احضاریه‌های دادگاهش رو هم می‌داد من می‌خوندم. پدرم، خیلی خلاصه، یه شیاد تمام عیار بود که عاشق پول بود و سینما و ماشین. با این حال، من تا دم مرگ تقریبا زود هنگامش در پنجاه و هفت سالگی، خیلی چیزها ازش یاد گرفتم هرچند نمی‌خوام این‌جا چیزی درباره‌شون بگم چون این کتاب قرار نیست درباره‌ی پدرم باشه و من هروقت لازم بود، تنها در حد زرورت به اون شیاد مرحوم اشاره می‌کنم.»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب معسومیت و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:معسومیت
موضوع:رمان، داستان ایرانی
نویسنده:مصطفی مستور
انتشارات:نشر مرکز
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۸/۰۶/۲۰
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۱.۶ مگابایت
شابک:۹۷۸۹۶۴۲۱۳۴۴۰۳
تعداد صفحه‌ها:۱۹۲ صفحه
قیمت کتاب:۳۸۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

farez
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۱۲/۰۷

معسومیت(معصومیت)، عنوان کتابی که اثر جدیدتری نسبت به بقیه ی کارهای مستوره. کتابی که خوانش راحتی داشت و جذابیتش مثل همیشه به نثر منحصر بفردش برمیگشت. یک اثر پست مدرن در سبک ایرانی! با همون ویژگی های معمول اینگونه آثار منتها...بیشتر

۴
imalializade
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۱۲/۰۸

کتاب را چند روز مانده به عروسی‌ام خواندم. وسط شلوغی خریدها و رفتن‌ها و آمدن‌ها و هیجان‌ها و اضطراب‌ها. مستور نویسنده عجیبی است. ساده‌نما است اما اصلا ساده نیست. گوشه‌های کوچک و زلالی از زندگی را پیدا می‌کند که احتمالا...بیشتر

۰
toruk makto
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۱۲/۰۵

فعلن دو فسل‌شو خوندم و واقعا واقعا دوستش دارم، یه جوری با حاله، عین قلقلک یا غلغلک دادنه،تا حالا کتابی از مستور با این سبک نخونده بودم. خیلی عشقه فعلن

۰
Faride H
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۶/۰۴

کتاب بی نظیر شخصیت پردازی شده و شما در حین خواندن این کتاب نمی‌تونید به شخصیت های برچسب خوب و بد بزنید . و نویسنده با مهارت تمام حرفا و نصیحت های بی نظیرش را به ما رسانده است. و آه...بیشتر

۰
Marta
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۱/۰۶

تایمی که مشغول خواندنش بودن خیلی بهم خوش گذشت قبل از این کتاب روی ماه خداوند رو ببوس رو خونده که اصلا جالب نبود ولی این یکی بدجوری حال داد ممنونم آقای مستور

۰
محسن سنچولی
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۱۱/۰۷

حتی اگر کتاب خون هم نباشید متن کتاب به راحتی شما رو درگیر می‌کنه و تا آخر می‌خونید. در ضمن سبک نوشتن من رو یاد ناطور دشت میانداخت. کتاب خوبی بود و خوندنش رو 100% توصیه میکنم

۰
کاربر 10511491
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۱۱

این واقعا یکی از بهترین کتابایی که خوندم. توی سبک رمان فارسی یکی از بهتریناس. قلم نویسنده و همینطور داستان و شخصیت پردازی فوق العاده‌س.

۰
баҳор
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۰/۰۱

کتاب درباره لحظه های ست که می گذرد ما تا ابد می مونن تو اعماق قلب

۰
Sahar B
۱۴۰۳/۱۲/۱۰

کتاب معسومیت از مصطفی مستور یه داستان ساده‌اس، در عین حال مجذوب کننده. بر خلاف داستانهایی که نویسنده قصدی از نوشتن داره این فقط یه داستانه که باهاش همراه میشی . سادگیش برای من دلنشینه، مثل شخصیت خود نویسنده. جالب...بیشتر

۰
mahjoob
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۱۱/۱۴

شخصیت‌های معسومیت جوانانی هستند در جستجوی معنای زندگی. ماجرایی عشقی هم چاشنی اثر است. این رمان دیالوگ‌محور است و انگار سوالات و دغدغه‌های نویسنده در دهان شخصیت‌ها گذاشته شده است. حرف‌ها و پندهای عارفانه از زبان شخصیت‌ها نقل می‌شود.

۰
sobhan khoshsirat
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۱۱/۱۱

وقتی شروع‌میکنی همراه میشی تا آخرش. ساده، جذاب و گیرا

۰
Flying
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۱۷

درود بر اردی که مازی رو به مجبور به نوشتن این کتاب کرد دلم برای مرضیه و رگ آبی دستش، نادیا و صدای محزونش، حمیرا و معصومیت اش، لیلی و نامه های منحصرش، مامان مهناز و اقبال بدش، توران خانم...بیشتر

۰
مصطفی
مطمئن نیستم.
۱۴۰۲/۰۷/۰۵

بامزه بود

۰
محمد مهدی
مطمئن نیستم.
۱۴۰۵/۰۲/۳۱

با ادبیات نویسنده این کتاب هم یک نوشته بی پدر و مادر بود. که تونسته بود به خوبی بی پدر و مادری رو روایت کنه.

۰
Raz
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۲۶

اولین‌بار "روی ماه خداوند را ببوس"و ازش خوندم و شیفته‌ش شدم، اما وقتی عشق توی پیاده‌رو رو خوندم، گمونم چندان خوشم نیومد. شاید الان بعد از ۱۶ سال اگر بخونمش، نظرم عوض شده باشه. چی شد دوباره رفتم سراغش؟ یادم نیست. فکر...بیشتر

۰

بریده‌هایی از کتاب

imalializade
۲۰۵
اگه بخوای مغزت رو از دست فکرهای بی‌خود خلاس کنی، باید تا می‌تونی بدنت رو خسته و کوفته کنی.
NeginJr
۴۵
آدم وقتی نتونه چیزی رو که تو مغزش می‌گذره حتی برای خودش توضیح بده، چه‌طور می‌تونه اون رو به کسی حالی کنه که یه نخود عقل هم تو کله‌ش نیست؟
NeginJr
۲۴
«تا اون‌جا که یادم می‌آد حرف اون صوفی نیشابوری این بود که آدم‌های بزرگ اون‌هایی نیستند که وقتی رسیدند بالا، تخت بگیرند بخوابند. از نظر اون، آدم‌های بزرگ به محض این‌که بالا رو دیدند فورا برمی‌گردند پایین تا به بقیه کمک کنند اون‌ها هم برند بالا.»
m.alavi
۱۸
آدم نباید خودش رو در معرض هر چیزی قرار بده چون یواش‌یواش تبدیل می‌شه به همون چیز.
NeginJr
۱۱
«یکی از حرف‌هایی که به نقل از اون صوفی تو اون کتاب اومده اینه که آدم نباید خودش رو در معرض هر چیزی قرار بده چون یواش‌یواش تبدیل می‌شه به همون چیز. می‌گه آدم باید سعی کنه خودش رو در معرض بهترین چیز قرار بده. از نظر این آقا اگه کسی خودش رو در معرض یه سنگ یا درخت یا ابر یا بارون قرار بده، یواش‌یواش روحش یا مثل سنگ سخت می‌شه یا مثل درخت سبز و خرم می‌شه یا به نرمی ابر درمی‌آد یا مثل بارون خیس می‌شه.»
imalializade
۱۰
به نظر من فقط آدم‌های نابغه می‌تونند از زندگی توی دنیا کیف کنند و من ــ قسم می‌خورم ــ ذاتا خرم.
imalializade
۱۰
از اون شعرهایی بود که آدم معنی‌ش رو درست نمی‌فهمه اما دوستش داره.
imalializade
۹
زندگی فیلم هندی نیست. منظورم اینه زندگی هیچ فیلمی نیست؛ نه هندی، نه آمریکایی و نه هیچ فیلم دیگه. چون اگه زندگی فیلم بود، اون‌وقت ما از دیدن فیلم‌های خوب این‌قدر مثل چی کیف نمی‌کردیم.
NeginJr
۹
پدرم همیشه می‌گفت وقتی کسی پول می‌گیره که خبری بهت بده، شک نکن خبرهای تو رو هم به بقیه می‌فروشه چون آدم‌ها ذاتا جادهٔ دو طرفه‌ند.
imalializade
۷
خوب، گمونم خوشگلی و معسومیت یه دختر کافیه که آدم دلش بخواد بره سر میزش بشینه و باهاش حرف بزنه. اگه بخوام منسفانه بگم، از «کافی» خیلی‌خیلی بیش‌تره. برای من حرف‌زدن با این جور آدم‌ها مثل رفتن تو غار می‌مونه. منظورم اینه مثل فرار کردن از دست یه مشت حیوون وحشی و پناه بردن به یه غار امن می‌مونه.