
کتاب سازمان پرورش افکار و هنرستان هنرپیشگی
معرفی کتاب سازمان پرورش افکار و هنرستان هنرپیشگی
کتاب الکترونیکی «سازمان پرورش افکار و هنرستان هنرپیشگی (۱۳۲۰-۱۳۱۷)» نوشتهٔ جلال ستاری و منتشرشده توسط نشر مرکز، به بررسی شکلگیری، اهداف و عملکرد سازمان پرورش افکار در دوران رضاشاه میپردازد. این اثر با تکیهبر اسناد و روایتهای تاریخی، نقش این سازمان را در جهتدهی فرهنگی و اجتماعی جامعهٔ ایران و تأسیس هنرستان هنرپیشگی تحلیل میکند. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب سازمان پرورش افکار و هنرستان هنرپیشگی
«سازمان پرورش افکار و هنرستان هنرپیشگی» اثری پژوهشی و ناداستان است که به بررسی یکی از مهمترین پروژههای فرهنگی و تبلیغاتی دولت رضاشاه در سالهای پایانی حکومت او میپردازد. جلال ستاری در این کتاب، با رویکردی تحلیلی و تاریخی، روند تأسیس و فعالیتهای سازمان پرورش افکار را از سال ۱۳۱۷ تا ۱۳۲۰ دنبال کرده است. این سازمان با هدف ایجاد وحدت فکری و فرهنگی، ترویج ملیگرایی و شاهپرستی و مقابله با بحرانهای اجتماعی و سیاسی ناشی از جنگ جهانی دوم شکل گرفت. ساختار کتاب بر پایهٔ اسناد، سخنرانیها، گزارشها و روایتهای دستاول استوار است و بهویژه به نقش رسانهها، آموزش، موسیقی، نمایش و تألیف کتابهای درسی در این پروژهٔ فرهنگی میپردازد. اثر حاضر نهتنها به فعالیتهای سازمان پرورش افکار، بلکه به تأسیس هنرستان هنرپیشگی و نقش آن در تربیت هنرمندان و هنرپیشگان نیز توجه دارد. کتاب با نگاهی جامع، فضای فرهنگی و سیاسی ایران آن دوره را بازسازی میکند و نشان میدهد چگونه دولت با ابزارهای فرهنگی در پی شکلدادن به هویت ملی و اجتماعی جامعه بود.
خلاصه کتاب سازمان پرورش افکار و هنرستان هنرپیشگی
کتاب «سازمان پرورش افکار و هنرستان هنرپیشگی» به بررسی شکلگیری و عملکرد سازمان پرورش افکار در دورهٔ رضاشاه میپردازد؛ سازمانی که با هدف یکسانسازی فرهنگی، تقویت حس ملیگرایی و شاهپرستی و مقابله با بحرانهای اجتماعی و سیاسی تأسیس شد. جلال ستاری با استناد به اسناد و سخنرانیهای آن دوره، نشان میدهد که این سازمان چگونه با استفاده از ابزارهایی چون رادیو، مطبوعات، نمایش، موسیقی و تألیف کتابهای درسی، تلاش داشت افکار عمومی را بهسوی اهداف حکومت هدایت کند. در این کتاب، به نقش احمد متیندفتری و دیگر چهرههای فرهنگی و سیاسی در شکلگیری و هدایت سازمان اشاره شده و ساختار سلسلهمراتبی و تمرکزگرای آن تشریح شده است. ستاری به تفصیل به فعالیتهای کمیسیونهای مختلف سازمان، از جمله کمیسیون سخنرانی، مطبوعات، نمایش، موسیقی و کتابهای درسی میپردازد و نشان میدهد که چگونه این کمیسیونها با برگزاری جلسات سخنرانی، اجرای نمایشنامههای اقتباسی، تولید سرودهای میهنی و اصلاح کتابهای درسی، در جهت تحقق اهداف سازمان فعالیت میکردند. بخش مهمی از کتاب به تأسیس هنرستان هنرپیشگی اختصاص دارد؛ نهادی که با هدف تربیت هنرپیشگان و ارتقای سطح نمایش و تئاتر در ایران راهاندازی شد و بخشی از پروژهٔ فرهنگی دولت برای شکلدادن به جامعهای یکدست و همصدا بود. ستاری همچنین به نقد پیامدهای تمرکزگرایی و یکسانسازی فرهنگی میپردازد و نشان میدهد که این سیاستها تا چه اندازه با واقعیتهای اجتماعی و فرهنگی ایران همخوانی نداشتند و در نهایت، با سقوط نظام رضاشاهی، سازمان پرورش افکار نیز فروپاشید.
چرا باید کتاب سازمان پرورش افکار و هنرستان هنرپیشگی را بخوانیم؟
این کتاب تصویری دقیق و مستند از یکی از مهمترین پروژههای فرهنگی و تبلیغاتی تاریخ معاصر ایران ارائه میدهد. مطالعهٔ آن برای کسانی که به ریشههای شکلگیری هویت ملی، نقش دولت در مهندسی فرهنگی و تأثیر سیاست بر هنر و آموزش علاقه دارند، ارزشمند است. جلال ستاری با گردآوری اسناد و روایتهای تاریخی، نشان میدهد چگونه ابزارهای فرهنگی و هنری در خدمت سیاست قرار گرفتند و چه پیامدهایی برای جامعهٔ ایران بهدنبال داشتند. این اثر بهویژه برای فهم رابطهٔ میان قدرت، فرهنگ و آموزش در دورهٔ رضاشاه اهمیت دارد.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
مطالعهٔ این کتاب برای پژوهشگران تاریخ معاصر ایران، دانشجویان رشتههای علوم اجتماعی، علوم سیاسی، مطالعات فرهنگی و هنر، و علاقهمندان به تاریخ تئاتر و آموزش در ایران مفید است. همچنین کسانی که دغدغهٔ بررسی نقش دولت در شکلدادن به افکار عمومی و سیاستگذاری فرهنگی دارند، میتوانند از این کتاب بهره ببرند.
بخشی از کتاب سازمان پرورش افکار و هنرستان هنرپیشگی
«سازمان پرورش افکار آینۀ تمامنمای آرمان نظام رضاشاهی بود یعنی ایجاد وحدت فکری و اتحاد معنوی و «اتفاق کلمه» (سعید نفیسی) و تقویت روحیۀ ملیگرایی با گرایشهایی یکدست و همگون و پیریزی هویت واحد از طریق ترویج «افکار میهندوستی و شاهپرستی» و امحاء تشتت و جداسری و ارتقای فرهنگ عمومی و وجدان ملی با تفهیم معنای اصلاحات حکومتی و علاقمندکردن مردم به آن تا قدرش را بدانند و از حکومت حمایت کنند و در یک کلام تربیت ارادۀ قدرتمند ملی، که یکزبانی و وحدت تنپوش (همشکلی ظاهری) صورتهای نمایانش قلمداد میشود. حکومت مطابق الگوی آلمان و ایتالیا و ترکیه، فرهنگ واحدی در صورت و معنی میخواست که نهایتاً میبایست به یکپارچگی دولت و ملت بینجامد و چون باور داشت که خود از نیازهای جامعه بهدرستی آگاه است و چگونگی پاسخدادن به آنها را نیز میداند، پس بحث و گفتوگو و جستوجو بهمنظور شناخت نیازهای واقعی را بیهوده میپنداشت و لاجرم اصلاحات مورد نظر از بالا به پایین (و نه با همکاری و مشارکت مردم) بهدست توانای شاه، که مبتکر اصلاحات و گویا سایۀ خداست، الزام میشد. رضاشاه میگفت «هر مملکتی رژیمی دارد، رژیم ما یکنفره است» یعنی رژیم «انا و لاغیری»، ازاینرو «اسم حزب را پیش پهلوی نمیشد برد».
حجم
۱۹۸٫۶ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۵
تعداد صفحهها
۱۳۳ صفحه
حجم
۱۹۸٫۶ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۵
تعداد صفحهها
۱۳۳ صفحه