مجموعه داستان ««حکایت عشقی بیقاف بیشین بینقطه» حکایتهایی از عشقهای ناتمام اند. مصطفی مستور در این داستانها سعی میکند با کندوکاو پیرامون یک رابطه خوشایند، مرموز، شیطنتآمیز یا تلخ، دلایل از هم گسیختگی زندگی قهرمانانش را روشن کند.
«مردی که تا پیشانی در اندوه فرو رفت»، «چند روایت معتبر درباره اندوه»، «چند روایت معتبر درباره کشتن»، «چند روایت معتبر درباه خداوند» و «حکایت عشقی بی قاف، بی شین، بی نقطه» نام داستانهای این مجموعهاند.
بخشی از متن کتاب:
«اوایل کوچک بود. یعنی من این طور فکر می کردم . اما بعد بزرگ و بزرگ تر شد. آن قدر که دیگر نمی شد آن را در غزلی یا قصه ای یا حتی دلی حبس کرد. حجم اش بزرگ تر از دل شد و من همیشه از چیزهایی که حجم شان بزرگ تر از دل می شود، می ترسم . از چیزهایی که برای نگاه کردن شان – بس که بزرگ اند – باید فاصله بگیرم، می ترسم. از وقتی فهمیدم ابعاد بزرگی اش را نمی توانم با کلمات اندازه بگیرم یا در «دوستت دارم» خلاصهاش کنم ، به شدت ترسیدهام. از حقارت خودم لجم گرفته است. از ناتوانی و کوچکی روحم. فکر میکردم همیشه کوچک تر از من باقی خواهد ماند.»
مستور در طول فعالیت ادبی و هنری خود جوایز متعددی به دست آورده که لوح تقدیر نخستین مسابقه داستاننویسی صادق هدایت یکی از آنها است. از آثار این نویسنده میتوان به «روی ماه خداوند را ببوس»، «عشق و چیزهای دیگر»، «تهران در بعدظهر» و «من گنجشک نیستم» اشاره کرد.
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب حکایت عشقی بی قاف بی شین بی نقطه و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
جناب مصطفی مستور
اگر عالیجناب عشق خطابتان کنم اغراق نکردهام!
از بس که عشق -از نوع خاصش که مخصوص خودتان است و من هم بهشدت میپسندمش- از در و دیوار داستانهایتان فرو میریزد...
ساعتهایی که ساعت بیربطی را نشان میدهند، شخصیتهای تکراری اما...بیشتر
۲
فاطمه ناظریان
۱۳۹۸/۰۶/۱۷
کوتاهه..
از ونک تا تجریش تو ترافیک خوندمش. متفاوته...
گاهی هم عجیب میشه.
گاهی هم دوست نداشتنی. آدم کتاب میخونه که سطحش بره بالا...
نه که افسردهشه...
کلا تم غمگین نمیپسندم.
۵
سینا
۱۳۹۷/۱۰/۱۲
مستور اثارش خاصه خااااص
۰
khorasani
توصیه میکنم.
۱۴۰۱/۱۰/۰۹
شاید سروته داستانها رو نفهمید، اما دلتان میخواد هرچندوقت یکبار مرورشان کنید.
نمدنم چی داره که انقد مطبوع و لذتبخشه :))
۰
شیلا در جستجوی خوشبختی
توصیه میکنم.
۱۴۰۰/۰۳/۲۱
بعضی از جمله هاش ماله کتاب استخوان های خوک و دست های جذامی بود . من این کتاب رو توی یک ساعت نیم خوندم و از داستان آخرش خوشم اومد
14.
۰
مینا ملاجان
توصیه میکنم.
۱۳۹۹/۰۲/۰۷
مصطفی مستور یکی از نویسندگان کاربلد این روزگار است. زبان مخاطب را به خوبی می شناسد و تعریف درستی از شرایط روزگار خود دارد، هر کدام از ما میتوانیم خود و شخصیتمان را در یکی از کاراکتر های این داستان...بیشتر
۱
farzane
توصیه میکنم.
۱۳۹۹/۰۲/۲۸
خیلی لذت بردم با اینکه بعضی بخشای کتاب مشابه کتایای دیگه ایشون ولی بازم خوندنشون لطف خاصی داشت، مخصوصا 12 صفحه ی اول👏... آقای مستور، غیر از نثر فوق العاده کتاباتون، خیلی خوشحالم که برای خانوما ارزش خاصی قائل هستینو...بیشتر
۰
lonelyhera
۱۳۹۸/۰۶/۱۲
فقط از یه داستانش لذت بردم
۲
Mr_Nazarian
۱۳۹۸/۰۳/۰۵
این کتاب فوق العادس،تمام این کتاب پر از احساسات مختلفه،مثل؛غم،گریه،شادی،عصبانیت و جنایت،تنهایی،رفتن،برگشتن،عشق،نفرت،نا امیدی و امید و ...،من از شش داستانه عجیب فوق العادش با دو تا از اونها خیلی ارتباط برقرار کردم،اولی چند روایت معتبر درباره ی کشتن،که واقعا اخرش...بیشتر
۰
Emma
۱۳۹۸/۰۵/۱۰
قلم مصطفی مستور واقعا جذاب و دلنشین
۰
رآیحه💚
توصیه میکنم.
۱۴۰۴/۰۴/۰۲
آقایِ مستور! آدم گاهی در مقابل کلماتتان کم میآورد، قلبش ذوب میشود، محو تک تک کلماتتان میشود! آدم عطرِ عشق را از کلماتتان حس میکند، کلماتی که بوی نور میدهند! کلماتتان شبیه کلمات هیچکسی نیست و این چقدر خوب است؛...بیشتر
۰
*𝐻𝑒𝒾𝓇𝒶𝓃
توصیه میکنم.
۱۴۰۰/۰۷/۰۲
🌵_آه از کتاب های عالیجناب مصطفی مستور...!
به خط بریل درد و رنج و شادی و مجذوب شدن رو در کلماتشون جا می دهند.
این کتاب شامل سه روایت متفاوت و جذاب است به قلم مسحور کننده ای که فضاسازی فوق العاده...بیشتر
۰
• امیررضا محسنی •
توصیه میکنم.
۱۴۰۰/۰۲/۱۳
خیلی برام جذاب بود *-*
داستان های کوتاهی که تو هر کدوم نویسنده تونسته به خوبی اون چیزی که تو فکرش بود رو برای خواننده هم ایجاد کنه
مخلوطی از عشق،غم، شادی ..
۰
سما
۱۳۹۸/۰۷/۲۱
داستان هاش خوب بد قشنگ زشت تلخ خودمم نفهمیدم
۰
Mrym
۱۳۹۸/۰۲/۳۱
این کتاب برای خرید نسخه چاپی خوبه؟ می ارزه بگیرم؟؟؟؟
سربالایی هم یهجور سرازیریه. سرازیر هم یهجور سربالاییه. بستگی داره تو کجا باشی و از کجا نگاش کنی.
Gisoo
۳۱
گاهی فکر میکنم انتظار وقوع فاجعه از خود فاجعه سختتر است.
ــسیّدحجّتـــ
۲۰
کسی که روزی یهبار گریه نکنه با زندگی مشکل داره.
ــسیّدحجّتـــ
۱۷
میگوید وقتی خداوند چیزی را از کسی میگیرد چیز دیگری به او میدهد.
اِیْ اِچْ|
۱۶
اوایل کوچک بود. یعنی من اینطور فکر میکردم. اما بعد بزرگ و بزرگتر شد. آنقدر که دیگر نمیشد آن را در غزلی یا قصهای یا حتا دلی حبس کرد. حجمش بزرگتر از دل شد و من همیشه از چیزهایی که حجمشان بزرگتر از دل میشود، میترسم. از چیزهایی که برای نگاه کردنشان ــ بس که بزرگاند ــ باید فاصله بگیرم، میترسم. از وقتی فهمیدم ابعاد بزرگیاش را نمیتوانم با کلمات اندازه بگیرم یا در «دوستت دارم» خلاصهاش کنم، بهشدت ترسیدهام. از حقارت خودم لجم گرفته است. از ناتوانی و کوچکی روحم. فکر میکردم همیشه کوچکتر از من باقی خواهد ماند. فکر میکردم این من هستم که او را آفریدهام و برای همیشه آفریدهٔ من باقی خواهد ماند.
ــسیّدحجّتـــ
۱۵
سالها است به این نتیجه رسیدهام که خوشبختترین آدمها ــ اگر اصلاً توی این خرابشده آدم خوشبختی وجود داشته باشد ــ کودکان هستند و پیرزنهای بیسواد.
.
۱۵
اگر در کلمات درمانده و بیپناه و ازنَفَسافتادهای این کتاب کوچک اندک حرمتی هست، باری با فروتنی تمام آن را پیشکش میکنم به زنها. به همهٔ زنها. این تنها ساکنان سمت روشن و معصوم و معنادار زندگی.
زهرا۵۸
۱۳
بعضی سؤالهای یکخطی را با صد جلد کتاب هم نمیشود پاسخ داد.
Baran
۱۱
الیاس دربارهٔ ترس از آدمها عقیدهٔ جالبی داشت. یکبار به من گفت از هر کس که کمتر گریه کند بیشتر میترسد. گفت بهنظر او وحشتناکترین و خطرناکترین آدمهای این دنیای عوضی کسانی هستند که حتا یکبار هم گریه نکردهاند.
melodious_78
۱۱
گاهی فکر میکنم انتظار وقوع فاجعه از خود فاجعه سختتر است.
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
جناب مصطفی مستور اگر عالیجناب عشق خطابتان کنم اغراق نکردهام! از بس که عشق -از نوع خاصش که مخصوص خودتان است و من هم بهشدت میپسندمش- از در و دیوار داستانهایتان فرو میریزد... ساعتهایی که ساعت بیربطی را نشان میدهند، شخصیتهای تکراری اما...بیشتر
کوتاهه.. از ونک تا تجریش تو ترافیک خوندمش. متفاوته... گاهی هم عجیب میشه. گاهی هم دوست نداشتنی. آدم کتاب میخونه که سطحش بره بالا... نه که افسردهشه... کلا تم غمگین نمیپسندم.
مستور اثارش خاصه خااااص
شاید سروته داستانها رو نفهمید، اما دلتان میخواد هرچندوقت یکبار مرورشان کنید. نمدنم چی داره که انقد مطبوع و لذتبخشه :))
بعضی از جمله هاش ماله کتاب استخوان های خوک و دست های جذامی بود . من این کتاب رو توی یک ساعت نیم خوندم و از داستان آخرش خوشم اومد 14.
مصطفی مستور یکی از نویسندگان کاربلد این روزگار است. زبان مخاطب را به خوبی می شناسد و تعریف درستی از شرایط روزگار خود دارد، هر کدام از ما میتوانیم خود و شخصیتمان را در یکی از کاراکتر های این داستان...بیشتر
خیلی لذت بردم با اینکه بعضی بخشای کتاب مشابه کتایای دیگه ایشون ولی بازم خوندنشون لطف خاصی داشت، مخصوصا 12 صفحه ی اول👏... آقای مستور، غیر از نثر فوق العاده کتاباتون، خیلی خوشحالم که برای خانوما ارزش خاصی قائل هستینو...بیشتر
فقط از یه داستانش لذت بردم
این کتاب فوق العادس،تمام این کتاب پر از احساسات مختلفه،مثل؛غم،گریه،شادی،عصبانیت و جنایت،تنهایی،رفتن،برگشتن،عشق،نفرت،نا امیدی و امید و ...،من از شش داستانه عجیب فوق العادش با دو تا از اونها خیلی ارتباط برقرار کردم،اولی چند روایت معتبر درباره ی کشتن،که واقعا اخرش...بیشتر
قلم مصطفی مستور واقعا جذاب و دلنشین
آقایِ مستور! آدم گاهی در مقابل کلماتتان کم میآورد، قلبش ذوب میشود، محو تک تک کلماتتان میشود! آدم عطرِ عشق را از کلماتتان حس میکند، کلماتی که بوی نور میدهند! کلماتتان شبیه کلمات هیچکسی نیست و این چقدر خوب است؛...بیشتر
🌵_آه از کتاب های عالیجناب مصطفی مستور...! به خط بریل درد و رنج و شادی و مجذوب شدن رو در کلماتشون جا می دهند. این کتاب شامل سه روایت متفاوت و جذاب است به قلم مسحور کننده ای که فضاسازی فوق العاده...بیشتر
خیلی برام جذاب بود *-* داستان های کوتاهی که تو هر کدوم نویسنده تونسته به خوبی اون چیزی که تو فکرش بود رو برای خواننده هم ایجاد کنه مخلوطی از عشق،غم، شادی ..
داستان هاش خوب بد قشنگ زشت تلخ خودمم نفهمیدم
این کتاب برای خرید نسخه چاپی خوبه؟ می ارزه بگیرم؟؟؟؟