
نظرات کاربران درباره کتاب لاشه لطیف
۴٫۱
(۱۹۷)
کاربر 7944196
کتاب به شدت شایان تفکره ، خیلی جالبه و حتی دیباچه قابل توجهی داره ، اگر کتاب رو با دقت بالا و توجه بسیار زیاد خونده باشین متوجه عمق فاجعه خواهید شد و خواهید دانست که این کتاب در اصل درمورد ادم خواری و قتل و جنایت های اینگونه نیست بلکه داره درمورد یکی از هزاران اتفاقاتی که انسان مسبب ان هستش رو توضیح میده و برای اشاره به فضاحت ماجرا ذات پلید و نابودگر و پست انسان رو به رخ خواننده میکشه و به افراد میفهمونه که وحشی تر و بدتر از حیوان های درنده همان انسان هایی هستند که انسانیتشان مرده ، توی این داستان متوجه میشید که این حیوانات نیستن که درگیر ویروس شدن بلکه انسانیت ادم هاست ....
Taha
دقیقا از این بعد بهش نگاه نکرده بودم ، خیلی نگاه چند بعدی داره کتاب 👏
•نسرینطلا•
اگه روحیه حساسی دارین سراغش نیاین.
به شدت کتاب تامل برانگیزی هست، خشونت، بی رحمی، جنون و مرگ رو نویسنده به خوبی نشون داده و واقعا جای بحث داره داستان.
دنیایی پر از بیماری های انسان گونه و خالی از عواطف و جنونی دیوانه وار که جهان رو به نابودی میکشونه.
اصرار انسان ها به بقا و کشتن هم نوعانشون به بدترین شکل ممکن.
چرا انسانی رو به دنیا بیاری که از انسان دیگه ای تغذیه کنه و بزرگ بشه!
گاهی درکش خارج از ذهن و احساسه؛ کرهی زمینی که هیچ حیوانی نداره جز انسان.
ترجمه بسیار خوب و روان بود.
فاطمه راهپیما
کتابی بی نهایت دارک و مثل اسمش بی رحمانه است من که تا اون آخرا حالت تهوع داشتم ولی تلاش تهوع آمیز انسان ها برای بقا از طریق خوردن همدیگه اون هم با لذت فراوان حالت رو بهم میزنه اما خب نمیشه این مقوله که انسان برای بقا هر کاری میکنه رو در واقعیت انکار کرد انسانیت مرده بود توی این کتاب
باورم نمیشه که هیچ کدوم از شخصیت ها ذره ای احساس درشون وجود نداشت.
کتابی بی روح و سرد اگه روحیه مناسبی ندارید پیشنهادم ابنه که نخونید
یلدا
با درنظر گرفتن ظاهر داستان ، خصوصا اون عاشقانه نامحسوس و ناعادلانه ، خیلی خیلی کتاب تلخ و غم انگیزی هستش ولی در عمق جامعه شناسیِ کتاب ، بشدت ایده جذابی هستش برای بیان واقعیت های جمعی و سیاسی ...
فرو
تا چند صفحهی آخر رو نخوندم گفتم خب؟! همین؟! که چی؟! بعد تازه دو صفحهی آخر دقیقا بهم گفت که چی!
نه که داستان کاملی داشته باشه و دنیایی نویسنده ساخته بی عیب و نقص باشه(جدا از اینکه نخواسته هم دنیاش جای قشنگی و عالی باشه، نسبت به قوانین و مقرارت داستان صرفاً) باز هم داستان قابل قبولی بود و پیامی میخواست برسونه رو رسوند.
ghazal
انسانیت در شرایط هولناک و زمانی که انسان در جامعه ای فاسد است معنا پیدا میکند اگرنه همه انسان ها در ظاهر متمدن و زیر نظر قانون منظبط هستند. اما اگر قانون اجازه بدهد ذات کثیف خود را به نمایش بگذارید آن زمان چقدر برای انسانیت ارزش قائل خواهید بود؟
کتاب خیلی عجیبی بود و پایان به شدت شوکه کننده ای داشت. داستان جامعه ای از انسان ها را به تصویر میکشد که با دروغی ساختگی سعی در توجیه ذات فاسد خودشان دارند.
شاید در ظاهر تصویر چنین دنیایی بسیار دور از واقعیت باشد اما با کمی تامل میشود فهمید ما در همان کثافت و فساد داستان فرو رفتیم و فقط ظاهر را به طرز ریاکارانه ای خوب حفظ کردیم.
کتاب بسیار متفاوت، شوکه کننده، تهوع آور و جذابی بود . میتواند یک پیشنهاد خوب باشد به کسایی که کتاب فارنهایت ۴۵۱ را دوست داشتند.
SARA
کتاب عجیب ، غم انگیز و قابل تأمل بود...
M€π®§∆N
در مورد این کتاب باید بگم که افرادی که روحیه حساسی دارن واقعا نباید سمتش برن ، داستان خیلی روان هست و کتابی هست که خوندنش باعث کشش میشه و چشم از کتاب بر نمیداری . بسیار قابل تأمل و غافلگیر کننده تموم شد و نشون میده که ما آدما کارایی میکنیم که اگر همون کار رو کس دیگه ای انجام بده نفی میکنیم و احساس انزجار میکنیم.
eameli
اگه روحیه حساس دارد نخونید،اوایلش خیلی چندش آور و خفناک و کسانی که روحیه لطیفی داشته باشند هم براشون خوب نیست اصلا.
خیلی درموردش چیزی ندارم برای گفتن ولی ایده داستان واقعا جالب بود نسبت به بقیه کتاب هایی که تو این سبک و ژانر خوندم متفاوت بود دوشش داشتم،امااا داستان بعد از ۵۰الی ۸۰صفحه اول خیلی کسل کننده شد و هیچ جذابیتی نداشت!!!اون کشش اولیه رو هم نداشت دوست داشتی بخونی و بببینی چه اتفاقی می افته برای اون مردم.
داستان:
یک ویروسی اومده که نمیتونی گوشت حیوان ها رو بخوری حتی نباید نزدیک کوچیک ترین حیوانی شی و دست نباید. بزنی بهش گازت هم نباید بگیره متأسفانه به دستور دولت تمامی حیوان های حتی سگ و گربه باید کشته شن چون برای آدمیزاد ها خطرناک اند و باعث مرگشون می شوند.
حالا با خودتون میگید خوب گوشت نباشه آدم ها چی میخورند؟
خودشون رو!!بله درست شنیدید آدم ها رو پرورش میدند و میخورند...چشم ها،زبون،دست و پاها حتی مغز فکر کنید یه هم نوعت یه آدمیزاد رو پرورش بدند و تو به عنوان غذات درست کنی و بخوریش واقعا وحشتناک و ترسناکه مثل گوشت گوسفند و گاو درجه بندی میشند و بعضی هاشون خیلی گرون و خاص اند،انقدر این گوشت گرونه که وسع مالی بعضی از مردم نمیرسه مثل این دوره زمونه که ما توش هستیم.
.
نیمه دوم کتاب واقعا کسل کننده بود این کتاب رو من از بعد از نمایشگاه شروع کردم،انقدر کسل کننده بود که واقعا میخواستم ولش کنم.
پایان کتاب هم به ما یه نکته ای رو گفت که حتی بهترین آدم ها باز هم شیطانن ولی باز پایان کتاب خیلی باز بود از نظرم و به بدترین شکل تموم شدش.
مجدد میگم ایده داستان عالی بود ولی خوب نویسنده نتونستش ادامه بده و پایانش خوب تموم کنه.
Unknown
پایانش شوکهم کرد.
.
.
.
.
SPOILER ALERT
مارکوس بازیگر خوبی بود، هم مقابل یاسمین هم مقابل ما.
سید ماریا
محتوای خیلی سردی داشت و با تموم کردنش چند دقیقه ای تو غم به فکر فرو رفتم. اعتراف میکنم بعضی جاهاش واقعا نزدیک بود بالا بیارم! قبل از این کتاب هایی در مورد داعش میخوندم کسایی که به خاطر طرز تفکر و عقیده خاصشون آدم ها رو میکشتن ولی اینکه آدم های این داستان که عادی ان با کشتن آدما مشکلی ندارن خیلی برام عجیب و قابل تفکر بود. با صفحه چهارمش و اونجایی که میگه وقتی قلب ها رو بسته بندی میکنن چه حسی دارن ... خیلی بیشتر به فکر فرو میرم. توقع پایان بهتری داشتم و به خود کتاب هم حس خوبی ندارم.
سارا ثابت
کتابها و فیلمهای پادآرمانشهری و پساآخرالزمانی همیشه و همیشه برای من یک دوگانگی جذب-وحشت داستن.
اما لاشهی لطیف، سطح دیگری از این دوگانگی بود؛ چیزی که هم عمیقا جذبم کرد و هم تا مغز استخون وحشتزده...
نویسنده تونسته با نثر شدیدا سرد و خالی از عاطفه، کاملا فضا رو تصویر کنه و حتی نشون بده انسان میتونه تا چه عمقی توی وحشیگری فرو بره و از اون ترسناکتر، به این وحشیگری عادت کنه.
زیاد پیش میاد که موضوعات خاصی مثل پیرنگ این کتاب، حین ساخت و پرداخت ایده، حیف بشن و از دست برن، اما شخصیتپردازی خوب، فضاسازی عالی و تلنگرهای محکمی که دائم کوبیده میشن بعلاوه ترجمهی بسیار زیبا و روان باعث شد یک روزه این کتاب رو بخونم و واقعا به درصد زیادی از آدمها توصیهش کنم.
یاسمن
یک ویروس ناشناخته که سیاستمداران ترجیح میدهند برای حفظ منافع خود ناشناخته باقی بماند، باعث آلوده شدن گوشت حیوانات میشود. مصرف این گوشت آلوده، به مرگ فرد منجر میشود. پس از این بحران، ابتدا بهصورت غیرعلنی و سپس قانونی، آدمخواری در جامعه رواج پیدا میکند. مزارعی برای پرورش گوشت انسان و سلاخی آنها ایجاد میشود. در نگاه اول، داستان فضایی تاریک و تهوعآور را به تصویر میکشد، اما اگر به خواندن ادامه دهید، ظرافت نثر نویسنده را در روایت انحطاط اخلاقی و انسانی یک جامعه درک خواهید کرد. نویسنده بهطرزی هنرمندانه نشان میدهد که چگونه کلیسا با احادیث جعلی از مسیح، مردم را به این عمل غیرانسانی ترغیب میکند. عباراتی مانند «سلاخی شدن برای تأمین نیاز همنوعان»، تداعیکننده جملات فریبنده و آشنایی است که در نظامهای دیگر نیز بارها شنیدهایم. از سوی دیگر، نویسنده با لحنی آشنا اما در عین حال منزجرکننده، سیاستهای دولتمردان در حمایت از این صنعت سودآور را به تصویر میکشد. صنعتی که بقای آن وابسته به عدم کشف علت و منشأ ویروس است.
Fariba
هولناک، غیر قابل پیش بینی در عین حال خواندنی ، قابل تفکر و تعمق ، دید من به زندگی فانی تا حدی چرخید بسمت جدی نگرفتن زندگی و نهایت استفاده مثبت از بقیه عمرم و درکل انسانیت و بازهم انسانیت
arman
این کتاب از اون کتاب هایی بود که موقعه غذا خوردن نمیشود خوند. مخصوصا اینکه تا یک هفته بعد از پایان این کتاب نمیتونستم به گوشت تنها به چشم گوشت نگاه کنم و... اگر تحملش رو ندارید من توصیه نمیکنم که بخونید. و تاکید دوباره میکنم اگر روحیه لطیف یا حتی یکم حساسی دارید بهتره نخریدش. چون کتاب کباب کردن نوزادان و خوردنشون مثل ی ساندویچ یک عمر کاملا عادی و معمولی ترین اتفاق این کتاب است. اوه راستی، لازمه اینم بگم که شخصیت اصلی شغلش جوری است که دائما این اتفاقات در دور اطرافش به طور ی امر عادی اتفاق میوفته.
و انتخاب جمله ای از فریدریش نیچه به عنوان پیش مقدمه مترجم فوق العاده بود. جمله ای که میگه:"آن که با هیولا دست و پنجه نرم می کند باید بپاید که خود در این میانه هیولا نشود.اگر دیری در مغاکی چشم بدوزی، آن مغاک نیز در تو چشم میدوزد."
که این جمله شاید در ابتدای کتاب بی معنی به نظر رسد اما با خواندن جمله آخر این کتاب تازه دلیل انتخاب این جمله برای پیش مقدمه را متوجه میشوید.
من از این کتاب لذت بردم و امیدوارم شما هم اندازه ی بنده لذت ببرید. با تشکر.
ELNAZ
#چالش_کتابخوانی_۱۴۰۳ تموم سعی خودم رو میکنم که بدون لو دادن داستان، کتاب رو معرفی کنم. امیدوارم موفق باشم:) خب اول از همه، جامعه به تصویرکشیده شده در لاشه لطیف، خیلی دارک و تاریکه. جامعهای که انسانیت و اخلاق رو زیر پا گذاشته و سلاخی انسانها رو قانونی اعلام کرده. جالب اینه همه توی کتاب، در حال توجیه کردن این قانونن؛ از قصابها گرفته تا مردم عادی. حتی مارکوس که شخصیت اصلی و مثبت داستانه و از حرفایی که میزنه به نظر میرسه تنها فرد منطقی این جامعست هم شغل خودش رو توجیه میکنه. در ارتباط با روند داستان باید بگم یه جاهایی واقعا بوی سانسور میخورد تو سر و صورتم! اما مترجم، تموم تلاش خودشو کرده بود داستانو واضح بگه که از حق نگذریم تلاشش ستودنی بوده. از یه طرف یه جاهایی جزئیات خیلی خیلی زیادی از قربانی کردن آدمها بیان میشه. اگه روحیتون حساسه ممکنه حالتون توی این قسمتها بد بشه (به هرحال لزومی نداره اون بخشها رو بخونید به نظرم ذکر اقدامات خشن و غیرانسانی توی کتاب فقط به خاطر اینه که نویسنده نشون بده انسانها چقدر میتونن ظالمانه عمل کنن، اون هم صرفا به خاطر به دست آوردنِ گوشت). اما میرسیم به پایان داستان. کتاب شوکهکننده تموم میشه و دوست دارم راجع بهش حرف بزنم اما نمیخوام لو بره. به هرحال مطمئنم شوکه میشید از پایانبندی :)
به نظرم اگر خوندن کتابهای پادآرمانشهری مثل (۱۹۸۴) و (ما) رو دوست داشتید از این کتاب هم خوشتون میاد. فقط فرق لاشه لطیف اینه خشنتره و نویسنده با دل و جرات بیشتری داستانو روایت کرده. شخصیت مارکوس، منو یکم یاد شخصیت اصلی کتاب عقاید یک دلقک هم میندازه. حالا نمیدونم این نظرم چقدر درسته. در نهایت کتاب ارزش خوندن داره. حجمش زیاد هم نیست و زود تموم میشه. امتحانش کنید :)
سیده مریم حسینی
به طور خلاصه بخوام بگم سراسر این کتاب تهوع اور و رنج اوره. با این حال این رنج مانع شما از خوندن نمیشه.
در تمام صفحات این کتاب حس خوشایندی دریافت نمیکنید با این حال نمیتونید کنارش بذارید.
خدای من، این کتاب در دو خط انتهایی یه کاری با ادم میکنه که به تمام احساساتی که داشتی و احتمالاتی که در طول کتاب میدادی لعنت بفرستی.
قلم و ایده به شدت جذاب و تازست.
راضیم و بعد خوندنش با خیره شدن به روبه روم تمایل داشتم کلهامو به دیوار بکوبم.
کاربر ۴۱۴۳۳۵۹
صادقانه بگم......بعد از خوندن بخش اول کتاب و دیدن رفتار شخصیت اصلی یکم امید پیدا کرده بودم،چیزی که نشون بده انسانیت میتونه به همه جا و در همه ی فرهنگ ها رخنه کنه،شاید این اتفاق ها بیفته ولی اونقدر نادر هست که خیلی جاها به چشم نمیاد،قربانی اصلی همیشه ضعیف ترین هست،با اینکه این رو میدونستم ولی واقعا از پایانش شوکه شدم
Octopos
بعد از خوندش چند دقیقه ای در سکوت به نقطه ای خیره موندم..
mazyar nasimi
یه کتاب خوب و سرحال. ترجمه کتاب توسط خانم قدیمی انجام شده که به نظرم یکی از بهترین مترجم های ادبیات اسپانیایی زبان هستن و کم کم حتی به سلبریتی این حوزه دارن تبدیل میشن. داستان کتاب درباره پادآرمان شهر یا همون دیستوپیایی هست که اعلام شده گوشت حیوانات دیگه مسموم و غیرقابل استفاده است و مردم هم چاره کار رو تو همنوع خواری دیدن. بستر داستانی و مفهومی که کتاب میخواد بگه و به مخاطب انتقال بده، مفاهیم مهم و بزرگی هستن و تا حد زیادی هم تونسته تو این زمینه خوب کار کنه ولی کتاب و داستان در عین حال دقیقا از همینجا هم ضربه میخوره. به نظرم کتاب بیش از اندازه ای که بتونه یا حداقل در این حجم بتونه از پسش بربیاد، به مسائل مختلف میپردازه و احساس شلوغی میکنیم. مفاهیمی مثل دامداری صنعتی در کل جهان، تاثیر و هجمونی رسانه های مختلف بر مردم کل جهان در این حد که میتونن یه دروغ رو برای سال های طولانی ادامه بدن بدون اینکه مردم متوجه بشن، رحم نکردن انسان ها به همدیگه در زمان پرتنش، بحث متزلزل شدن بنیان خانواده و خیلی موارد دیگه. با این حال انصافا باید گفت که نویسنده اکثر مواقع تونسته به بهترین شکل از پس کارش بربیاد، هرچند بعضی جاها کتاب به جای تأثیرگذاری، به سمت مشمئز بودن و وحشت جسمی بی دلیل و بی مورد کشیده میشه که تا حدی میشد ازش چشم پوشی کرد چون هیچ تاثیری رو داستان و حتی مخاطب نمیذاره. مورد آخر هم تعلیق داستانه که تا انتها حفظ میشه و ریتم داستان دچار مشکل و افت نمیشه. در کل به شدت پیشنهاد میکنم که مطالعه کنید. #چالش_کتابخوانی_۱۴۰۳
زهرا
کتاب به شدت هولناک و التهاب آور ، تصاویری مشمئز کننده در ذهن آدم ایجاد می کنه که استعاره ای از بالا وپایین جامعه بشری هست و نگاه نویسنده از اون جهت تحسین برانگیز که از مردمک چشم یه راوی بی طرف روایت میشه ، این تبعیض وحشتناک وجود داره و درست هم به همین شدت زشت و کریه و ترسناک و اگر فکری نشه چه بسا این استعاره روزی به واقعیت بپیونده که البته دور هم نیست و چه بسا در شرف وقوع.
Zahra Darvishi
خیلی دوستش داشتم و آخرش هنوز منو شگفت زده میکنه:)
اگه روحیه حساسی دارین این کتاب برای شما نامناسبه
Ali
خب من نسخه کتبیش رو خوندم و شاهکار بود بهترین کتاب از هر لحاظ از فضای داستان همه چیز مخصوصا پایان بندی داستان کتاب های مشابهشم شاید بشه جورج اورول 1984 یا جز از کل اشاره کرد
خلاصه بگم کتاب بی نقص مثل بقیه کتاب های نشر چشمه
Narges
این کتاب داستان رو از زبون مردی مینویسه که دردهای زندگی شخصی تحت فشارش گذاشته و باید توی کارخونه ی پدرش کار کنه که قبل از همه گیر شدن بیماریِ حیوانات و قتل عام اونها کارخونهی تولید گوشت خوک بوده و الان تبدیل شده به مکانی برای سلاخی آدم های اهلی شده ،تربیت شده ،گروهبندی شده و نگه داری شده شبیه خوک هایی که دیگه تو چرخهی طبیعت نیستن و اون آدمها منبع تامین گوشت آدم های دیگه هستن ... داستان هر صفحه ترسناک تر و عجیب تر از صفحهی قبل بود و حتی یک لحظه هیجانش رو از دست نداد حتی توی صفحهی آخر ..
یک توصیه : اگه روحیهی حساسی دارید اصلا این کتاب را نخونید
کاربر 10786501
کل صد صفحه ی اول داستان رو حالت تهوع داشتم و حتی موقع خوردن غذا حالم بد میشد ولی داستان جالبی داشت ، تقریبا هیچ انسانیتی داخل داستان وجود نداشت
نشون داد شاید چیزی که از بقیه میبینی خوب باشه و ذهنیت خوبی ازش برای تو بسازه ولی در آخر کاری که به نفع خود شخص هست رو میکنه و به وجودیت بقیه ذره ای اهمیت نمیده و تورو به بدترین شکل ناامید میکنه ..
این یکی از نکته های کتاب بود در کنار بقیه نکات اون.
فاطمه معروفی
❌ نکات کوتاه درباره خوانش این کتاب: • نزدیک زمان غذا نخونیدش. • اگه روحیهتون لطیفه، کنارش یه کتاب آرومتر هم بخونید. • برای هرکسی مناسب نیست پس به هرکسی پیشنهادش نکنید
---
اول کتاب چندشم شد، اما جلوتر فهمیدم پشت همین حس اولیه، حرف اصلی دربارهی مرگ آرومِ انسانیت و عادیشدن خشونته. نویسنده خیلی واضح نشون میده چطور بیحسی و خشونت تو زندگیمون جا افتاده و چقدر راحت با عوضکردن اسمها ازش میگذریم.
کتاب دنبال گیاهخوارکردن کسی نیست؛ فقط مجبورمون میکنه چند دقیقه واقعی فکر کنیم. دربارهی غذا نیست، دربارهی چیزیه که از بیرون میخوریم و چیزهایی که کمکم از درونمون خورده میشه.
simakarami
خوب شروع شد، خوبتر تموم...
romin4a
هرکسی در انتخاب کتاب سلیقه ای داره ولی از نظر من بهترین کتابی بود که تا الان خوندم واقعا پایانش غیر قابل حدس و بود و از نظر من خیلی جالب بود البته من کتاب های زیادی نخوندم و فعلا از نظرم این کتاب بهترینه ممکنه شخصی کتاب های بسیاری خونده باشه و بنظرش این کتاب خیلی ساده باشه
saleh sadri
در شهری که به علت سر رسیدن ویروسی کشنده در موجوداتی به جز انسان ها ، خوردن و در کل هر گونه تماس با هر نوع حیوان یا جانداری ممنوع شده است .چه چیز میتواند انسان را ملزم کند که به شکل انسانی سابق خود زندگی کند ؟مارکوس اما مردی ست که میکوشد تا شاید بتواند به آن روزهای شیرین بازگردد.ولیکن...
اگر دیری در مغاکی چشم بدوزی خواهی دید که آن مغاک نیز در تو چشم میدوزد (با پایانی تأمل برانگیز توصیه میشود )
نازنین نوروزی
از وقتی خوندنش رو شروع کردم هر شب کابوس دیدم. با هر جملش حس نفرتم از آدما بیشتر شد و اشک ریختم. از تحمل من خارج بود. خیلی درد داشت.
lia
آخر داستان بسیار شوکه کننده بود .
Z.S
اگه روحیه حساسی دارین نخونین. ولی داستان واقعا آدم رو تحت تاثیر قرار میده که انسانها در شرایط اجبار و نیاز ممکنه دست به هر کاری بزنن که زمانی خط قرمزشون بوده
1984
از گردونه طرح نمایشگاه گرفتم.خاص،تلخ و جذاب.
مریم بازگیر
کتاب خوبیه. توصیه میشود
mahlaa
کتاب این واقعیت رو که ادم ها خیلی بی رحمانه به همه چیز عادت میکنن و توی شرایط غیر عادی رفتار غیر عادی ای جدا از تمدن و انسانیت و فرهنگ و ... نشون میدن رو خیلی لخت و عریان و صریح میزنه تو صورتت.
من رو خیلی یاد رمان کوری انداخت.
ࡅ۬ߺߊܟ۬ߺܥߊ📚:)
ایده کتاب به شدت جالب بود و البته دارک.
واقعا نویسنده رو تحسین میکنم که تونسته همچین کتاب خوبی رو بنویسه که بهمون بفهمونه هیولا ها آنانی نیستند که بچه ها تصور میکنند زیر تختشون قایم شدند هیولا های واقعی انسان ها هستند مخصوصاً آنانی که انسانیت خود رو زیر مشکلات زندگی فراموش کردند و با قلبی سرشار از تنفر و بی رحمی در جامعه قدم میزنند.
این کتاب واقعا میتونه آینده نسل بشریت باشه به هر حال انسان ها همه کار برای زنده موندن انجام میدهند.
پایان کتاب هم برایم شوکه کننده بود.
به همه کسانی که از این نوع کتاب ها لذت میبرند پیشنهاد میکنم برای یکبار هم شده این کتاب رو مطالعه کنند:)
maniac
کتابی بود با شروع هیجانانگیز که با بازی کردن احساسات شما و ریش کردن دلتان به ادامهی مسیر مشتاقتان میکند
هر سری که کتاب رو میخوندم با خودم میگفتم یعنی آدمها از این هم بیشتر میتونن منجزرکننده و خودخواه باشن؟ و هر بار جواب "بله" بود چون گویا واقعا دریای منفعت طلبی و خودرای بودن آدمیزاد پایانی ندارد و هرچقدرم سعی کنی خلاف جهت این دریا شنا کنی یا محکوم به مرگ هستی یا دیوانگی!
"او مرد شرافتمندی بود، برای همین هم دیوانه شد."
و در نهایت تو این کتاب ترسم به واقعیت تبدیل شد و متوجه شدم که مسخ شدگی چقدر میتونه قدرتمند باشه و مارو از کسی که هستیم و ارزشهایی که داریم دور کنه جوری که تبدیل به ضدارزشِ خودمون که باهاش مبارزه میکردیم بشیم
Habu
واقعا این کتاب رو دوست داشتم
ادم رو مجبور به فکر کردن میکنه البته پایان بندی خیلی برام شوکه کننده بود هر چقدر فکر میکنم به هیچ عنوان نمیتونم از وقاحت و بدجنسی کارشون تو ذهنم کم کنم
کتاب خیلی خوب نشون داد که ما جامعهای رو به قهقرا و زوالیم و در قالب درست بودن و قانونی داریم کارهایی انجام میدیم که بین حیوانات هم ممنوعه
pariya
کتاب بسیار سیاه و تأملبرانگیزه؛ ترجمه هم روان و مناسب بود.
برای کسانی که روحیه آسیبپذیری دارن اصلا توصیه نمیشه.
واقعا انسان موجود عجیب و پیچیدهایه؛ تا کجاها میتونه برای لذت آنی خودش پیش بره!
aliyeh_ansarian
عجیب بود این کتاب جنبه های مختلفی رو نشان میده اینکه یه ادم چقدر میتونه خبیث و کثیف باشه و از طرف دیگه تاثیرات تبلیغات نادرست و قوانینی که براساس نیاز افرادی که قدرت در دستشونه تعیین بشه و باعث بشه انساس در خون و کثافت خودش غرق بشه و حتی تاثیراتی که محیط و فقر و نبود گوشت میتونه به بار بیاره خیلی خیلی عجیب بود و ادم رو به فکر فرو میبره و جالب تز از اون عشق نمایشی و استفاده ازون عشق در راه رسیدن به مقصد خود اون ادم
دلم لرای یاسمین سوخت و براش گریه کردم با بقیه ماده های اسیر اشنایی نداشتم ولی اون تنها ماده ای بود که نزدیک ۸ یا ۹ ماه مزه انسان بودن مهربان بودن و عشق رو چشید اما اخرش 😭😭😭
نیکو
ترسناک، حس سرکوب و خفقان، دلهره آور، گاهی حتی چندش. در لحظاتی امید ناب هم وارد میشه. دنیایی پاد آرمانشهر که این کتاب نشون میده ارزش فکر کردن و ترسیدن ازش رو داره. کسی که ۱۹۸۴ رو خونده و خوشش اومده از ایده ی این کتاب هم به احتمال زیاد خوشش میاد
Nastaran
اگر توانایی شوکه شدن به تلخ ترین حالت ممکن رو دارید؛
حتما مطالعه کنید! اما مطمئن باشید در تمام لحظات خواندن کتاب و یا حتی
بعد از اتمام کتاب ذهنتان درگیر این خواهد بود: بله، از انسان تمام این کارها برمیآید.
گُل هَمیشه عاشِق🎀
کتاب عجیبی بود اوایل داستان ریتم خسته کننده ای داره اما از قسمت دوم به بعد جالب میشه، از نظر من اون بریده ای از سخن نیچه که اول شروع داستان نوشته بود اخر داستان و اسپول میکرد و نشون داد همیشه ضعیف ترین ها بازنده میدانن، آخر داستان به شدت گریه من رو دراورد و باعث شد تا ساعت ها حتی روز ها در فکر کارکتر ضعیف این کتاب باشم اینکه چطوری حق زندگی ازش گرفته شده بود و گاهی اوقات شک میکردم که این راس ها شاید متوجه میشن اما توان انجام کاری ندارن. در آخر این کتاب رو حتما پیشنهاد میدم با ذهنی باز و عاری از احساس بخونیدش.
Sama
جزو قشنگ ترین کتابهاییه که تو زندگیم خوندم به حدی که تا یکماه بعد از اتمام این کتاب نتونستم سمت کتاب دیگه ای برم ، داستان جذاب و گیرا و ذهن مخاطب رو درگیر میکنه ،فضاسازی داستان عالیه انگار شما اونجا حضور دارین درکل یه داستان با موضوع جدید پایان غافلگیر کننده و پر مفهومی داشت .فقط اگه روحیه حساسی دارین نخونین من روحیم حساس نیست ولی بعد از خوندنش تا چند وقت ذهنم درگیرش بود.
mryaa.njb
این کتاب شاید در نگاه اول، حتی شاید تا قبل از دو صفحه آخرش، بهش نیاد اما در حقیقت کتاب تاملبرانگیزیه.
تامل و تفکری که زیر لایه خشونت و بیرحمی پنهان شده. با توجه به موضوع داستان، توی این کتاب نه تنها شاهد مرگ انسانها هستیم بلکه مرگ انسانیت رو هم میتونیم لمس کنیم.
موقع خوندن این کتاب، یه جاهایی واقعا آدم دلش میخواست خوندن کتاب رو متوقف کنه و هر چی هم تا اونموقع از این کتاب خونده بود فراموش کنه؛ ولی خب اون میل آدمیزاد به اینکه ببینه "تهش چی میشه" هم غیرقابل اجتناب بود.
برای همین اگه روحیه حساسی دارین که اصلا سراغش نرید، اما اگه از این بابت مشکلی ندارین و خواستین بخونینش، بدونید که با یه رمان قابل قبول که دربرگیرنده مفاهیم جامعهشناسی هم هست روبرو هستین
maya
داستان در آیندهای تاریک اتفاق میافته؛ جایی که حیوانات به ویروسی ناشناخته آلوده شدن و دیگه نمیشه از گوشتشون تغذیه کرد. در واکنش به این بحران، دولت خوردن گوشت انسان رو آزاد اعلام میکنه و کشتارگاهها و پرورشگاه گوشت انسانی برای تأمین گوشت سبد غذای مردم راهاندازی میشن.
شخصیت اصلی داستان، مارکوس تخو، با افسردگی و پدری بیمار دستوپنجه نرم میکنه. اما یک روز، هدیهای عجیب و غیرمنتظره به دستش میرسه و زندگیاش رو زیر و رو میکنه...
نیمهی اول کتاب واقعاً عالی بود. توصیف دقیق و واضح فضاها و شخصیتپردازیها خیلی خوب انجام شده بود و حسابی جذبم کرد. اما نیمهی دوم برای من کمی حوصلهسربر شد و ضرباهنگ داستان کندتر از قبل پیش رفت.
با این حال، پایان کتاب واقعاً تعجببرانگیز و فوقالعاده بود. متن روانی داشت. فکر میکردم قراره با یه پایان معمولی طرف باشم، اما در لحظهی آخر همه چیز عوض شد و معلوم شد که:
یه شکارچی، همیشه یه شکارچیه...
Rain
کتابی با پایان غیرمنتظره و تامل برانگیز. هرچند اواسط داستان کمی یکنواخت و خسته کننده شده بود (و برداشت من این بود که موضوع غیرانسانیِ داستان هم برای کاراکترهاش یکنواخت و عادی شده) اما حسی آدم رو وادار میکنه تا انتها بخونه.
Dr.n.j
با سلام خدمت تمامی دوستان کتابخوان!
اگر روحیه ی لطیفی دارید اصلا سراغ این کتاب و کتابهای مشابه این نرید!
کتابهای ملایم و قشنگ زیادی وجود داره که روحتون رو نوازش کنه این کتاب روحتون رو زخمی میکنه!
هر فصل بدتر از فصل بعدی...
پر از خشونت و پر از سردی شدید به طرز اعصاب خورد کنی خوبه و درگیرت میکنه و میخواهی بفهمی آخرش چی میشه؟!
پایان بندی خوبی داشت ولی اعصابتون خرد میشه!
عالیه بشدت لذت بردم.
iman ghezelbashan
بسیار بسیار تکان دهنده است غافلگیر شدم
mania
اگه روحیه حساسی دارید بهتره اصلا سمتش نرید.
حجم
۲۷۷٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۱
تعداد صفحهها
۲۱۸ صفحه
حجم
۲۷۷٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۱
تعداد صفحهها
۲۱۸ صفحه
قیمت:
۱۵۵,۰۰۰
۷۷,۵۰۰۵۰%
تومان