جملات زیبای کتاب لاشه لطیف | طاقچه
تصویر جلد کتاب لاشه لطیف

بریده‌هایی از کتاب لاشه لطیف

انتشارات:نشر چشمه
امتیاز
۴.۰از ۱۶۳ رأی
۴٫۰
(۱۶۳)
آن کس که با هیولا می‌ستیزد باید مراقب باشد خود در این راه به هیولا تبدیل نشود. اگر دیرزمانی به پرتگاهی خیره شوی، آن پرتگاه نیز به تو چشم می‌دوزد. فریدریش نیچه
1984
آن کس که با هیولا می‌ستیزد باید مراقب باشد خود در این راه به هیولا تبدیل نشود. اگر دیرزمانی به پرتگاهی خیره شوی، آن پرتگاه نیز به تو چشم می‌دوزد. فریدریش نیچه
MahShid Pourhosein
«بشر منبع شر در این جهان است. ما ویروس خودمان هستیم.»
maha
گاهی آدم باید وزن دنیا را تحمل کند
Bertha
«آدم می‌تواند تقریباً به هر چیزی عادت کند، جز مرگ فرزند.»
eameli
اگه بتونی فقط چند لحظه پرنده باشی، سقوط کردن دیگه مهم نیست.»
seyed.a.amini
آن کس که با هیولا می‌ستیزد باید مراقب باشد خود در این راه به هیولا تبدیل نشود. اگر دیرزمانی به پرتگاهی خیره شوی، آن پرتگاه نیز به تو چشم می‌دوزد. فریدریش نیچه
Faranak_naseri_
پدرش مرد شرافتمندی است، به همین دلیل دیوانه شد.
رهام
«دولت می‌خواد فریبت بده، دلیل موجودیتش هم همینه.»
Aerwyna
فقط سالمندانی‌اند که سال‌های زیادی زنده بوده‌اند و شاید این تنها موفقیت‌شان باشد.
𝙰𝚃𝙾𝙼𝙴
«بشر منبع شر در این جهان است. ما ویروس خودمان هستیم.»
نوزاد
پدرش به مرد بال‌دار نقاشی‌شده روی شیشهٔ رنگی و پرندگانِ دوروبرش اشاره کرد و لبخند زد. پدرش گفت «همه می‌گن سقوط کرد چون خیلی به خورشید نزدیک شده بود، اما اون پرواز کرد. منظورم رو می‌فهمی پسر؟ اون تونست پرواز کنه. اگه بتونی فقط چند لحظه پرنده باشی، سقوط کردن دیگه مهم نیست.»
رهام
«امروز قصابم، فردا شاید گوشت بشم.»
ELNAZ
گاهی آدم باید وزن دنیا را تحمل کند.
نیلوفر
ذره‌ذره می‌جوند مغزم را می‌نوشند عصارهٔ قلبم را و برایم قصهٔ شب می‌گویند…
_.
آن‌چه می‌بینیم در آن‌چه می‌گوییم نهفته نیست.
AS4438
کتاب‌ها جاسوس‌هایی از یک جهانِ موازی‌اند
Parya
پدرش گفت «همه می‌گن سقوط کرد چون خیلی به خورشید نزدیک شده بود، اما اون پرواز کرد. منظورم رو می‌فهمی پسر؟ اون تونست پرواز کنه. اگه بتونی فقط چند لحظه پرنده باشی، سقوط کردن دیگه مهم نیست.»
Hamedahmadzadeh70@gmail.com Hamedahmadzadeh70@gmail.com
به ما می‌گوید گوشت درجه‌یک چگونه بدون داروهای تسریع‌کننده و اصلاح ژنتیک پرورش داده می‌شود؛ چه‌طور تارهای صوتی را برمی‌دارند چون «گوشت که حرف نمی‌زند»؛
ghazal
آدم‌ها به پول نیاز دارند، اما پول کافی نیست.
MahShid Pourhosein
مارکوس، که بدن یاسمین را روی زمین می‌کشد تا به طویله ببرد و سلاخی‌اش کند، با صدایی پُر از شور و آن‌قدر خالصانه که دل را ریش می‌کند می‌گوید «حالت انسانیِ یه حیوون اهلی رو پیدا کرده بود.»
re8za8
«سکوتی حکم‌فرما شده که کسی نمی‌شنود، اما وجود دارد.
لونا لاوگود
«بشر منبع شر در این جهان است. ما ویروس خودمان هستیم.»
عماد
«مرگ دوروبرم رو گرفته، تمام روز، تمام ساعات روز با منه.»
Narges
«احمق نباش. نمی‌بینی دارند کنترل‌مون می‌کنند؟ اگه ما همدیگه رو بخوریم می‌تونند ازدیاد جمعیت، فقر، جرم‌وجنایت رو کنترل کنند. می‌خوای ادامه بدم؟ این‌که کاملاً مشخصه.»
Aerwyna
«تا حالا یه موجود زنده خورده‌ای؟» «نه.» «یه موجود زنده، حس‌وحال و حرارتی ظریف و خوشایند داره که واقعاً خوشمزه‌ش می‌کنه. با هر لقمه که می‌خوری زندگی رو بیرون می‌کشی. لذتش تو اینه که می‌دونی به خاطر کار تو، تصمیم تو، زندگی اون موجود نابود می‌شه. این حس که یه موجود پیچیده و ارزشمند ذره‌ذره از بین می‌ره و قسمتی از وجود تو می‌شه. تا ابد. به نظرم این معجزه خیلی فریبنده‌ست. احتمال یه پیوستگی پایدار.»
رهام
گاهی آدم باید وزن دنیا را تحمل کند.
petra
آرزو می‌کند کاش می‌توانست به خودش داروی بی‌حسی بزند و بدون حس کردن چیزی زندگی کند. خودکار عمل کند، مشاهده کند، نفس بکشد و چیز دیگری در کار نباشد. همه‌چیز را ببیند، بفهمد و حرف نزند. اما خاطرات سرجای‌شان هستند و با او می‌مانند.
فاطمه زهرا
مردم هنوز فکر می‌کنند زن‌ها باید برنامهٔ بیولوژیکی خاصی را عملی کنند
re8za8
اگمونت می‌پرسد رأس‌ها می‌توانند حرف بزنند؟ از سکوت آن‌جا متعجب است. ال گرینگو به او می‌گوید آن‌ها از کودکی در دستگاه توله‌کِشی و بعد هم در قفس نگه‌داری می‌شوند. می‌گوید تارهای صوتی‌شان را برمی‌دارند تا کنترل‌شان آسان‌تر باشد. می‌گوید «کسی دلش نمی‌خواد اون‌ها حرف بزنند، چون گوشت که حرف نمی‌زنه. ارتباط برقرار می‌کنند، اما با زبون اشاره. می‌فهمیم سردشونه، گرم‌شونه، این‌جور مسائل اساسی.»
1984

حجم

۲۷۷٫۰ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۱

تعداد صفحه‌ها

۲۱۸ صفحه

حجم

۲۷۷٫۰ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۱

تعداد صفحه‌ها

۲۱۸ صفحه

قیمت:
۱۵۵,۰۰۰
۷۷,۵۰۰
۵۰%
تومان