با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتیات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.

کتاب همهی نامها
۳٫۳
(۱۵)
خواندن نظراتمعرفی کتاب همهی نامها
ساراماگو یکسال قبل از دریافت جایزه نوبل، یعنی در سال ۱۹۹۷ م. رمان «همهٔ نامها» را نوشت. او در این رمان بهتوضیح فلسفی مرز میان مرگ و زندگی میپردازد؛ مرزی که بسیار نزدیک است و میتوان آن را در بایگانی یک ادارهٔ ثبت محقر و سنتی دید.
در قسمت جلو، روزمره و روشن اداره داستان ساراماگو، مدارک و مشخصات زندهگان و در قسمت عقب و تاریک آن، مدارک و سوابق مردهگان نگهداری میشود. بهنظر میرسد ادارهٔ ثبت، نمادی اسطورهوار از دنیای انسانها است که در آن نوعی انضباط و ناشناختگی نزدیک به دنیای کافکا حاکم است. هر روز افراد جدیدی در آن ثبت میشوند و پرونده افرادی در بخش زندهگان به بخش مردهگان منتقل میشود.در این رمان، ساراماگو از تاریکی و ناشناختهبودن دنیای مردهگان به شکلی نمادین حرف میزند.کارمند سادهٔ ادارهٔ ثبت که قهرمان این داستان و همنام با نویسندهٔ کتاب است، باید برای دستیابی به اطلاعاتی درمورد مردهگان با یک ریسمان خود را به نمادی از دنیای زندهگان (میز جناب رییس) ببندد و بعد در تاریکی بایگانی مردهگان گام بگذارد تا در آن قسمت، گم نشود.
ساراماگو در این رمان، نقش اتفاق و تصادف را در زندگی انسانها بسیار بالا میداند؛ بهطوریکه یک تصادف ساده میتواند زندگی انسانی را بهطور کلی دگرگون کند؛ همانگونه که با خواندن این رمان خواهید دید چهگونه زندگی یک کارمند سادهٔ ادارهٔ ثبت با رویداد یک اتفاق ساده متحول شده و مسیر زندگیاش تغییر مییابد.در رمانهای ساراماگو نباید از مقولهٔ عشق غافل ماند. گرچه عشق ساراماگو در نهایت تبدیل به یک عشق فلسفی میشود؛ اما در تمام رمانهای او مشهود است و این رمان هم از آن مستثنی نیست.
ساراماگو معتقد است که «نام»، مانند مرزهای جغرافیایی و تفاوتهای نژادی، عامل تقویت کنندهای برای گسترش تبعیضهای برتریطلبانه است؛ بنابراین در آثارش بهویژه این کتاب با بیاهمیت نشان دادن «نام» در زندگی روزمره، بر عقیدهاش پافشاری میکند.«همه نامها» هم مانند دیگر نوشتههای ساراماگو اثری جذاب است و بیشک برای علاقهمندان به رمانهای ساراماگو یک اثر بهیادماندی خواهد بود.
جود گمنام![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
ابراهیم یونسی
۲۴ ساعت از زندگی یک زناشتفان تسو ایگ
دل مردگیژان پل سارتر
اتاقی از آن خودویرجینیا وولف
فانوسی میان اقیانوسهاام. ال. استدمن
بانوی میزبانفئودور داستایفسکی
تعلیقژان پل سارتر
قلههای ادبیات جهان؛ سفر به انتهای شب سلینجان استارک
بابا گوریوانوره دوبالزاک
خیال پردازیهای رهرو تنهاژان ژاک روسو
برفکدان دلیلو
پی یر و لوسیرومن رولان
اینک خزانمحمد همتی
سایه های شبامیل زولا
دانشکده های منماکسیم گورکی
نفوس مردهنیکلای گوگول
زیستنیو هوآ
عشق اول و دو داستان دیگرایوان تورگینیف
آرزوهای بر باد رفتهانوره دوبالزاک
پس پردهآنا گاوالدا
همیشه عصیانگر![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
هانری تروایا
جنایت و مکافاتفئودور داستایفسکی
وقتی شانس در کمین است، آماده باشیداینا گارتن
مرگ شاه سونگورلوران گوده
پیام کافکا و بوف کورصادق هدایت
روایتی ساده و روان از سندبادنامهمحمد بن علی ظهیری سمرقندی
فراموشخانه اشباحماری دیدیه
گوهران گرانمحمدرضا توکلی صابری
نوه آقای لینفیلیپ کلودل
روان های آزردهفیلیپ کلودل
حجم
۲۳۸٫۲ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۳
تعداد صفحهها
۲۸۸ صفحه
حجم
۲۳۸٫۲ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۳
تعداد صفحهها
۲۸۸ صفحه
قیمت:
۳۹,۰۰۰
تومان
نظرات کاربران
ژوزه ساراماگو بهترین ایدهها و سوژهها رو برای داستانهاش انتخاب میکنه. ایدههایی که به وسیله پرداخت به اونها توانایی اینو داشته باشه که از استعارهها و کنایههای خاص خودش استفاده کنه. داستان "همهی نامها" بیش از کوری و بینایی استعاری
اگر بخوایم این اثر رو با باقی آثار ساراماگو مقایسه کنیم باید گفت که بهاندازهی "کوری" و "بینایی" ملموس نبود، بهاندازهی "سال مرگ ریکاردوریش"، "بالتازار و بلموندا" یا همان "بنای یادبود صومعه" و همچنین "درنگ مرگ" پربار و کنایی نبود،
من این کتاب رو نسخه چاپی شو خوندم فوق العاده عالیه
ژوزه مرد تنهای داستان که بدون دلیل خاصی شاید فقط برای پر کردن تنهایی و بیکاری درگیر داستانی میشه.. البته داستانی که چندان جذابیتی هم نداره.. روند داستان خسته کننده هست.
این کتاب یه جمله طلایی داره که شد سرلوحه زندگی من: بزرگترین اشتباهی که میتوانیم انجام دهیم این است که به برخی آدمها طولانیتر از آنچه که لیاقتش را دارند اجازه دهیم در زندگیمان بمانند ☺️
داستان تنهایی آقا ژوزه.پر از استعاره. قسمتی از کتاب:هرکس قبل از خودکشی موظف است چیزی بگذارد که فریاد بزند دیگر نمیتوانستم چون...
عالی...مثل کوری و بینایی...