معرفی و دانلود کتاب گرسنه + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب گرسنهsubscriptionAvailable

کتاب گرسنه

نوع کتاب
۴.۰(از ۴۶ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
کنوت هامسون، احمد گلشیری
انتشارات: 
انتشارات نگاه

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب گرسنه

«گرسنه» نوشته کنوت هامسون(۱۹۵۲-۱۸۵۹)، نویسنده نروژی برنده جایزه نوبل ادبیات در سال ۱۹۲۰ است. این کتاب درباره نویسنده‌ای نروژی است که در اوج تنگدستی در اسلو پرسه می‌زند و با فقری که دست به گریبانش است مبارزه می‌کند. در بریده‌ای از کتاب می‌خوانیم: یه بار دیگه هم قسر در رفته بودم. هر روز غذا داشتم بخورم، روحیه پیدا کرده بودم و می‌نشستم یه‌ریز کار می‌کردم. روی سه چهار مقاله کار می‌کردم و احساس می‌کردم هر جرقه‌ای، هر فکری که به نظرم می‌رسه نیروی دماغی منو تحلیل می‌بره. در عین حال، به نظرم می‌رسید که دستم از هر وقت دیگه روان‌تر شده. اون مقاله‌ای رو که اون همه به خاطرش رنج برده بودم و امید بهش بسته بودم، سردبیر برگردوند. من هم، بدون این‌که دوباره بخونمش، با احساس خشم و توهین، بی‌درنگ پاره پاره‌اش کردم. قصد داشتم در آینده یه روزنامه دیگه رو هم زیر سر بذارم تا دستم بازتر باشه. در صورتی که تموم درها به روم بسته می‌شد، به عنوان آخرین چاره، کار توی کشتی رو برای روز مبادا کنار گذاشته بودم. کشتی راهبه کنار بارانداز لنگر انداخته بود و آماده حرکت بود. بنابرین، می‌تونستم تو اون‌جا استخدام بشم و راه بیفتم برم آرخانگل یا هر جای دیگه که کشتی در اون لحظه می‌خواست راه بیفته بره. این بود که به خودم گفتم که تموم راه‌ها هم مسدود نیست. بلاهایی که به سرم اومده بود اثر خودشونو گذاشته بودن؛ خیلی از موهام داشت می‌ریخت. سردردها هم ناراحتی‌های زیادی برام درست می‌کرد، به‌خصوص صبح‌ها که از خواب بیدار می‌شدم. ناراحتی عصبی هم که از سابق داشتم سر جای خودش بود. روزها می‌نشستم و با دست‌های کهنه‌پیچ می‌نوشتم؛ چون انقدر حساس شده بودن که نفسم به‌شون می‌خورد احساس درد می‌کردم. وقتی ینس اولای تو طبقه پایین درها رو به هم می‌کوفت، یا سگ از دَرِ پشت وارد حیاط می‌شد و پارس می‌کرد، سر و صدا مثل سوزن تا اعماق استخوون‌هام فرو می‌رفت و تموم بدنم درد می‌گرفت. خلاصه، وضعم خیلی زار بود.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب گرسنه و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:گرسنه
عنوان انگلیسی:Hunger
موضوع:رمان، داستان خارجی
نویسنده:کنوت هامسون
مترجم:احمد گلشیری
انتشارات:انتشارات نگاه
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۸۳/۰۹/۰۱
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۲.۰۹ مگابایت
شابک:۹۷۸-۹۶۴-۳۵۱-۱۹۹-۹
تعداد صفحه‌ها:۲۵۹ صفحه
قیمت کتاب:۴۳۰۰۰ تومان
برچسب:بهترین‌های ادبیات داستانی، برنده نوبل، باشگاه کتاب‌خوانی ازتا

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

Mohammad
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۶/۱۱

(۶-۱۱-[۱۲۱]) داستان در مورد نویسنده ای بی نام و نشانه که طبق معمول با فقر و تنگدستی دست و پنجه نرم میکنه، اگر قبلا توو چنین موقعیتی قرار گرفته باشید خیلی راحت تر میتونید با کتاب ارتباط برقرار کنید؛ کتاب "...بیشتر

۰
عباس
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۳/۰۷

بعد از خواندن این کتاب خیلی ترسیدم .همش می رفتم داخل یخچال را نگاه می کردم تا ببینم چیزی برای خوردن داریم یا نه . با خودم فکر می کردم با فروش وسایل خانه تا چند ماه میتونم خودم را...بیشتر

۲
Kimia
۱۳۹۷/۰۸/۲۰

این کتاب عالیه. خوندنش برام تجربه خاصی بود. از بقیه کتابای کنوت هامسون هم یه سر و گردن بالاتره. حیف که نسبتا گمنامه :/

۲
vahid
۱۳۹۸/۰۱/۱۱

حقیقت شاید تلخ باشه ،اما منفی نیست .فضای منفی تعبیر صحیحی برای این کتاب زیبا نیست

۰
سجاد احمدی
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۲/۱۲

مثل شخصیت داستان، حوادث و رویدادها هم انگار بی‌خانمان هستن؛ هنوز اتفاقی تموم نشده، در دل یک رویداد دیگه هستیم و چقدر توصیف‌های دقیق و زیبایی از هر یک از این رویدادها داده شده. شرح گرسنگی کشیدنی که چنان واقعی...بیشتر

۰
Maryam M
۱۳۹۸/۰۴/۲۷

کتاب خوبی بود . من دوس داشتم

۰
bookishgirl
۱۳۹۶/۱۰/۰۲

چاپیش رو خوندم، خیلی جالبه

۰
Mohadese
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۴/۱۱

گرسنگی چیست؟ با روح، روان، شخصیت و عزت نفس یک آدم چیکار میکنه؟ همراه با راوی بی نام و بی گذشته این داستان درمی‌یابیم که گرسنگی چیست! کتاب خوبی بود، ترجمه مرحوم گلشیری هم که درش صحبتی نیست. تنها مشکل من با کتاب...بیشتر

۰
Hamed Habibi
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۰/۱۷

معرکه است

۰
Danial H
۱۳۹۸/۰۹/۰۱

کتاب زیبایی بود شاید اگر کمی کوتاه تر بود بهتر تاثیر می‌گذاشت اما خوندنش لذت بخش بود.

۰
A.Mtq
۱۳۹۷/۰۱/۰۵

خیلی دردناکه😢

۲
ali karimi
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۲/۲۰

بی نظیر. فیلمی کلاسیک هم از روی کتاب ساخته شده بوده که آن هم فیلم خوبی است.

۰
bookman
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۴/۲۶

کتابی واقعا عالی و همراه با ترجمه ایی بسیار زیبا.رمانی که بر اساس تک گویی درونی یا ذهنی(مونولوگ) که شباهت به-جریال سیال ذهنی- می دهد.که لاجرم از زاویه دید اول شخص گفته می شود. جالب اینکه تمام رمان، صرفا بر اساس...بیشتر

۰
amirali
۱۴۰۳/۰۴/۱۰

کتاب در مورد شخصیه که با اینکه هیچ پولی نداره و گرسنه هست و غیر از نوشتن کار خاصی بلد نیست از هیچکس کمکی از روی ترحم قبول‌نمیکنه و ارزش های اخلاقیش واسش اولویتن کتاب جالبیه و ارزش خوندن داره..

۰
Saieh
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۸/۰۷

چه قلم زیبایی 👌 چقدر ظریف و دقیق صحنه ها و احساسات خودش رو توضیح میده.

۰

بریده‌هایی از کتاب

عباس عرب
۳۱
وقتی امید نباشه دیگه هیچی نیست.
Mohammad
۲۳
احساس می‌کردم هیچ تعلقی به دور و اطرافم ندارم و خوشحال بودم که از انظار مردم پنهانم.
AS4438
۱۴
اصولا دیدن حیوون توی قفس چیزی نیست که علاقه منو جلب کنه.
mina3062
۸
حاضر بودم تموم زندگی‌مو بدم تا یه لحظه خوشبختی رو بچشم. سرتاسر زندگیم پیشکشِ یه بشقاب آش! فقط همین یه خواسته منو اجابت کن!
mina3062
۷
یه کتاب نداشتم وقتی نومیدی به سراغم می‌اومد مونسم باشه.
mina3062
۷
تردیدهای ابلهانه و ملاحظات اخلاقی رو کنار بذار، یعنی باید کنار بذارم، من بالاتر از این چیزهام. با این شرّ و ورّهای ابلهانه خداحافظی کنم. من نه قهرمانم و نه برده اخلاق. ازین به بعد مطابق عقلم رفتار می‌کنم....
mina3062
۳
من که از این خانم و جذابیتش دست شسته‌م و کاری به کارش ندارم. سعی کردم با تصورِ بدترین چیزهای ممکن درباره اون خودمو تسلی بدم، و از این‌که اونو به لجن بکشم لذت می‌بردم.
mina3062
۳
اینه اون چیزی که من اسم‌شو رفتار درست می‌ذارم. حرفی نزن، حتی چیزی پشت پاکت ننویس، فقط اونو توی مشتت مچاله کن و صاف پرتابش کن تو صورت دشمنت! این نمونه رفتار آدم بزرگواره
mina3062
۲
می‌نوشتم و بدون لحظه‌ای درنگ برگ‌ها رو پر می‌کردم. افکارم طوری شتاب‌آلود بیرون می‌ریختن و چنان سیلاب‌وار جاری می‌شدن که تعدادی‌شونو نتونستم به‌سرعت یادداشت کنم و از ذهنم گریختن، هر چند تموم نیرومو به کار گرفتم. جمله‌ها تهاجم خودشونو به من ادامه دادن؛ و من طوری غرق نوشتن بودم که انگار از جایی به‌م الهام می‌شد.
mina3062
۲
کردم. قطره اشکی تو چشم‌هام نبود، نه احساسی داشتم و نه فکری توی سرم بود.