معرفی و دانلود کتاب کنستانسیا + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب کنستانسیا

کتاب کنستانسیا

نوع کتاب
۳.۶ امتیاز(از ۴۶ رأی)
انتشارات: 
نشر ماهی
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب کنستانسیا

کتاب کنستانسیا داستانی از نویسنده بزرگ معاصر مکزیک، کارلوس فوئنتس است. این کتاب با ترجمه عبدالله کوثری در انتشارات ماهی منتشر شده است.

درباره کتاب کنستانسیا

فوئنتس از نویسندگانی است که هم در رمان‌نویسی و هم در نوشتن داستان کوتاه، استادی خود را ثابت کرده‌ است. داستان کنستانسیا درباره زن و شوهری است که ۴۰ سال با هم زندگی کرده‌اند اما در روزگار میان‌سالی خود با اتفاقاتی روبه‌رو می‌شوند که زندگی‌شان را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

دکتر ویتی‌هال پزشک آمریکایی با همسرش کنستانسیا که اهل اسپانیا و اندلسی است، در ساوانا، شهری در جنوب آمریکا زندگی می‌کنند. در این میان یک هنرپیشه روس تبعیدی به نام پلپتنیکوف که با دکتر آشنایی دارد در روز مرگ خود به سراغ او می‌آید و این نوید را می‌دهد که دکتر هم در روز مرگش بعد از سال‌ها به دیدار او خواهد رفت.

درک این داستان انسانی و پرمعنا محوریت آن تقابل مرگ و زندگی است، اندکی سخت است و ماجرا بین واقعیت و خیال می‌گذرد اما خواندن آن سراسر لذت است و کشف حقیقت آن لذت‌بخش‌تر. به‌نظر می‌رسد که فوئنتس علاقهٔ زیادی به کافکا و والتر بنیامین دارد و در این اثر حتی به‌نوعی از سبک داستان‌نویسیِ کافکا هم الهام گرفته است.

خواندن کتاب کنستانسیا را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام علاقه‌مندان به ادبیات داستانی پیشنهاد می‌کنیم.

درباره کارلویس فوئنتس

کارلوس فوئنتس متولد ۱۱ نوامبر ۱۹۲۸ – درگذشته ۱۵ مه ۲۰۱۲ است. او نویسنده مکزیکی و یکی از سرشناس‌ترین و مشهورترین نویسندگان اسپانیایی زبان بود. مادرش برتا ماسیاس ریواس و پدرش رافائل فوئنتس بوئه‌تیگر است. پدر کارلوس از دیپلمات‌های مشهور مکزیک بود و به همین دلیل در کودکی در کشورهای مختلفی زندگی کرد. در سال ۱۹۳۶ خانواده اش در شهر واشینگتن دی سی ساکن شدند و این باعث شد که با زبان انگلیسی آشنا شود.دورهٔ دبیرستان را در سانتیاگو، شیلی و بوئنوس آیرس گذراند. نخستین مجموعه داستان‌های کوتاه فوئنتس در سال ۱۹۵۴ منتشر شد. فوئنتس که در دانشگاه‌های مطرحی چون پرینستون، هاروارد، پنسیلوانیا، کلمبیا، کمبریج، براون و جورج میسون سابقهٔ تدریس داشت. نویسندهٔ بلندآوازهٔ مکزیکی در مراسمی با حضور گابریل گارسیا مارکز و نادین گوردیمر - دو نویسندهٔ برندهٔ نوبل ادبیات - و فیلیپ کالدرون، رئیس‌جمهور مکزیک و رهبران پیشین شیلی و اسپانیا، هشتادمین سال‌روز تولدش را جشن گرفت. او در روز سه‌شنبه، ۱۵ مهٔ ۲۰۱۲ در ۸۳ سالگی درگذشت.

بخشی از کتاب کنستانسیا

احساس گیرافتادن در هزارتوی این شهر به علت طرح اسرارآمیز ساواناست که سبب شده این شهر به تعداد ستاره‌های آسمان میدان داشته باشد، یا دست‌کم این‌طور به نظر بیاید. صفحه‌ای را در نظر بگیرید با طرح منظم مثل صفحهٔ شطرنج که آغازش میدانی است که چهار یا شش یا هشت خیابان از آن منشعب می‌شود و به سه یا چهار یا پنج میدان دیگر می‌رسد و از این میدان‌ها هم در نهایت دوازده یا چهارده خیابان کشیده می‌شود که به‌نوبهٔ خود به بی‌نهایت میدان دیگر می‌رسد.

از این لحاظ، رمزوراز ساوانا سادگی هندسی شفاف آن است. هزارتوی این شهر خطی مستقیم است. شفافیت و وضوح آن به شکلی نامنتظر، آدم را تا حد استیصال سردرگم می‌کند. نظم، پیش‌درآمد ترور و وحشت است و وقتی همسر اسپانیایی من کتاب کهنهٔ نقاشی‌های سیاه‌قلم گویا را باز می‌کند و نگاهش بر آن نقاشی بسیار مشهور Caprichos (هوسباز) خیره می‌ماند، از خودم می‌پرسم آیا حق دارم رشتهٔ تخیلش را پاره کنم و به یادش بیارم که:

تعقلی که هرگز به خواب نمی‌رود هیولا می‌آفریند.

در حال حاضر واقعیت، خیلی ساده، از این قرار است: تنها چارهٔ من این است که در ایوان خانه‌ام روی صندلی ننویی بنشینم و بادبزنی گرد به دست بگیرم و ردّ رود سبز و آرام و فریبنده را با نگاه دنبال کنم و وقتی دنبالهٔ رود را گم کردم، خودم را با این استدلال دلخوش کنم که چون در هوای آزاد نشسته‌ام باید خنک شده باشم.

همسرم که از من عاقل‌تر است، می‌داند این خانه‌های قدیمی جنوب را طوری ساخته‌اند که عایق گرما باشد، پس ترجیح می‌دهد کرکره‌ها را ببندد و تمام بعدازظهر توی ملافه‌های خنک و زیر پنکهٔ چرخانِ بی‌صدا دراز بکشد. از دوران کودکی‌اش در سویل به این کار عادت کرده. با این‌همه من و او یک خصلت مشترک داریم و آن این‌که زیر هر نوع دستگاه تهویه چایمان می‌کنیم و گلومان خشک می‌شود، بنابراین توافق کرده‌ایم که در این خانه از آن دستگاه‌هایی که مثل زگیل یا جای زخمی قدیمی بر پنجرهٔ تمام خانه‌های این شهر چسبیده، استفاده نکنیم.

معرفی این کتاب در تاریخ ۱۶ خرداد ۱۴۰۵ به‌روزرسانی شده است.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب کنستانسیا و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابکنستانسیا
موضوعرمان، داستان خارجی
نویسندهکارلوس فوئنتس
مترجمعبدالله کوثری
انتشاراتنشر ماهی
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۸۹/۰۲/۰۳
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۰.۹۵ مگابایت
شابک۹۷۸۹۶۴۲۰۹۰۶۸۶
تعداد صفحه‌ها۱۳۴ صفحه
قیمت کتاب۸۰۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

MasihReyhani
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۱/۱۵

حکما دنیای «کنستانسیا» یکی از وهم‌آلودترین فضاهایی است که در یک کتاب تجربه کرده‌ام. «کنستانسیا» روایت زندگی یک جراح میان‌سال اهل آمریکا؛ دکتر ویتبی هال، به همراه همسر اسپانیایی‌اش؛ کنستانسیا و همسایه‌شان، یک بازیگر بازنشته‌ی روس؛ موسیو پلوتنیکوف است. دکتر ویتبی هال،...بیشتر

۰
رابرت
۱۳۹۸/۰۲/۳۰

کتاب آئورا رو هم بزارید

۰
محمد
۱۳۹۸/۰۲/۱۴

یکی از بهترین داستان‌های فوئنتس با ترجمه‌ی درخشان استاد کوثری.

۰
kimistry
مطمئن نیستم.
۱۳۹۹/۰۹/۱۴

این کتاب ربطی به فریدا کالو داره؟

۰
علیِ خالی
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۱۰/۱۵

کتابی درباره مهاجرت و چالش های مرگ و زندگی که با چاشنی رمز و راز و تعاریف وهم آلود مخاطب را به شک اندازد، شاید تنها نقطه ضعف این کتاب توصیف های گاهی طولانی و غیر ضروری درباره پدیده ها...بیشتر

۰
AS4438
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۳/۲۲

عالی، ابتدا خسته کننده بود چندبارتصمیم به رهاکردن گرفتم،بالاخره تاآخرخواندم ونتیجه بسیارعالی بود.

۰
tata.b
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۵/۲۳

کنستانسیا....... / موقع خوندن این کتاب شما وارد دنیایی مرموز و بسیار جذاب میشید که میشه در درون روابط پیچیده و شک بر انگیز میان شخصیت های داستان غرق بشید ، جملات ابتدای کتاب با بیان ویژگی های مرموز همسایه...بیشتر

۰
sanaz
۱۳۹۸/۰۵/۲۲

داستان قشنگی داره

۰
Shakiba
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۱/۰۱

مرز بین خیال و واقعیت مشخص نبود که از ویژگیای آثار این نویسندس.«سخت خوان» بودنش باعث میشه مناسب ذائقه ی یه سری نباشه اما در عین این سختی یه جذابیت مبهم داشت.

۰
Nazanin
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۲/۱۵

در ابتدا کسل کننده بودو اما به مرور تبدیل به داستانی بسیار جذاب شد!

۰
mojtaba
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۹/۰۷

داستانی عجیب و رازآلود، با ترجمه‌ای روان و زیبا...

۰
ali b
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۱/۱۴

یک کتاب بینظیر

۰
parisa.v6154
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۷/۲۸

داستان پرکشش وخوبی بود که بااشتیاق زیاد خوندمش. ترجمه هم به نظرم خوب بود. مرزبین خیال وواقعیت.

۰
کاربر 2662803
۱۴۰۱/۰۷/۰۷

ببخشید چرا بین قیمت زیر نسخه و قیمت پرداخت تفاوت هست ممنون

۰
کاربر ۲۷۵۹۴۴۰
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۲/۱۲/۱۶

ترجمه ی بسیار ضعیف و نامنسجم

۰

بریده‌هایی از کتاب

pejman
۳۶
یک مدتی که می‌گذرد و آدم زندگی خودش ته می‌کشد فقط به وساطت زندگی دیگران زندگی می‌کند.
پویا پانا
۱۳
کنارکشیدن از امور خانه برای من به معنای صرفه‌جویی وقت برای مطالعه بود و مطالعه هرچیزی را عوض می‌کند، هرچیزی را به سطح بالاتری از وجود و فراتر از روزمرگی ابلهانه می‌کشاند.
مسعود
۱۲
تعقلی که هرگز به خواب نمی‌رود هیولا می‌آفریند.
پویا پانا
۸
عشقی که سراسر اعتماد باشد، عشق حقیقی نیست، بیش‌تر شبیه بیمه‌نامه است یا بدتر از آن، گواهی حُسن رفتار. و این در نهایت به بی‌خیالی می‌انجامد.
پویا پانا
۷
یک عده از مردم اسباب عذاب مردم دیگر شده‌اند. خوشبختی و کامیابی درست مثل منطق کمیابند؛ اساسی‌ترین تجربهٔ بشری شکست و نومیدی است.
Hanieh
۷
این‌که ما آدم‌های عقب‌افتاده‌ای مثل ریگان را به ریاست‌جمهوری انتخاب می‌کنیم، آیا فقط به این منظور نیست که ثابت کنیم همهٔ آدم‌ها برابرند؟ ما ترجیح می‌دهیم خودمان را در این قبیل آدم‌های ابله پیدا کنیم که مثل ما حرف می‌زنند، ظاهرشان مثل ماست، لطیفه‌هاشان مثل ماست و همان عقب‌افتادگی ذهنی، فراموشی، تعصب و وسواس ما و سرگشتگی‌های ما را دارند و به این ترتیب ما ابتذال ذهنی خودمان را توجیه می‌کنیم. راستی که چه تسلایی!
Hanieh
۷
ویرانه حقیقت را آشکار می‌کند چون چیزی است که برجا می‌ماند؛ ویرانه استمرار تاریخ است.
پویا پانا
۶
یک مدتی که می‌گذرد و آدم زندگی خودش ته می‌کشد فقط به وساطت زندگی دیگران زندگی می‌کند.
پویا پانا
۵
زندگی زناشویی وقتی یک طرف وادار به توضیح می‌شود، لطمه می‌خورد. آن‌که می‌بخشد متهم می‌کند. بهترین کار این بود که دوستانه سکوت کنم.
Hanieh
۴
فکر می‌کردم که من چیزی نیستم جز واسطه‌ای میان این‌همه ماجرا. نقطه‌ای میان این مصیبت و مصیبت دیگر، میان این امید و امید دیگر، میان دو زبان، دو خاطره، دو دوران، میان دو مرگ و اگر در یک لحظه این نقش ناچیز مایهٔ ناراحتی‌ام شده بود، حالا دیگر این‌طور نبود، حالا قبولش می‌کردم، ازش استقبال می‌کردم، افتخار می‌کردم به این‌که میانجی واقعیت‌هایی هستم که درکشان نمی‌کنم، چه رسد به این‌که مهارشان بکنم