معرفی و دانلود کتاب گیرنده شناخته نشد + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب گیرنده شناخته نشد
off
٪۳۰

کتاب گیرنده شناخته نشد

نوع کتاب
۴.۳ امتیاز(از ۷۴ رأی)
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب گیرنده شناخته نشد

کتاب گیرنده شناخته نشد (Address Unknown) نوشته کاترین کرسمن تیلور، روایتی نامه‌محور از دوستی دو مرد است که با قدرت‌گرفتن نازی‌ها در آلمان، زیرورو می‌شود و به آزمونی برای مسئولیت فردی در برابر خشونت جمعی، انتقام و عدالت تبدیل می‌گردد. این داستان از خلال چند نامه‌ی کوتاه میان یک تاجر یهودی ساکن سانفرانسیسکو و شریک آلمانی‌اش، تصویری فشرده و تکان‌دهنده از صعود فاشیسم، تغییرات اخلاقی انسان‌ها و شکنندگی دوستی به دست می‌دهد. نشر ماهی این داستان را با ترجمه بهمن دارالشفایی منتشر کرده است، نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب گیرنده شناخته نشد

کتاب گیرنده شناخته نشد داستانی است که کاترین کرسمن تیلور در قالب نامه‌نگاری میان دو دوست قدیمی نوشته است؛ ماکس آیزنشتاین، یهودی ساکن سانفرانسیسکو و مارتین شولزه، شریک آلمانی‌اش که به مونیخ بازگشته است. کتاب با چند نامه‌ی رفت‌وبرگشت آغاز می‌شود که در آن‌ها از خاطرات مشترک، کار گالری، خانواده‌ها و امیدهای پس از جنگ حرف زده شده.

ابتدا لحن نامه‌ها صمیمی و پر از شوخی و یادآوری گذشته است، اما با قدرت‌گرفتن حزب نازی، واژه‌ها تغییر می‌کنند. ماکس اخبار ضدونقیض درباره‌ی خشونت‌ها و آزار یهودیان را می‌شنود و از دوستش می‌خواهد حقیقت را برایش روشن کند اما پاسخ‌ها کم‌کم رنگ توجیه، شور ایدئولوژیک و زبان رسمی نازی‌ها را به خود می‌گیرد.

کتاب گیرنده شناخته نشد در ادامه با ورود خواهر بازیگر ماکس، بُعد دیگر پیدا می‌کند؛ زنی یهودی که برای بازی در تئاتر به برلین می‌رود و در فضای ضدیهودی تازه، سرنوشتش به نقطه‌ای تراژیک می‌رسد. کاترین کرسمن تیلور این‌چنین می‌کوشد پرسش‌هایی را درباره‌ی وفاداری، مسئولیت فردی در برابر خشونت جمعی و مرز میان انتقام و عدالت طرح کند.

خلاصه داستان گیرنده شناخته نشد

هشدار: این پاراگراف بخش‌هایی از داستان را فاش می‌کند!

داستان گیرنده شناخته نشد از خلال نامه‌های میان ماکس آیزنشتاین و مارتین شولزه، مسیر دگرگونی یک دوستی قدیمی را در بستر صعود نازیسم دنبال می‌کند. ماکس، یهودی ساکن سانفرانسیسکو، از دور نگران خبرهای آلمان است و از مارتین می‌خواهد واقعیت را برایش بنویسد. مارتین ابتدا مردد است، اما کم‌کم زبانش به زبان پیشوا، نژاد و خون پاک نزدیک می‌شود و دوستی را زیر سایه‌ی ایدئولوژی قرار می‌دهد.

نقطه‌ی عطف، ورود گریزل، خواهر بازیگر ماکس، به برلین است؛ زنی یهودی که روی صحنه هویت خود را اعلام می‌کند و به‌ دنبال آن، تحت تعقیب قرار می‌گیرد. ماکس از مارتین می‌خواهد از نفوذش برای محافظت از او استفاده کند، اما پاسخ‌ها و رخدادها چیز دیگری را نشان می‌دهد.

پس از این واقعه، ماکس با استفاده از همان ابزار مکاتبه، بازی تازه‌ای را آغاز می‌کند؛ نامه‌ها و تلگراف‌هایی پر از اصطلاحات هنری و عدد که برای مأموران سانسور مشکوک به نظر می‌رسند و موقعیت مارتین را در نظام جدید به خطر می‌اندازند.

چرا باید کتاب گیرنده شناخته نشد را بخوانیم؟

خواندن این رمان فرصتی است برای دیدن این‌که چگونه چند نامه‌ی کوتاه می‌تواند سقوط اخلاقی یک انسان، قدرت‌گرفتن نفرت و تبدیل‌شدن دوستی به میدان انتقام را نشان دهد. این کتاب با زبانی موجز، فضای خفقان، سانسور و خودفریبی را در دل روابط روزمره و خانوادگی عیان می‌کند و خواننده را با سؤالاتی جدی درباره‌ی همراهی یا سکوت در برابر خشونت رها می‌سازد.

خواندن کتاب گیرنده شناخته نشد را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

خواندن گیرنده شناخته نشد به کسانی پیشنهاد می‌شود که به داستان‌های تاریخی درباره‌ی آلمان نازی، رمان‌های نامه‌نگاری یا اپیستولاری و متن‌های کوتاه اما پرتنش علاقه دارند. همچنین این داستان برای مخاطبانی که در مورد موضوعاتی مثل مسئولیت فردی، دوستی در شرایط بحرانی و سازوکارهای فاشیسم کنجکاوند، جذاب خواهد بود.

درباره کاترین کرسمن تیلور

کاترین کرسمن تیلور (Kathrine Kressmann Taylor) (۱۹۰۳- ۱۹۹۶)، نویسنده و استاد دانشگاه آمریکایی بود. او نخستین جایزه‌ی نویسندگی خود را در سن یازده‌سالگی دریافت کرد. تیلور رمان شاخص خود با عنوان «گیرنده شناخته نشد» را به توصیه‌ی ناشرش با نام مستعار به چاپ رساند؛ چرا که در آن دوران تصور می‌شد یک متن با محتوای سیاسی به قلم یک زن مورد توجه جدی قرار نخواهد گرفت. او در سال ۱۹۴۲ کتاب دیگر خود به نام «روز بی‌بازگشت» را منتشر کرد که روایتی واقعی از زندگی لئوپولد برنارد و احوال مسیحیان آلمانیِ معترض به جریان نازیسم را به تصویر می‌کشید.

کارنامه‌ی تیلور شامل سه کتاب و بیش از دوازده داستان کوتاه است که یکی از این آثار در مجموعه‌ی گزیده‌ی بهترین داستان‌های کوتاه آمریکایی سال ۱۹۵۶ به چاپ رسید. وی علاوه بر نگارش داستان، در کالج گتیزبورگ هم به تدریس در رشته‌های نویسندگی خلاق و روزنامه‌نگاری اشتغال داشت.

جوایز و افتخارات کتاب گیرنده شناخته نشد

  • برنده‌ی جایزه‌ی Premi Llibreter de narrativa (سال ۲۰۰۱)
  • از پرفروش‌ترین کتاب‌های بین‌المللی

نظر افراد و مجله‌های مشهور درباره کتاب گیرنده شناخته نشد

«داستانی که نسل من خیلی خوب می‌شناسندش و عمیقاً قدردانش است. این داستان برای ما در دوران جنگ جهانی دوم همان نقشی را داشت که کتاب کلبه‌ی عمو تام در جنگ داخلی آمریکا داشت.» (کورت ونه‌گات)

اقتباس‌ها از کتاب گیرنده شناخته نشد

این داستان از زمان انتشارش بارها به صورت‌های مختلف مورد اقتباس قرار گرفته؛ از سینما و تئاتر تا نمایش رادیویی. مهم‌ترین اقتباس اما فیلمی سینمایی به همین نام است که در سال ۱۹۴۴ ساخته شد. کارگردان این اثر ویلیام کمرون مینزیز بود و در آن پل لوکاس، موریس کارنوفسکی و مدی کریستیانس نقش‌های اصلی را داشتند. این فیلم نامزد دو جایزه‌ی اسکار شده بود.

چه نسخه‌های دیگری از کتاب گیرنده شناخته نشد منتشر شده است؟

  • کتاب گیرنده: شناخته نشد، ترجمه‌ی شهلا حائری، نشر قطره
  • کتاب ن‍اش‍ن‍اس‌ در ای‍ن‌ آدرس‌، ترجمه‌ی تینوش نظم‌جو، نشر ماه‌ریز
  • کتاب گ‍ی‍رن‍ده‌ ش‍ن‍اخ‍ت‍ه‌ ن‍ش‍د، ترجمه‌ی حسن مرتضوی، نشر بهنام

بخشی از کتاب گیرنده شناخته نشد

«سانفرانسیسکو، کالیفرنیا، ایالات متحدهٔ امریکا

۱۲ نوامبر ۱۹۳۲

آقای مارتین شولزه

عمارت رانتسنبورگ

مونیخ، آلمان

مارتین عزیز،

بالاخره برگشتی آلمان! چقدر به تو حسودی می‌کنم! بعد از دوران مدرسه دیگر آلمان را ندیده‌ام، اما هنوز نشئهٔ بلوار اونتر دن لیندن هستم ــ آزادی فکر، بحث، موسیقی، رفاقت‌های بی‌غل وغش. تازه دیگر از آن روحیهٔ قدیمی یونکری و نخوت و نظامی‌گری پروسی هم خبری نیست. تو پا به آلمانی گذاشته‌ای که به دموکراسی رسیده؛ سرزمینی با فرهنگی ریشه‌دار و در ابتدای راه آزادی‌های دلچسب سیاسی. زندگی خوبی در پیش داری. آدرس جدیدت حسابی توجه آدم را جلب می‌کند. خوشحالم که سفر دریایی‌تان این‌قدر به الزا و وروجک‌ها خوش گذشته.

و اما من... اوضاعم تعریفی ندارد. صبح‌های یکشنبه مرد مجرد تنهایی هستم که نمی‌داند چه کند. مأمن یکشنبه‌های من به آن‌سوی دریاها رفته. یاد آن خانهٔ قدیمی بزرگ روی تپه به خیر. به استقبالم می‌آمدی و می‌گفتی اگر نیامده بودی، روزمان شب نمی‌شد! الزای عزیزِ شوخ وشنگمان هم خندان از خانه بیرون می‌آمد، دستم را محکم می‌گرفت و فریاد می‌زد: "ماکس! ماکس!" و زود می‌دوید توی خانه تا اشناپس محبوبم را باز کند. همین‌طور پسرهای نازنینت، بخصوص هاینریش رعنا و دوست‌داشتنی. دفعهٔ بعد که ببینمش برای خودش مردی شده.»

معرفی این کتاب در تاریخ ۲۷ مرداد ۱۴۰۵ به‌روزرسانی شده است.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب گیرنده شناخته نشد و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابگیرنده شناخته نشد
عنوان در زبان مبدأAddress Unknown
موضوعرمان، داستان خارجی
نویسندهکاترین کرسمن تیلور
مترجمبهمن دارالشفایی
انتشاراتنشر ماهی
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۳/۰۴/۱۶
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۰.۵۵ مگابایت
شابک۹۷۸۹۶۴۷۹۴۸۵۲۴
تعداد صفحه‌ها۵۶ صفحه
قیمت کتاب۵۶۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

علی دائمی
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۴/۳۰

خیلی عالی بود. سبک نامه نگاری باعث شده داستان هم باورپذیر باشه و هم غافلگیرکننده. لحظه‌ای که به پایان داستان رسیدم خشکم زده بود! حتما تجربه‌ش کنید...

۲
Zahra kazemi
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۱۲/۱۲

کتابی کوتاه شامل نامه نگاری های دو دوست که یکی آمریکا هست و دیگری بتازگی با خانواده ش به زادگاهش آلمان برگشته حدود سال های ۱۹۳۳,۳۴ که هیتلر پیشوای آلمان شده و خیلی چیز ها در آلمان در حال تغییره. جالب...بیشتر

۰
i._.shayan
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۱۲/۰۲

کتابی بشدت کوتاه ولی زیبا. از نظر موضوع اصلی خیلی شبیه دوست بازیافته بود کوتاهی کتاب باعث میشد شخصیت‌ها فرصت پرداخت نداشته باشن و صرفا یک سری افکار باشن پایان شوکه کننده کتاب چیزیه که فراموش نمیشه

۰
صدیقه حسینی
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۷/۲۲

من عاشق کتاب‌های نامه‌ای‌ام و این کتاب یکی از خوب‌هاشه داستانی تکان‌دهنده که می‌تونید در یک نشست بخونید اما بعد به این راحتی‌ها رهاتون نمی‌کنه. کوتاهی داستان باعث می‌شه غم و تلخی چگال‌تری رو تجربه کنید و پایان‌بندی هم واقعا شوکه‌کننده‌ست یک...بیشتر

۰
sadafi
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۱/۲۷

کتابی کوتاه با داستانی بسیار گیرا. فضای کتاب پیش از جنگ جهانی دوم و بخشی از دوره جنگ را در برمیگیرد. کتاب روایت دو دوست و شریک است که هر دو زمانی هر در آمریکا زندگی میکردند و حالا یکی از...بیشتر

۰
احسا
۱۳۹۸/۰۶/۰۹

عالی داستانی مختصر،تلخ و پرکشش

۰
مهلا
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۴/۱۶

📨 گیرنده: ناشناس... وقتی دوستیِ عمیق، قربانی ایدئولوژی می‌شود. نامه‌هایی که با عشق شروع شدند، با خیانت تمام شدند... و انتقامی که با هیچ فریادی نزدیکی نداشت، فقط با "کلمات" نوشته شد. «وقتی قلم، جای گلوله را می‌گیرد… نامه‌ها می‌توانند آدم بکشند.» «تنها چند برگ نامه، می‌تواند...بیشتر

۰
سمانه
۱۳۹۸/۰۹/۲۶

کتاب تاثیر گذاریه. وقت زیادی هم نمی‌گیره.

۰
Mary gholami
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۲/۰۹

گیرنده شناخته نشد داستان کوتاه شرح نامه‌نگاری دو دوست صمیمی آلمانی است که سال‌ها با هم در آمریکا زندگی کرده‌اند و حالا یکی از آن دو به آلمان بازگشته است، آن هم درست زمانی که حزب نازی و آدولف هیتلر...بیشتر

۰
مهدیس عالم زاده
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۱/۳۰

به راستی قلم قوی ترین سلاح ظاهر شد ... کتابی فوق العاده و پر از مفهوم 💐💐💐

۰
آتش
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۳/۲۹

این کتاب خیلی عالیه. یه داستان جذاب و جمع و جور در فرمت چندتا نامه.

۰
fatipkz
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۲/۱۰

خیلی کتاب خوبی بود اصلا فکر نمیکردم در قالب دوتا نامه یه داستان و مفهوم رو بشه اینقدر قشنگ به تصویر کشید

۰
*Eli*
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۵/۱۶

بسیار کوتاه و تکان دهنده.

۰
|ݐَـــرـــــــتـــوآـــِــمــان
مطمئن نیستم.
۱۴۰۰/۰۱/۱۹

روند داستان جذاب و جالب بود من اخرشو متوجه نشدم دوستان اگر میدونین ممنون میشم راهنماییم کنید

۲
a.h
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۰/۱۰

کتابی که قطعا در یک نشست می‌خوانید. روایتی جذاب با پایانی جذاب‌تر.

۰

بریده‌هایی از کتاب

کاربر ۸۵۰۹۷۹
۱۳
ازبین‌رفتن ناامیدی خیلی وقت‌ها منجر می‌شود به قدم‌گذاشتن در راه‌های جنون‌آمیز.
naqme
۱۰
دوست من، زخم قدیمی التیام پیدا کرده، اما جای آن هرازچندی زق‌زق می‌کند.
naqme
۷
همه‌مان خودخواه و ریاکاریم، چون برای جلوزدن از بقیهٔ آدم‌های خودخواه و ریاکار لازم است این‌طور باشیم. اگر من تابلو مزخرفم را به خانم فلشمن نفروشم، یک نفر دیگر بدترش را می‌فروشد. چاره‌ای نداریم، باید تن بدهیم. اما وادی دیگری هست که همیشه می‌توانیم احساسات صادقانه را در آن تجربه کنیم ــ محضر دوست. آن‌جا که خودپسندی‌های حقیرمان را دور می‌ریزیم و صمیمیت و تفاهم را حس می‌کنیم؛ همان‌جا که خودخواهی‌های حقیر غیرممکنند و شراب و کتاب و کلام معنای دیگری به زندگی ما می‌دهند. به این ترتیب چیزی ساخته‌ایم که هیچ دروغی به آن راه ندارد. آن‌جا در آرامش کاملیم.
مورچه‌ی کتاب خوان :)
۴
نژاد یهود برای هر ملتی که به آن پناه دهد، مایهٔ دردسر است.
الهه
۴
روحی لطیف و زیبا در چشم‌های سیاهش می‌بینی؛ اما چیزی جسور و به سختی آهن هم در آن لانه کرده.
faezeh
۳
زخم قدیمی التیام پیدا کرده، اما جای آن هرازچندی زق‌زق می‌کند.
faezeh
۳
می‌دانی ماکس، از وقتی به این‌جا برگشته‌ام، حال وروز هموطنانم را دیده‌ام و درک کرده‌ام که چه عذابی کشیده‌اند. چه سال‌هایی را پشت سر گذاشته‌اند، سال‌هایی که قرص نانشان روزبه روز کوچک‌تر می‌شد و تنشان روزبه روز لاغرتر، و امیدشان از بین می‌رفت. تا خرخره در باتلاق ناامیدی فرورفته بودند.
مورچه‌ی کتاب خوان :)
۲
واقعاً ما عمرمان را با این کارها هدر نمی‌دهیم؟ با نقشه‌های هرروزه برای پول درآوردن و بعد هم پزدادن به پولی که داریم؟ من مدام خودم را سرزنش می‌کنم، اما باز روز از نو، روزی از نو. همه‌مان سروته یک کرباسیم. همه‌مان خودخواه و ریاکاریم، چون برای جلوزدن از بقیهٔ آدم‌های خودخواه و ریاکار لازم است این‌طور باشیم.
کاربر ۸۵۰۹۷۹
۱
گاهی از خودم خجالت می‌کشم که از چنین فتوحات حقیر پوچی این‌قدر لذت می‌برم. تو در آلمان پز خانهٔ ویلایی و پولت را به خانوادهٔ الزا می‌دهی و من در امریکا کیفور می‌شوم که فلان تابلو بنجل را به یک پیرزن گیج انداخته‌ام. چه دستاوردی برای دو مرد چهل ساله. واقعاً ما عمرمان را با این کارها هدر نمی‌دهیم؟ با نقشه‌های هرروزه برای پول درآوردن و بعد هم پزدادن به پولی که داریم؟ من مدام خودم را سرزنش می‌کنم، اما باز روز از نو، روزی از نو. همه‌مان سروته یک کرباسیم. همه‌مان خودخواه و ریاکاریم، چون برای جلوزدن از بقیهٔ آدم‌های خودخواه و ریاکار لازم است این‌طور باشیم.
مورچه‌ی کتاب خوان :)
۱
اصولا یهودی به یهودی اعتماد نمی‌کند.