
بریدههایی از کتاب کنستانسیا
۳٫۶
(۴۱)
یک مدتی که میگذرد و آدم زندگی خودش ته میکشد فقط به وساطت زندگی دیگران زندگی میکند.
pejman
کنارکشیدن از امور خانه برای من به معنای صرفهجویی وقت برای مطالعه بود و مطالعه هرچیزی را عوض میکند، هرچیزی را به سطح بالاتری از وجود و فراتر از روزمرگی ابلهانه میکشاند.
پویا پانا
تعقلی که هرگز به خواب نمیرود هیولا میآفریند.
مسعود
عشقی که سراسر اعتماد باشد، عشق حقیقی نیست، بیشتر شبیه بیمهنامه است یا بدتر از آن، گواهی حُسن رفتار. و این در نهایت به بیخیالی میانجامد.
پویا پانا
یک عده از مردم اسباب عذاب مردم دیگر شدهاند. خوشبختی و کامیابی درست مثل منطق کمیابند؛ اساسیترین تجربهٔ بشری شکست و نومیدی است.
پویا پانا
اینکه ما آدمهای عقبافتادهای مثل ریگان را به ریاستجمهوری انتخاب میکنیم، آیا فقط به این منظور نیست که ثابت کنیم همهٔ آدمها برابرند؟ ما ترجیح میدهیم خودمان را در این قبیل آدمهای ابله پیدا کنیم که مثل ما حرف میزنند، ظاهرشان مثل ماست، لطیفههاشان مثل ماست و همان عقبافتادگی ذهنی، فراموشی، تعصب و وسواس ما و سرگشتگیهای ما را دارند و به این ترتیب ما ابتذال ذهنی خودمان را توجیه میکنیم. راستی که چه تسلایی!
Hanieh
ویرانه حقیقت را آشکار میکند چون چیزی است که برجا میماند؛ ویرانه استمرار تاریخ است.
Hanieh
یک مدتی که میگذرد و آدم زندگی خودش ته میکشد فقط به وساطت زندگی دیگران زندگی میکند.
پویا پانا
زندگی زناشویی وقتی یک طرف وادار به توضیح میشود، لطمه میخورد. آنکه میبخشد متهم میکند. بهترین کار این بود که دوستانه سکوت کنم.
پویا پانا
فکر میکردم که من چیزی نیستم جز واسطهای میان اینهمه ماجرا. نقطهای میان این مصیبت و مصیبت دیگر، میان این امید و امید دیگر، میان دو زبان، دو خاطره، دو دوران، میان دو مرگ و اگر در یک لحظه این نقش ناچیز مایهٔ ناراحتیام شده بود، حالا دیگر اینطور نبود، حالا قبولش میکردم، ازش استقبال میکردم، افتخار میکردم به اینکه میانجی واقعیتهایی هستم که درکشان نمیکنم، چه رسد به اینکه مهارشان بکنم
Hanieh
کنستانسیا چی فکر میکنی دربارهٔ مردی که یک روز صبح بیدار میشود و میبیند تبدیل به حشرهای شده و آنوقت در راهآهن اسپانیا هم کار میکند؟ به نظر تو این به زیان ادبیات بود یا به سود راهآهن؟
کنستانسیا فکر میکند و میگوید: قطارها سروقت میرسیدند اما بدون مسافر.
adelnia60
مطالعه هرچیزی را عوض میکند، هرچیزی را به سطح بالاتری از وجود و فراتر از روزمرگی ابلهانه میکشاند.
آلب
کنستانسیا، هیچوقت به این فکر افتادهای که سری به کتابخانه بزنی و کتابی برداری و بخوانی؟
پویا پانا
ضربالمثلی قدیمی میگوید: ناپل را ببین و بمیر. من ناپل را با سویل عوض میکنم و به جای آن میگویم: سویل را ببین و دیگر فکر خلاص از آن نباش.
پویا پانا
خوشبختی و کامیابی درست مثل منطق کمیابند؛ اساسیترین تجربهٔ بشری شکست و نومیدی است.
pejman
سیاست هنر حدومرزهاست. هنر حدومرز سیاست است.
Hanieh
باری معنای واقعی برابری، پیروزی نازلترین وجوه مشترک است.
Hanieh
دوروبر ما را معما گرفته و آن اندک چیزی که به یاری عقل میدانیم صرفآ استثنایی است در دنیایی سراسر معما. عقل ما را به حیرت میاندازد و حیرتکردن ــ درشگفتشدن ــ مثل شناوربودن در دریای پهناوری است که دورتادور جزیرهٔ منطق را گرفته
Hanieh
«بله، این شد یک چیزی. میدانید، یک مدتی که میگذرد و آدم زندگی خودش ته میکشد فقط به وساطت زندگی دیگران زندگی میکند.»
atoosa
خداوند با رحمت بیکرانش با توست. او پای برهنهٔ مرا زیر آفتاب میبیند.
خواب میبیند
bookwormnoushin
با چه سماجتی از پذیرش سالخوردگی طفره میرویم و چیزی را که نهتنها اجتنابناپذیر، بلکه آشکار هم هست، یکسر به کناری میرانیم. چقدر دروغ میبافیم تا چیزی را که دیگران بهروشنی میبینند، انکار کنیم.
کاربر ۲۷۵۹۴۴۰
یعنی به این دلیل کشتندش؟ بگویید ببینم، شما پزشک هستید، به همین دلیل بهترین آدمها را کشتند یا سانسور کردند یا وادار به خودکشی کردندشان؟ به این دلیل که ما میتوانیم به آن چیزی که آنها فقط ادعاش را دارند برسیم، به این دلیل که اگر ما به آن برسیم، آنها دیگر قادر نیستند قولش را به کسی بدهند؟ راستی که سیاست چطور ته میکشد، تمام میشود و هنر چطور خودش را از نو میآفریند، این چیزی است که آنها نمیدانستند. یا شاید هم میدانستند و ازش میترسیدند.
kosar rasouli
ناچار نبودم انتخاب کنم، انگار که بگویم ناچار نبودم عذاب بکشم.
kosar rasouli
هیچکس قادر نیست حضور تحکمآمیز تجارت را نادیده بگیرد، حتی من که برای خودم درک و دریافتی از این سرزمین و تاریخ آن دارم. هر هفته برای رسیدگی به بیمارانم به آتلانتا میروم و از پنجرهٔ هواپیما میتوانم ببینم که هیچ نشانی از مرکز جورجیا که به فرمان شرمن در ۱۸۶۴ سوزانده شد، برجا نمانده. آسمانخراشها، سوپرمارکتها، جادههای کمربندی، آسانسورهایی که مثل قفسهای شیشهای بالا میروند، پیچکهای خشک و شکننده که از پوست یخزدهٔ ساختمانها بالا رفته: ماگنولیاهای پلاستیکی؛ شکستهایی با طعم بستنی توتفرنگی؛ تاریخ در قالب سریالهای تلویزیونی.
مسعود
میگویم کنستانسیا میدانستی که دایی فرانتس کافکا در سال ۱۹۰۹ رئیس راهآهن ملی اسپانیا بوده؟ میخواهم به شمّ قوی او در دریافت فرهنگ عامه و هرچیز جادویی و اسطورهای متوسل بشوم. بعد ادامه میدهم: اسمش آقای لوی بود، برادر مادر فرانتس، و وقتی شنید خواهرزادهاش از کار در شرکت بیمهٔ پراگ راضی نیست، دعوتش کرد تا به مادرید برود و در راهآهن اسپانیا کار کند. کنستانسیا چی فکر میکنی دربارهٔ مردی که یک روز صبح بیدار میشود و میبیند تبدیل به حشرهای شده و آنوقت در راهآهن اسپانیا هم کار میکند؟ به نظر تو این به زیان ادبیات بود یا به سود راهآهن؟
کنستانسیا فکر میکند و میگوید: قطارها سروقت میرسیدند اما بدون مسافر.
مسعود
با اندوهی گرانبارتر و عذابی روزافزون به امریکا برگشتم. اشارهٔ وکیل اسپانیایی به والتر بنیامین وادارم کرد به کتابفروشی ورتیکه در سویل بروم و مجموعهمقالاتش را بخرم. تصویر اول کتاب توجهم را جلب کرد: یک کپی از تابلوی فرشتهٔ دوران جدید، اثر پل کله. و بعد، در هواپیمایی برفراز آتلانتیک، داشتم توصیف والتر بنیامین از فرشتهٔ تابلوِ پل کله را میخواندم، و سراپا هیجان و حیرت بودم.
«چهرهاش بهسوی گذشته برگشته. در آنجا که ما رشتهای از رویدادها میبینیم، او فاجعهای واحد میبیند که یکسر ویرانی بر سر ویرانی مینهد و همه را پیش پای او تلانبار میکند.
فرشته دوست میداشت بماند، مردگان را بیدار کند و آنچه را که خردوخراب شده بود دوباره بسازد. اما طوفانی از بهشت پیش میتازد و این طوفان آنچنان در بالهای فرشته افتاده که قادر نیست آنها را ببندد. این طوفان فرشته را به آیندهای میراند که پشت به آن کرده و در همان حال تل ویرانهای که جلوِ اوست کمکم سر به آسمان میساید. این طوفان چیزی است که ما پیشرفت مینامیم.»
مسعود
سیاست هنر حدومرزهاست. هنر حدومرز سیاست است.
آلب
کافکا را نخوانده، چیز دیگری هم نخوانده. اما بلد است از تخیل خودش استفاده کند و میداند که تخیل به دانش میانجامد.
آلب
زندگی زناشویی وقتی یک طرف وادار به توضیح میشود، لطمه میخورد. آنکه میبخشد متهم میکند.
آلب
بازیگری مثل مجسمهساختن از برف است.
آلب
حجم
۸۴٫۸ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۸۹
تعداد صفحهها
۱۳۴ صفحه
حجم
۸۴٫۸ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۸۹
تعداد صفحهها
۱۳۴ صفحه
قیمت:
۴۰,۰۰۰
تومان