جان لاک، تقریبا بزرگترین اندیشمند سنت فلسفهٔ سیاسی انگلو ـ امریکن است. او آثار زیادی در موضوعاتی متنوع، همچون نظریهٔ دانش، خردورزی مسیحیت، تساهل دینی، نظریهٔ پول و نظریهٔ اخلاق و سیاست نوشته است. کتابهای لاک، دستآورد سالها خواندن و مداقه بود؛ او تا سن ۵۴ سالگی چیز با اهمیتی چاپ نکرد، اگرچه دستنوشتههای بسیاری از این دوران او بر جای مانده است.
شهرت لاک در روزگار خویش، تا نیمهٔ نخست سدهٔ هیجدهم، بهطور اساسی مربوط به آثار فلسفی وی بوده است. به واسطهٔ اثری به مانند «جستاری در فهم بشر» بود که وی را در انگلستان و اروپا بسیار محترم میداشتند.
دو رساله لاک درباره دولت در سال ۱۶۸۹ منتشر شد. این دو رساله به منظور توجیه و دفاع از باور انقلاب سال ۱۶۸۸، در برابر جهانیان و برای رسیدن ویلیام به تاج و تخت انگلستان نوشته شدند.
بعدها در سدهٔ هیجدهم، نظریهٔ سیاسی وی، «رسالهٔ دوم دربارهٔ دولت»، همتراز آن جستارِ فلسفی در فهم بشر شد و حتی از مقام آن نیز درگذشت، به ویژه در آمریکا به تعالیم وی پیرامون دولت محدود و حق انقلاب در سالهای منتهی به انقلاب آمریکا در حد گستردهای ارجاع داده میشد.
در مقدمه، وی هدف نگارش این دو رساله را به خلاصه میگوید: خواننده! اینجا، آغاز و پایان بحث مربوط به دولت است. چه سرنوشت دیگری بر صحیفه کاغذ است، که میانه را پر کرده باشد و از مابقی بیشتر باشد، ارزش آن را ندارد که به تو بگویم. امیدوارم، اینهایی که باقی میماند کافی باشد که تاج را برای نجاتدهنهٔ بزرگ ما، برقرار کند، شاه فعلی ما، ویلیام ـ که حاکمیت وی را به نیکی در توافق مردم بنا کند، که تنها دولت ما از دولتهای قانونی بشود. وی بهطور کامل و به روشنی، بیش از همهٔ شاهان، در دنیای مسیحی حق دارد؛ و برای توجیه نمودن جهانیان، مردم انگلستان، که اشتیاق آنها به عدالت و حقوق طبیعی، با جدیتشان در حفظ آنها، ملت را نجات داد، درست در زمانی که در ورطهٔ بردگی و ویرانی بود.
از آن تاریخ، رسالهٔ دوم، اثری کلاسیک در تاریخ نظریهٔ سیاسی شد. این اثر در نگاه نخست عجیب به نظر میرسد. این رساله، چنان که خواهیم دید، آشکارا در توجیه انقلاب مشروطهٔ انگلیس در اواخر سدهٔ هفدهم نوشته شده بود ولی این اثر در توجیه انقلاب ضداستعماری آمریکا نیز بار دیگر در اواخر سدهٔ هیجدهم، سودمند یافته شد؛ اما از هیچیک از آن دو انقلاب، در سدهٔ بعدی چنان انتقادی نشد که به نظر برسد به چنین دفاع قدیمی نیاز داشته باشد. هدف و اندیشهٔ لاک بهطور برجستهای هم در انگلیس و هم آمریکا به بار نشست و آن موارد اختلاف حل شدند.
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب رساله دوم درباره دولت و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
به راستی چه باید گفت درباره این کتاب ارزشمند ؟ وقتی کتاب را می خوانید از ذهن پویای جان لاک شگفت زده خواهید شد که در آن زمان یک فرد چگونه می توانسته اینقدر جامع همه ابعاد یک قدرت سیاسی...بیشتر
هرکس که بخواهد آزادی دیگری را سلب کند باید یقین داشت که قصد دارد تمام نعمتهای دیگر را نیز از او بگیرد، چرا که آزادی، بنیادِ همهٔ نعمتهاست. در وضعیت اجتماعی نیز هرکس بخواهد آزادیای را که از آنِ همهٔ افراد اجتماع است از آنها سلب کند به مانند این است که به آنها اعلانِ جنگ کرده است.
ایران
۳۸
آیا باید مردم همیشه در معرضِ شقاوت و بیرحمی حکومتی خودکامه باشند؟ آیا باید آنها شاهد به یغما رفتن و ویرانی شهرهای خود باشند و زن و فرزندانشان بازیچهٔ شهوت و شقاوت شوند، و خودشان و خانوادهشان نابود گردند و به انواعِ درد و رنج و سرکوب گرفتار آیند و همچنان ساکت باشند؟ آیا باید انسانها از حقِ ویژهٔ خود در به کارگیری زور در مقابلِ زور، که طبیعت آزادانه در اختیار همهٔ موجودات قرار داده، محروم شوند؟ پاسخ من این است که، دفاع از خود، جزیی از قانون طبیعت است و نمیتوان آن را، حتا در برابر شاه، از جامعه دریغ کرد.
ایران
۳۶
اگر آنها حقوق طبیعی و اختیارات خویش را به یک دولت مطلق و خودکامه تفویض کنند، ممکن است نسبت به وضع حاکمیت طبیعت از امنیت کمتری برخوردار شوند، جایی که هر فردی، دستکم میتوانست برای تأمین حقوق خویش، مقاومت ورزد.
ایران
۳۲
در اجتماع نیز زمانی که امکان دسترسی به داور قانونی فراهم باشد اما بیعدالتی و فساد دستگاه عدالت باعث شده باشد شخص از استیفای حق خود باز بماند، مشکل است تصور کرد که وضعِ موجود، وضعی غیر از وضعیت جنگی است؛ زیرا زور و تجاوز از جانب هر کسی که باشد، زور و تجاوز است؛ خواه این ستم توسط یک متجاوز انجام شود و خواه توسط کسانی که منصوب به جهت اجرای عدالتند؛ چون منظور از ایجاد دستگاهِ قضا، پشتیبانی و جبرانِ خسارت فرد ستم دیده و کسانی است که با کمک قانون، تحت لوای قانون هستند، پس هرجا که چنین امری محقق نشود مثل این است که به ستمدیدگان اعلان جنگ شده است؛ به آنهایی که هیچ پناهی در این زمین ندارند و تنها وعدهای که به آنها داده میشود، دادخواهی در آخرت است.
ایران
۲۱
اگر مردم شاهد تجربیاتِ بسیاری از آن قدرتِ خودکامه باشند و نهادِ دین نیز در نهان، همسو با آن (قدرتِ خودکامه) باشد ولی در برابر مردم تظاهر کند که از جریانِ امور ناراضی است؛ اگر دینی که به راحتی میتواند ذاتِ آن دولت را برملا کند، چنین نکند و در عوض روحانیونِ آن دین تا آن جا که میتوانند، (آن دولتِ قانونشکن) را حمایت کنند و هنگامی که دیگر آن دولت مجالی برای دفاع ندارد، به صورتی خرافی آن را تأیید کنند و مقدس شمرند:
اگر زنجیرهٔ درازی از این اعمال نشان دهد که همهٔ نهادهای دولتی به چنین سمتی میروند، دیگر چگونه یک مرد میتواند چشم بر این وقایع بربندد یا چگونه میتواند وجدانِ خویش را حفظ کند، چگونه او میتواند باور کند که ناخدای کشتیای که او بر آن سوار است، او و باقی گروه را به الجزایر نمیبرد
کاربر ۳۳۲۲۸۵۷
۴
«به نظر میرسد آن سرچشمهٔ اصلی که اعمال مردم از آن برمیخیزد، قانونی که آنها را ملزم میکند، و آن غایتی که هدایتشان میکند، اعتبار و شهرت باشد، و بیشترین چیزی که در هر سطحی از آن پرهیز میکنند، شرمندگی و بیآبرویی. این همان چیزی است که هورانها و دیگر مردمان کانادا را به چنان تحمل توصیفناپذیری از درد و رنج، مجاب میکند. این امر طبقهٔ تاجران را در یک مکان مستقر میکند و سربازان را در جای دیگری.
این امر برخی از مردم را در مدرسهٔ الاهیات در یک مکان جای میدهد و دیگر مردم را در مدرسهٔ فیزیک و ریاضیات در جای دیگری. این امر، لباس زنان را بُرش میدهد و مُد را برای مردان به ارمغان میآورد، و آنها را وا میدارد، همهٔ دشواریها را تحمل کنند. یکی مردان را مست بار میآورد آن دیگری، هوشیار. یکی آنها را دزد بار میآورد و دیگری، شریف. و راهزنان را وادار میکند تا نسبت به هم صادق باشند. ادیان با این شیوه برقرار میمانند، و گروهها و دستهبندیها حفظ میشوند؛ هراسِ از شرمندگی نسبت به کسانی که فرد با آنها زندگی کرده، و تمایل نسبت به کسی که فرد خواهانِ گذرانِ زندگی با وی است، بزرگترین سرچشمه و هدایتگر اکثر کنشهای انسانی است.
KindGirl
۲
ولی این که جامعه بخواهد قدرت مطلق یا خودسر را به هر دولتی واگذار کند، به دو دلیل بعید است: نخست، از آنجا که افراد طبیعتا قدرت مطلقی بر جان خویش و یا دارایی دیگران ندارند، آنها نمیتوانند قدرت مطلقهای به جامعه ببخشند، در نتیجه جامعه دارای چنان قدرتی نیست که آن را به دولتی واگذار کند (بند ۱۳۵).
دوم، تفویض قدرت مطلق و خودکامه، بر خلاف آن غایت راستینی است که به خاطرش جامعه بنا شده است، که آن همانا حفاظت از جان، آزادی، و دارایی هر عضو جامعه است: «اگر آنها حقوق طبیعی و اختیارات خویش را به یک دولت مطلق و خودکامه تفویض کنند، ممکن است نسبت به وضع حاکمیت طبیعت از امنیت کمتری برخوردار شوند، جایی که هر فردی، دستکم میتوانست برای تأمین حقوق خویش، مقاومت ورزد.»(بند ۱۳۷).
کاربر ۳۳۲۲۸۵۷
۲
در اجتماع نیز زمانی که امکان دسترسی به داور قانونی فراهم باشد اما بیعدالتی و فساد دستگاه عدالت باعث شده باشد شخص از استیفای حق خود باز بماند، مشکل است تصور کرد که وضعِ موجود، وضعی غیر از وضعیت جنگی است؛ زیرا زور و تجاوز از جانب هر کسی که باشد، زور و تجاوز است؛ خواه این ستم توسط یک متجاوز انجام شود و خواه توسط کسانی که منصوب به جهت اجرای عدالتند؛ چون منظور از ایجاد دستگاهِ قضا، پشتیبانی و جبرانِ خسارت فرد ستم دیده و کسانی است که با کمک قانون، تحت لوای قانون هستند، پس هرجا که چنین امری محقق نشود مثل این است که به ستمدیدگان اعلان جنگ شده است؛ به آنهایی که هیچ پناهی در این زمین ندارند و تنها وعدهای که به آنها داده میشود، دادخواهی در آخرت است.
عليرضا دوستی
۱
این اثر لاک، گرچه اعتراف میکند که انسانها آنقدر منفعتطلب و آشوبگر هستند که به دولتی قدرتمند نیاز دارند تا نظم را میانِ آنها حکمفرما کند، ولی این استنتاجِ هابز را رد میکند که دولت میبایست قدرت مطلق و غیرقابل تغییری داشته باشد: لاک این کار را با قائل شدنِ ظرفیت اخلاقی برای انسان انجام میدهد؛ ظرفیتی که از طریق آن، انسان قوانین طبیعت را که بر اساس آن، فرد از آسیب رساندن به دیگران منع میشود، درمییابد و به آن عمل میکند.
این آموزه نیز برای لیبرالیسم، آموزهای حیاتی و البته دلپذیر و خوشایند است.
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
به راستی چه باید گفت درباره این کتاب ارزشمند ؟ وقتی کتاب را می خوانید از ذهن پویای جان لاک شگفت زده خواهید شد که در آن زمان یک فرد چگونه می توانسته اینقدر جامع همه ابعاد یک قدرت سیاسی...بیشتر