معرفی و دانلود کتاب باغ آلبالو + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب باغ آلبالوsubscriptionAvailable

کتاب باغ آلبالو

نوع کتاب
۳.۶(از ۷۸ امتیاز)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب باغ آلبالو

«باغ آلبالو» نمایشنامه‌ای از نویسنده نام‌دار روس، آنتوان چخوف است. داستان درباره باغ آلبالویی است که قرار است به علت بدهی صاحبش به فروش گذاشته شود. همه اعضای خانواده دور هم جمع می‌شوند تا فکری برای رفع این مشکل بزرگ بکنند اما حتی در این موقعیت بحرانی هم دست از خوشگذرانی و تفریح برنمی‌دارند پنداری هیچ کدام از اعضای خانواده متوجه اتفاقی که دارد می‎‌افتد، نیست. تنها در انتهای نمایش است که آنها متوجه فروپاشی‌ای می‎‌شوند که همه از فهمیدن آن سر باز می‌‎زدند: لیوبو: تا ده دوازده دقیقه‌ی دیگر باید سوار کالسکه شد... [نگاهی به دوروبرش می‌کند.] خداحافظ خانه‌ی عزیزِ اجدادی‌ام... زمستان که تمام شود و بهار برسد، تو دیگر وجود نخواهی داشت، خرابت خواهند کرد... این دیوارها چه چیزهایی که ندیده‌اند! [با حرارت دخترش را می‌بوسد.] عزیز دلم، چه می‌درخشی، چشم‌هایت مانند دو نگین الماس برق می‌زنند. راضی هستی؟ خیلی راضی؟ آنیا: خیلی راضی. زندگی جدیدی را شروع می‌کنیم، مامان.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب باغ آلبالو و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:باغ آلبالو
موضوع:نمایشنامه
نویسنده:آنتوان چخوف
مترجم:پرویز شهدی
انتشارات:بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۴/۰۲/۰۹
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۱.۵۵ مگابایت
شابک:۹۷۸-۶۰۰-۲۵۳-۲۱۴-۵
تعداد صفحه‌ها:۱۱۶ صفحه
قیمت کتاب:۹۵۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

مهدی
۱۳۹۸/۰۶/۰۲

این اسامی روسی روی اعصاب!

۰
Mohammad
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۳/۲۹

(۳-۳۰-[۳۸]) این نمایشنامه فراز و فرود آنچنانی نداره و به صورت خیلی معمولی پیش میره، ولی اگر بخواهیم از منظر تاریخی بهش نگاه کنیم، اثر ارزشمندی به شمار میره چون تغییراتی که در روسیه ی اون زمان در شرف وقوع بوده...بیشتر

۰
سياه مشق
۱۳۹۸/۰۵/۲۲

نمایشنامه جالبی بود

۰
احسان
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۱۰/۰۷

این نمایشنامه چخوف بسیار ساده است به گونه ای که شاید بتوان گفت عملا خط داستانی پررنگی ندارد. ولی احتمالا معنای ان بسیار استعارگونه، تفسیر چخوف از وضعیت زمانه اش را ارائه می کند. گذشته ای که فکر می کنیم بهتر...بیشتر

۰
Shabnam Salami
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۸/۱۶

یک نمایشنامه ی عالی از نظر من اول از همه بگم که متنش برام یه جاهایی مبهم میشد .. یعتی فکر میکنم کلا ادبیا روس یکم پیچیده است (مخصوصا با اون اسماشون🤦🏻‍♀️) در مورد داستان باید بگم که : هیچ چیز این...بیشتر

۰
lili
مطمئن نیستم.
۱۳۹۹/۰۱/۲۴

عنوانش،انتظار یا بهتر بگم تصور دیگه‌ای در من ایجاد کرده بود. اپیخودوف: کاش عشقی،دو سر قلب تنها مانده‌ام را گرم می‌کرد... (:

۰
God best freind
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۵/۰۲/۲۴

اصلا دوسش نداشتم

۰
Mehrgol
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۱۲

یک نمایشنامه با ریتمی ملایم. این دومین اثر از چخوف بود که خوندم و قلم خیلی گیرایی داره‌. روابط یک طرفه ای که در جریان بود و نظام فئودالیسمی که رو به نابودیه و چخوف اینو پیش بینی کرده بود....بیشتر

۰
•Pinaar•
مطمئن نیستم.
۱۴۰۳/۰۳/۰۳

من خیلی نمایشنامه نمیخونم برای همین نمیدونم چه نظری باید داشته باشم. یه نمایشنامه خیلی کلاسیکه که داستان عجیب غریبی هم نداره. بسیار معمولیه. به شخصه با هیچکدوم از شخصیت ها به جز واریا ارتباط نگرفتم. مخصوصا از یاشا متنفرم. با اینکه...بیشتر

۰
Heliya***
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۸/۲۰

عالی🦋🌹

۰
Zaq
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۴/۰۴

بنده کم نمایشنامه میخوندم اما این از هر لحاظ بنظر بنده عالی بود

۰
diana252
مطمئن نیستم.
۱۴۰۵/۰۲/۲۵

نخوندنش جالب‌تر از خوندنشه

۰
نیارکی
۱۴۰۵/۰۱/۲۳

بیشترین تاثیری که این نمایشنامه روی من گذاشت یا شاید بشه گفت بیشترین چیزی که تو زندگی خودم احساس میکنم اینه که چقد عادی باغ آلبالو زندگیمونو از دست میدیم و مثل شخصیت های کتاب نه کاری از دستمون بر...بیشتر

۰
ketabjoo
مطمئن نیستم.
۱۴۰۴/۱۰/۲۱

بیشتر برای آشنایی با ادبیات روسیه خواندم و اسم شناخته شده ی نمایشنامه و نویسنده،ولی از نوع متن خوشم نیامد؛انگار داشتم هذیان های یک سری دیوانه را می خواندم.فرهنگ حاکم بر جامعه ی روسیه را به جز مواردی که نشانی...بیشتر

۰
sunbook
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۱۰/۲۷

نمایشنامه را دو سال پیش خواندم اون وقت دقت زیادی در خواندن بخرج ندادم مایلم بار دیگر بخوانم.

۰

بریده‌هایی از کتاب

Mohammad
۴۳
من آدمی آزاد هستم، همه‌ی چیزهایی که برای شما این‌همه بزرگند، این‌همه ارزشمند، برای شما ثروتمندها یا فقرا، برای من به اندازه‌ی پر کاهی که در هوا سرگردان است ارزش ندارند.
mahsa
۳۵
ما رودرروی یکدیگر نقش آدم‌های مغرور را بازی می‌کنیم و زندگی بی‌آن‌که به ما اعتنایی داشته باشد، می‌گذرد.
raha
۳۰
من آدم روشنفکری هستم، کتاب‌های جالبی می‌خوانم، بااین‌همه نمی‌توانم مسیر افکارم را دنبال کنم و بفهمم کی هستم؛ به‌درستی چه می‌خواهم: دوست دارم زندگی کنم، یا شاید هم گلوله‌ای توی مغزم شلیک کنم؟ به‌هرحال همیشه تپانچه‌ای با خودم دارم.
پویا پانا
۲۱
توده‌ی مردم آدم‌های پاک و ساده‌ای هستند، اما بی‌شعورند، از هیچ‌چیز سردرنمی‌آورند.
mahsa
۱۷
این هم از زندگی‌ام که گذشت، انگار هرگز زندگی نکرده‌ام.
Elahe Ebrahimi
۱۶
امروزه در روسیه کسانی که کار و فعالیت می‌کنند، خیلی کم هستند. اکثریت قریب به اتفاق روشنفکرانی که من می‌شناسم، دنبال چیزی نیستند، اما به خدمتکارهاشان تو می‌گویند، با رعیت‌ها مثل حیوان‌ها رفتار می‌کنند؛ چیزی یاد نمی‌گیرند، کتاب‌های جدی و ارزشمند نمی‌خوانند، همه‌چیز را مسخره می‌کنند و دست‌کم می‌گیرند، فقط به این اکتفا می‌کنند که درباره‌ی دانش حرف بزنند، اما از هنر چی سر درمی‌آورند؟... بااین‌همه، فقط بلدند خودشان را بگیرند، قیافه‌ای جدی داشته باشند، پرسش‌های مهم مطرح کنند، فلسفه‌بافی و گنده‌گویی کنند، حال آن‌که در برابر چشمان‌شان، کارگرها به‌طور وحشتناکی دچار کمبود و سوء تغذیه‌اند، بدون متکا سرشان را روی زمین می‌گذارند و می‌خوابند، سی یا چهل نفرشان در یک اتاق زندگی می‌کنند، اتاق هم پر از ساس، رطوبت و بوی گند است و با چه ناپاکی‌های اخلاقی. روشن است که این حرف‌های قشنگ برای این گفته می‌شوند که سر خودمان و دیگران شیره بمالیم.
پویا پانا
۱۱
ما دست‌کم دویست سال عقبیم، هنوز چیزی درک نکرده‌ایم، حتا قادر نیستیم درباره‌ی گذشته‌مان داوری کنیم، فقط بلدیم فلسفه ببافیم، از کسل شدن شکوه کنیم و بنوشیم. روشن است، برای این‌که بتوانیم در زمان حال زندگی کنیم، باید گذشته‌مان را پاک کنیم، گناهان‌مان را بشوییم، این کار جز با رنج بردن، کار کردن زیاد و دائمی امکان‌پذیر نیست.
پویا پانا
۸
این‌جا کشوری عقب‌مانده است، با مردمانی که اخلاق سرشان نمی‌شود، این‌جا آدم ملول می‌شود،
pejman
۶
مفهوم زندگی ما پرهیز کردن از همه‌ی چیزهای مسکینانه و واهی است، همه‌ی چیزهایی که ما را از آزاد و خوشبخت بودن بازمی‌دارد.
پویا پانا
۵
باید بپذیرم که سرنوشت خیلی نسبت به من بی‌رحم بوده است: مثل قایق کوچکی هستم در دل توفانی عظیم.