معرفی و دانلود رایگان کتاب اندوه
تصویر جلد کتاب اندوه
off

کتاب اندوه

نوع کتاب
۴.۲(از ۲۴۵ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
آنتوان چخوف، زهرا تدین
انتشارات: 
خانه داستان چوک

معرفی کتاب اندوه

«اندوه» داستان کوتاهی از آنتوان چخوف(۱۹۰۴-۱۸۶۰)، نویسنده برجسته روس است. زمان تقریبی مطالعه: ۱۰ دقیقه

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب اندوه و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:اندوه
موضوع:داستان کوتاه، داستان خارجی
نویسنده:آنتوان چخوف
مترجم:زهرا تدین
انتشارات:خانه داستان چوک
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۰.۵۶ مگابایت
تعداد صفحه‌ها:۱۵ صفحه
قیمت کتاب:رایگان
برچسب:مجموعه مطالعه در وقت اضافه، زمان مطالعه ۵ تا ۱۰ دقیقه

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

مریم
۱۳۹۶/۱۰/۱۷

آدم ها همه می پندارند که زنده اند برای آنها تنها نشانه حیات بخار گرم نفس هایشان است کسی از کسی نمی پرسد: ازخانه دلت چه خبر؟

۴
remia
۱۳۹۵/۱۲/۲۳

داستان بدی نیست ولی چرا زن هارو ابله و نادان خطاب میکنه؟!! البته شاید بدم نمیگه زنا واقعا نادانن که اونقدر درد رو تحمل میکنند تا موجودی رو به دنیا بیارن که بعدها بهشون بگه ابله و نادان ....نمیدونم شایدم...بیشتر

۵
▪︎ sᴀʟᴠᴀᴅᴏʀ
۱۳۹۷/۰۵/۲۱

اگه درداتو به زبون نیاری عقده میشن و این عقده رو سر بقیه فرود میاد حرفتونو به دیوار ، عروسک ، جلوی آینه یا حتی به یه دوست مجازی بزنید بذارید آروم شید اندوه خیلی چیز بدیه آدمو پیر میکنه ...

۱
هنرمند هنردوست
۱۳۹۶/۰۹/۱۶

عجب، ولی فکر کنم این روزا خیلیامون این حال و داشتیم همه فقط میخوان حرف های خودشون شنیده بشن کسی به حرف های تو کاری نداره

۰
maryam
۱۳۹۷/۰۵/۲۹

بنظرم تو کشور ما آدمایی ک بخوان همدردی کنن و حرفاتو بشنون زیاده و چقد خوبیم ماا

۲
yeganeh
۱۳۹۶/۱۲/۰۴

واقعیت همینه ادما همینقدر تنهان که تو شرایط نیاز هیچکس رو ندارن باهاش حرف زنن

۰
میـمْ.سَتّـ'ارے
۱۳۹۶/۰۷/۲۶

چقدر اسم داستان مناسب توصیفات و حال و هوای داستان بود...

۰
مجتبی
۱۳۹۷/۰۴/۱۶

سلام . خدایمان بهتر از یک اسب می فهمد قطعا. به جای خرید اسب ، با خدا آشتی کنید و در نیمه شب حرف هایتان را با هر زبانی به او بگویید. سالهاست او تنهاست و منتظر شنیدن حرف هایتان...بیشتر

۲
Feri
۱۳۹۶/۰۵/۲۳

چه غم بزرگی که حتی یه آدم واسه درددل پیدا نشه

۰
fateme
۱۳۹۷/۰۴/۱۶

اندوه تنهایی ؛ غم بی هم زبونی

۲
:-)
۱۳۹۶/۱۲/۱۰

یک طرح حرفه ای و تاثیر گزار!!! من خودم دستی در قلم دارم یک کتاب 200 صفحه ای در باب طرح داستان خوندم که فکر می کنم چخوف در یک داستان کوتاه کل تکنیک هاش رو پیاده کرد!

۱
dianaz
۱۳۹۷/۰۴/۰۷

اینکه بین آدمها باشی،باز هم تنها باشی غم بزرگیه 😞

۰
دلارام رحمتیان
۱۳۹۶/۰۱/۱۹

با صد هزار مَردم تنهایی بی صد هزار مَردم تنهایی "رودکی"

۰
سعیده حمیدی
۱۳۹۶/۱۰/۲۸

گوشی برای شنیدن نیست..🙁

۱
인하
۱۳۹۶/۱۰/۰۲

من دارم داستان های چخوف رو میخونم,وهمگی زیبا هستند,داستان ها خیلی کوتاهن اما فکر عمیقی پشتشون هست,اتفاقاتی روایت میشه که برای همه میافته,وشما میتونید بعد ازپایان این داستان های کوتاه,نتایج خوبی بگیرید

۴

بریده‌هایی از کتاب

nasrin
۳۴
واقعاً میان این هزاران نفر که این سو و آن سو می‌روند حتی یک نفر هم پیدا نمی‌شود که به حرف‌های یوآن گوش بدهد؟
K
۱۳
جمعیت بی‌آنکه به او توجه داشته باشد و به اندوه درونیش اعتنایی کند در حرکت است...
bezzad
۱۲
غروب است. دانه‌های درشت برف اطراف فانوس‌های تازه روشن شده، آهسته می‌چرخند و چون پوششی نرم و نازک روی شیروانی‌ها و پشت اسبان و بر شانه و کلاه رهگذران می‌نشینند.
fereshteshirpour
۸
اسب لاغرش هم سفید شده و بی‌حرکت ایستاده است. پاهای کشیده و استخوانی و نی‌مانندش او را به اسب‌های مردنی شبیه ساخته است؛ ظاهراً او هم مانند صاحبش به فکر فرو رفته است. اصلاً چطور ممکنست اسبی را از پشت گاوآهن بردارند، از مزرعه و آن مناظری که به آن عادت کرده دور کنند و اینجا در این ازدحام و گردابی که پر از آتش‌های سحرانگیز و هیاهوی خاموش‌نشدنیست، یا میان این مردمی که پیوسته و شتابان در حال حرکت‌اند رها کنند و باز به فکر نرود...!
کاربر ۵۲۰۲۲۲
۷
یوآن بی‌طاقت می‌شود، خود را فراموش می‌کند و همه چیز را برای اسبش تعریف می‌کند و عقده دل را می‌گشاید.
محیا شریعت
۷
کسی که وظیفه خود را بداند خودش سیر و اسبش هم سیرست و همیشه راحت و آسوده است.»
زهرا موحد
۶
گفت‌وگو با زن‌ها بهترست. گرچه آن‌ها ابله و نادان‌اند اما با دو کلمه ناله و شیونشان بلند می‌شود.
Ne0_013x
۵
اندوه او بزرگست و گویی آن را پایانی نیست. اگر ممکن بود سینه یوآن را بشکافند و آن اندوه طاقت‌فرسا را از درون قلبش بیرون کشند شاید سراسر جهان را فرا می‌گرفت. اما با وجود این آشکار نیست و خود را گونه‌ای در این حفره کوچک پنهان کرده که حتی روز هنگام هم با چراغ نمی‌توان او دید.
m. abdi
۴
واقعاً میان این هزاران نفر که این سو و آن سو می‌روند حتی یک نفر هم پیدا نمی‌شود که به حرف‌های یوآن گوش بدهد؟ اما جمعیت بی‌آنکه به او توجه داشته باشد و به اندوه درونیش اعتنایی کند در حرکت است... اندوه او بزرگست و گویی آن را پایانی نیست. اگر ممکن بود سینه یوآن را بشکافند و آن اندوه طاقت‌فرسا را از درون قلبش بیرون کشند شاید سراسر جهان را فرا می‌گرفت. اما با وجود این آشکار نیست و خود را گونه‌ای در این حفره کوچک پنهان کرده که حتی روز هنگام هم با چراغ نمی‌توان او دید.
Fatm Sh
۳
اکنون درست یک هفته از مرگ پسرش می‌گذرد و هنوز درباره‌اش با کسی حرف نزده. باید با فکر و شمرده و آرام حرف بزند باید تعریف کند؛