
Mohammad
۴۳
من آدمی آزاد هستم، همهی چیزهایی که برای شما اینهمه بزرگند، اینهمه ارزشمند، برای شما ثروتمندها یا فقرا، برای من به اندازهی پر کاهی که در هوا سرگردان است ارزش ندارند.
mahsa
۳۵
ما رودرروی یکدیگر نقش آدمهای مغرور را بازی میکنیم و زندگی بیآنکه به ما اعتنایی داشته باشد، میگذرد.
raha
۳۰
من آدم روشنفکری هستم، کتابهای جالبی میخوانم، بااینهمه نمیتوانم مسیر افکارم را دنبال کنم و بفهمم کی هستم؛ بهدرستی چه میخواهم: دوست دارم زندگی کنم، یا شاید هم گلولهای توی مغزم شلیک کنم؟ بههرحال همیشه تپانچهای با خودم دارم.
پویا پانا
۲۱
تودهی مردم آدمهای پاک و سادهای هستند، اما بیشعورند، از هیچچیز سردرنمیآورند.
mahsa
۱۷
این هم از زندگیام که گذشت، انگار هرگز زندگی نکردهام.
Elahe Ebrahimi
۱۶
امروزه در روسیه کسانی که کار و فعالیت میکنند، خیلی کم هستند. اکثریت قریب به اتفاق روشنفکرانی که من میشناسم، دنبال چیزی نیستند، اما به خدمتکارهاشان تو میگویند، با رعیتها مثل حیوانها رفتار میکنند؛ چیزی یاد نمیگیرند، کتابهای جدی و ارزشمند نمیخوانند، همهچیز را مسخره میکنند و دستکم میگیرند، فقط به این اکتفا میکنند که دربارهی دانش حرف بزنند، اما از هنر چی سر درمیآورند؟... بااینهمه، فقط بلدند خودشان را بگیرند، قیافهای جدی داشته باشند، پرسشهای مهم مطرح کنند، فلسفهبافی و گندهگویی کنند، حال آنکه در برابر چشمانشان، کارگرها بهطور وحشتناکی دچار کمبود و سوء تغذیهاند، بدون متکا سرشان را روی زمین میگذارند و میخوابند، سی یا چهل نفرشان در یک اتاق زندگی میکنند، اتاق هم پر از ساس، رطوبت و بوی گند است و با چه ناپاکیهای اخلاقی. روشن است که این حرفهای قشنگ برای این گفته میشوند که سر خودمان و دیگران شیره بمالیم.
پویا پانا
۱۱
ما دستکم دویست سال عقبیم، هنوز چیزی درک نکردهایم، حتا قادر نیستیم دربارهی گذشتهمان داوری کنیم، فقط بلدیم فلسفه ببافیم، از کسل شدن شکوه کنیم و بنوشیم. روشن است، برای اینکه بتوانیم در زمان حال زندگی کنیم، باید گذشتهمان را پاک کنیم، گناهانمان را بشوییم، این کار جز با رنج بردن، کار کردن زیاد و دائمی امکانپذیر نیست.
پویا پانا
۸
اینجا کشوری عقبمانده است، با مردمانی که اخلاق سرشان نمیشود، اینجا آدم ملول میشود،
pejman
۶
مفهوم زندگی ما پرهیز کردن از همهی چیزهای مسکینانه و واهی است، همهی چیزهایی که ما را از آزاد و خوشبخت بودن بازمیدارد.
پویا پانا
۵
باید بپذیرم که سرنوشت خیلی نسبت به من بیرحم بوده است: مثل قایق کوچکی هستم در دل توفانی عظیم.
mahsa
۴
همهچیز در این دنیای خراب پایانی دارد.
پویا پانا
۴
من آدمی آزاد هستم، همهی چیزهایی که برای شما اینهمه بزرگند، اینهمه ارزشمند، برای شما ثروتمندها یا فقرا، برای من به اندازهی پر کاهی که در هوا سرگردان است ارزش ندارند. میتوانم شما را نادیده بگیرم، میتوانم بیاعتنا از کنارتان بگذرم، چون هم قوی هستم و هم مغرور. بشریت به سوی حقیقت متعالی پیش میرود، به سوی بزرگترین خوشبختیای که ممکن است روی کرهی زمین وجود داشته باشد، و من در صف اول این پیشروی قرار دارم.
Ati
۴
کافی است آدم وارد کاری، هر کاری که شد بشود تا بفهمد مردمان شرافتمند و شریف میانمان چه نادرند.
diana252
۴
کافی است آدم وارد کاری، هر کاری که شد بشود تا بفهمد مردمان شرافتمند و شریف میانمان چه نادرند.
پویا پانا
۳
اپیخودوف: من آدم روشنفکری هستم، کتابهای جالبی میخوانم، بااینهمه نمیتوانم مسیر افکارم را دنبال کنم و بفهمم کی هستم؛ بهدرستی چه میخواهم: دوست دارم زندگی کنم، یا شاید هم گلولهای توی مغزم شلیک کنم؟
پویا پانا
۳
سرنوشت مرا به کجاها که نکشانده... کجاها که پرسه نزدهام.
Ati
۳
من آدم روشنفکری هستم، کتابهای جالبی میخوانم، بااینهمه نمیتوانم مسیر افکارم را دنبال کنم و بفهمم کی هستم؛ بهدرستی چه میخواهم: دوست دارم زندگی کنم، یا شاید هم گلولهای توی مغزم شلیک کنم؟ بههرحال همیشه تپانچهای با خودم دارم. ایناهاش...
کاربر گلنوش
۳
کافی است آدم وارد کاری، هر کاری که شد بشود تا بفهمد مردمان شرافتمند و شریف میانمان چه نادرند.
Mehrgol
۳
من آدمی آزاد هستم، همهی چیزهایی که برای شما اینهمه بزرگند، اینهمه ارزشمند، برای شما ثروتمندها یا فقرا، برای من به اندازهی پر کاهی که در هوا سرگردان است ارزش ندارند. میتوانم شما را نادیده بگیرم، میتوانم بیاعتنا از کنارتان بگذرم، چون هم قوی هستم و هم مغرور. بشریت به سوی حقیقت متعالی پیش میرود، به سوی بزرگترین خوشبختیای که ممکن است روی کرهی زمین وجود داشته باشد، و من در صف اول این پیشروی قرار دارم.
لوپاخین: و به هدفت هم خواهی رسید؟
تروفیموف: البته که میرسم. [لحظهای مکث] به آن میرسم، اگر هم نرسیدم به دیگران یاد میدهم چهگونه به هدفشان برسند.
diana252
۳
من آدم روشنفکری هستم، کتابهای جالبی میخوانم، بااینهمه نمیتوانم مسیر افکارم را دنبال کنم و بفهمم کی هستم؛ بهدرستی چه میخواهم: دوست دارم زندگی کنم، یا شاید هم گلولهای توی مغزم شلیک کنم؟
diana252
۳
رودرروی یکدیگر نقش آدمهای مغرور را بازی میکنیم و زندگی بیآنکه به ما اعتنایی داشته باشد، میگذرد.
raha
۲
راستش را بخواهید و بیآنکه بخواهم به حاشیه بروم، در مورد آنچه به من مربوط میشود، باید بپذیرم که سرنوشت خیلی نسبت به من بیرحم بوده است: مثل قایق کوچکی هستم در دل توفانی عظیم.
Mitir
۲
ما دستکم دویست سال عقبیم، هنوز چیزی درک نکردهایم، حتا قادر نیستیم دربارهی گذشتهمان داوری کنیم، فقط بلدیم فلسفه ببافیم، از کسل شدن شکوه کنیم و بنوشیم. روشن است، برای اینکه بتوانیم در زمان حال زندگی کنیم، باید گذشتهمان را پاک کنیم، گناهانمان را بشوییم، این کار جز با رنج بردن، کار کردن زیاد و دائمی امکانپذیر نیست.
پویا پانا
۲
لوپاخین: الان است که بزنم زیر گریه، یا فریاد بزنم، یا غش کنم! دیگر بیشتر از این طاقت ندارم! خستهام کردید! [به گائف:] چهقدر کوتهفکر هستید؟
کاربر ۸۵۲۳۴۰۹
۲
زندگی بیآنکه به ما اعتنایی داشته باشد، میگذرد.
سرو خرامان
۲
ای طبیعت شگفتانگیز، با نوری ابدی میدرخشی، زیبا و بیاعتنایی، مرگ و زندگی در تو که مادرمان مینامیم، کنار هم هستند، تو جان میدهی و جان میگیری.
سرو خرامان
۲
او خیلی کوتهفکر است که درک نمیکند مسئلهی ما فراتر از عشق و عاشقی است. مفهوم زندگی ما پرهیز کردن از همهی چیزهای مسکینانه و واهی است، همهی چیزهایی که ما را از آزاد و خوشبخت بودن بازمیدارد. به پیش! ما بهطرز مقاومتناپذیری به سوی ستارهی پرنوری که در آن دورها میدرخشد کشیده میشویم. به پیش! عقب نمانید، رفقا!
سرو خرامان
۲
اگر نیرویی که تمام عمر صرف کردهاید تا پول به دست بیاورید و بهرهی بدهیهاتان را بدهید، در راه دیگری بهکار گرفته میشد، بیشک زمین و زمان را زیرورو میکردید.
Mehrgol
۲
من آدم روشنفکری هستم، کتابهای جالبی میخوانم، بااینهمه نمیتوانم مسیر افکارم را دنبال کنم و بفهمم کی هستم؛ بهدرستی چه میخواهم: دوست دارم زندگی کنم، یا شاید هم گلولهای توی مغزم شلیک کنم؟ بههرحال همیشه تپانچهای با خودم دارم.
Mehrgol
۲
خانهای که در آن سکونت داریم، از خیلی وقت پیش دیگر مال ما نیست، قول میدهم آن را ترک کنم.
