بختیار علی محمد در سال ۱۹۶۰ در سلیمانیهی عراق چشم به جهان گشود، در این شهر بزرگ شد و تحصیلات خود را تا دورهی متوسطه در همین شهر ادامه داد. پس از پایان دورهی متوسطه برای تحصیل در رشتهی زمینشناسی به دانشگاه سلیمانیه و پس از آن به دانشگاه صلاحالدین اربیل رفت.
بختیار علی در سال ۱۹۸۳ و در سن ۲۳ سالگی در تظاهراتی در دانشگاه به ضرب گلوله مجروح شد و این حادثه سبب انصراف او از تحصیل در دانشگاه شد. بختیار علی پس از انصراف از تحصیل در همین سال (۱۹۸۳) نوشتن را با سرودن یک شعر بلند به نام «نیشتمان» که در کردی به معنای وطن است آغاز کرد. پس از آن بختیار علی با نوشتن مقالات متعدد در روزنامههای مختلف بهعنوان یک مقالهنویس به مردم معرفی شد و رفتهرفته مردم با نام و آثار وی آشنا شدند. او در این مقالات به مباحثی مانند کارزار نسلکشی انفال در دوران صدام، رابطه قدرت و روشنفکران و سایر مسائل فلسفی و اجتماعی پرداخته است.
او در سال ۱۹۹۱ به همراه برخی روشنفکران دیگر کرد به ویژه مریوان ویریا قانی، ربین هاردی و شیرزاد حسن جنبش فکری جدیدی را بنیانگذاری و نشریهای با نام «ئازادی» (که در زبان کردی به معنای آزادی است) را منتشر کردند. این نشریه تنها در ۵ شماره منتشر شد. در همین سال اولین مجموعهی شعر او، «گناه و کارناوال» نیز منتشر شد.
در سال ۱۹۹۴ پس از شروع مجدد جنگ داخلی میان احزاب کردستان عراق، بختیار علی در اعتراض به این جنگها خاک عراق را ترک و به سوریه مهاجرت کرد. پس از ۹ ماه اقامت در دمشق بختیار علی به آلمان مهاجرت کرد و تا مدتی بعد (تا سال ۱۹۹۹) در فرانکفورت سکونت داشت. پس از آن بختیار علی به شهر کلن آلمان مهاجرت کرد و هماکنون نیز در این شهر ساکن است. در همین ایام بختیار علی با همکاری سایر همراهان جنبش فکریشان انتشار نشریهای با نام «رهههند» و یا رهند را در اروپا آغاز کردند.
پس از مهاجرت به آلمان بختیار علی نوشتن اولین رمان خود با نام «مرگ دومین تکفرزند» را آغاز کرد. این رمان برای اولین بار در سال ۱۹۹۷ در سوئد منتشر شد. دومین رمان او، «غروب پروانه» نیز یک سال بعد در سال ۱۹۹۸ در سوئد منتشر شد. بختیار علی که در این بین به انتشار اشعار خود در مجموعه شعرهای مختلف نیز میپرداخت تاثیرگذارترین نوشتهی خود یعنی «آخرین انار دنیا» را چهار سال بعد در سال ۲۰۰۲ در سلیمانیهی عراق به چاپ رساند. انتشار این کتاب سبب شهرت بختیار علی در کشورهای مختلف شد و این کتاب هماکنون به زبانهایی از جمله انگلیسی، آلمانی، روسی، عربی و همچنین فارسی ترجمه شدهاند.
پس از انتشار این کتابها برخی بختیار علی را حرفهایترین نویسندهی کردزبان خواندهاند. بختیار علی در سال ۲۰۱۶ کتاب «غزلنویس و باغهای خیالی» را با نام I stared at the night of the city به انگلیسی و به عنوان اولین کتاب کردیزبان برگردانشده به انگلیسی منتشر شد. این کتاب با کوشش مترجم و روزنامهنگار ساکن لندن کریم عبدالرحمان به انگلیسی برگردان شده است.
بختیار علی که از سبک رئالیسم جادویی در نوشتههایش بهره برده است، در آثارش به طور کل بر روی تاریخ و سرگذشت مردم کرد در طول زمانهای مختلف تمرکز دارد. علاوه بر نگاه تاریخی، بختیار علی در آثار خود نسبت به افراد و وقایع نگاهی روانشناختی دارد. نظرات و انتقادهای سیاسی و اجتماعی وی نیز علاوه بر این که به طور عمده در نشریه رهههند منتشر شدهاند و شهرت مقالهنویسی بختیار علی عمدتا به خاطر همین مقالات انتقادی است، در سایر آثارش نیز به چشم میخورد.
بختیار علی جوایز متعددی در طی سالهای اخیر دریافت کرده است. از جمله این جوایز میتوان به جایزهی ادبی نلی زاکس آلمان اشاره کرد که بختیار علی در سال ۲۰۱۷ آن را دریافت کرد. این اولین باری بود که این جایزه به فرد غیراروپاییزبان اهدا میشد. علاوه بر این جایزه جشنوارهی بینالمللی ادبی گلاویژ که یکی از مهمترین رویدادهای اقلیم کردستان است نیز در سال ۲۰۰۳ برای کتاب «آخرین انار دنیا» به بختیار علی اهدا شده است. بختیار علی برای نگارش کتاب «جمشید خان عمویم، که باد همیشه او را با خود میبرد.» نیز جوایز متعددی از جمله جایزهی زین احمد هردی، جایزهی وزارت فرهنگ کردستان و جایزهی شیرکو بیکس را دریافت کرده است.
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
بهترین کتابِ تمام طول زندگی من همینو بگم که۳بارِ کامل خوندمش و به فکر بار۴مم!
با سلام و درود بە دوستان گرامی.در جذابیت و زیبای کتاب و قلم استاد بختیار علی کە حرفی نمیشە زد و عالی و واقعا کە این بزرگوار بە نظر من بە خاطر این همە رومان زیبا کە نوشتن حقشون نوبل...بیشتر
این رمان هم مانند دو رمان دیگر بختیار علی یعنی آخرین انار دنیا و جمشیدخان عمویم، به سبک رئالیسم جادویی نوشته شده است. سبکی که به نویسنده اجازه داده است دنیاهای مختلفی خلق کند. راوی این رمان خندان کوچولو خواهر کوچکتر...بیشتر
مانند بقیه کارهای بختیار علی بی نظیر بود. نثر روان و سمبلیک و استفاده از stream of consciousness در کارهایش در این اثر هم به خوبی مشهود بود
البته اگر کُرد هستید حتمن متن اصلی رو بخونید ، این کتاب یکی از شاهکارهاست
این یک کتاب عالی با ترجمه ای عالیست
پروانه و خواهرش خندان در یک خانوادهی کُرد از شهرهای عراق زندگی میکنند. آنروز که سینی گوشتهای خیرات قربانی را روی سرشان گذاشته بودند تا بروند و گوشتها را بین اهالی شهر، پخش کنند؛ از کوچه پسکوچههای پر چاله و...بیشتر
داستان سنگینی بود...خیلییییی طول کشید که خوندمش،ولی خوب و متفاوت بود.
قلم و ترجمه عالی
از نظر ادبی ک نیازی ب تعریف نیست*بختیار علی* ولی واقا خیلی متنش سنگینه یکم طول میکشه خوندنش ولی واقا لذت بخشه...! ب شدت برای کسایی ک کتاب خونن پیشنهاد میکنم خلاصه تنها مشکلش متنشه ک خیلی روان نیست
داستان بسیار غم انگیزی، همراه با قلم زیبا آقای بختیار علی که با ریتمی کند اما تلخ جریان پیدا میکنه، پیشنهاد می کنم با حوصله رمان رو بخونید،
این کتاب بهمعنی واقعی کلمه محسور کننده است. توصیف زندگی در خاورمیانه از جمله ویژگی های مثبت کتاب هست. توصیه میکنم با خوندن کتاب خودتون رو به دنیای جادویی کلمات دعوت کنید
بسیار تاثیرگذار بود و احساس همدلی و همدردی در خواننده ایجاد میکند
من اینجا بس دلم تنگ است و هر سازی که میبینم بدآهنگ است. بیا ره توشه برداریم، قدم در راه بی برگشت بگذاریم، ببینیم آسمان هر کجا همین رنگ است؟
این کتاب هرگز نباید به پایان میرسید. امیدوارم هرار بار فرصت برای هزار بار خواندنش را پیدا کنم🤲🌹✍️💬🤷🏻