جملات زیبای کتاب غروب‌ پروانه | طاقچه
تصویر جلد کتاب غروب‌ پروانه
off
٪۷۰

کتاب غروب‌ پروانه

نوع کتاب
۴.۰ امتیاز(از ۴۶ رأی)
انتشارات: 
نشر نیماژ
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
sina_m_farsakh
۶۳
انسان از چیزهای کوچک، ساده و معمولی می‌تواند خوشبختی‌های بزرگی بسازد.
کتاب‌ها مرا صدا می‌زنند...
۴۵
اگر بترسیم کم‌کم باید به همه‌چیز تن بدهیم.
sina_m_farsakh
۳۷
عشق همهٔ مردان عادی را به هنرمند تبدیل می‌کند...
منصوره
۲۳
مصیبت است که انسان کتاب‌ها را بخواند و از آن‌ها برداشت نادرست داشته باشد.
منصوره
۲۰
سخت‌ترین تصمیم در زندگی انسان، انتخاب کتابی است برای خواندن.
شلاله
۱۷
دوست من، مصیبت آن است که تو عشق را چون ظرافت می‌بینی، اما عشق جنگ است. عشق مثل همهٔ جنگ‌های دیگر بالا و پایین دارد، بازنده و برنده در آن هست. عشق جنگ است، جنگ با همهٔ دنیا.
منصوره
۱۵
حس کردم لحظه‌های حقیقی عبادت من آن لحظاتی است که شب‌ها دیروقت به دنیا و زیبایی و آفریدن و رازهای انسان فکر می‌کنم. اما همیشه بین خدایی که پیچیدگی‌های هستی را به هم وصل کرده و متنوع بودن را آفریده و کنار هم گذاشته است، با خدایی که مجازاتی خون‌آلود برای آرزوهای کوچک و سادهٔ انسان مهیا می‌کند، سردرگم و آشفته می‌شدم.
گیسو
۱۲
در نظر او همهٔ پدیده‌ها مثل ظاهر کردن عکس از روی نگاتیو بودند. در همه‌چیز دنبال آغازی تاریک می‌گشت و پایانی روشن و براق که مانند عکس‌های خودش پرفروغ باشد.
Parinaz
۱۲
وحشتناک است اگر هر انسانی بخواهد رویاهای خودش را به انسان‌های دیگر و به تاریخ تحمیل کند.
شلاله
۱۱
انسان فقط با اعتقاد زندگی نمی‌کند، همان‌طور که نمی‌تواند فقط با عشق زندگی کند. انسان فقط با خیال زندگی نمی‌کند، همان‌طور که فقط با حقیقت هم نمی‌تواند زندگی کند... دنیای محدود میان مرزها، مانند دنیایی که شکلی ندارد سهمناک است.
گیسو
۱۰
چشم‌هایش را بست و پشت به آن دنیای عجیبی کرد که مستانه در آن رها شده بود. گفت: «فراموش نکن که من هم زندگی‌ام را رها کرده‌ام، آینده‌ام را باخته‌ام، و از اندیشه‌ها و عقایدم خداحافظی کرده‌ام.»
شلاله
۱۰
«مکان‌ها همه‌شان مکان هستند. آن‌که باید عوض شود انسان‌ها هستند. این را هم بدان، این دنیا شهر زیبا و آماده‌ای ندارد که ما آن‌جا برویم و بار و برکت درخت‌هایش نصیب‌مان شود. تنها شهری که می‌توانیم برویم، شهری است که خودمان می‌سازیمش.»
شلاله
۸
«زندگی با قلندری دنیاگرد زیباتر است از زندگی با مردهایی که به یک‌جا می‌چسبند و دیگر نمی‌توانند تغییرش بدهند.»
👑Nargess Ansari👑
۷
بعضی امیدها هستند که انسان هرقدر هم پیر باشد، نمی‌تواند دست‌بردارشان شود. بعضی امیدها هستند که از طاعون کشنده‌ترند
Parinaz
۷
ما در روزگاری ترسناک زندگی می‌کنیم که انسان باید بتواند از رویاهایش دست بردارد و زندگی کند.
sina_m_farsakh
۷
انسان زیبایی ویژه‌ای دارد و از همهٔ زیبایی‌ها مؤثرتر توان انسان است برای جست‌وجوی خوشبختی.
گیسو
۶
می‌تواند نخوابد و مدام بخواند و بخواند. بعضی وقت‌ها معلوم بود می‌خواهد خودش را فراموش کند. بعضی وقت‌ها هم کتاب‌ها او را با خودشان می‌بردند و احساس می‌کردم او عمیقاً به فکر فرو رفته است و تامل می‌کند. نمی‌دانستم آیا به محتوای کتاب‌ها فکر می‌کرد یا به چیز دیگری
شلاله
۶
«مواظب باش به آب‌وهوا و منظره‌های این‌جا عادت نکنی. سعی کن زیاد از آب این‌جا نخوری و خیلی به زن‌ها نگاه نکنی... شهر مانند تریاک است، اگر به آن عادت کنی دل کندن از آن ساده نیست.»
👑Nargess Ansari👑
۶
خدایا کاری کن هرچه می‌شود میان من و تو باشد، فقط من و تو... خودم و خودت، تنها
👑Nargess Ansari👑
۵
عشق از همهٔ چیزها ترسناک‌تر است. عشق کاری می‌کند که انسان به جای آن‌که در جست‌وجوی خدا باشد، به دیدن ماه و ستاره و زیبایی بگردد.... مشکل عاشق این است که آن‌قدر خواب می‌بیند که خودش را از یاد می‌برد... دنیا را از یاد می‌برد و همیشه با اندوهی ترسناک پایان می‌پذیرد... زیرا، من می‌دانم، عشق سعادتمندانه وجود ندارد... عشق سعادتمندانه همیشه عشقی مرده است.
محمدرضا
۴
بدان، انسان فقط با اعتقاد زندگی نمی‌کند، همان‌طور که نمی‌تواند فقط با عشق زندگی کند. انسان فقط با خیال زندگی نمی‌کند، همان‌طور که فقط با حقیقت هم نمی‌تواند زندگی کند... دنیای محدود میان مرزها، مانند دنیایی که شکلی ندارد سهمناک است.»
👑Nargess Ansari👑
۴
وحشتناک است اگر هر انسانی بخواهد رویاهای خودش را به انسان‌های دیگر و به تاریخ تحمیل کند. زیرا رویا استثنایی‌ترین و خاص‌ترین محصول تنهایی انسان است. بر این باور بود که تنهایی و رویا، ناامیدی و رویا، بن‌بست و رویا از یکدیگر جدا نمی‌شوند، حتی عشق و رویا از یکدیگر جداشدنی نیستند. انسان همیشه عاشق همان کسی است که هرگز از رویاهایش بیرون نمی‌آید. انسان عاشق کسی است که در پشت دیوارهای رویا پنهان و از دست‌برد جهان حفظش می‌کند.
Arya Darveshi
۴
روزی که گوشت‌های قربانی را پخش می‌کردیم، به احتمال زیاد قربانی‌ها از روزهای دیگر بیشتر بودند. آن غروب گفتم که سیلاب خون شهر را با خود می‌برد، گفتم: «گاوی روی زمین باقی نگذاشتند، همه را قربانی کردند. دیگر در و دیوارهای این شهر از خون پاک نمی‌شود.» اما پروانه گفت: «همه‌چیز موقت است، هر چیزی فقط برای لحظه‌ای عمر دارد، از عمرش که گذشت فراموش می‌شود. هیچ‌چیز نیست که عاقبت به تلی از غبار بدل نشود. پایان چیزها غباری بیش نیست.»
sina_m_farsakh
۴
چه معنی دارد خداوندی که هستی را با این‌همه رنگارنگی ساخته است، رنگارنگی را نمی‌پذیرد؟ یعنی چه، خداوندی که خود آرزویی عظیم برای آفریدن داشته است، آرزویی چنان عظیم که میلیاردها ستاره و خورشید را آفریده، آرزویی که از حکمت شکفتن یک غنچه تا تمامی حکمت‌های دیگر هستی را در خود جمع کرده است، نمی‌تواند آرزوی آفریدن و کشف را در انسان بپذیرد؟ چگونه است خدایی که جهان را در حرکت و نو شدن دائمی ساخته است، علیه توان پرواز و نوگرایی و تغییر در انسان باشد؟
arghavan
۴
رویا استثنایی‌ترین و خاص‌ترین محصول تنهایی انسان است
arghavan
۴
انسان فقط با اعتقاد زندگی نمی‌کند، همان‌طور که نمی‌تواند فقط با عشق زندگی کند. انسان فقط با خیال زندگی نمی‌کند، همان‌طور که فقط با حقیقت هم نمی‌تواند زندگی کند...
arghavan
۴
«خداوند انسان را در میلیون‌ها شکل دیده است، میلیون‌ها چهره به آن بخشیده است... چطور ما را می‌بخشد وقتی ما او را به یک شیوه می‌بینیم؟ چطور ما را می‌بخشد اگر ما مانند حاکمی تنگ‌نظر که کتابی دم دست اوست و صفحاتش را ورق می‌زند و بر اساس آن حکم صادر می‌کند نگاهش کنیم؟ استاد، این تحقیری بزرگ و پایین آوردن و کاستن از نیروی عظیم و فراوان ابداع خداوند است.»
Elina Asg
۴
«همه‌چیز موقت است، هر چیزی فقط برای لحظه‌ای عمر دارد، از عمرش که گذشت فراموش می‌شود. هیچ‌چیز نیست که عاقبت به تلی از غبار بدل نشود. پایان چیزها غباری بیش نیست.»
کتاب‌ها مرا صدا می‌زنند...
۴
«پروانه‌ها متعلق به هیچ جایی نیستند...»
کتاب‌ها مرا صدا می‌زنند...
۴
می‌دانستم غم و خشم خنده‌هایم را کشته است.