معرفی و دانلود کتاب گربه همسایه + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب گربه همسایه
off
٪۶۰
subscriptionAvailable

کتاب گربه همسایه

مجموعه شعر

نوع کتاب
۳.۲ امتیاز(از ۱۴ رأی)
پدیدآورندگان: 
مصطفی مستور
انتشارات: 
نشر مرکز

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب گربه همسایه

کتاب گربه همسایه مجموعه‌شعری سرودهٔ مصطفی مستور است و نشر مرکز آن را منتشر کرده است.

درباره کتاب گربه همسایه

گربه همسایه دومین مجموعه شعر مصطفی مستور شامل ۲۵ شعر نو است که شخصیت گربه همسایه در آن‌ها، حضور پررنگی دارد. در پشت جلد کتاب جمله‌ای از مستور ذکر شده است: «حیوانات همسایگان ما هستند، با همسایه مهربان باشیم.» 

نام‌های شعرهای کتاب گربه همسایه از این قرار هستند: من و او، درباره گربه همسایه، مرثیه برای عشاق زنده جهان، روزگار مادرم، روزگار پدرم، دختر همسایه، توده غمگین چسبناک، زندگی، کارگاه، جنگ، حقیقت و مجاز، حکمت‌های گربه همسایه _۱، حکمت‌های گربه همسایه _۲، احترام، شعر درباره کیفیت سنگ‌شدن، حکمت‌های گربه همسایه _۳، موزه عشق، یادداشت‌های گربه همسایه _۱، یادداشت‌های گربه همسایه _۲، Money Tallks، حکمت‌های گربه همسایه _۴، گزارش، حکمت‌های گربه همسایه _۵، وصیت‌نامه گربه همسایه، غیبت.

خواندن کتاب گربه همسایه را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به دوستداران شعر معاصر پیشنهاد می‌کنیم.

درباره مصطفی مستور

مصطفی مستور متولد ۱۳۴۳ است. او در اهواز چشم بر جهان گشوده. در رشته‌ٔ مهندسی عمران در دانشگاه شهید چمران اهواز تحصیل کرده. مدرک کارشناسی ارشد او زبان وادبیات فارسی در همان دانشگاه است. مستور نخستین داستان خود را با عنوان دو چشمخانه خیس در سال ۱۳۶۹ نوشته و در همان سال در مجلهٔ کیان به چاپ رساند. از معروف‌ترین کتاب‌های این نویسنده می‌توان روی ماه خداوند را ببوس، اسخوان خوک، چند روایت معتبر و دست‌های جذامی را نام برد.

بخشی از کتاب گربه همسایه

«زندگی

زنم، ماشین ظرف‌شویی ایتالیایی الگانس است

برادرم، تخت‌خواب بیمارستان

برای تنگی دریچه‌ی میترال قلب

پسرم، فاحشه است

برای عشقش به روسپی شهر

مادرم کلمات دعا است

من شعر می‌نویسم.

پدرم رادیو گوش می‌دهد

دخترم برای پسر همسایه نامه‌ها‌ی عاشقانه‌

زنم لباس می‌دوزد می‌شوید می‌پوشد

دندان‌هایش را مسواک

رژ لب

تلویزیون تماشا می‌کند

من به پدرم نگاه می‌‌کنم

به دخترم

به مادرم

سگ همسایه پارس می‌کند

من شعر می‌نویسم.

شب‌ها

وقتی کسی هفتصد کیلومتر دورتر گریه می‌کند

من از صدای هق هق او

تا صبح خوابم نمی‌برد

و صورتم خیس می‌شود

من شعر می‌نویسم.

من گورستان هستم

پُر از کلمات مرده

عشق‌های مدفون

نامه‌های نانوشته

شادی‌های شهید شده

من شعر نویسم

من

شب‌ها فرو می‌روم

در ظرف‌شویی الگانس

دریچه‌ها‌ی میترال

فاحشه‌های شهر

دعاهای پرسوز

نامه‌های عاشقانه

من

شب‌ها مدام صورتم خیس می‌شود

از صداهای دور

ترس‌های نزدیک

گورهای تازه

خوشبختی قدیمی

من گورستان هستم

من شعر می‌نویسم.

کارگاه

و مادران

-اغلب-

مشغول شستن ظرف‌ و غم

و زندانیان

مشغول شمردن روزها

و عروس‌ها

در حال بافتن آینده

با تارهایی از رؤیا و عسل

و سربازان

روزها مشغول آموختن کشتن

و شب‌ها مشغول شمردن روزها

و بیماران

مشغول مُردن

و پزشکان

مشغول مهار مرگ

و مؤمنان

مشغول دعا

و عاشقان

مشغول نامه‌های عاشقانه

و فیلسوفان

مشغول حل مسایل

و مسایل

مشغول زاد و ولد

و قاتلان

با سماجت و امید و احتیاط

مشغول یافتن کسی برای کشتن

و خداوند

مشغول سکوت و بردباری و اجابت و رؤیا و عسل و مرگ.

 ------

زندگی

زنم، ماشین ظرف‌شویی ایتالیایی الگانس است

برادرم، تخت‌خواب بیمارستان

برای تنگی دریچه‌ی میترال قلب

پسرم، فاحشه است

برای عشقش به روسپی شهر

مادرم کلمات دعا است

من شعر می‌نویسم.

پدرم رادیو گوش می‌دهد

دخترم برای پسر همسایه نامه‌ها‌ی عاشقانه‌

زنم لباس می‌دوزد می‌شوید می‌پوشد

دندان‌هایش را مسواک

رژ لب

تلویزیون تماشا می‌کند

من به پدرم نگاه می‌‌کنم

به دخترم

به مادرم

سگ همسایه پارس می‌کند

من شعر می‌نویسم.

شب‌ها

وقتی کسی هفتصد کیلومتر دورتر گریه می‌کند

من از صدای هق هق او

تا صبح خوابم نمی‌برد

و صورتم خیس می‌شود

من شعر می‌نویسم.

من گورستان هستم

پُر از کلمات مرده

عشق‌های مدفون

نامه‌های نانوشته

شادی‌های شهید شده

من شعر نویسم

من

شب‌ها فرو می‌روم

در ظرف‌شویی الگانس

دریچه‌ها‌ی میترال

فاحشه‌های شهر

دعاهای پرسوز

نامه‌های عاشقانه

من

شب‌ها مدام صورتم خیس می‌شود

از صداهای دور

ترس‌های نزدیک

گورهای تازه

خوشبختی قدیمی

من گورستان هستم

من شعر می‌نویسم.

کارگاه

و مادران

-اغلب-

مشغول شستن ظرف‌ و غم

و زندانیان

مشغول شمردن روزها

و عروس‌ها

در حال بافتن آینده

با تارهایی از رؤیا و عسل

و سربازان

روزها مشغول آموختن کشتن

و شب‌ها مشغول شمردن روزها

و بیماران

مشغول مُردن

و پزشکان

مشغول مهار مرگ

و مؤمنان

مشغول دعا

و عاشقان

مشغول نامه‌های عاشقانه

و فیلسوفان

مشغول حل مسایل

و مسایل

مشغول زاد و ولد

و قاتلان

با سماجت و امید و احتیاط

مشغول یافتن کسی برای کشتن

و خداوند

مشغول سکوت و بردباری و اجابت و رؤیا و عسل و مرگ.

 -------

زندگی

زنم، ماشین ظرف‌شویی ایتالیایی الگانس است

برادرم، تخت‌خواب بیمارستان

برای تنگی دریچه‌ی میترال قلب

پسرم، فاحشه است

برای عشقش به روسپی شهر

مادرم کلمات دعا است

من شعر می‌نویسم.

پدرم رادیو گوش می‌دهد

دخترم برای پسر همسایه نامه‌ها‌ی عاشقانه‌

زنم لباس می‌دوزد می‌شوید می‌پوشد

دندان‌هایش را مسواک

رژ لب

تلویزیون تماشا می‌کند

من به پدرم نگاه می‌‌کنم

به دخترم

به مادرم

سگ همسایه پارس می‌کند

من شعر می‌نویسم.

شب‌ها

وقتی کسی هفتصد کیلومتر دورتر گریه می‌کند

من از صدای هق هق او

تا صبح خوابم نمی‌برد

و صورتم خیس می‌شود

من شعر می‌نویسم.

من گورستان هستم

پُر از کلمات مرده

عشق‌های مدفون

نامه‌های نانوشته

شادی‌های شهید شده

من شعر نویسم

من

شب‌ها فرو می‌روم

در ظرف‌شویی الگانس

دریچه‌ها‌ی میترال

فاحشه‌های شهر

دعاهای پرسوز

نامه‌های عاشقانه

من

شب‌ها مدام صورتم خیس می‌شود

از صداهای دور

ترس‌های نزدیک

گورهای تازه

خوشبختی قدیمی

من گورستان هستم

من شعر می‌نویسم.

کارگاه

و مادران

-اغلب-

مشغول شستن ظرف‌ و غم

و زندانیان

مشغول شمردن روزها

و عروس‌ها

در حال بافتن آینده

با تارهایی از رؤیا و عسل

و سربازان

روزها مشغول آموختن کشتن

و شب‌ها مشغول شمردن روزها

و بیماران

مشغول مُردن

و پزشکان

مشغول مهار مرگ

و مؤمنان

مشغول دعا

و عاشقان

مشغول نامه‌های عاشقانه

و فیلسوفان

مشغول حل مسایل

و مسایل

مشغول زاد و ولد

و قاتلان

با سماجت و امید و احتیاط

مشغول یافتن کسی برای کشتن

و خداوند

مشغول سکوت و بردباری و اجابت و رؤیا و عسل و مرگ.»


برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب گربه همسایه و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابگربه همسایه
عنوان دیگرمجموعه شعر
موضوعشعر نو، شعر معاصر
نویسندهمصطفی مستور
انتشاراتنشر مرکز
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۷/۱۲/۱۵
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۵.۶۴ مگابایت
شابک۹۷۸۹۶۴۲۱۳۳۴۹۹
تعداد صفحه‌ها۶۵ صفحه
قیمت کتاب۴۰۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

کاربر 9159305
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۱۰/۲۸

عالی بود دوستش داشتم

۰
tahoor
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۳/۱۰/۰۷

زیاد جالب نبود

۰
Azilyn
۱۴۰۳/۰۸/۰۵

کتابی کوتاه و غمگین (با چشم‌های اشک‌آلود این کلمات را مینویسم)

۰
Batman
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۲/۳۱

زیباست کوتاه و دلنشین

۰
2m,z,s
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۹/۲۵

خوب بود

۰
Sahar B
۱۴۰۴/۰۱/۲۲

لذت بخش و زیبا و روان

۰

بریده‌هایی از کتاب

مَریچه
۱۰
و فنجان ها را که هر صبح تو را لمس می‌کنند و آینه‌ها را که روز و شب با عشق و شور به تو خیره می‌شوند و پیراهن‌ها را که با اشتیاقی غریب تو را در آغوش می‌گیرند و دستگیره‌ها را که پی در پی انگشتان تو را می‌بوسند می‌بویند و کوچه‌ها را که به شوق دیدار تو صبح تا شام هزاران غریبه را مرور می‌کنند ــ حتی اگر این شعر عاشقانه نباشد ـ به رسم عشاق کم‌یاب جهان دوست می‌دارم. همین.
BehRad
۶
پدرم روزگار ندارد، که. پدرم تنها کمی زخم معده دارد و خیلی میگرن و دو و نیم برابر حد استاندارد غم
کتاب‌ها مرا صدا می‌زنند...
۶
در غیاب میلیاردها چشم زندگی می‌کنم. و روزی در بی‌تفاوتی محضِ جهان خشک می‌شوم و فرو می‌افتم.
mahoor
۵
«فقط احمق‌ها شگفت‌زده می‌شوند.»
میم.سین.میم
۳
پدرم شب‌ها اغلب می‌رود پشت جهان تا سیگاری بکشد یا قهوه‌ای بنوشد یا در تنهایی محض سوت بزند و وقتی برمی‌گردد چشم‌هایش عسلی نیست سرخ است.
ابی
۲
مادرم هر صبح با صدای خداوند بیدار می‌شود و با جشنواره‌ای از دعا صبحانه می‌خورد بعد با زنبیلی از کلمات مقدس بازار می‌رود و آن‌ها را با سخاوت محض روی شهر می‌پاشد.
مَریچه
۲
همهٔ شهرهای جهان در سه چیز به هم شبیه‌اند: آسمان و گورستان و اشک.
ایران
۲
من شب‌ها مدام صورتم خیس می‌شود از صداهای دور ترس‌های نزدیک گورهای تازه خوشبختی قدیمی من گورستان هستم
Arezoo
۲
بر دیوار خانهٔ همسایه به خط بدی نوشته شده بود: در زندگی کسی شکست نمی‌خورد، مگر این که با آن بجنگد
میم.سین.میم
۲
و لعنت بر عقربه‌های ساعت دیواری آن‌جا که می‌دویدند و بر چشم‌های خیس من که نمی‌دیدند تو را وقت رفتنت و ــ قسم می‌خورم ـ تنها سه دقیقه بود آن پانزده ساعت دیدار چهارشنبه آه! دیر آمده‌ایم و رفت می‌باید زود