کتاب این جا ویسواوا شیمبورسکا + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب این جا

کتاب این جا

معرفی کتاب این جا

کتاب این جا نوشتهٔ ویسواوا شیمبورسکا و ترجمهٔ بهمن طالبی نژاد و آنا مارچینوفسکا است. نشر چشمه این مجموعه شعر معاصر را روانهٔ بازار کرده است.

درباره کتاب این جا

کتاب این جا حاوی مجموعه‌ای است از شعرهای ویسواوا شیمبورسکا. وقتی این کتاب در کشور لهستان منتشر شد، منتقدها با شگفتی گفتند که چگونه است که او هر بار بهتر می‌شود؟ مقصود آن‌ها شعرهای این نویسنده بود. این ۱۹ شعر معاصر، توسط بهمن طالبی نژاد و با راهنمایی‌ها و کمک‌های آنا مارچینوفسکا که خود لهستانی است، به پارسی ترجمه شده است.گفته شده است که این شعرهای شیمبورسکا به‌شدت طعنه‌آمیز و فلسفی است و به‌دقت به پدیدار رؤیاها و گریزان‌بودن معنا پرداخته است.

این مجموعهٔ شعر که شامل اشعاری است که به‌صورت مرتب در این کتاب گردآوری شده‌اند، بسیار دلپذیر و ژرف توصیف شده‌اند. «زندگی سخت با خاطرات»، «آدم‌کُش‌ها (تروریست‌ها)»، «افکاری که در خیابان شلوغ به سراغم می‌آیند»، «ماوراءالطبیعه»، «قبل از سفر» و «جهان کوچک» عنوان برخی از این شعرها هستند.

خواندن کتاب این جا را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

خواندن این کتاب شعر را به دوستداران شعر معاصر جهان پیشنهاد می‌کنیم.

بخشی از کتاب این جا

«"رؤیاها"

برخلاف دانش و آموزه‌های زمین‌شناسان،

با مسخره کردن ابزار مغناطیسی و طرح‌ها و نقشه‌های‌شان

خواب در کسری از ثانیه

کوه‌های سنگی حقیقی

در برابرمان به وجود می‌آورد.

چون کوه‌ها و دره‌ها هستند،

دشت‌ها هم هستند

با شالوده‌ای مستحکم.

بدون مهندسان، پیمانکاران، کارگران،

بولدوزرها، حفاران، یا ابزار لازم ـ

اتوبان‌های شلوغ

پل‌های آماده، شهرهای پُرتراکم پیش‌ساخته.

بدون کارگردان‌ها با بلندگوها، و فیلم‌برداران ـ

ازدحامی که می‌داند کِی باید ما را بترساند

و کِی از بین برود.

بدون معماران زبردست،

بدون نجاران، آجرچینان، بناها،

در مسیر خانه‌ای اسباب‌بازی‌مانند،

و در آن سالن‌های بزرگ با صدای قدم‌های‌مان

و دیوارهای ساخته‌شده از هوای جامد.

نه‌فقط عظمت، که دقت ـ

ساعتی مشخص،

مگسی کامل،

پارچه‌ای با گل‌های صلیب‌دوزی روی میز،

سیبی گاززده با جای دندان‌ها.

و ما ــ برخلاف بندبازهای سیرک، شعبده‌بازها،

جادوگران و هیپنوتیزم‌کنندگان ـ

می‌توانیم بدون پروبال پرواز کنیم،

تونل‌های تاریک را با چشمان‌مان روشن می‌کنیم،

به زبان بیگانه صحبت می‌کنیم،

نه با هر کسی، با مُردگان.

و به عنوان پاداش،

علی‌رغم آزادی شخصی‌مان،

انتخاب‌های قلبی‌مان، ذائقه‌مان،

خود را گم می‌کنیم

در کششی عاشقانه ـ

تا زنگ ساعت بلند شود.

پس نویسندگان کتاب‌های تعبیر خواب،

محققان نشانه‌های اونریک و فال،

دکترهایی با تخت‌هایی برای روان‌کاوی چه می‌توانند به ما بگویند؟

اگر همه‌چیز هماهنگ باشد،

تصادفی است،

و فقط به یک دلیل است،

که در رؤیاهای ما،

در سایه‌ها و روشنی‌ها،

در نامتلاطمی‌ها، در غیرقابل‌پیش‌بینی بودن‌ها

در بی‌حوصلگی‌ها و پراکندگی‌ها

بعضی وقت‌ها، یک معنی یافت می‌شود.»

نظرات کاربران

امین۳۶۹
۱۴۰۳/۰۷/۱۳

اولین اثری بود که از ایشون خوندم و احتمال داره که آخریش هم باشه. با شروع و مقدمه کتاب امیدوار شدم اما وقتی نوشته ها رو خوندم دیدم نمیتونم باهاش ارتباط بگیرم. چیزی نداشت که توی ذهنم بمونه و هیچ

- بیشتر
haghsirat
۱۴۰۴/۱۲/۱۲

به نظرم اول کتاب آدم های رو پل شیمبورسکا رو بخونید خیلی لذت بخش بود برام ترجمه اش فوق العاده بود ولی این کتاب متاسفانه نتونستم ارتباط بگیرم با اشعار ولی آدم های روی پل ی چیزی دیگه ای بود

- بیشتر
کاربر 2118167
۱۴۰۳/۱۰/۲۷

یاد شعر مهران مدیری تو مرد هزار چهره افتادم ، پوتین برلی سربازان، پول آب را بدهیم برق جدا و دیگر هیچ . 😂البته شاید ترجمه اش هم نتونسته منعکس کنه .

overthinking
۱۴۰۲/۰۴/۲۱

💚کل آثارشو دوس دارم

Tuberosa
۱۴۰۴/۱۱/۱۷

سروده‌هاش به سلیقه‌م نبود، اثر دیگه‌ش رو بیشتر از این مجموعه‌شعر دوست دارم. اشعار این شاعر لهستانی اگه بخواد ترجمه‌ی تحت‌اللفظی شه، روح شعر می‌میره و مخاطبِ فارسی‌زبان نمی‌تونه باهاش ارتباط بگیره پس بهتره کمی از سبک ترجمه‌ی آزاد و جون‌دارتر

- بیشتر
بیگرد ت
۱۴۰۴/۱۱/۰۷

خط قرمز بعضی نوشته ها ، همین ترجمه ی اثر است. پکیجی از کلمات بدون ارتباط. امیدوارم هرگز چنین ترجمه هایی نخونم.

Mina
۱۴۰۳/۱۱/۰۹

من به پیشنهاد مصطفی مستور در برنامه اکنون کتابهای این نویسنده رو‌خوندم ولی اصلا ارتباط برقرار نکردم و نتونستم از محتوا لذت ببرم

بریده‌هایی از کتاب

تا زمانی که زنی در موزهٔ ملی در سکوت و تمرکزِ نقاشی، شیر می‌ریزد پیوسته از قدحی به پیاله‌ای جهان سزاوار پایان جهان نیست.
شعبده‌باز واژگان
زندگی روی زمین تقریباً مفت است. برای رویاها، مثلاً، پول سیاهی هم نمی‌پردازی.
بهار ادیبی
ما بیشتر سفر می‌کنیم، سریع‌تر، دورتر، ولی به جای خاطره با خود عکس می‌آوریم.
Mina.Hp
ما بیشتر زیسته‌ایم ولی با دقتی کمتر و با جملاتی کوتاه‌تر.
Mina.Hp
«بیشتر بدبختی‌ها، خراب‌کاری‌ها و اشتباهات بشری را کسانی به بار آورده‌اند که ادعا داشته‌اند چیزی می‌دانند.»
zeinabb
«ما آدم‌ها زیاد حرف می‌زنیم. همه در حال حرف زدن هستند. بیش از حدِ نیاز. همه فکر می‌کنند حرفی برای گفتن دارند. من خودم آدم پُرحرفی نیستم. دوست دارم پیش از آن‌که در مورد چیزی ابرازنظر کنم، چند روز دربارهٔ آن فکر کنم. دلم می‌خواهد حرفم ارزش چند روز فکر کردن را داشته باشد.»
zeinabb
میلیاردها چهره بر گسترهٔ زمین. چهرهٔ من، تو و آن‌ها که هرگز نخواهید شناخت. شاید طبیعت باید فریب بدهد، و کم نیاورد برای آن‌که موفق شود آن‌چه را در آیینهٔ فراموشی غرق شده است نجات دهد.
zeinabb
طلاق برای بچه‌ها اولین پایان دنیا. برای گربه صاحبی جدید. برای سگ اربابی تازه. برای اثاثیهٔ پلکان، ضربات، کِش و واکِش. برای دیوارها، مربعی سفید از عکسی که دیگر نیست.
سیدآرمین عقیلی
بدن، خود بهای خود را می‌پردازد.
بهار ادیبی
هر چند که در زمانهٔ پُرهیاهوی ما اعتراف کردن به نواقص خویش بسیار آسان‌تر است تا گفتن از خصایل نیک. زیرا که نیکی‌ها پنهان‌اند و خود انسان هم چندان باورشان ندارد.
Tuberosa

حجم

۵۲٫۱ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۴

تعداد صفحه‌ها

۷۰ صفحه

حجم

۵۲٫۱ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۴

تعداد صفحه‌ها

۷۰ صفحه

قیمت:
۴۹,۰۰۰
۲۴,۵۰۰
۵۰%
تومان