جملات زیبا از متن کتاب گربه همسایه | طاقچه
تصویر جلد کتاب گربه همسایهsubscriptionAvailable

کتاب گربه همسایه

مجموعه شعر

۳.۳(از ۱۵ امتیاز)
نوع کتاب
پدیدآورندگان: 
مصطفی مستور
انتشارات: 
نشر مرکز
categoryدسته‌بندی: 
شعر نو، شعر معاصر

قیمت:

۱۰۰,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

و فنجان ها را که هر صبح تو را لمس می‌کنند و آینه‌ها را که روز و شب با عشق و شور به تو خیره می‌شوند و پیراهن‌ها را که با اشتیاقی غریب تو را در آغوش می‌گیرند و دستگیره‌ها را که پی در پی انگشتان تو را می‌بوسند می‌بویند و کوچه‌ها را که به شوق دیدار تو صبح تا شام هزاران غریبه را مرور می‌کنند ــ حتی اگر این شعر عاشقانه نباشد ـ به رسم عشاق کم‌یاب جهان دوست می‌دارم. همین.
مَریچه
۱۱
پدرم روزگار ندارد، که. پدرم تنها کمی زخم معده دارد و خیلی میگرن و دو و نیم برابر حد استاندارد غم
BehRad
۶
در غیاب میلیاردها چشم زندگی می‌کنم. و روزی در بی‌تفاوتی محضِ جهان خشک می‌شوم و فرو می‌افتم.
کتاب‌ها مرا صدا می‌زنند...
۶
«فقط احمق‌ها شگفت‌زده می‌شوند.»
mahoor
۵
مادرم هر صبح با صدای خداوند بیدار می‌شود و با جشنواره‌ای از دعا صبحانه می‌خورد بعد با زنبیلی از کلمات مقدس بازار می‌رود و آن‌ها را با سخاوت محض روی شهر می‌پاشد.
ابی
۳
همهٔ شهرهای جهان در سه چیز به هم شبیه‌اند: آسمان و گورستان و اشک.
مَریچه
۳
پدرم شب‌ها اغلب می‌رود پشت جهان تا سیگاری بکشد یا قهوه‌ای بنوشد یا در تنهایی محض سوت بزند و وقتی برمی‌گردد چشم‌هایش عسلی نیست سرخ است.
میم.سین.میم
۳
من شب‌ها مدام صورتم خیس می‌شود از صداهای دور ترس‌های نزدیک گورهای تازه خوشبختی قدیمی من گورستان هستم
ایران
۲
بر دیوار خانهٔ همسایه به خط بدی نوشته شده بود: در زندگی کسی شکست نمی‌خورد، مگر این که با آن بجنگد
Arezoo
۲
و لعنت بر عقربه‌های ساعت دیواری آن‌جا که می‌دویدند و بر چشم‌های خیس من که نمی‌دیدند تو را وقت رفتنت و ــ قسم می‌خورم ـ تنها سه دقیقه بود آن پانزده ساعت دیدار چهارشنبه آه! دیر آمده‌ایم و رفت می‌باید زود
میم.سین.میم
۲
بی‌درنگ اقرار می‌کنم به عدد دور قطره‌های باران و ارقام سرگیجه‌آور برگ‌های جنگل‌های آمازون و کثرت تکان‌دهندهٔ ستارگان راه شیری دوستت دارم.
مَریچه
۱
گربهٔ همسایه به چند دلیل ساده معتقد است آدم‌ها دو دسته‌اند: یا مدام در تلویزیون و روزنامه و اینترنت پرسه می‌زنند یا بزرگ‌اند.
Arash
۱
وقتی هوا عالی است و حساب بانکی آفتابی و غم‌ها تا عمق مطلوبی در خاک دفن شده باشند و با دقتی ریاضی عشق معشوقه‌ات به تو مساوی عشق تو به او باشد، این گربهٔ عجیب همسایه قسم می‌خورد اتفاق هولناکی در راه است...
Sahar B
۱
من می‌خواهم گریه کنم او می‌خواهد با موسیقیِ شادی برقصد من نمی‌خواهم او می‌خواهد او نمی‌خواهد من می‌خواهم می‌خواهد بخورد بخوابد بخواند بخندد می‌خواهم فکر کنم جیغ بکشم فحش بدهم خفه شوم باید جدا بشویم نمی‌توانم نمی‌تواند.
Amelie
۱
مادرم هر صبح با صدای خداوند بیدار می‌شود و با جشنواره‌ای از دعا صبحانه می‌خورد بعد با زنبیلی از کلمات مقدس بازار می‌رود و آن‌ها را با سخاوت محض روی شهر می‌پاشد.
کاربر ۱۲۶۹۹۴۵
۱
و من به صراحت این شعر ناب اِن لَم اَمُت یَومَ الوِداعِ تأسّفاً لا تَحسَبونی فِی المَوَدَهًِْ مُنصِفاً به شکل شرم‌آوری هنوز زنده‌ام.
میم.سین.میم
۱
پدرم شب‌ها اغلب می‌رود پشت جهان تا سیگاری بکشد یا قهوه‌ای بنوشد یا در تنهایی محض سوت بزند
mahi
۱
من شب‌ها مدام صورتم خیس می‌شود از صداهای دور ترس‌های نزدیک گورهای تازه خوشبختی قدیمی من گورستان هستم من شعر می‌نویسم.
ms.ara
۱
پدرم روزگار ندارد، که. پدرم تنها کمی زخم معده دارد و خیلی میگرن و دو و نیم برابر حد استاندارد غم
ابی
۰
گربهٔ همسایه به چند دلیل ساده معتقد است آدم‌ها دو دسته‌اند: یا مدام در تلویزیون و روزنامه و اینترنت پرسه می‌زنند یا بزرگ‌اند.
Sahar B
۰
من اگر جای شما بودم هرگز از مرگ نمی‌ترسیدم تا زندگی مثل بید از من بلرزد.
ponio
۰
همهٔ شهرهای جهان در سه چیز به هم شبیه‌اند: آسمان و گورستان و اشک.
Amelie
۰
و دست‌های مرطوب تو و لعنت بر عقربه‌های ساعت دیواری آن‌جا که می‌دویدند و بر چشم‌های خیس من که نمی‌دیدند تو را وقت رفتنت
فرنگیس"
۰
در زندگی کسی شکست نمی‌خورد، مگر این که با آن بجنگد
Eremite
۰
وقتی هوا عالی است و حساب بانکی آفتابی و غم‌ها تا عمق مطلوبی در خاک دفن شده باشند و با دقتی ریاضی عشق معشوقه‌ات به تو مساوی عشق تو به او باشد، این گربهٔ عجیب همسایه قسم می‌خورد اتفاق هولناکی در راه است...
میم.سین.میم
۰
شب‌ها مدام صورتم خیس می‌شود
mahi
۰
شب‌ها وقتی کسی هفتصد کیلومتر دورتر گریه می‌کند من از صدای هق هق او تا صبح خوابم نمی‌برد و صورتم خیس من شعر می‌نویسم.
ms.ara
۰
من اگر جای شما بودم هرگز با صدای بلند نمی‌خندیدم مبادا زندگی حسودی کند هرگز گریه نمی‌کردم مبادا به او باج داده باشم من اگر جای شما بودم هرگز از مرگ نمی‌ترسیدم تا زندگی مثل بید از من بلرزد.
فرنگیس"
۰
جعبه‌های ساکت کادو و کارت پستال‌های سالخورده و نرگس‌های مرده در گلدان و شیشه‌های خالی عطر و سه برگ شعر دست‌نویس و مجموعهٔ نفیسی از حرف‌های ناگفته و چند نامهٔ آکنده از کلمات مست و چند ته سیگار له شده و چند عکس دو نفره و خنده‌های از ته دل
فرنگیس"
۰
و لذت‌های کم‌یاب و ترانه‌های خوانده شده باهم و روزهای مچاله شدهٔ دیروز و چند قطره اشک و صد شب بی‌خوابی و هزار «دوستت دارم» گوناگون و چیزهای دیگر و خیلی چیزهای دیگر
فرنگیس"
۰