معرفی و دانلود کتاب سقوط + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب سقوط

کتاب سقوط

نوع کتاب
۳.۵(از ۹۵ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
آلبر کامو، کاوه میرعباسی
انتشارات: 
نشر چشمه
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب سقوط

کتاب سقوط زیباترین و درک‌ناشده‌ترین اثر آلبر کامو است. کتاب سقوط را آقای کاوه میرعباسی ترجمه کرده است. آلبر کامو در کتاب سقوط موفق شده است نقاب انسان امروزی را کنار بزند. این کتاب اولین بار در سال ۱۹۵۶ منتشر شد. کتاب سقوط رمانی فلسفی است که از زبان شخصیت اصلی آن ژان باتیست که یک وکیل بوده و خودش را «قاضی توبه‌کار» می‌خواند روایت می‌شود. او داستان زندگی‌اش را برای غریبه‌ای اعتراف می‌کند.

درباره کتاب سقوط

سقوط، آخرین اثر داستانی آلبر کامو که ناتمام نماند و در ۱۹۵۶ منتشر شد، رمانی است فلسفی با مضمون معصومیت، حبس معنوی، نیستی و حقیقت. نویسنده، با ترسیم تصویری منقلب‌کننده و طعنه‌آمیز از انسان مدرن که در دوزخی خودساخته گرفتار آمده، روایتی غیردینی از «هبوط» آدم از «باغ عدن» عرضه می‌دارد. بی دلیل نیست که منتقد آمریکایی آلفرد گالپین برای مقاله‌اش درباره‌ی این رمان عنوان «دانته در آمستردام» را برگزید. ژان پل سارتر سقوط را زیباترین رمان کامو می داند که کم‌تر از دیگر آثار داستانی‌اش فهمیده شده است.

کتاب سقوط از یک واقعیت ذات بشر که شاید دردناک باشد پرده برداشته است. کامو با روح حساسش زیر نقاب پاک‌دامنی که بیشتر آدم‌ها سعی می‌کنند به صورتشان بزنند دورویی را می‌بیند. ژان باتیست، وکیلی است که همة عمرش بر سر دیگران کلاه گذاشته و هزاران دوز و کلک دیگر برای اینکه جیب خودش را پر کند. اما حالا تصمیم گرفته است که توبه کند و از گناهانش دست بکشد اما دیو درونش این اجازه را به او نمی‌دهد. وقتی او به گذشته‌اش نگاه می‌کند خودش را فردی درستکار می‌بیند، اما خودش نیز می‌داند که این دروغ است. او در طول مونولوگی درونی با خودش پی می‌برد که در جنگ بین خیر و شر در آدم‌ها همیشه شر پیروز بوده چون غریزه و هوای نفس پشت هر شری خانه دارد.

خواندن کتاب سقوط را به چه کسی پیشنهاد می کنیم؟

کتاب سقوط برای علاقه‌مندان به ادبیات داستانی و به‌خصوص طرفداران آلبر کامو کتابی جذاب و خواندنی است. اگر از خواندن داستان‌هایی مثل مرگ ایوان ایلیچ اثر لئو تولستوی، قمارباز اثر داستایفسکی و آخرین روز یک محکوم اثر ویکتور هوگو لذت بردید، این رمان را نیز دوست خواهید داشت.

درباره آلبرکامو

آلبرکامو در ۷ نوامبر ۱۹۱۳سال در خانواده‌ای فقیر در الجزایر متولد شد. آن زمان الجزایر تحت استعمار فرانسه بود. پدرش کارگری فقیر بود و مادرش خدمتکار بود. آن‌ها صاحب دو فرزند به نام «لوسین» و «آلبر» بودند، پدرش در جنگ کشته شد و مسئولیت نگهداری دو بچه بر عهده مادرش افتاده بود. کامو به خاطر خانواده‌اش مدرسه را رها کرد و به کارگری مشغول شد. معلمش به استعداد او پی برد و او را به ادامه تحصیل تشویق کرد، و به او کمک کرد تا بتواند بورسیه تحصیلی شود. با وجود اینکه کامو یکی از متفکران مکتب اگزیستانسیالیسم است او همواره این برچسب خاص را رد می‌کرد. او در دانشگاه الجزیره تحصیل کرد و تا پیش از آنکه در سال ۱۹۳۰ گرفتار بیماری سل شود دروازه‌بان تیم فوتبال این دانشگاه بود. کامو در بعد از ظهر چهارم ژانویه ۱۹۶۰ و در سن ۴۷ سالگی بر اثر سانحه‌ی تصادف نزدیک سن، در شهر ویل‌بلویل درگذشت.

به عقیده‌ی بسیاری او یکی از نویسندگان بزرگ قرن بیستم و نویسنده کتاب مشهور بیگانه و مقاله جریان‌ساز افسانه‌ی سیزیف است. کامو در سال ۱۹۵۷ به خاطر آثار مهم ادبی‌اش که به‌صورت واضح به مشکلات وجدان بشری در این عصر پرداخته است برنده‌ی جایزه‌ی نوبل ادبیات شد. آلبر کامو نخستین نویسنده‌ی زاده‌ی قاره‌ی آفریقا است که برنده این جایزه شده است. او دو سال پس از بردن جایزه‌ی نوبل در یک سانحه‌ی تصادف درگذشت. در جیب کت او یک بلیط قطار استفاده نشده پیدا شد، او ابتدا قرار بود با قطار و به همراه همسر و فرزندانش به سفر برود ولی در آخرین لحظات پیشنهاد دوست ناشرش را برای همراهی پذیرفت تا با خودروی او سفر کند. راننده‌ی اتوموبیل و میشل گالیمار، دوست نزدیک و ناشر آثار کامو، نیز در این حادثه کشته شدند. آلبر کامو در گورستان لومارین در جنوب فرانسه دفن شد.

زمانی که کامو در حادثه‌ی اتومبیل کشته شد، مشغول کار بر روی نسخه‌ی اول رمان تازه‌ای به نام آدم اول بود. حادثه‌ی اتومبیل زمانی پیش‌آمد که عازم پاریس بود تا کاری تازه را در زمنیه کارگردانی شروع کند. بعد از مرگ کامو، همسر و فرزندانش حق تکثیر آثار او را در اختیار گرفتند و دو اثر باقی‌مانده او را منتشر کردند. اولین آن‌ها کتاب مرگ شاد بود که در سال ۱۹۷۰ منتشر شد. دومین کتابی که پس از مرگ کامو منتشر شد یک اثر ناتمام به نام آدم اول بود که سال ۱۹۹۵ منتشر شد. آدم اول یک خودزندگی‌نامه درباره‌ی دوران کودکی نویسنده در الجزایر است.

معرفی آثار آلبر کامو را در صفحه این نویسنده می‌توانید بخوانید.

بخش هایی از کتاب سقوط

می‌دانستید در روستای کوچک‌مان، در یک اقدام تنبیهی، افسری آلمانی مؤدبانهاز زن سال‌خورده‌ای درخواست کرد بین دو پسرش که جزء گروگان‌ها بودند یکی را برگزیند تا تیربارانش کنند؟ آن یکی؟ نه، این یکی. و طرف را بردند. ذهن‌مان را زیادی با این قضیه مشوش نکنیم، اما، حضرت آقا، باور بفرمایید نباید احتمال غافل‌گیری را دست‌کم گرفت. آدم خوش‌قلبی را می‌شناختم که با بدگمانی ابداً میانه نداشت. صلح‌طلب و آزادمنش بود و به انسان‌ها و جانوران یکسان محبت می‌ورزید. بی‌تردید می‌گویم: در پاکی روان بی‌همتا! خب، در ایام آخرین جنگ‌های مذهبی در اروپا، بهروستا پناه برده بود. بر در منزلش نوشته بود «اهل هر کجا هستید، بفرمایید داخل، قدم‌تان روی چشم». تصور می‌کنید چه کسانی این دعوت محبت‌آمیز را پذیرفتند؟ یک مشت شبه‌نظامی که آن‌جا را خانه‌ی خودشان می‌دانستند وارد شدند و شکمش را دریدند.

وای! عذر می‌خواهم سرکار خانم! به‌هرحال، از حرف‌هایم چیزی دستگیرش نشد. خودمان‌ایم، با این‌که دیروقت است و از چند روز پیش یک‌بند باران می‌بارد، شلوغی این‌جا آدم را به تعجب می‌اندازد! خوشبختانه، جین تسکین‌مان می‌دهد، انگار بارقه‌ای باشد در ظلمت. آیا آن روشنایی طلایی متمایل به مسی را که در وجودتان برمی‌افروزد حس می‌کنید؟ خوش دارم شامگاه، ملتهب از حرارت جین، در شهر پرسه بزنم. خیلی وقت‌ها، تمام شب راه می‌روم، خیال‌پردازی می‌کنم، یا حواسم را به گفت‌وگویی بی‌پایان با خودم می‌سپارم. بله‌، مثل همین امشب، و بیم دارم مبادا آخرش شما را کلافه کنم، ممنون، بزرگواری و نزاکت‌تان را می‌رساند. انبان کلامم لبریز است؛ همین که دهان باز می‌کنم، جمله‌ها سرازیر می‌شوند. این کشور به من الهام می‌بخشد. خوشم می‌آید از این جماعت که در پیاده‌روها همهمه می‌کنند، در فضای تنگ بین خانه‌ها و آب‌ها گیر افتاده‌اند، و مِه و زمین‌های سرد و دریای جوشان مثل تیزآب احاطه‌شان کرده. از آن‌ها خوشم می‌آید چون انگار همزاد دارند. در آن واحد، این‌جا هستند و جایی دیگر.

معرفی این کتاب در تاریخ ۲۵ بهمن ۱۴۰۴ به‌روزرسانی شده است.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب سقوط و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:سقوط
موضوع:رمان، داستان خارجی
نویسنده:آلبر کامو
مترجم:کاوه میرعباسی
انتشارات:نشر چشمه
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۸/۰۷/۱۱
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۶.۳۸ مگابایت
شابک:۹۷۸-۶۲۲-۰۱-۰۵۶۲-۶
تعداد صفحه‌ها:۱۰۰ صفحه
قیمت کتاب:۸۷۰۰۰ تومان
برچسب:مجموعه جهان کلاسیک
نسخۀ صوتی:خرید کتاب صوتی سقوط

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

.GH.
مطمئن نیستم.
۱۴۰۱/۰۷/۱۹

به نظرم متن کتاب کمی سنگینه و به سختی میشه متن رو دنبال کرد، مثلا استفاده از واژه قاضی توبه کار خیلی روان تر و قابل فهم تر از قاضی تائب است که در متن استفاده شده، ولی در کل...بیشتر

۰
Javad Mokhtari
مطمئن نیستم.
۱۴۰۲/۰۷/۲۹

مهم‌ترین نقدی که به این ترجمه وارده اینه که با وجود این که مترجم در صفحه‌ی اول کتاب گفته که به سبب تحول زبان، بازترجمه‌ی آثار ارزشمند در هر چند دهه ضروریه، اما خودش به این صحبت پایبند نبوده و...بیشتر

۰
علی
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۹/۰۷

کتاب را باز کنید گوش هایتان را بگیرید و سعی کنید کتاب را بدون مکث بخوانید لذت بخش خواهد بود

۰
Vafa
۱۴۰۲/۰۸/۱۴

ولی من این ترجمه رو بخاطر پیچیدگی و کلمات قلمبه سلمبه ش بیشتر دوس داشتم :)))

۰
samy
۱۴۰۱/۰۲/۰۱

بنظرم این ترجمه از چند ترجمه دیگه مثل ترجمه لاهوتی و خانم شورانگیز فرخ روان تر و قابل فهم تر هستش

۰
BAB PRAV
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۱/۱۳

اگر انسانی درونگرا هستید این کتاب رو به شما پیشنهاد میکنم

۰
amiwrmn1
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۱۰/۰۴

به شدت متفاوت اثر های این چنینی را به اثر های کلیشه ای امروزه ترجیح میدم

۰
Mehrgol
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۵/۳۰

کتاب تامل برانگیز و واقع گرایانه ای که ممکنه خواننده باهاش احساس همدردی بکنه. حقیقتا نمیشه از خیلی قسمت های این کتاب سر سری گذشت و باید با فکری باز و پذیرا خونده بشه. قبول دارم بعضی قسمت های کتاب...بیشتر

۰
sophii
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۰۷

این کتاب یکی از بهترین کتاب هایی هست که من خوندم اگر نظر من رو بخواید میتونم بگم کتاب حدودا تا صفحه های ۲۰ شاید یکمی سخت باشه خوندنش ولی بعد از اون کتاب بسیار روان و لذت بخش میشه...بیشتر

۰
n1995ch
۱۴۰۲/۰۲/۱۲

من صوتی با ترجمه ی شورانگیز فرخ گوش دادم بنظرم یه جاهایی از متن حاضر روونتر و قابل فهم تر بود.یکم کلمات ترجمه شده قلمبه سلمبه ست.

۰
ایمان هستم:)
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۱۰/۱۴

ترجمه آقای میر عباسی بهترین و روون ترین ترجمه است. یک مقدار لحن کتاب ادبی هست که باید هم باشه تا حرف نویسنده حفظ امانت بشه. و اینکه دوستان تعداد کمی نویسنده ها هستن که کتاب بد ندارن و کامو جز...بیشتر

۰
کاربر ۵۶۷۸۵۰۹
۱۴۰۱/۱۰/۱۴

عالی

۰
Alireza Shahmoradi
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۱۰/۰۵

بهترین داستان فلسفی ای که خوندم

۰
Pendar Ghorbani
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۲۶

چی میتونم بگم راجع به این کتاب؟ صد صفحه اس ده روز زمان برد تمومش کنم، اما چرا ده روز؟ چون هر صفحه اش منو به فکر فرو می‌برد هر صفحه اش نکته داشت، بدون حرف اضافی. رک و صریح و بی رحمانه چیزی...بیشتر

۰
کاربر 7593561
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۰۲

با وجود مختصر بودن به شدت عمیق بود. هر جمله ارزش بارها خواندن رو داشت.

۰

بریده‌هایی از کتاب

sara
۵۱
در این دنیا، به چه کسی جواب می‌دهیم جز کسی که دوستش داریم؟
sara
۳۸
هیچ می‌دانید چرا همیشه نسبت به مُرده‌ها باانصاف‌تر و بخشنده‌تریم؟ دلیلش ساده است! به آن‌ها تعهدی نداریم. ما را آزاد می‌گذارند،
محمد
۳۱
باور بفرمایید اشتباه ادیان از لحظه‌ای شروع می‌شود که درس اخلاق را جایگزین احکام می‌کنند.
نیکو👷‍♀️
۳۰
شرط خوشبختی این است که آدم زیاد به دیگران اهمیت ندهد.
sara
۲۵
قدیم‌ها کارخانه‌داری را می‌شناختم که همسرش مظهر کمال بود، همه تحسینش می‌کردند، ولی شوهرش به او وفادار نبود. این مرد، به معنای دقیق کلمه، دستخوش خشمی جنون‌آمیز می‌شد، زیرا خود را مقصر می‌دید و برایش ناممکن بود گواهی تقوا بستاند یا نثار خود کند. هر چه همسرش بیش‌تر کمال و محاسنش را آشکار می‌کرد، او غضبناک‌تر می‌شد. آخرسر، از این‌که مقصر باشد به تنگ آمد. تصور می‌کنید چه کرد؟ از خیانت به همسرش دست کشید؟ ابداً! زنش را کُشت.
محمد
۱۷
سیمای موفقیت اگر با قیافه‌ای خاص به تماشا گذاشته شود، الاغ‌جماعت را به خشم می‌آورد.
sara
۱۶
با مردی آشنا شدم که بیست سال از عمرش را پای زنی سبک‌مغز گذاشت، هر چه داشت فدای او کرد، دوستی‌هایش، شغلش، حتی حیثیت و زندگی آبرومندش، و یک شب پی برد که هرگز دوستش نداشته.
محمد
۱۴
خوب می‌دانم نمی‌شود از سلطه‌گری یا غلام حلقه‌به‌گوش صرف‌نظر کرد. هر انسانی همان‌قدر به برده نیاز دارد که به هوای پاک. امرونهی مثل نفس کشیدن است. قبول دارید؟ حتی بی‌بضاعت‌ترین افراد هم راهی برای تنفس پیدا می‌کنند. آن که در پایین‌ترین درجه‌ی اجتماعی جای گرفته هم بالاخره زن یا بچه دارد. اگر مجرد باشد، لابد سگی برای خودش دست‌و‌پا می‌کند. در کل، مهم این است که بتوانیم غضب‌مان را سر کسی خالی کنیم، بی‌آن‌که او حق داشته باشد جواب‌مان را بدهد.
محمد
۱۴
برای آن‌که آدم دیگر در شک نباشد، باید اصلاً نباشد.
هرمس
۱۲
همیشه بر این عقیده بوده‌ام که هم‌وطنان‌مان دیوانه‌ی دو چیزند: اندیشه‌های متعالی و جماع. به قول معروف، فکروذکرشان همین‌هاست.