جملات زیبای کتاب سقوط | طاقچه
تصویر جلد کتاب سقوط

بریده‌هایی از کتاب سقوط

نویسنده:آلبر کامو
انتشارات:نشر چشمه
امتیاز
۳.۶از ۷۷ رأی
۳٫۶
(۷۷)
در این دنیا، به چه کسی جواب می‌دهیم جز کسی که دوستش داریم؟
sara
هیچ می‌دانید چرا همیشه نسبت به مُرده‌ها باانصاف‌تر و بخشنده‌تریم؟ دلیلش ساده است! به آن‌ها تعهدی نداریم. ما را آزاد می‌گذارند،
sara
باور بفرمایید اشتباه ادیان از لحظه‌ای شروع می‌شود که درس اخلاق را جایگزین احکام می‌کنند.
محمد
قدیم‌ها کارخانه‌داری را می‌شناختم که همسرش مظهر کمال بود، همه تحسینش می‌کردند، ولی شوهرش به او وفادار نبود. این مرد، به معنای دقیق کلمه، دستخوش خشمی جنون‌آمیز می‌شد، زیرا خود را مقصر می‌دید و برایش ناممکن بود گواهی تقوا بستاند یا نثار خود کند. هر چه همسرش بیش‌تر کمال و محاسنش را آشکار می‌کرد، او غضبناک‌تر می‌شد. آخرسر، از این‌که مقصر باشد به تنگ آمد. تصور می‌کنید چه کرد؟ از خیانت به همسرش دست کشید؟ ابداً! زنش را کُشت.
sara
شرط خوشبختی این است که آدم زیاد به دیگران اهمیت ندهد.
نیکو👷‍♀️
برای آن‌که آدم دیگر در شک نباشد، باید اصلاً نباشد.
محمد
سیمای موفقیت اگر با قیافه‌ای خاص به تماشا گذاشته شود، الاغ‌جماعت را به خشم می‌آورد.
محمد
با مردی آشنا شدم که بیست سال از عمرش را پای زنی سبک‌مغز گذاشت، هر چه داشت فدای او کرد، دوستی‌هایش، شغلش، حتی حیثیت و زندگی آبرومندش، و یک شب پی برد که هرگز دوستش نداشته.
sara
خوب می‌دانم نمی‌شود از سلطه‌گری یا غلام حلقه‌به‌گوش صرف‌نظر کرد. هر انسانی همان‌قدر به برده نیاز دارد که به هوای پاک. امرونهی مثل نفس کشیدن است. قبول دارید؟ حتی بی‌بضاعت‌ترین افراد هم راهی برای تنفس پیدا می‌کنند. آن که در پایین‌ترین درجه‌ی اجتماعی جای گرفته هم بالاخره زن یا بچه دارد. اگر مجرد باشد، لابد سگی برای خودش دست‌و‌پا می‌کند. در کل، مهم این است که بتوانیم غضب‌مان را سر کسی خالی کنیم، بی‌آن‌که او حق داشته باشد جواب‌مان را بدهد.
محمد
همیشه بر این عقیده بوده‌ام که هم‌وطنان‌مان دیوانه‌ی دو چیزند: اندیشه‌های متعالی و جماع. به قول معروف، فکروذکرشان همین‌هاست.
هرمس
مردم هرگز به انگیزه‌های‌تان، به صداقت‌تان و به شدتِ رنج‌های‌تان یقین نمی‌آورند، مگر به برکت مرگ‌تان
ghavam al-saltane
گاهی از خودم می‌پرسم مورخان آینده راجع‌به ما چه خواهند نوشت. با یک جمله می‌توانند انسان متجدد را توصیف کنند: جماع می‌کرد و روزنامه می‌خواند. به‌جرئت می‌گویم این توصیف کم‌و‌کسر ندارد.
هرمس
مردم هرگز به انگیزه‌های‌تان، به صداقت‌تان و به شدتِ رنج‌های‌تان یقین نمی‌آورند، مگر به برکت مرگ‌تان. تا وقتی زنده‌اید، موردتان مشکوک است، فقط از بدگمانی‌شان سهم می‌برید.
نیکو👷‍♀️
اما، خب، آدم مطمئن نیست، آدم هرگز مطمئن نیست. وگرنه، راه چاره‌ای پیدا می‌شد
محمد
می‌گشتم ببینم بین مردان هم‌سن‌وسال خودم چند نفر از دنیا رفته‌اند. تصور این‌که فرصت نکنم وظیفه‌ام را به فرجام برسانم عذابم می‌داد. کدام وظیفه؟ خودم هم نمی‌دانستم.
محمد
همین که چشمم به چهره‌ای تازه می‌افتد، ندایی درونی به‌من هشدار می‌دهد. «دست‌به‌عصا باش. خطر!»
نیکو👷‍♀️
از سرشت خودم لذت می‌بردم، و خوب می‌دانیم سعادت جز این نیست
Mobina
راست است که شرایط دست به دست هم داده بود تا چنین اتفاقی بیفتد، اما شرایط همواره وجود دارد.
کاربر ۵۵۷۵۱۳۵
به آغوش زن‌ها پناه بردم. خودتان بهتر می‌دانید، آن‌ها هیچ ضعفی را به‌راستی محکوم نمی‌کنند، بلکه ترجیح می‌دهند قدرت‌های‌مان را خوار بشمارند یا آن‌ها را از ما بستانند. به همین خاطر، زن غنیمتی است که نصیب جنایت‌کار می‌شود و جنگاور سرش بی‌کلاه می‌مانَد.
soheyl
بعضی‌ها فریاد سر می‌دهند «دوستم داشته باش!» عده‌ای دیگر، «دوستم نداشته باش!» اما گروهی خاص، بدترین و نگون‌بخت‌ترین‌شان، «دوستم نداشته باش، عوضش به من وفادار بمان!»
نیکو👷‍♀️
موضوع اصلاً ربطی به این ندارد که خودم را به‌یقین عقل‌کل بدانم. بماند که چنین یقینی بی‌ضرر است، زیرا هزاران ابله بر این باورند.
elnaz_21
مهارتی را از دست می‌دهم که برای یادگیری‌اش هرگز تلاش نکرده بودم ولی آن را خوب بلد بودم، منظورم هنرِ زندگی کردن است.
elnaz_21
پیش می‌آید دلتنگ آدمیانِ نخستین بشویم. حداقلش این است که پس‌زمینه‌ی ذهنی ندارند.
کاربر ۳۳۰۵۱۶۹
چه‌بسا آن‌قدر که باید زندگی را دوست نداریم؟ هیچ متوجه شده‌اید فقط مرگ عواطف‌مان را بیدار می‌کند؟
نیکو👷‍♀️
راجع‌به روز قیامت صحبت می‌کنید. اجازه بدهید محترمانه به حرف‌تان بخندم. قاطع و استوار انتظارش را می‌کشم: بدترش را از سر گذرانده‌ام، یعنی قضاوت انسان‌ها را.
نیکو👷‍♀️
اما دل حافظه‌ی خودش را دارد
F.saha
جانوران تنومند این امتیازِ ویژه نصیب‌شان شده که، به‌دلخواه، خوش‌خلق یا بدعنق باشند.
حسین
ماجرای مردی را برایم تعریف کرده‌اند که دوستش به حبس افتاده بود و هر شب کف اتاق می‌خوابید تا رفاهی نداشته باشد که عزیزش از آن محروم بود. جناب آقا، چه کسی برای ما روی زمین می‌خوابد؟
Mobina
انسان چنین است، جناب آقا، دو چهره دارد: نمی‌تواند به دیگری محبت بورزد و خودش را بی‌نصیب بگذارد.
Mobina
اگر به‌خاطر دیگران خودم را به زحمت می‌انداختم، صرفاً از سر مهربانی و اختیارِ محض بود، سرافرازی‌اش هم تمام‌وکمال به خودم می‌رسید: در چشم خویش عزیزتر می‌شدم.
Mobina

حجم

۱۰۳٫۸ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۸

تعداد صفحه‌ها

۱۰۰ صفحه

حجم

۱۰۳٫۸ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۸

تعداد صفحه‌ها

۱۰۰ صفحه

قیمت:
۸۷,۰۰۰
تومان