آگوتا کریستوف(۲۰۱۱-۱۹۳۵)، نویسنده مجاریتبار سوئیسی است.
در داستان «خیلی کم میروم به خانهی پل» از این مجموعه داستان کوتاه میخوانیم:
«اتاقها خوباند. دیوارهای اتاقخواب با کتاب پوشیده شده و یک تخت بزرگ برایمان هست. اتاق کوچکتری هم هست که الان جای انباری از آن استفاده میکنم و بعدها دفتر کارم خواهد شد، با یک میز، یک ماشینتحریر و برگهای کاغذ.
باید به فکر خرید یک ماشینتحریر باشم، با برگهای کاغذ و ریبونهای ماشین.
فعلاً، با مداد در دفترهای مدرسهای مینویسم.
ژان سریع و خوب کار میکند. آپارتمان خودم را بهجا نمیآورم. حالا دیگر لین میتواند بیاید. دیگر خجالت نمیکشم.
برای حمام و آشپزخانه حولهی تمیز میخرم. میچینمشان توی یک کشو.
تا جایی که میتوانم به ژان پول میدهم. از کاری که کرده، خیلی راضی است، بیشتر از من. دوست دارد اتاقها را هم زنگ بزند اما نیازی به این کار نیست.
ژان خوشحال است:
ـ اولین بار بود که توانستم برای زنم پول بفرستم. همان پولی که تو بهم دادی.
ـ ژان بیچاره، پول زیادی نبود.
ـ تو کشور ما این پول ده برابر ارزش دارد. زنم توانست برای بچهها کفش و لباسِ پاییزی بخرد. آنها باید تو مدرسه لباس مناسب بپوشند».
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب دیروز و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
(۸-۱۱-[۱۸۸])
آگوتا کریستوف در داستان هاش زیاد روی "نویسندگی" مانور میده و تقریبا همیشه زندگی شخصیت اصلیِ داستان با نویسندگی گره خورده و دغدغه ی نوشتن داره؛ در این کتاب هم کاراکتر اصلی داستان کسیه که برای رهایی و فراموشی روزمرگی...بیشتر
۴
دختر کتابخوان
توصیه میکنم.
۱۴۰۰/۰۸/۲۷
رمان دیروز، درواقع مرز بین خیال و واقعیت را درهم میآمیزد. محوریت داستان دروغ، خیانت، مشکلات خانوادگی و کودکی است. توبیاس زندگی را طوریکه دلش میخواهد داشته باشد، در خیالش تصور میکند و از آن مینویسد. همان کاری که نویسندهی کتاب،...بیشتر
۱
Dentist
۱۳۹۵/۰۶/۰۶
مثل سه گانه ی دوقلوها (اثر همین نویسنده) واقعا جذاب و زیبا بود. درعین حال تلخ و گزنده و بی رحم. دقیقا به بی رحمی واقعیت.. آثار آگوتا کریستف همیشه منو شگفت زده کرده.
۰
mojtaba.jahanbakhshi
۱۳۹۹/۰۶/۲۷
کارهای خانم کریستوف خیلی شبیه کارهای هرتا مولر هست،وقتی کارهاش و می خونی حس خوردن یک قهوه تلخ و میده که بعدش احساس نشاط میکنی
۱
سمانه ابراهیمی
توصیه میکنم.
۱۳۹۹/۱۲/۲۸
داستان پسری مهاجر و البته جنگ زده که نمیخواهد با مادرش و کار عجیب او ادامه دهد.
۰
کاربر ۱۴۲۰۶۰۹
توصیه میکنم.
۱۴۰۱/۰۷/۱۲
توصیه میکنم یکی دوتا از کتابهای دیگه این نویسنده خونده بشه بعد این کتابو بخونید تا با سبک نوشتاریش آشنایی پیدا کنید وگرنه ممکنه خوشتون نیاد
۰
Mary gholami
توصیه میکنم.
۱۴۰۰/۰۷/۲۲
خوب بود
۰
Asalii
۱۳۹۵/۰۷/۲۷
واقعا عالی هست
خسته نمیشی از خوندن کتاب هاش
در عین حال تلخی خودش رو هم داره
۰
Sharareh Haghgooei
توصیه میکنم.
۱۴۰۳/۱۰/۲۷
داستان کوتاهی در مورد نویسندهای که کودکی سختی داشته و در فرار از خانه مهاجرت می کند. داستان با مسائل مهاجران ، کودکی طی شده در فحشا ، عشق کودکی و ... شکل گرفته است
۰
ترلان
توصیه میکنم.
۱۴۰۲/۱۱/۲۱
یکی از شاهکارهای ادبیات جهان .
۰
یونا
توصیه میکنم.
۱۴۰۰/۰۹/۲۷
این کتاب کریستوف را هم دوست دارم.
سفر در دنیای درونی آدمها، اندوه مهاجران، عشقهای نافرجام
ـ من نمردهام؟
ـ چرا باید مرده باشی؟
ـ ولی من گاز را باز کرده بودم.
ـ گاز یک هفته است که قطع شده.
Mohammad
۷۸
میلی برای مردن ندارم. حس میکنم زندگی خیلی کوتاه است. بعد از زندگی، همیشه مرده خواهیم بود. پس، تا آن موقع میتوانیم صبر کنیم!
Mitir
۱۴
معمولاً، به نوشتن توی سرم اکتفا میکنم. راحتتر است. توی سر، همهچیز بیهیچ مشکلی جریان دارد. اما، بهمحض اینکه مینویسی، اندیشهها عوض میشوند، از شکل میافتند، و همهچیز جعلی میشود. بهخاطر کلمات.
Mary gholami
۹
گاهیوقتها، از خودم میپرسم من برای کارکردن زندگی میکنم یا کار به من فرصت زندگی میدهد.
نازنین بنایی
۷
آنجا، هنوز نور هست. نوری که چهرهات را رنگپریده خواهد کرد، نوری که شبیه مرگ است. برو آنجا که مردم خوشبختاند چون آنها عشق را نمیشناسند. آنقدر سیرند که دیگر نه نیازی به کس دیگری دارند نه به خدا. شبها، درهاشان را قفل میکنند و با صبر و حوصله منتظر میمانند که زندگی بگذرد.
به پرندهی زخمی میگویم:
ـ بله، میدانم. خیلی سال پیش، تو یک شهر گم شدم. هیچکس را آنجا نمیشناختم. پس برایم زیاد مهم نبود که کجا هستم. میتوانستم آزاد و خوشبخت باشم چون آنموقع هیچکس را دوست نداشتم.
Mitir
۶
خیلی دلم میخواهد کمی گریه کنم اما نمیتوانم چون هیچ دلیلی برای این کار ندارم.
mojtaba.bp
۶
ـ چهطور این کشور را تحمل میکنید؟
ـ بهش عادت میکنید.
pejman
۴
بهزودی، دیگر چیزی برای فکرکردن برایم نمیماند، فقط چیزهایی میمانند که نمیخواهم بهشان فکر کنم. خیلی دلم میخواهد کمی گریه کنم اما نمیتوانم چون هیچ دلیلی برای این کار ندارم.
mojtaba.bp
۴
ـ پس چرا باز او را میبینی؟
ـ چون کس دیگری ندارم. چون میلی به تغییر ندارم. یک دورهای آنقدر آدم عوض کردهام که دیگر خستهام. بههرحال، همیشه همان است، این یولاند یا یک یولاند دیگر. هفتهای یک بار میروم خانهاش. او آشپزی میکند و من شراب میبرم. بین ما عشقی وجود ندارد.
نازنین بنایی
۲
بهار زودرسی بود. در باد، با گامهای مصمم و تند راه میرفتم، مثل همهی صبحها. با اینهمه، دلم میخواست برگردم به تختم و آنجا دراز بکشم، بیحرکت، بیهیچ فکری، بیهیچ میلی، و همانطور بمانم تا لحظهای که نزدیکشدن آن چیز را حس کنم، چیزی که نه صداست، نه طعم، نه بو، فقط خاطرهای بسیار مبهم که از ورای مرزها و حافظه میآید.
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
(۸-۱۱-[۱۸۸]) آگوتا کریستوف در داستان هاش زیاد روی "نویسندگی" مانور میده و تقریبا همیشه زندگی شخصیت اصلیِ داستان با نویسندگی گره خورده و دغدغه ی نوشتن داره؛ در این کتاب هم کاراکتر اصلی داستان کسیه که برای رهایی و فراموشی روزمرگی...بیشتر
رمان دیروز، درواقع مرز بین خیال و واقعیت را درهم میآمیزد. محوریت داستان دروغ، خیانت، مشکلات خانوادگی و کودکی است. توبیاس زندگی را طوریکه دلش میخواهد داشته باشد، در خیالش تصور میکند و از آن مینویسد. همان کاری که نویسندهی کتاب،...بیشتر
مثل سه گانه ی دوقلوها (اثر همین نویسنده) واقعا جذاب و زیبا بود. درعین حال تلخ و گزنده و بی رحم. دقیقا به بی رحمی واقعیت.. آثار آگوتا کریستف همیشه منو شگفت زده کرده.
کارهای خانم کریستوف خیلی شبیه کارهای هرتا مولر هست،وقتی کارهاش و می خونی حس خوردن یک قهوه تلخ و میده که بعدش احساس نشاط میکنی
داستان پسری مهاجر و البته جنگ زده که نمیخواهد با مادرش و کار عجیب او ادامه دهد.
توصیه میکنم یکی دوتا از کتابهای دیگه این نویسنده خونده بشه بعد این کتابو بخونید تا با سبک نوشتاریش آشنایی پیدا کنید وگرنه ممکنه خوشتون نیاد
خوب بود
واقعا عالی هست خسته نمیشی از خوندن کتاب هاش در عین حال تلخی خودش رو هم داره
داستان کوتاهی در مورد نویسندهای که کودکی سختی داشته و در فرار از خانه مهاجرت می کند. داستان با مسائل مهاجران ، کودکی طی شده در فحشا ، عشق کودکی و ... شکل گرفته است
یکی از شاهکارهای ادبیات جهان .
این کتاب کریستوف را هم دوست دارم. سفر در دنیای درونی آدمها، اندوه مهاجران، عشقهای نافرجام
کتاب سی و سوم