معرفی و دانلود کتاب دیروز + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب دیروز

کتاب دیروز

نوع کتاب
۴.۰(از ۲۰ امتیاز)
انتشارات: 
بوتیمار
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب دیروز

«دیروز» کتابی نوشته هاروکی موراکامی( -۱۹۴۹) نویسنده ژاپنی و یک «داستان بلند» (داستانی بین رمان و داستان کوتاه) است. این داستان پیرامون یک دانش‌آموز ژاپنی در آستانه ورود به دانشگاه و چالش‌های روحی او در زمان دانشجویی و رویارویی‌اش با این بخش از زندگی است. در بخشی از کتاب می‌خوانیم: «به نظرم جفنگ آمد. با این حال اقرار می‌کنم دلم می‌خواست اِریکا را ببینم. همچنین دلم می‌خواست می‌فهمیدم چرا باید یک دختر زیبا مثل او با آدم عجیبی مثل کیتارو بُر بخورد. من همیشه جلوی آدم‌های تازه، کمی خجالتی بوده‌ام، اما کنجکاوی‌ام برای شناختن‌شان هرگز کم نبوده است. پرسیدم: «چقدر باهاش پیش رفته بودی؟» ـ منظورت...؟ ـ آره. به جاهای باریک هم کشیده بود؟ کیتارو سرش را تکان داد: «نمی‌تونستم. از وقتی کوچیک بود اونو می‌شناختم. خجالت‌آوره، می‌دونی؟ اگه یه دختر دیگه بود، شاید می‌تونستم، اما... به نظر اشتباه می‌رسید. می‌فهمی؟» اما من نفهمیدم چه می‌گوید. کیتارو گفت: نمی‌تونم اِریکا رو تصور کنم. می‌دونی انگار کار اشتباهیه. این‌جور مواقع یه آدم دیگه رو تصور می‌کنم. کسی که اون‌قدرا دوستش نداشته باشم. تو چی فکر می‌کنی؟ به موضوع فکر کردم، اما هیچ نتیجه‌ای نداشت. این‌جور مسائل دیگران به من دخلی نداشت؛ مسائل خودم را می‌توانستم درک کنم. کیتارو گفت: «بگذریم، بذار یه روز سه تایی با هم بریم بیرون. بعد می‌تونی تصمیم بگیری.» سه نفرمان، من، کیتارو و دختره که اسم کاملش اِریکا کوریتانی بود، یکشنبه بعدازظهر در کافه‌ای نزدیک ایستگاه دن‌ئن‌چوفو یکدیگر را ملاقات کردیم. هم‌قد کیتارو بود، خوب خودش را برنزه کرده بود، یک بلوز سفید آستین‌کوتاه و دامن کوتاه آبی ملوانی پوشیده بود. یک دختر دانشجوی بالاشهری قابل احترام تمام‌عیار! به اندازه‌ی عکسش جذاب بود، اما چیزی که بیشتر از ظاهرش مرا جلب کرد، سرزندگی‌ای بود که بدون زور زدن از چهره‌اش می‌تراوید. نقطه‌ی مقابل کیتارو بود، کسی که در مقایسه کمی رنگ‌ورورفته بود.»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب دیروز و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:دیروز
عنوان انگلیسی:Yesterday
موضوع:داستان خارجی
نویسنده:هاروکی موراکامی
مترجم:مونا حسینی
انتشارات:بوتیمار
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۴/۰۵/۰۱
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۲.۱۹ مگابایت
شابک:۹۷۸۶۰۰۴۰۴۰۳۴۱
تعداد صفحه‌ها:۵۴ صفحه
قیمت کتاب:۱۰۰۰۰ تومان
برچسب:داستان ژاپنی

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

عادل تنها 📙📖
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۱۰/۱۶

داستان کوتاه و جالبی داره. من از خوندنش راضی هستم. سه شخصیت داخل داستان هست که نویسنده خیلی عالی ابعاد مختلف شخصیت اون ها رو منتقل کرده. هنگام خوندن کتاب حس هر سه شخصیت رو درک کردم و تونستم خودم...بیشتر

۰
Shadi
۱۳۹۸/۱۰/۰۴

بد نبود.چندتا کتاب از موراکامی خوندم هیچ کدوم به پای کافکا در کرانه نمیرسن

۵
Dentist
۱۳۹۸/۰۳/۰۵

پسری که سال های اول دانشجوییش رو میگذرونه با شخصی به اسم کیتارو آشنا میشه که به دختری به نام اریکا علاقه منده ولی چون هنوز موفق به ورود به دانشگاه نشده، نمیتونه با اون دختر در ارتباط باشه.. همون فضای...بیشتر

۰
mohammad v
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۱/۰۸

بعد از خواندن کتاب آهنگ یستردی که در کتاب بهش اشاره شده رو به عنوان تیتراز پایانی گوش کنید شما هم با هر با شنیدن این اهنگ یاد ماجرا میوفتید. لذت بخش بود

۰
Ho3ein Mosavi
۱۳۹۸/۰۸/۲۹

اولین کتابی بود که از این نویسنده خوندم حس و حالش برام جالب بود خصوصا پایانش که یه جورایی باز تموم شد و اطلاعات کاملب در اختیارمون نذاشت که دقیقا چی شده جدا از این کتاب یه کتاب دیگه این...بیشتر

۰
نازبانو
۱۳۹۷/۰۴/۱۳

عااااالی ، ترجمه عالی

۰
amir
۱۳۹۵/۰۷/۱۶

داستان کوتاه و جالبی بود....ارزش خوندن رو داشت

۰
پگاه سازوار
۱۴۰۵/۰۲/۰۸

هر شاهکاری اثر یک نویسنده فوق العاده است ولی هر نویسنده فوق العاده ای تمام کارهاش شاهکار نیست

۰
شرقی غمگین
۱۳۹۶/۰۳/۰۸

ترجمه خوب. میل به دنبال کردن داستان. طبق استانداردهای داستان های موراکامی

۰
zahraghh
۱۳۹۵/۰۷/۱۹

لذت بردم

۰
همتا
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۱/۰۴

یک روزه خوندمش، دلچسب بود

۰
شراره
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۸/۱۲/۱۰

کتاب خیلی خوب و خوش خوانی بود..

۰
*نرگس*
۱۳۹۸/۰۲/۱۱

جالب بود.

۰
sahar
۱۳۹۷/۱۲/۰۵

چه ترجمهٔ قشنگی.

۰
AS4438
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۳/۱۴

گرچه کوتاه،اما؛ بسیارعالی بود، آموختنی های بسیارمهمی درسبک زندگی انسانها( جوانان ونوجوانان) سردرگم وبلاتکلیف داشت.

۰

بریده‌هایی از کتاب

نازبانو
۱۴
«دیروز دو روز قبل از فرداست، و یک روز بعد از دو روز قبل است. »
Ho3ein Mosavi
۸
وقتی به خودم در بیست‌سالگی نگاه می‌کنم، تنهایی و تنها بودن را می‌بینم. دختری کنارم نبود که به قلب و روحم گرما ببخشد و دوستی نداشتم که بتوانم با او احساس راحتا کنم؛ نه برنامه‌ای برای کارهای روزمره‌ام و نه بینشی برای آینده‌ام. اکثراً توی خودم بودم. گاهی یک هفته را بدون حرف زدن با دیگران می‌گذراندم.
Shadi
۷
اگر به من بود دوست داشتم کل زندگی‌ام را در یک جعبه بچپانم و بعد دور بیندازمش؛ جعبه‌ی زندگی‌ام را پرت کنم وسط شعله‌های آتش و بایستم به تماشای سوختن و دود شدنش
hasti
۵
اما وقتی به خودم در بیست‌سالگی نگاه می‌کنم، تنهایی و تنها بودن را می‌بینم. دختری کنارم نبود که به قلب و روحم گرما ببخشد و دوستی نداشتم که بتوانم با او احساس راحتا کنم؛ نه برنامه‌ای برای کارهای روزمره‌ام و نه بینشی برای آینده‌ام. اکثراً توی خودم بودم. گاهی یک هفته را بدون حرف زدن با دیگران می‌گذراندم. این مدل زندگی یک سال ادامه داشت. سال طول و درازی بود. این مدت، زمستانی سرد بود که پشت سر گذاشتم و پیشرفتی ارزشمند در درونم بر جای گذاشت، البته خیلی مطمئن نیستم. آن زمان من هم هر شب از پنجره‌ی کشتی به ماه یخ‌زده خیره می‌شدم؛ ماه شفاف، به ضخامت هشت اینچ. ولی من آن ماه را تنها تماشا می‌کردم و قادر به تقسیم کردن زیبایی آن با کس دیگری نبودم. «دیروز دو روز قبل از فرداست و یک روز بعد از دو روز قبل است. »
نازبانو
۴
«اگه ما جفتمون مستقیم به دانشگاه رفته بودیم، زندگیمون گرم و منطقی می‌شد، اما دو بار توی کنکور خراب کردم و الان وضعیتمون اینه. دقیقاً مطمئن نیستم چرا، اما همه چیز خیلی به هم ریخته. من هیچ‌کس رو مقصر نمی‌دونم، چون همش تقصیر خودمه. »
pegah
۳
«دانشگاه خیلی جای کسل‌کننده‌ایه. وقتی وارد شدم حسابی خورد تو ذوقم؛ اما دانشگاه نرفتن بیشتر می‌زنه تو ذوق آدم. »
pegah
۳
موسیقی این قدرت را دارد که به خاطرات جان ببخشد، گاهی آن‌قدر قوی است که آزارت می‌دهد.
sahar
۲
هجده سال زندگی‌ام را تمام و کمال مرور کردم و دیدم محض نمونه حتا یک اتفاق در آن نیست که مایه‌ی شرمساری نباشد.
salindawn51
۲
«دانشگاه خیلی جای کسل‌کننده‌ایه. وقتی وارد شدم حسابی خورد تو ذوقم؛ اما دانشگاه نرفتن بیشتر می‌زنه تو ذوق آدم. »
salindawn51
۲
«راستش خودم با دستای خودم، وجودم رو دو تیکه کردم. »