معرفی و دانلود کتاب پسری با ۳۵ کیلو امید + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب پسری با ۳۵ کیلو امیدsubscriptionAvailable

کتاب پسری با ۳۵ کیلو امید

نوع کتاب
۴.۴(از ۹۱ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
آنا گاوالدا، فاطمه مطیع

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب پسری با ۳۵ کیلو امید

کتاب پسری با ۳۵ کیلو امید داستانی از آنا گاوالدا با ترجمه فاطمه مطیع است. این داستان درباره پسری به نام گرگوری است که از مدرسه متنفر است ولی همه فکر می‌کنند که او بازیگوشی می‌کند...

انتشارات پرتقال با هدف نشر بهترین و با کیفیت‌ترین کتاب‌ها برای کودکان و نوجوانان تاسیس شده است. پرتقال بخشی از انتشارات بزرگ خیلی سبز است.

درباره کتاب پسری با ۳۵ کیلو امید

گرگوری از مدرسه متنفر است. بیشتر از هر چیزی توی دنیا. او دوست دارد اوقاتش را توی کارگاه پیش پدربزرگش بگذراند. اما پدر و مادرش اصرار دارند که او باید به مدرسه برود. او نمرات خوبی نمی‌گیرد. دو بار مردود شده و یکبار هم از مدرسه اخراج شده است. پدر و مادرش او را پیش پزشکان مختلفی بردند و همگی به این نتیجه رسیدند که او فقط مشکل تمرکز دارد اما گرگوری خودش می‌داند که تنهای دلیش این است که هیچ انگیزه‌ای برای رفتن به مدرسه ندارد...

کتاب پسری با ۳۵ کیلو امید را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم 

نوجوانان را به خواندن کتاب پسری با ۳۵ کیلو امید دعوت می‌کنیم. والدین، مشاوران و کسانی که با گروه سنی نوجوان کار می‌کنند نیز می‌توانند از این داستان زیبا لذت ببرند.

درباره آنا گاوالدا 

آنا گاوالدا از معروف‌ترین داستان‌نویسان حال حاضر فرانسه است که در ۹ دسامبر ۱۹۷۰ در خانواده‌ای مرفه در پاریس متولد شده است. مخاطبان اصلی آثار وی معمولا زنان هستند. گاوالدا در بیست‌ودو سالگی، در سال ۱۹۹۲جایزه بهترین نامه عاشقانه رادیو فرانسه بین‌المللی و در سی سالگی، سال ۲۰۰۰، جایزه بزرگ رادیوتلویزیون لوکزامبورگ‌ لِر را برای مجموعه‌ داستان «کاش کسی جایی منتظرم باشد» از آن خود کرد.

از گاوالدا رمان‌ها و مجموعه‌داستان‌های متعددی منتشر شده که همه با استقبال خوانندگان روبه‌رو شده و تیراژ تعدادی از آن‌ها از ۱.۵ میلیون نسخه گذشته است. رمان «من او را دوست داشتم» آنا گاوالدا در میان خوانندگان ایرانی پرطرفدار است.

بخشی از کتاب پسری با ۳۵ کیلو امید

از مدرسه متنفرم.

بیشتر از هر چیزی توی این دنیا.

حتی از این هم بیشتر...

گند زده به زندگی‌ام. می‌توانم بگویم فقط تا سه سالگی خوشبخت بودم.

واقعاً از آن دوران چیز زیادی یادم نمی‌آید، اما به نظرم اوضاع خوب بود. بازی می‌کردم، کارتون خرس کوچولوی قهوه‌ای را ده بار پشت سر هم می‌دیدم، نقاشی می‌کشیدم و با سگ مخملی‌ام گرودودو۱، که عاشقش بودم، میلیاردها ماجرا می‌ساختم. مادرم برایم تعریف کرده که ساعت‌ها در اتاقم می‌ماندم و وراجی می‌کردم و با خودم تنهایی حرف می‌زدم. به‌خاطر همین‌هاست که می‌گویم آن زمان‌ها خوشبخت بودم.

در آن دوره از زندگی‌ام، همه را دوست داشتم و فکر می‌کردم همه همدیگر را دوست دارند. اما بعدها، وقتی سه سال و پنج ماهم شد، بووووووم! مهدکودک.

مثل این‌که صبح روز اول، خیلی خوشحال رفتم به مهد. چون پدر و مادرم در تمام تعطیلات آن‌قدر از مهدکودک برایم تعریف کرده بودند که دیگر حوصله‌ام را سر بردند: «عزیزم خیلی خوش‌شانسی، قراره بری یه مهدکودک خوب...»، «این کیف خوشگل نو رو ببین! این برای مهدکودک خوشگلته که می‌خوای بری!» و همین‌جوری ور ور ور... مثل این‌که آن روز گریه هم نکردم. (البته چون من کنجکاوم، فکر می‌کنم دلیلش این بود که می‌خواستم ببینم در مهدکودک چه اسباب‌بازی و لگوهایی دارند...) مثل این‌که موقع ناهار هم خوشحال به خانه برگشتم و خوب غذا خوردم و زود به اتاقم رفتم تا روز فوق‌العاده‌ام را برای گرودودو تعریف کنم.

خب اگر می‌دانستم، از آخرین لحظات خوشبختی‌ام حسابی لذت می‌بردم، چون بلافاصله بعدش، زندگی‌ام از مسیر اصلی خارج شد...

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب پسری با ۳۵ کیلو امید و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:پسری با ۳۵ کیلو امید
موضوع:داستان کودک و نوجوانان
نویسنده:آنا گاوالدا
مترجم:فاطمه مطیع
انتشارات:انتشارات پرتقال
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۸/۰۱/۲۵
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۱.۰۱ مگابایت
شابک:۹۷۸-۶۰۰-۴۶۲-۵۴۳-۲
تعداد صفحه‌ها:۵۶ صفحه
قیمت کتاب:۶۵۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

i_ihash
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۲/۲۰

کتاب زیباییه! و همچنین دوست‌داشتنی :) داستان کوتاهی درباره‌ی پسری به نام گرگوآر.. پسری با دستانی توانمند و ذهنی خلاق. پسری فوق‌العاده، و متنفر از مدرسه! بعضی از صحبتا و حرفایی که توش ردوبدل میشن، عجیب به دل می‌شینن.. ~در زندگی، همیشه غمگین...بیشتر

۰
خانم کتابخوار
۱۳۹۹/۱۲/۱۷

دوست من، این را از من قبول کن: در زندگی همیشه غمگین بودن از شاد بودن آسان‌تر است.. ولی من اصلا از آدم‌هایی خوشم نمی‌آید که آسان‌ترین راه را انتخاب می‌کنند. تو را به خدا شاد باش! و برای آن که شاد...بیشتر

۸
𝒌𝒆𝒓𝒎 𝒌𝒆𝒕𝒂𝒃📚🕊️
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۵/۰۸

عالیه☘️🌼

۰
Hana
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۲/۰۷

فوق‌العاده بود. تاثیر گذار بود و حرف‌هایی رو می‌زد که خیلی از بچه ها می‌خوان بزنن. خیلی‌خوبه که می‌گفت باید به علاقه توجه کنیم، باید سعی کنیم شاد باشیم؛ با تمام وجودمون و در کل کتابی بود سرشار از امید.

۰
Maryam
۱۳۹۹/۱۰/۱۲

عالیه خیلی تاثیر گزاره . من در یک برنامه ی دیگه مطالعه کردم و فوق العاده بود 😍💙💙

۰
🌸فطرس🌸
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۲/۱۸

۳۵ کیلو امیدواری، اثر آنا گاوالدا، درباره پسری به نام توتو گرگوری است که در دوران تحصیل خود در مدرسه، با شکست هایی مواجه میشود. و خود نیز راوی این ماجراهاست. شاید در نگاه اول، توتو را پسری عقب مانده فرض...بیشتر

۲
دانش‌آموز گم شده‌ی هاگوارتز
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۷/۱۵

من از نشر افق نسخه چاپیه کتاب رو خوندم📚 از کتاب لذت بردم و میشه گفت حس گرگوری رو درک می‌کردم اون ترجیح می‌داد چیز بسازه تا چیز یاد بگیره کتاب قشنگی بود و حتما پیشنهاد می‌دم😇👍

۰
K.P
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۲/۱۸

معرفی: درباره ی پسری هستش که فقط ۳۵ کیلو امید داره اما با این حال به توانایی هاش باور داره... نقد: کتاب خوبی بود با اینکه من من رئال دوست ندارم اما با خوندن این کتاب انرژی گرفتم پایانش خیلی خوبه

۱
سقف پاره کن!
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۵/۱۳

شخصیت داستان من رو یاد هولدن کافیلد تو ناطور دشت انداخت، به خاطر اخلاق های متفاوتش و تنفرش از مدرسه. داستان هم کوتاه و جذاب بود. طوری هست که هر کسی توی سنین ۱۲ تا ۱۶ قطعا باهاش به راحتی ارتباط...بیشتر

۰
سجاد
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۱/۲۸

خیلی جالب و تاثیر گذار بود 👌🌱 پیشنهاد میدم حتما بخونید .

۰
گمشده در دنیای کتاب ها :(
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۵/۲۲

گریگوری پسر بچه کلاس ششمی از مدرسه متنفره و همه فکر میکنن اون به پسر بچه شره اون دوبار مردود شده وحتی یه بار اخراج شده مادر پدرش اونو به دکتر میبرن دکترم میگه گریگوری تمرکز نداره اما مشکل گریگوری...بیشتر

۰
;𝗕𝖺𝗁𝗮𝗋𝖾𝗵
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۳/۱۳

کتاب خوبی بود در حین مکالمه جمله های دلنشینی داشت پسری که ذهن خلاق و دست های توانمندی داره اما در مباحث مدرسه تعریفی نداره! از مدرسه متنفره و یه پدر بزرگ بی نظیر داره که رابطه خیلی قشنگی بینشونه.. خیلی...بیشتر

۰
..
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۵/۲۴

خیلی خوشم اومد. یک روزه تموم شد و دقیقا حرف دل خیلی ها رو زده بود(البته خودم اینطوری نیستم ولی دوست هم کم ندارم که اینطوری بوده 😂🙂)

۰
𝑽𝒊𝒐𝒍𝒆𝒕𝒕🌲🌫
۱۴۰۲/۰۶/۱۳

خیلی دوست داشتنی بود🥺💙 پر از حس امید...🎈

۰
زینب سادات رضازاده
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۱/۰۴

بحث دیدن تفاوت های فردی در مدرسه می‌تونه به بعضی از شاگردها خیلی کمک کنه , بچه‌های که شبیه بقیه فکر نمی‌کنند و باید با شیوه دیگری به آنها انگیزه بدهیم و کمک کنیم تا خودشان راه شان را پیدا...بیشتر

۰

بریده‌هایی از کتاب

;𝗕𝖺𝗁𝗮𝗋𝖾𝗵
۶۶
دیگر داشتم می‌فهمیدم اصطلاح «فیوز پراندن» یعنی چه. دقیقاً همین بود. فیوز پرانده بودم. چیزی در وجودم خاموش شده بود و دیگر هیچ‌چیز برایم مهم نبود. دیگر هیچ کاری نمی‌کردم. دیگر فکری نداشتم، یا علاقه‌ای به چیزی.
....
۲۷
اگر از شما بپرسم: «مدرسه رو دوست داری؟» سرتان را تکان می‌دهید و می‌گویید نه، معلومه که نه. فقط ممکن است پاچه‌خوارهای حرفه‌ای بگویند بله؛ یا افرادی که آن‌قدر درسشان خوب است که هر روز صبح مدرسه رفتن برای ارزیابی توانایی‌ها برایشان مثل تفریح است. وگرنه... چه کسی واقعاً مدرسه را دوست دارد؟ هیچ‌کس. و چه کسی واقعاً از آن متنفر است؟ آن‌ها هم تعدادشان زیاد نیست
اطلس
۲۰
نمی‌توانم که به‌خاطر همه چیز در زندگی ناراحت باشم؛ باید بعضی وقت‌ها درمورد بعضی چیزها زد به در بی‌خیالی، وگرنه بی‌برو برگرد خُل می‌شوم.
nneeddaa
۱۵
باید یه چیزی رو بهت بگم رفیق: غمگین بودن از خوشحال بودن خیلی راحت‌تره، و من، می‌شنوی؟، من آدم‌های راحت‌طلب رو قبول ندارم، من آدم‌هایی که از همه چیز می‌نالن رو دوست ندارم. خوشحال باش لعنتی! هر کاری که برای خوشحال بودن لازمه بکن!»
..
۱۴
نمیر. تو حق نداری بمیری. من هنوز خیلی کوچکم. دلم می‌خواد ببینی که باز هم دارم بزرگ می‌شم. می‌خوام باز بهم افتخار کنی. من هنوز اول راهم. بهت نیاز دارم. بعدش هم، اگه روزی ازدواج کنم، دوس دارم زن و بچه‌م رو ببینی. دلم می‌خواد بچه‌هام بیان انبارت. دلم می‌خواد بوی تو رو حس کنن. دلم می‌خواد...»
....
۱۲
صبحانه برایم مثل شکنجه است. راستش هیچ‌چیز از گلویم پایین نمی‌رود، اما چون مادرم همیشه بالای سرم می‌ایستد، چند نان سوخاری می‌خورم.
K.P
۹
مدرسه دیگر زیاد حالم را بد نمی‌کرد چون دیگر احساس نمی‌کردم که به مدرسه می‌روم. حس می‌کردم دارم به یک جور باغ‌وحش می‌روم که در آن دوهزار نوجوان را از صبح تا عصر نگه می‌دارند. مدام معذب بودم. از طرز حرف زدن بعضی از دانش‌آموزان با معلم‌ها متعجب می‌شدم. تا حد ممکن از جایم تکان نمی‌خوردم. روزشماری می‌کردم.
mehrsa
۹
غمگین بودن از خوشحال بودن خیلی راحت‌تره
کتاب ناب
۶
باید یه چیزی رو بهت بگم رفیق: غمگین بودن از خوشحال بودن خیلی راحت‌تره،
..
۶
من فکر می‌کنم در زندگی فقط نمرات نیستند که اهمیت دارند. فکر می‌کنم انگیزه هم مهم است. من می‌خواهم به گران‌شام بیایم چون فکر می‌کنم در آن‌جا از هر جای دیگر خوشحال‌تر خواهم بود. من خیلی چاق نیستم، وزن من ۳۵ کیلو امید است.