با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
کاش کسی جایی منتظرم باشد

دانلود و خرید کتاب کاش کسی جایی منتظرم باشد

۳٫۵ از ۲۸ نظر
۳٫۵ از ۲۸ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب کاش کسی جایی منتظرم باشد  نوشته  آنا گاوالدا  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب کاش کسی جایی منتظرم باشد

«کاش کسی جایی منتظرم باشد» نوشته آنا گاوالدا (- ۱۹۷۰) مجموعه سیزده داستان کوتاه فرانسوی است که از متن انگلیسی تحت عنوان "I wish someone were waiting for me somewhere " به فارسی برگردانده شده است. گاوالدا از معروف‌ترین داستان‌نویسان حال حاضر فرانسه است که در خانواده‌ای مرفه در پاریس متولد شده است. مخاطبان اصلی آثار وی معمولا زنان هستند. طرفداران گاوالدا معتقدندکه شخصیت‌های داستان‌های او بسیار به انسان‌های واقعی در زندگی نزدیکند و این موضوع باعث انتقال حس هم‌ذات پنداری قوی به مخاطب می‌شود. مجموعه داستان حاضر، اولین اثر گاوالدا است که پس از فروش چشمگیر در فرانسه برایش شهرت جهانی به همراه داشت و به زبان‌های زیادی ترجمه شد. بریده ای از کتاب: هر کاری که می‌کنم یاد برادرم می‌افتم و هربار یاد برادرم می‌افتم، می‌فهمم او این کار را بهتر از من انجام داده است. بیست و سه سال است که همین روند ادامه دارد. نمی‌توانید بگویید این امر از من موجودی تلخ ساخته؛ نه این فقط باعث شده واقع‌بین باشم. مثلاً همین الان در قطار شماره ۱۴۵۸، از مبدأ نانسی در شمال فرانسه، نشسته‌ام. بعد از سه ماه، اولین باری‌ست که مرخصی گرفته‌ام. خب اول اینکه من به عنوان سرباز صفر خدمت سربازی‌ام را شروع کردم درحالی‌که برادرم درجه‌دار بود. او همیشه سر میز افسرها غذا می‌خورد. آخر هفته‌ها هم به خانه بر می‌گشت. بگذریم. دارم با قطار بر می‌گردم. من صندلی که رو به مسیر قطار بود را رزرو کرده بودم اما وقتی به آنجا رسیدم، دیدم زنی جایم را گرفته و بند و بساط بافتنی‌اش را روی پاهایش پهن کرده است. جرأت نکردم چیزی بگویم. ساک بزرگ برزنتی‌ام را توی جای بار انداختم و روبه‌رویش نشستم. توی کوپه دختری نشسته که می‌شود گفت زیباست و دارد آخرین کتاب جکی کالینز را می‌خواند. جوشی هم کنار لب‌اش زده است، حیف وگرنه بدک نبود. برای خودم از رستوران قطار ساندویچ می‌خرم. خب حالا اگر برادرم جای من بود اوضاع این‌گونه پیش می‌رفت: با لبخندی گرم بلیط‌اش را به آن زن نشان می‌داد و می‌گفت: «ببخشید خانم، ببینید شاید من اشتباه می‌کنم اما به نظر می‌رسد که...»

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۱۹)
farez
۱۳۹۷/۰۹/۲۱

جمله ای از کتاب:"یکی از معدود چیزهایی که در مدرسه یاد گرفته ام نظریه ی فیلسوفی بزرگ متعلق به دوره ی باستان است که گفته :مهم نیست کجا زندگی میکنید، وضع روحیتان اهمیت دارد!در واقع فیلسوف چیزی به این مضمون

- بیشتر
گرشاسب
۱۳۹۶/۰۵/۱۱

هنوز کتاب رو نخوندم، ولی ترجمه‌ها رو مقایسه کردم و این ترجمه خیلی بهتره. این نسخه رو میگیرم خودم، کمی گرون‌تره ولی به روون بودن ترجمه‌ش می‌ارزه

🙃shayma☺
۱۳۹۷/۰۴/۲۱

خوب بود

Golshan
۱۳۹۷/۰۸/۲۴

کتاب شامل چند داستان کوتاهه که بیشتر جنبه احساسی دارند، ولی نه آنقدر رمانتیک و عاشقانه اند و نه اجتماعی و جدی، کشش و جذابیت داستانی رو کتاب نداره و کاملا متوسطه و معمولیه،انگار کسی خاطرات روزمره خودشو نوشته، تنها

- بیشتر
سارا
۱۳۹۶/۰۷/۱۹

یکی از بهترین کتاب هایی است که خوندم . به شما هم پیشنهاد می دهم که بخوانید .

𝐌𝐚𝐡𝐝𝐢𝐞𝐡
۱۳۹۹/۰۱/۲۷

این کتاب چند داستانِ کوتاه بود که من همه‌ش انتظار داشتم به هم ربط داشته باشند ولی نداشتند؛ انگار که تو یه قطار باشی و همسفرات داستانِ زند‌گی‌شون رو بهت بگن. قلمِ روان و ساده‌ی نویسنده منو مجذوبِ خودش کرد؛ در

- بیشتر
nastaran saberian
۱۳۹۹/۰۲/۰۴

کتاب شامل چند داستان کوتاه ک فک میکنم اگه واسش وقت نذارید بهتره

ترانه
۱۳۹۹/۰۶/۰۹

برای من جذاب نبود فقط یک سری موقعیت!

دختر مهتاب
۱۳۹۶/۱۲/۱۰

اره این ترجمه از همه بهتره. منم دوس داشتم

yasisd
۱۳۹۷/۰۲/۱۸

کتاب قشنگیه...داستان کوتاه های جذابی داره...خیلی جاها حس میکنید نویسنده داره از زبون شما انگار یه سری حرف هارو میگه...در کل دوستش داشتم و پیشنهاد میکنم بخونیدش

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۱۱)
«فقط یک دلیل قانع‌کننده برای قبول کردن دعوتتان بیاورید.» «یک دلیل قانع‌کننده... خدای من... خیلی سخت است...» شگفت‌زده به تماشای او نشسته بودم. و بعد، بی‌مقدمه، دستم را گرفت. «فکر کنم یک دلیل کم‌وبیش منطقی پیدا کردم...» دستم را روی گونه‌های اصلاح‌نشده‌اش کشید. «این هم یک دلیل قانع‌کننده: موافقت کنید تا دلیلی برای اصلاح کردن داشته باشم...
علیرضا حساس
زمانی‌که دخترها بخواهند چیزی خوب پیش برود، خوب پیش می‌رود. به همین سادگی.
saeedeh
در نهایت مجبور شدم هرچیزی که در مدرسه یاد گرفته بودم را ببوسم و بگذارم کنار. مجبور بودم ساکت جلوی دام بایستم و منتظر بمانم تا صاحب‌اش توضیحات جسته و گریخته‌ای بدهد تا کمکم کند بفهمم مشکل حیوان بیچاره از کجاست.
ghazl
وقتی من منتظر نفس‌های تو بر روی گردنم بودم به خودت اجازه دادی درگیر چه چیزی دیگری بشوی؟
Fatima
تقریباً بیس سالش است- همان سن مأیوس‌کننده‌ای که در آن حس می‌کنی همه‌چیز ممکن است. سن چشم‌اندازها و توهمات. سن ضربه‌هایی که از این‌سو و آن‌سو به تو وارد می‌شود.
sh kh
من مثل یکی از شخصیت‌های کمیک‌استریپ پرتشر هستم: دختری که روی نیمکتی نشسته و نوشته‌ای از گردن‌اش آویزان است: «من عشق می‌خواهم.» و اشک مثل فواره از گوشهٔ چشم‌هایش سرازیر است.
𝐌𝐚𝐡𝐝𝐢𝐞𝐡
سال‌ها فکر می‌کردم جایگاه این زن بیرون زندگی‌ام است- خیلی دور نه، اما بیرون. این‌که دیگر وجود ندارد، اینکه دور از من زندگی می‌کند، اینکه هیچ‌وقت آنقدرها زیبا نبوده و اینکه او به دنیای گذشته تعلق دارد. دنیای زمانی‌که من جوان بودم و پر از افکار عاشقانه، زمانی‌که باور داشتم عشق تا ابد ماندگار است و اینکه هیچ‌چیز از عشقم به او بزرگ‌تر نیست. دنیای تمام این مزخرفات.
ghazl
«خب پس دیگر افسوس دورانی که ناخن‌هایم را می‌جویدم و پشت صفحهٔ کوچک کامپیوترم دچار بی‌خوابی شدم را نمی‌خورم. اُه، نه! تمام آن وقت‌هایی که با ترس و کمبود اعتمادبه‌نفس، دست و پنجه نرم می‌کردم، تمام آن تکه‌نوشته‌های توی ذهنم و تمام چیزهایی که فراموش می‌کردم چون مثلاً داشتم در مورد کیلک‌کلک فکر می‌کرد... خب دیگر افسوس هیچ‌کدام را نمی‌خورم...»
ghazl
برای من پاریس یا کوربی، هیچ فرقی با هم ندارند. یکی از معدود چیزهایی که از دوران مدرسه به خاطر دارم تئوری یکی از فیلسوفان قدیمی است که گفته بود مهم نیست کجا زندگی می‌کنید، تنها وضعیت روحی‌تان اهمیت دارد. به خاطر دارم که فیلسوف این جمله را خطاب به یکی از دوستانش که حال روحی خوبی نداشت و می‌خواست به سفر برود، نوشته بود. تقریباً با الفاظ مختلف به او گفته بود به زحمت‌اش نمی‌ارزد چون او هر جا برود بار مشکلاتش را با خودش می‌برد. روزی که معلم‌مان این را برایمان تعریف کرد، زندگی من زیر و رو شد.
امیر افشار
درست لحظه‌ای که می‌خواستم اولین قدم را به سمت خیابان بردارم، صدایی مانع حرکتم شد.
Hamed North

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۱۷۲ صفحه
قیمت نسخه چاپی۱۸,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۶/۰۵/۰۵
شابک۹۷۸-۶۰۰-۸۳۹۲-۲۱-۷
تعداد صفحات۱۷۲صفحه
قیمت نسخه چاپی۱۸,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۶/۰۵/۰۵
شابک۹۷۸-۶۰۰-۸۳۹۲-۲۱-۷