معرفی و دانلود کتاب این کتاب را ممنوع کنید + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب این کتاب را ممنوع کنیدsubscriptionAvailable

کتاب این کتاب را ممنوع کنید

نوع کتاب
۴.۴(از ۲۵۶ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
اَلِن گرتز، سارا عاشوری

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب این کتاب را ممنوع کنید

کتاب این کتاب را ممنوع کنید داستای از الن گرتز و ترجمه سارا عاشوری، درباره‌ی ماجرای عجیب و غریب ممنوع شدن کتاب‌های کتابخانه‌ی مدرسه‌‌ی ایمی‌آن است. 

درباره‌ی کتاب این کتاب را ممنوع کنید

وقتی ایمی‌آن به کتابخانه مدرسه می‌رود تا کتاب محبوبش را امانت بگیرد، متوجه می‌شود کتاب مدتی است که ممنوع شده است! ایمی‌آن شوکه می‌شود چون در آن کتاب هیچ چیز بدی وجود ندراد که نیاز به ممنوع شدنش باشد. کتابدار مدرسه هم مثل ایمی‌آن از این وضعیت ناراضی است و در فکر است تا جلسه‌ای ترتیب بدهد و درباره‌ی کتاب‌های ممنوعه‌ی مدرسه که روز به روز هم لیستشان طولانی‌تر می‌شود، با انجمن مدرسه صحبت کند. او از ایمی‌آن دعوت می‌کند تا به جلسه بیاید و درباره‌ی کتاب‌ها به بزرگتر‌ها، مدیر و معلم‌ها توضیح بدهد اما ایمی‌آن فکرهای دیگری در سر دارد. او باید بفهمد چرا کتاب دوست‌داشتنی‌اش ممنوع شده؟ چه کسی این دستور را داده است؟ آیا ایمی‌آن می‌تواند یک کتابخانه‌ی مخفی با تمام کتاب‌های ممنوع‌ شده‌ی مدرسه راه بیندازد؟

این کتاب را ممنوع کنید، داستانی خواندنی و جذاب درباره‌ی اهمیت کتاب‌ها در تعلیم و تربیت است. الن گرتز در داستان این کتاب را ممنوع کنید به این نکته اشاره می‌کند که معنای صحیح آموزش و پرورش آشنا کردن کودکان و نوجوانان با دیدگاه‌های مختلف و ایجاد توانایی تجزیه تحلیل در آن‌ها است. بنابراین تمام بزرگسالان نیز می‌توانند از خواندن این داستان جذاب و زیبا لذت ببرند. 

کتاب این کتاب را ممنوع کنید را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم 

تمام نوجوان‌ها و دوست‌داران داستان‌های جذاب و پر ماجرا از خواندن داستان این کتاب را ممنوع کنید، لذت می‌برند.

بخشی از کتاب این کتاب را ممنوع کنید

«ولی... اون کتاب نامناسب نیست! خیلی هم مناسبه! عالیه! اون کتاب محبوب منه!»

«می‌دونم عزیزم. باهات موافقم. هیچ‌کس جز پدر و مادرت حق نداره بهت بگه چه کتاب‌هایی رو باید بخونی یا نخونی. من بهت قول می‌دم که برای حل این مسئله تمام تلاشم رو می‌کنم؛ اما فعلاً مجبورم از تصمیمی که انجمن مدرسه گرفته اطاعت کنم وگرنه شغلم رو از دست می‌دم.»

تنها کاری که می‌توانستم بکنم سر تکان دادن بود. می‌خواستم گریه کنم؛ ولی خیلی احمقانه بود. حس می‌کردم کسی وارد اتاق‌خوابم شده و بدون اجازه چیزی از آن‌جا برداشته و رفته؛ اما این خیلی بیشتر احمقانه بود، چون کتاب برای کتابخانه بود. کتاب‌های کتابخانه هم برای همه است.

خانم جونز گفت: «ایمی‌آن، تو می‌تونی کمک کنی که برگردونیمش.»

اشک روی گونه‌ام را پاک کردم. «چه‌جوری؟»

«پنجشنبه‌شب انجمن مدرسه جلسه داره، من هم قراره اون‌جا باشم تا بهشون بگم که چه‌قدر اشتباه می‌کنن. خیلی خوب می‌شه اگه این‌ها رو از زبون خودت بشنون.»

چشم‌هایم از تعجب گشاد شدند. «من؟»

«این‌طوری می‌فهمن که چرا تو این‌قدر این کتاب رو دوست داری.»

آب دهانم را به‌سختی قورت دادم. «دیوونه شدید خانم جونز؟ من جلوی کلی آدم‌بزرگ بلند بشم و بگم چرا اون کتاب محبوبم بوده؟ یعنی مغزتون هم خال‌خالی شده؟ من نمی‌تونم این کار رو بکنم!»

دلم می‌خواست این رو بهش بگم.

ولی در عوض فقط گفتم: «باشه.»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب این کتاب را ممنوع کنید و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:این کتاب را ممنوع کنید
موضوع:داستان خارجی، داستان کودک و نوجوانان
نویسنده:اَلِن گرتز
مترجم:سارا عاشوری
انتشارات:انتشارات پرتقال
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۶/۰۱/۲۵
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۲.۶۲ مگابایت
شابک:۹۷۸-۶۰۰-۴۶۲-۲۲۹-۵
تعداد صفحه‌ها:۲۰۸ صفحه
قیمت کتاب:۱۷۵۰۰۰ تومان
برچسب:کمپین دنیای قشنگ تو - ۹۹

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

کتاب باز
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۵/۳۰

این یکی از بهترین کتابهایی است که درباره کتاب خوندم. مبارزه برای چیزی که دوست دارید و قضاوت نکردن. اینکه درباره هر چیزی که میخواید محدودیت بزارید ولی خواهشا دور کتاب رو خط بکشید. دختر این قصه برای کتاب مورد...بیشتر

۴
(:Ne´gar:)
مطمئن نیستم.
۱۴۰۰/۰۱/۱۱

زدم مطمئن نیستم و دلیلش رو میگم . شاید چون هرکسی نمیتونه با برگ برگ این کتاب اشک بریزه . کلماتش رو روی قلبش حس کنه و بفهمه ایمی ان دقیقا چی کشیده . شاید برای بعضی ها این کتاب فقط...بیشتر

۸
mojiii
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۷/۱۸

داستان درباره یک دختر کلاس چهارمیه عاشق کتابه که وقتی به کتابخونه مراجعه می‌کنه تا کتاب محبوبش رو مجدداً به امانت بگیره متوجه میشه که کتاب توسط انجمن مدرسه ممنوع شده و... کتاب خیلی دوست داشتنی و روانی بود، نه تنها...بیشتر

۰
Ariadeny
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۶/۰۲

این کتاب یکی از بهترین کتاب های انتشارات پرتقال هستش و هرکی که کتاب خوندن و البته هیجان رو دوست داره این کتاب رو باید بخونه و اگه نخونه از دستش رفته چون این کتاب خیلی خووووووبه

۰
𝒌𝒆𝒓𝒎 𝒌𝒆𝒕𝒂𝒃📚🕊️
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۹/۲۰

فوق العاده، جذاب، هیجانی، متن روان و ارتباط با کتاب این کتاب بی نهایت عالی بود🌿❤️

۱
Hana
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۱/۰۴

عالی بود. بیشتر در مورد کتاب ها و ممنوع نکردنشون بود و من با همه نظراتشون موافق بودم. حتما این کتاب رو بخونید.🦋

۱
سجاد
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۲/۱۸

💯 به شدت پیشنهاد میشود . ‌ 🔰می‌تونم بگم از بین بهترین کتاب‌ها ، اولینه🥇 شاید تا ۱۰ ، ۱۵ صفحه اول خوشتون نیاد ولی به بعد قدری جذاب میشه. احتمالا توی چند روز تمومش می‌کنید . ‌ 🔰کتاب در مورد یک دختره که کتاب...بیشتر

۲
Cilli
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۵/۱۸

یکی از فوق‌العاده ترین کتاب هایی که تا حالا خوندم:)🙂 شخصیت ایمی ان خیلی شبیه من بود. تسلیم نشد و تا آخر قوی موند ساکت ننشست و شجاعانه تصمیم گرفت. این کتاب خیلی چیز هارو بهمون یاد میده 💜💜💜 داستانش هم...بیشتر

۰
به دنبال آلاسکا
۱۴۰۲/۱۱/۱۶

فوق العاده بود:)))

۰
بانو نیک
مطمئن نیستم.
۱۳۹۹/۱۱/۲۴

داستان‌ مبارزه‌ی ایمی‌آن دختر کوچک قهرمان "رئیس کل و کتابدار ارشدِ ک.ک.ک.م." با انجمن مدرسه برای حذف ممنوعیت کتاب‌های کتاب‌خونه. خلاقیت ذاتی بچه‌ها در شرایط سخت رو نشون داده. در ظاهر کتاب ها رو گفته ولی در باطن اهداف دیگه ای رو...بیشتر

۰
زینب
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۶/۰۸

این جزو بهترین کتاب هایی بود که خواندم

۰
Emily
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۶/۰۴

واقعا نمیدونم باید چی بگم. این گتاب در عرض سه چهار ساعت تموم شد و ایمی خیلی قوی بود، خیلی قوی بود که نذاشت آدمایی که از یک چیز هیچی نمی دونن ولی توش دخالت می کنن، آدم بزرگ هایی...بیشتر

۱
シ︎دختر کتابخونシ︎
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۳/۰۹

خداااااااااااااا من که عااااااااااااشق این کتااب شدممممم🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩😍😍😍😍😍😍😍😍😍🤤🤤🤤🤤🤤 پایانشو دوست داشتم شخصیت ها خیلی خوب و متفاوت بودن🙂🌸🌸 حتمااااااااا بخونینش⚘⚘⚘⚘⚘

۶
HP
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۵/۲۸

عالی😀😀😀😀

۰
ghazal taj💕
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۸/۲۵

این کتاب برای کسایی که داستان های واقع گرایانه میخوان خیلییییی محشره من واقعا خوشم اومد و آخرای کتاب با دیگه اشکم سرازیر شده بود. من این کتاب رو یک روزه از ذوقم تموم کردم😍😍😍

۱

بریده‌هایی از کتاب

fateme
۱۳۸
«زنان موقر به‌ندرت تاریخ رو می‌سازند، این رو به عنوان اولین باری که به خاطر چیزی درست، کار بدی می‌کنی به یاد داشته باش.»
rozhin
۱۰۷
«مطمئنی که می‌خوای پولت رو این‌جوری خرج کنی؟» چرا همهٔ مامان و باباها وقتی می‌خواهی با پول خودت چیزی بخری این سؤال را می‌پرسند؟
Book
۹۶
حالا فهمیدید چرا هیچ‌وقت حرفی نمی‌زنم؟ چون به هر حال هیچ‌کس گوش نمی‌دهد.
#999
۹۱
چه‌طوری می‌شود برای کسی توضیح داد که چیزی برایت مهم است وقتی آن چیز برای او اصلاً اهمیتی ندارد؟
(:Ne´gar:)
۶۴
«یعنی کتاب محبوبت از طرف کتابخونهٔ مدرسه ممنوع شده.»
Parinaz
۵۸
چه‌طوری می‌شود با کلمات توضیح داد که کتاب در وجودت نفوذ کرده و قسمتی از تو شده و بدون آن احساس پوچی می‌کنی؟
هرگز
۴۹
درست پایین شکاف باریک روی در. این شکاف را آن‌جا گذاشته‌اند تا اگر قلدرها توی کمد چپاندنت، بتوانی نفس بکشی.
(:Ne´gar:)
۴۱
این یعنی به دانش‌آموزان اجازهٔ خواندن کتاب‌هایی را بدهیم که شاید موافقشان نباشیم و اجازه دهیم که آن‌ها نظر خودشان را دربارهٔ مسائل مختلف داشته باشند. هرچند این مسئله گاهی برایمان هولناک است؛ اما معنی آموزش و پرورش همین است.»
ن. عادل
۲۶
اما، طبق تجربه می‌دانستم که بحث کردن در این باره بی‌فایده است. همیشه همین‌طور بود. برای همه راحت‌تر بود که خودم بروم و کار را انجام دهم.‌
المپیان؟:)
۲۰
از وقتی شروع کردیم به پیدا کردن دلیل برای ممنوع کردن کتاب، خیلی به ما خوش می‌گذشت. هر کتابی که در آن از چیزهایی مثل جادوگر، ساحر، صورتک‌های ترسناک و هیولا استفاده شده بود: حذف شد. نه هری پاتری، نه پرسی جکسونی، نه آرتمیس پرنده‌ای، نه داستان نارنیایی. هر چیزی دربارهٔ شناخت بدن انسان: حذف شد. هرچیزی با مضمون روابط نامتعارف: حذف شد. دنی گفت: «این‌جا نوشته اوه پروردگارا، مامان می‌گه فقط موقع دعا می‌تونم از این کلمه استفاده کنم.» گفتم: «ممنوعش کن.» تری گفت: «توی صفحهٔ اول این کتابه دربارهٔ بدن نوشته!» به جلد کتاب نگاه کردم. برندهٔ جایزهٔ نیوبری شده بود. به تری گفتم: «آره، توی این کتاب‌هایی که روش عکس مدال داره هم می‌شه یه چیزی پیدا کرد تا ممنوعشون کنیم. فرمش رو پر کن.»