
کتاب دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد
نویسنده:آنا گاوالدا
مترجم:سولماز واحدیکیا
انتشارات:کتاب کوله پشتی
دستهبندی:
امتیاز
از ۸۵ رأیخواندن نظرات
۳٫۳
(۸۵)
خواندن نظراتمعرفی کتاب دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد
«دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد» مجموعه داستان کوتاهی به قلم آنا گاوالدا( -۱۹۷۰)، نویسنده فرانسوی است. این کتاب ۱۲ داستان کوتاه را در خود دارد.
در یکی از داستانهای کوتاه این کتاب میخوانیم:
«هر بار که کاری میکنم، یاد برادرم میافتم و هربار که یاد برادرم میافتم، درمییابم او این کار را بهتر از من انجام میداد. ۲۳ سال است این روند ادامه دارد.
به راستی نمیتوان گفت این حقیقت از من موجودی تلخ ساخته، نه، بلکه آدمی روشنبین بار آمدهام.
برای مثال، الان در قطار سرخ شمارهی ۱۴۵۹ مبدا نانسی هستم. بعد از سه ماه نخستینبار است مرخصی گرفتهام.
خب، مشغول خدمت سربازی هستم، سربازی ناشی و آشخور، درحالیکه برایم درجهی پیشاهنگیِ اداری گرفته بود، همیشه با بخش اداری پادگان غذا میخورد و پایان هر هفته میآمد خانه.
بگذریم.
سوار قطار میشوم. وقتی به کوپهی خودم میرسم (صندلی سمت راهروی قطار را رزرو کرده بودم.) زنی سر جای من نشسته، و باروبنهاش را روی زانوهایش پهن کرده. جرات نمیکنم چیزی بگویم. پس از آنکه چمدان بزرگام را به زحمت در جایگاه چمدانها جا میدهم، روبروی او مینشینم. در کوپه دختر بانمکی هم هست که رُمانی دربارهی مورچهها میخواند. گوشهی لباش جوش زده، البته بدون جوش خیلی دلبربا میشد.
برای خودم از رستوران ساندویچ خریدم.
خب، حالا ببینم اگر برادرم بود چه میکرد: حتما لبخند گرمی به زن میزد، بلیتاش را نشان میداد و میگفت: «ببخشید خانم، ممکن است من اشتباه کنم، اما به نظرم بلیت... »، زن ملتمسانه عذرخواهی میکرد، خرتوپرتهایش را در کیفاش میریخت و با عجله از جای برادرم بلند میشد.»
جایی که عاشق بودیم![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
جنیفر نیون
مهتاب عشقرومن گاری
کار از کار گذشتژان پل سارتر
من او را دوست داشتمآنا گاوالدا
ماه عسل در پاریسجوجو مویز
ناطور دشتجی. دی. سلینجر
اماجین آستن
هویتمیلان کوندرا
تمام آنچه که هرگز به تو نگفتممرضیه خسروی
دزیرهآنماری سلینکو
دختری که رهایش کردیجوجو مویز
خداحافظ گاری کوپررومن گاری
پس از توجوجو مویز
ندای کوهستانخالد حسینی
دیوانهوارکریستین بوبن
شبانهها (پنج داستان دربارهٔ موسیقی و شب)خجسته کیهان
درنگ مرگژوزه ساراماگو
عشق هرگز فراموش نمیکندسالی هپورث
بلندیهای بادگیر: عشق هرگز نمیمیردامیلیجین برونته
آدُلفبنژامن کنستان
هیروشیما – ناگاساکی![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
فوکویاما تاکوما
اسب آبی التیام بخش پارک هینودهمیچیکو آئویاما
جسد مردی در باغمارته جاسلین
از دستم عصبانی هستی؟مگ جوزفسون
چیزهایی که از نور پنهان می کنیملوسی اسکور
پرونده اتاق ۶۲۲ژوئل دیکر
فروشگاه فرصت دوبارهکیم هو - یون
چشم ها بهترین بخش اندمونیکا کیم
جایی که آب ما را می بردآلن باریلارو
خروج از قصر ممنوعکریستوفر هیلی

نظرات کاربران
"آنا گاوالدا"، -جایی که در آن هستیم اهمیتی ندارد...! مهم این است،در چه حالت روحی قرار داریم... -در زندگی همیشه غمگین بودن از شاد بودن آسان تر است. ولی من اصلا از آدم هایی خوشم نمی آید که آسان ترین راه را انتخاب می
منم دوست داشتم که کسی جایی منتظرم باشه...
این کتابو به عشق برادری خوندم که سالهاست از دست دادمش داداشی جونم...دلم برات تنگ شده
کتاب، داستان های کوتاه زیبایی داره ولی بنظرم از هر چیزی زیباتر، عنوانه کتابه..
این کتاب فقط هنر نویسندگیِ نویسنده رو نشون میده...غیر از این چیزی نداره... اگر به دنبال این هستید که با کتاب خوندن چیزی به شما اضافه بشه میتونید وقتتونو رو کتاب های بهتری بذارید اما اگر به نوشتن علاقه دارید این
حوصله سر بر بود......
ترجمش خیلی خیلی خیلی خیلی بد بود
تمبر هست پاکت هم هست و یک عالمه حرف کاش کسی، جایی منتظرم بود!
ترجمه بسیار بدی داشت که کتاب نویسنده ی قهاری مثل آناگاوالدا رو حوصله سربر کرده بود.
منم دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد