
کتاب مدرسه جاسوسی (جلد دوازدهم)
معرفی کتاب مدرسه جاسوسی (جلد دوازدهم)
کتاب مدرسه جاسوسی (جلد دوازدهم) نوشته استوارت گیبز با ترجمه مریم رفیعی، ادامهی ماجراهای بن ریپلی و دوستانش در آکادمی مخفی سیا است که نشر پرتقال آن را منتشر کرده است. این بار داستان از دل یک اردوگاه آموزشی دورافتاده در آلاسکا شروع میشود و خیلی زود به مأموریتی خطرناک، ربایش، خیانت و سفر اجباری به آنسوی دنیا گره میخورد. فضای کتاب ترکیبی از تعلیق، طنز، روابط پیچیدهی دوستی و رقابت میان نوجوانها و درگیری دائمی با تبهکاران بینالمللی است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب مدرسه جاسوسی (جلد دوازدهم)
کتاب مدرسه جاسوسی (جلد دوازدهم) ماجراهای بن ریپلی را در نقطهای تازه دنبال کرده است؛ جایی که آکادمی جاسوسی سیا پس از انفجار محوطهی قدیمی، به تأسیسات ماهوارهای فوقمحرمانهای در دل پارک ملی آبدرهی کنای در آلاسکا منتقل شده است. استوارت گیبز در این جلد، فضای «آموزش بقا در طبیعت وحشی» را با تهدیدهای واقعی جاسوسی و توطئههای جهانی درهم آمیخته است. بن و دوستانش زیر نظر سایرس هیل، کاترین و الکساندر، تمرینهای طاقتفرسای جسمی و ذهنی را میگذرانند، درحالیکه خرسها، باران بیامان و کمبود تنقلات، زندگی روزمرهشان را هم به چالش کشیده است. کتاب مدرسه جاسوسی (جلد دوازدهم) از همان فصلهای ابتدایی، پای شخصیتهای آشنا مثل اریکا، مایک، زویی، موری هیل و مدیر مدرسه را وسط میکشد و در کنار آنها چهرههای تازهای مانند اسوتلانا شومافسکی و سورن سوئولنه را وارد میدان کرده است. ساختار کتاب فصلبندی خطی دارد و از «آموزش» و «انتقال» تا «مأموریت»، «درگیری» و «توضیحات» پیش میرود و بهتدریج ابعاد نقشهی تازهای را که موری و دشمنان قدیمی مثل خانوادهی شنگ در آن نقش دارند، آشکار میکند. استوارت گیبز در این کتاب، همزمان به روابط عاطفی و رقابتی میان نوجوانها، فشارهای روانی آموزش جاسوسی، مسئلهی اعتماد و خیانت و همچنین طنز موقعیت در دل خطر پرداخته است. در کتاب مدرسه جاسوسی (جلد دوازدهم) لحن روایت همچنان از زاویهدید اولشخص بن پیش میرود و خواننده را مستقیم وسط ترسها، تردیدها، خشمها و شوخیهای او میگذارد؛ از غرزدنهای مایک دربارهی زیرشلواری خیس تا اضطراب بن از مأموریتی که باید بدون تیم همیشگیاش انجام دهد. ترکیب صحنههای اکشن، گفتوگوهای تندوتیز، توصیفهای طنزآمیز از مدیر و تمرینهای سخت آلاسکایی، این جلد را به ادامهای پرهیجان برای طرفداران مجموعه تبدیل کرده است.
خلاصه کتاب مدرسه جاسوسی (جلد دوازدهم)
در مدرسه جاسوسی (جلد دوازدهم) بن ریپلی پس از انفجار محوطهی قدیمی آکادمی، همراه چند دانشآموز منتخب به پایگاه آموزشی مخفی سیا در دل طبیعت وحشی آلاسکا منتقل شده است. تمرینهای طاقتفرسای بقا، پیادهرویهای طولانی زیر باران، همزیستی ناخواسته با خرسها و رقابت پنهان میان اریکا و اسوتلانا، فضای آغازین کتاب را میسازد. اما همهچیز وقتی عوض میشود که نامهای رمزگذاریشده از موری هیل به اشلی اسپارکس کشف میشود و مدیر، بن را برای مأموریتی فوری احضار میکند. قرار است بن فقط «مشاور» باشد، اما در مسیر، مدیر به او خیانت میکند، موری نقشهی تازهای رو میکند و پای خانوادهی شنگ و هواپیمای خصوصیشان به ماجرا باز میشود. بن ناگهان از اردوگاه خیس و سرد آلاسکا، به قلب معاملهای خطرناک و سفر اجباری به چین پرتاب میشود.
چرا باید کتاب مدرسه جاسوسی (جلد دوازدهم) را بخوانیم؟
مدرسه جاسوسی (جلد دوازدهم) ترکیبی از طنز، تعلیق و ماجراجویی نوجوانانه است که در آن تمرینهای سخت بقا، روابط پیچیدهی دوستی و رقابت و توطئههای بینالمللی کنار هم قرار گرفتهاند. خواننده در دل روایت بن، هم فشارهای روانی آموزش جاسوسی را لمس میکند و هم با موقعیتهای خندهدار و غافلگیرکننده روبهرو میشود.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن مدرسه جاسوسی (جلد دوازدهم) به نوجوانانی پیشنهاد میشود که به داستانهای پرحادثهی جاسوسی، فضای مدرسهای متفاوت، شوخیهای تندوتیز و قهرمانهایی با ضعفها و تردیدهای واقعی علاقهمندند. همچنین به کسانی پیشنهاد میشود که جلدهای قبلی مجموعه را دنبال کردهاند و میخواهند از سرنوشت بن، اریکا، موری و خانوادهی شنگ باخبر شوند.
بخشی از کتاب مدرسه جاسوسی (جلد دوازدهم)
«وسط روزِ بینهایت مزخرفی که داشتم، یکی از منفورترین آدمهای زندگیام هم ناغافل به دیدنم آمد. در طبیعت وحشی پیادهروی سریعی کرده بودم؛ از پنج صبح آن روز، در مسیرهای کوهستانی بسیار شیبدار، با کولهپشتی هجدهکیلویی. باران تندی هم میبارید؛ از آن بارانهای سیلآسایی که باعث میشد به فکر ساختن کشتی نوح بیفتی. تجهیزاتت هر چقدر هم ضدآب باشد، بالاخره جایی آن وسط تحتتأثیر باد و باران قرار میگیرد و تسلیم میشود. این اتفاق برای من حدود ساعت هشت صبح افتاد و این یعنی در نُه ساعت گذشته، آب در لباسهایم نفوذ کرده و ته چکمههای لاستیکیام جمع شده بود. حتی زیر باران هم امکان نداشت تا این حد خیس شوم. علاوه بر آن، خسته و کوفته هم بودم، بدنم بهخاطر این فعالیت سنگین درد میکرد و بدجوری گرسنهام بود، چون وقتی رفته بودم دستشویی، جوجهتیغیای رفته بود توی کولهپشتیام و کل آجیلهایم را خورده بود. این در مدرسهٔ جاسوسی، روز غیرعادیای به حساب نمیآمد. آکادمی جاسوسی سیا همین چند ماه پیش حسابی با الانش فرق داشت. اول از همه اینکه در محوطهای پر از ساختمانهای قدیمی گوتیک در واشنگتن دیسی قرار داشت؛ جایی که نوجوانهایی که برای جاسوس شدن آموزش میدیدند، در کلاسهایی واقع در ساختمانهای واقعی شرکت میکردند. این کلاسها اغلب حوصلهسربر و استادها معمولاً سختگیر یا بداخلاق و اخمو بودند، ولی در کل جایمان گرم و خشک بود و از جوجهتیغیهای دستکج هم خبری نبود. بعد محوطهٔ دانشکده منفجر شد. آکادمی چند دهه مخفیانه به فعالیتش ادامه داده و خود را آکادمی علوم دخترانه و پسرانهٔ سنت اسمیتن جا زده بود، ولی حقیقت ماجرا به بیرون درز کرده و یک آدمکش تعدادی بمب آنجا منفجر کرده بود. خوشبختانه تلفاتی نداشتیم، ولی امنیت مدرسه به خطر افتاده بود و سیا چارهای نداشت جز تعطیلی کل برنامه...»
حجم
۳۱۲٫۹ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۵۶ صفحه
حجم
۳۱۲٫۹ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۵۶ صفحه
نظرات کاربران
این کتاب عالی بود خدا کند جلد ۱۳ هم زود ترجمه شود توی این جلد بن از مدیر مدرسه ی جاسوسی گول می خورد و با موری توی آفریقا گم می شود واقعا کتاب خوب بود راستی باورتون نمی شود مدرسه ی
این جلد پره از مدفوع فیل،خود فیل و اسب آبی + طبیعت وحشی + مقدار زیادی هیجان "به نظرتون تا چه اندازه میشه به مدیر اعتماد کرد؟" می تونم بگم یکی از بهترین جلد ها بود. خیلی جالب بود برای منی که به طبیعت وحش و کلا
امیدوارم هرچه زود تر جلد ۱۳ و ۱۴ هم ترجمه بشه و میدونستید کمیک هم داره؟ من فکر میکنم ۱۵ هم توسط استوارت گیبز داره نوشته میشه خدا کنه واقعیت باشه من جای اون بودم تا آخر عمرم همینجوری مینوشتم
عالییییییییی بودددد فزحزعمزخف