با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
طاعون

دانلود و خرید کتاب طاعون

۳٫۹ از ۷۰ نظر
۳٫۹ از ۷۰ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب طاعون  نوشته  آلبر کامو  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب طاعون

کتاب طاعون نوشته آلبر کامو و ترجمه کاوه میر عباسی رمانی خواندنی است که با زبانی نمادین درباره بیماری همه‌گیری صحبت می‌کند که ناگهان در یکی از شهرهای الجزایر شایع می‌شود.

درباره کتاب طاعون

طاعون، نام رمانی است که آلبر کامو در سال ۱۹۴۷ منتشر کرد. او با زبانی نمادین صحبت می‌کند و در حقیقت در تلاش است تا در این رمان، چهره زشت فاشیسم را به تصویر بکشد. داستان در شهر اُران در الجزایر اتفاق می‌افتد. ناگهان یک بیماری شایع می‌شود. این بیماری که به نظر می‌رسد از موش‌ها به انسان سرایت کرده است، جان بسیاری از افراد را می‌گیرد اما مقامات مسئول شهر، علاقه‌ای به گفتگو در این باره ندارند و حتی وجود موش‌ها را تایید نمی‌کنند. اما با از بین رفتن تعداد زیادی از مردم، شهر در حالت قرنطینه قرار می‌گیرد. عده‌ای از اعضای خانواده‌ها از هم دور مانده‌اند و بسیاری هم فرار کرده‌اند...

دکتر ریو، پزشک شجاعی که داستان را روایت می‌کند به همراه ژان تارو، یکی از مسافران، سازمان بهداشتی داوطلبی برای مقابله با بیماری تاسیس می‌کند. در این میان کشیش شهر معتقد است که این بیماری به دلیل گناه و برای مجازات مردم نازل شده است و اقدام علیه آن فایده‌ای ندارد...

کتاب طاعون را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم 

علاقه‌مندان به کتاب‌ها و آثار نویسندگان بزرگ دنیا، از خواندن کتاب طاعون لذت می‌برند.

درباره آلبر کامو 

آلبر کامو در ۷ نوامبر ۱۹۱۳ در الجزایر فرانسه در خانواده‌ای فقیر متولد شد. او که فیلسوف و روزنامه‌نگار مشهور و خالق اثر بی‌نظیر بیگانه است، در سال ۱۹۵۷ به خاطر «آثار مهم ادبی که به روشنی به مشکلات وجدان بشری در عصر حاضر می‌پردازد» جایزه نوبل ادبیات را از آن خود کرد. او پس از رودیارد کیپلینگ جوان‌ترین برنده‌ی جایزه نوبل است. آلبر کامو در سال ۱۹۴۹ یک اتحادیه بین‌المللی را تأسیس کرد که آندره بروتون نیز یکی از اعضای آن بود. شکل‌گیری این گروه، به گفته خود کامو، بر اساس «محکوم کردن هر دو ایدئولوژی شکل گرفته در آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی» بود. آلبر کامو در طول دوران فعالیتش رمان‌ها و نمایشنامه‌های بسیاری را نوشت. طاعون، سقوط، بیگانه، نمایشنامه کالیگولا، نمایشنامه صالحان، افسانه‌ی سیزیف و خطاب به عشق که مجموعه نامه‌های عاشقانه‌ی او و ماریا کاسارس است از آن جمله‌اند. آلبر کامو در ۴ ژانویه ۱۹۶۰ در ۴۶ سالگی در ویل‌بلویل فرانسه به علت یک سانحه‌ی رانندگی چشم از دنیا فروبست.

بخشی از کتاب طاعون

ساده‌ترین راه برای آن‌که آدم شهری را بشناسد این است که سر دربیاورد آن‌جا مردم چه‌طور کار می‌کنند، چه‌طور محبت می‌ورزند و چه‌طور می‌میرند. در شهر کوچک ما، شاید آب‌وهوا باعث شده هر سه‌شان را کم‌وبیش یک‌جور انجام دهند: با ولع اما بی‌اعتنا. یعنی چون برای‌مان ملال‌آورند، جدیت به خرج می‌دهیم به برکت عادتْ دل‌بسته‌شان بشویم. همشهری‌های‌مان خیلی کار می‌کنند، اما فقط برای این‌که پول‌دار بشوند. علاقه‌شان مشخصاً به تجارت است و این‌که، به قول خودشان، کسب‌وکار راه بیندازند و معامله کنند. البته از خوشی‌های ساده هم غافل نیستند و زن‌ها، سینما و آب‌تنی در دریا را دوست دارند. اما، به حکم عقل، این لذت‌ها را به شنبه‌شب و یکشنبه موکول می‌کنند و باقی روزهای هفته تلاش‌شان این است که پول به جیب بزنند. غروب‌ها، دفترشان را که ترک کردند، سر ساعت معین توی کافه‌ها جمع می‌شوند، در بولواری مشخص گردش می‌کنند یا از بالکن به تماشای خیابان می‌ایستند. تمناهای جوان‌ها آتشین و زودگذرند، و عادت‌های بدِ مسن‌ترها از علاقهٔ افراطی به گوی‌بازی، ضیافت‌های دوستانه و محفل‌هایی که آن‌جا قمارهای سنگین می‌کنند و مبالغ کلان بردوباخت می‌شود فراتر نمی‌روند.

شاید بگویند هیچ‌کدام از این‌ها مختص شهر ما نیست و اصلاً همهٔ آدم‌های این دوره‌وزمانه همین‌طورند. بی‌تردید، امروزه خیلی عادی شده که مردم صبح تا غروب کار کنند و باقی عمرشان را با ورق‌بازی و کافه‌نشینی و وراجی هدر بدهند. اما شهرها و کشورهایی هستند که مردمان‌شان، گه‌گاه، دستخوش دغدغهٔ چیزی دیگر هم می‌شوند. معمولاً این موضوع در زندگی‌شان تغییری پدید نمی‌آورد. فقط دغدغه را داشته‌اند، ولی این هم خالی از فایده نیست. اُوران، برعکس، ظاهراً شهری است بدونِ دغدغه، یعنی شهری کاملاً مدرن. با این حساب، لازم نمی‌بینم راجع‌به نحوه محبت ورزیدن همشهری‌هایم روده‌درازی کنم. مردها و زن‌ها یا خیلی سریع در آن‌چه عمل عاشقانه نامیده می‌شود یکدیگر را می‌بلعند، یا خودشان را درگیرِ عادتِ دونفره‌ای درازمدت می‌کنند. بین این اِفراط‌وتفریط، اغلب، حد وسط وجود ندارد. این هم خیلی بدیع نیست. در اُوران، مثل خیلی جاهای دیگر، ناگزیریم نادانسته عاشق باشیم.

ویژگی استثنایی‌تر شهرمان این است که این‌جا آدم برای مُردن دچار دردسر می‌شود. راستش «دردسر» واژه درستش نیست، شاید صحیح‌تر باشد بگوییم «ناراحتی». 

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۲۵)
Mado7
۱۳۹۹/۱۱/۰۳

این ترجمه بشدت بد و نامفهوم هستش...اگر قرار هست این کتاب رو بخونید با مترجم دیگه ای شروع کنید

خانم کتابخوار
۱۳۹۹/۱۰/۰۸

من کتاب رو با ترجمه ی رضا سید حسینی خوندم عالی بود.

viana osivand
۱۳۹۹/۱۲/۰۳

من این کتاب رو با ترجمه ی عالی رضا سید حسینی خوندم، بسیار عالی بود و اینکه این کتاب حدود ۳۴۰ صفحه هست، چجوری ۱۸۸ صفحه شده اینجا!؟

neda
۱۳۹۹/۱۲/۲۲

دوستان نظر خودشون را درباره ی ترجمه های بهتری که در بازار نشر عرضه شده اعلام کردند و به توصیح بیشتری نیاز نیست. اما من می خوام درباره ی خود داستان صحبت کنم. کامو جهان خاص خودش را داره .

- بیشتر
هانی
۱۳۹۹/۱۲/۲۲

من صوتی این کتاب رو گوش دادم با خوانش عالی مهدی سلطانی 😍 موقع گوش دادن کتاب، همه بدنم می لرزید، بسکه واقعی و قشنگ و تکون دهنده بود.. خیلی خیلی توصیه میشه.. نمیددنم این ترجمه چطوره.. ولی اونی که

- بیشتر
mfgol
۱۳۹۹/۱۲/۲۹

سلام ای عزیز : به هر شکلی بخواهی ،مرور خوب ،محتواسازی کتاب ،لو نرفتن کتاب،انتقال احساس را رعایت کنی .....نمی شود که نمی شود ...برای اینکه افراد متفاوت هستند بالاخره لو خواهد رفت ....واما جمله زیبا و قابل تعمیمی که

- بیشتر
leila
۱۳۹۹/۱۲/۲۲

زیادخوب نبود تاادموجذب داستان بشه و اونو بخونه

FrD
۱۳۹۹/۱۲/۲۲

اگر از این داستان حرف دل نویسنده رو دریافت کنید بی اندازه ازش لذت خواهید برد، بطوریکه تحت تاثیر قرارتون میده، من که خیلی دوستش داشتم البته من با ترجمه رضا حسینی خوندم عالی بود.

کاربر ۱۴۲۰۶۰۹
۱۴۰۰/۰۱/۰۴

یاخوب ترجمه نشده یامن نتونستم باهاش ارتباط برقرارکنم،جملات سنگین بودبایدچندبارمیخوندم تامیفهمیدم،خلاصه که خیلی دلچسب نبود

صاحب
۱۳۹۹/۱۲/۲۲

چند صفحه خوندم. و این دستگیرم شد ک مترجم متن را ب حالت ادبی بازگو کرده و جملات را پیچیده کرده. ب طوری ک بعضی جمله ها را باید ۲بار بخوانید تا بفهمید. چون مثلا فعل را جابجا کرده و

- بیشتر
بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۴۶)
خوشحال نیستم از این‌که می‌ذارم می‌رم، اما لازم نیست آدم خوشحال باشه تا از نو شروع کنه.»
Mado7
بازنماییِ نوعی محبس به واسطهٔ نوعی دیگر از آن همان‌قدر معقول است که بازنمایی هر چیزی که واقعاً وجود دارد به واسطهٔ چیزی که وجود ندارد.
A
فساد گریبان‌گیرِ نادانی می‌شود که خود را عقل کل می‌پندارد و مجاز به این‌که دست به کشتن بزند. روانِ آدم‌کش کور است و بدون روشن‌بینی بی‌کران، نه به نیکی راستین می‌تواند رسید، نه به محبت ناب.
امیرعلی
ساده‌ترین راه برای آن‌که آدم شهری را بشناسد این است که سر دربیاورد آن‌جا مردم چه‌طور کار می‌کنند، چه‌طور محبت می‌ورزند و چه‌طور می‌میرند.
فهیمه
پیش می‌آید آدم مدت‌ها غصه‌دار باشد بی‌آن‌که خودش متوجه شود.
آسمان دار
بازنماییِ نوعی محبس به واسطهٔ نوعی دیگر از آن همان‌قدر معقول است که بازنمایی هر چیزی که واقعاً وجود دارد به واسطهٔ چیزی که وجود ندارد.
آســاره
شهری بدون کبوتر و بدون درخت و بدون باغ را مجسم کرد که آن‌جا از بال زدن‌ها و خش‌خشِ برگ‌ها خبری نیست و، در یک کلام، مکانی است خنثی؟
آســاره
لازم نمی‌بینم راجع‌به نحوهٔ محبت ورزیدن همشهری‌هایم روده‌درازی کنم.
آســاره
موش‌ها در خیابان می‌میرند و انسان‌ها در اتاق‌شان؛ و روزنامه‌ها فقط دغدغهٔ خیابان را دارند.
فهیمه
بی‌تردید، امروزه خیلی عادی شده که مردم صبح تا غروب کار کنند و باقی عمرشان را با ورق‌بازی و کافه‌نشینی و وراجی هدر بدهند.
کاربر ۲۵۳۶۷۰۹

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۲۸۸ صفحه
قیمت نسخه چاپی۵۰,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۸/۰۸/۱۳
شابک۹۷۸-۶۲۲-۰۱-۰۰۷۴-۴
تعداد صفحات۲۸۸صفحه
قیمت نسخه چاپی۵۰,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۸/۰۸/۱۳
شابک۹۷۸-۶۲۲-۰۱-۰۰۷۴-۴