با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
کتاب وداع با اسلحه اثر مهدی افشار

دانلود و خرید کتاب وداع با اسلحه

۳٫۲ از ۳۰ نظر
۳٫۲ از ۳۰ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب وداع با اسلحه  نوشته  مهدی افشار  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب وداع با اسلحه

کتاب وداع با اسلحه که یکی از پرفروش‌ترین رمان‌های تاریخ به‌حساب می‌آید، نوشته‌ی ارنست همینگوی است. این کتاب به بهترین شکل درد نسل نویسنده را در زمان جنگ جهانی اول به ما می‌گوید. وداع با اسلحه صرفا یک رمان جنگی نیست بلکه داستانی عاشقانه‌ را نیز برای ما تعریف می‌کند.

درباره کتاب وداع با اسلحه

در رمان وداع با اسلحه داستان زندگی جوانی آمریکایی با نام فردریک هنری را می‌خوانیم که در شمال ایتالیا به زندگی خودش مشغول است اما ناگهان جنگ جهانی اول شروع می‌شود و او هم برای جنگ به ارتش کشورش می‌پیوندد و در آمبولانس مشغول به خدمت می‌شود. هنری در جنگ مجروح می‌شود و برای درمان به بیمارستانی در میلان فرستاده می‌شود. پس از آنکه این افسر مجروح می‌شود، داستان از جبهۀ جنگ به بیمارستانی می‌رود که او در آنجا بستری است. در این شرایط، او عاشق دختری به نام کاترین می‌شود که بر جذابیت‌های کتاب افزوده است.. هنری باوجود اینکه از جنگ نفرت دارد اما مجدداً به جنگ می‌رود. که در بخش پزشکی و آمبولانس‌ها مشغول به خدمت است. اگرچه شخصیت‌های داستان و خود ماجرا واقعیت ندارند، اما همگی بازتابی از تجربه‌های شخصی نویسنده از حضور در جبهۀ جنگ‌ است.

این کتاب یکی از برگزیده‌ترین رمان‌های مربوط به جنگ جهانی اول است که برپایه‌ی تجربه‌های نویسنده‌ نوشته شده است. شخصیت هنری جوان و اتفاقاتی که برایش می‌افتد بسیار به شرایط ارنست همینگوی در جنگ‌جهانی اول نزدیک است. مهم‌ترین چیزی که این رمان را با بقیه‌ی کتاب‌های همینگوی متمایز می‌کند پایان آن است و نویسنده ادعا دارد، 36 پایانبندی متفاوت برای رمان وداع با اسلحه در نظر گرفته بود که سرانجام، داستان به آنچه خواهیم خواند تبدیل شده است. این کتاب به‌عنوان یک اثر به‌یاد‌ماندنی و شاهکاری بی‌بدیل ادبیات شناخته می‌شود. هم‌چنین این کتاب یکی از معروف‌ترین کتاب‌های ارنست همینگوی است. تا امروز کتاب وداع با اسلحه چندین دفعه مورد اقتباس کارگردانان قرار گرفته که معروف‌ترین آن در سال 1932 به کارگردانی فرانک بورزیگی و با بازی «گری کوپر» و «هلن هایز» ساخته شده است. این فیلم در آکادمی اسکار جایزه‌ی بهترین تدوین و بهترین صداگذاری را دریافت کرد.

در سال 1957 «جان هیوستن» و «چارلز ویدور» اقتباس دیگری از این رمان همینگوی را با همین نام کارگردانی کردند. در این فیلم «راک هادسن» و «جنیفر جونز» نقش آفرینی کردند. «ویتوریو دسیکا»، کارگردان بزرگ ایتالیایی نامزد دریافت جایزه‌ی اسکار برای بازیگر نقش مکمل مرد شد.

چرا باید کتاب وداع با اسلحه را مطالعه کنیم؟

این کتاب یکی از برترین کتاب‌های شناخته شده در تاریخ ادبیات است. با خواندن این شاهکار می‌توانیم اطلاعات زیادی درمورد زندگی شخصی ارنست همینگوی نیز به دست آوریم.

خواندن این کتاب را به چه کسی پیشنهاد می کنیم؟

اگر به مطالعه‌ی داستان‌هایی که تحت‌تأثیر رویداد تاریخی خاصی هستند علاقه دارید، قطعا از خواندن کتاب وداع با اسلحه لذت خواهید برد.

درباره ارنست همینگوی

ارنست میلر همینگوی در سال ۱۸۹۹ در روستای اوک پارک در ایالت ایلینوی به دنیا آمد. او از نویسندگان برجسته‌ی معاصر ایالات متحده آمریکا و برنده‌ی جایزه نوبل ادبیات بود. پدر او پزشک و مادرش معلم پیانو بود. او به‌شکلِ جدی نوشتن و روزنامه‌نگاری را از ۱۸سالگی شروع کرد و سال بعدش، برای رفتن به جنگ جهانی اول داوطلب شد. او به‌عنوان رانندۀ آمبولانس در جبهه‌ی ایتالیا مشغول به خدمت شد. او در جنگ به‌شدت از ناحیۀ پا زخمی شد و مدتی نسبتا طولانی را در بیمارستان بستری بود. «کتاب وداع با اسلحه» براساس تجربیات همان روزهاست. همینگوی به‌سبب مهارتش در شخصیت‌پردازی، روایت رویدادها و برای اثر معروف، پیرمرد و دریا برنده جایزه نوبل در سال ۱۹۵۴ شد، هم‌چنین به او به‌خاطر این تواناییش لقب پدر ادبیات مدرن داده‌اند. او از پایه‌گذاران یکی از انواع ادبی، موسوم به «وقایع‌نگاری ادبی» است. جایزه قلم همینگوی، نام جایزه‌ی معتبر ادبی است که سالانه به «نخستین کتاب یک داستان‌نویس» اهدا می‌شود.

ارنست همینگوی برای یازده سال گربه‌ای به نام «عمو ویلی» داشت. او در نامه‌ای خطاب به یکی از دوستانش، توضیح می‌دهد که گربه‌اش بر اثر تصادف با یک ماشین شکسته ‌است. یک نفر به او پیشنهاد می‌کند که او کار حیوان را بسازد، نهایتاً او با تفنگش در خانه‌اش به عمو ویلی شلیک می‌کند. ارنست همینگوی بعد از برگشت از آفریقا در سال ۱۹۳۴، به بروکلین رفت و برای خودش قایقی به اسم پیلار خرید.

ارنست همینگوی در تاریخ ۲ ژوئیه ۱۹۶۱ میلادی با یکی از تفنگ‌های محبوبش، خودکشی کرد؛ خانواده‌اش در ابتدا ادعا کردند که ارنست در حال تمیز کردن اسلحه بوده که تیری از آن به‌صورت تصادفی دررفته و باعث مرگ او شده‌است اما بعد از پنج سال همسرش، ماری ولش، به خودکشی کردن همینگوی اعتراف کرد. کتابخانه و موزه جان اف. کندی، در آوریل ۲۰۱۲، با انتشار ۱۵ نامه چاپ نشده ارنست همینگوی، گوشه‌هایی دیگری از زندگی او را آشکارکرد.

تکه هایی از کتاب وداع با اسلحه

آخرهای تابستان آن سال، ما در خانه‌ای در یک دهکده زندگی می‌کردیم که در برابرش رودخانه، ریگ‌ها و پاره سنگ‌ها، زیر آفتاب، خشک و سفید بود. آب زلال بود و نرم حرکت می‌کرد و در جاهایی که مجرا عمیق بود، رنگ آبی داشت. نظامی‌ها از کنار رودخانه در جاده می‌گذشتند و گرد و خاکی که بلند می‌کردند روی برگ‌های درختان می نشست. تنه درخت‌ها هم گرد و خاکی بود. آن سال برگ‌ها زود شروع به ریختن کرد و ما می‌دیدیم که قشون در طول جاده حرکت می‌کرد و گرد و خاک برمی‌خاست و برگ‌ها با وزش نسیم می‌ریخت و سربازها می‌رفتند و پشت سرشان جاده لخت و سفید به جا می‌ماند و فقط برگ روی جاده به چشم می‌خورد...

می‌فهمیدم مغزشان چگونه کار می‌کند، اگر مغزی داشتند و اگر کار می‌کرد! همه آن‌ها مردان جوانی بودند و داشتند کشورشان را نجات می‌دانند... از سرگرد به بالا، افسرانی را که از نفراتشان جدا شده بودند، اعدام می‌کردند... زیر باران ایستاده بودیم و یک به یک ما را می‌بردند، بازپرسی می‌کردند و گلوله می‌زدند. بازپرس‌ها دارای آن انصاف و عدالت و بی‌نظری زیبای کسانی بودند که با مرگ سر و کار داشته باشند، بی‌آنکه خطرش آن‌ها را تهدید کند. داشتند از یک سرهنگ تمام فوج جبهه، بازپرسی می‌کردند...

و اکنون مدتی گذشته بود و من هیچ چیز مقدسی ندیده بودم و چیزهایی که پرافتخار بودند افتخاری نداشتند و قربانیان مانند انبارهای خواربار شیکاگو بودند که با موجودی گوشت کاری نمیکردند جز اینکه دفنش کنند...

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۱۹)
جواد
۱۳۹۹/۰۹/۰۶

کتاب خوبی اصلا نبود. ولی این نکته رو میرسونه :برای اینکه سربازاشون قوّت بگیرن برای جنگ یا تو کاواره هان یا دبه دبه براشون شراب میارن. و این رو با سرباز های وطن خودمون که قوت و نیروشونو از خداوند متعال میخواستن

- بیشتر
نسیم رحیمی
۱۳۹۹/۰۵/۱۸

من تعریف آثار همینگوی و این اثر معروف رو خیلی شنیدم و به مطالعه کتاب ترغیب شدم ولی اونقدر که فکر می کردم با کتاب ارتباط برقرار نکردم، کمی برام خسته کننده و یکنواخت بود مخصوصا قسمت های عاطفی کتاب

- بیشتر
Mobin
۱۳۹۹/۰۶/۲۴

چند روز پیش بود که نسخه کاغذی کتاب را مطالعه کردم نام هکینگ وی واین کتابش (وداع بااسلحه) رابسیار شنیده بودم وباید بگویم که بسیار انتظار بالایی از همین وی وکتاب مذکور داشتم، نام رمان برایم بسیار جذاب بود و انتظار

- بیشتر
thelittleredflower
۱۳۹۹/۱۰/۱۲

من زیاد کتاب های همینگوی رو دوست ندارم چون توصیفات متن کتاب همیشه خیلی جزئی هست. اما به یک بار خوندنش که حتما می ارزید. درباره جنگ ، انسان هایی که خواسته یا ناخواسته درگیرش می شن . این کتاب

- بیشتر
یا صاحب الزمان ادرکنی
۱۳۹۹/۰۵/۰۶

عاشقانه ای را در بستر جنگ روایت میکند.جنگی که باعث اواره شدن٬فراق٬مهاجرت و...شده بود.داستان روایت کننده دو گروه از مردم بود.دسته اول مردمی که از نزدیک ان فضای جنگی را لمس میکردندمثل سربازان و افسران جنگی٬ راننده های امبولانس و

- بیشتر
mary
۱۴۰۰/۰۷/۲۸

بد نبود

کاربر ۳۳۹۷۴۸۹
۱۴۰۰/۰۵/۲۳

ترجمه ی این کتاب واقعا افتضاح بود و انقدر بد بود که اصلا نمیشه با داستان ارتباط گرفت. این آقای افشار با این کارش به لیست مترجم های ضعیف اضافه شد. متاسفانه این کتاب با ترجمه ی کسی دیگه هم توی طاقچه

- بیشتر
نغمه میلانی
۱۴۰۰/۰۴/۱۶

کتاب بی نظیره ،من بارها ترجمه مرحوم نجف دریابندری رو خونده بودم و لذت وافر برده بودم ، ای دریغ که این ترجمه متاسفانه به قدری سرد و نچسب و منقطعه که اصلا نمیتونم بخونمش...

کاربر ۳۳۶۹۱۸۲
۱۴۰۰/۰۴/۱۵

دنیا جای قشنگیه می ارزه براش بجنگی

Sajjad Nosrati
۱۴۰۰/۰۲/۲۱

اگه میخواید یه لیست جامع از انواع و اقسام مشروبات الکلی ببینید این کتابو بخونید. اما اگه دنبال یه رمان خوب هستین که از جنگ، زندگی، عشق و ... نوشته باشه باید یه جای دیگه دنبالش بگردین

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۱۱)
ترسوها هزاربار می‌میرن، شجاعان فقط یه‌بار می‌میرن.
نسیم رحیمی
ترسوها هزاربار می‌میرن، شجاعان فقط یه‌بار می‌میرن
pejman
یک طبقه وجود داره که همهٔ کشور رو اداره می‌کنه، اون طبقه احمقه و قادر نیست چیزی رو تشخیص بده و اگه هم بخواد، نمی‌تونه.
pejman
وقتی چیزی نداری که از دست بدی، کناراومدن با زندگی مشکل نیست.
pejman
هرگز نباید نومید شد. اما گاهی اوقات نمی‌تونم امیدوار باشم. همیشه سعی می‌کنم امیدوار باشم، اما گاهی نمی‌تونم.
نسیم رحیمی
قطعآ رسیدن غذا موجب پیروزی نمی‌شه؛ اما نرسیدن غذا حتمآ موجب شکست می‌شه."
نسیم رحیمی
خدا می‌داند نمی‌خواستم عاشقش شوم. نمی‌خواستم عاشق کسی شوم؛ اما خدا می‌داند عاشق شده بودم و من روی تخت بیمارستانی در میلان افتاده بودم و همه‌گونه افکار به مغزم هجوم می‌آورد
Sajjad Nosrati
"به‌عقیدهٔ من باید جنگ رو تموم بکنیم، جنگ تموم نمی‌شه تا زمانی که یه طرف جنگ رو تموم نکنه. اما اگه ما جنگ رو تموم نکنیم، اوضاع بدتر می‌شه." پاسینی محترمانه گفت: "نمی‌تونه بدتر بشه. چون چیزی از جنگ بدتر وجود نداره."
نسیم رحیمی
پرسیدم: "بعد از جنگ کجا زندگی کنیم؟" ــ احتمالا در خونهٔ سالمندان. سه ساله که کودکانه انتظار می‌کشم تا کریسمس جنگ تموم بشه؛ اما حالا انتظار می‌کشم تا بچه‌مون فرمانده‌ی‌کل قوا بشه. ــ ممکنه ژنرال بشه. ــ اگه جنگ صد سال طول بکشه، اون‌وقت می‌تونه در هر دو مقام خدمت کنه.
pegahl
پرسیدم: "بعد از جنگ کجا زندگی کنیم؟" ــ احتمالا در خونهٔ سالمندان. سه ساله که کودکانه انتظار می‌کشم تا کریسمس جنگ تموم بشه؛ اما حالا انتظار می‌کشم تا بچه‌مون فرمانده‌ی‌کل قوا بشه. ــ ممکنه ژنرال بشه. ــ اگه جنگ صد سال طول بکشه، اون‌وقت می‌تونه در هر دو مقام خدمت کنه.
pegahl

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۴۰۸ صفحه
قیمت نسخه چاپی۵۵,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۵/۱۲/۰۵
شابک۹۷۸-۶۰۰-۷۹۸۷-۰۷-۰
تعداد صفحات۴۰۸صفحه
قیمت نسخه چاپی۵۵,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۵/۱۲/۰۵
شابک۹۷۸-۶۰۰-۷۹۸۷-۰۷-۰