معرفی و دانلود کتاب گیله‌مرد + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب گیله‌مردsubscriptionAvailable

کتاب گیله‌مرد

نوع کتاب
۴.۱(از ۱۳۸ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
بزرگ علوی
انتشارات: 
انتشارات نگاه

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب گیله‌مرد

کتاب گیله‌مرد نوشته بزرگ علوی است. این کتاب مجموعه‌ای از داستان‌کوتاه‌های مشهور بزرگ علوی است.

درباره کتاب گیله‌مرد

عموما بزرگ علوی با رمان چشم‌هایش شناخته می‌شود. اما او داستان‌نویس بسیار ماهری بود. این کتاب مجموعه‌ای از داستان کوتاه‌های جذاب این نویسنده است که هرکدام روایتی مستقل دارند و نگاهی انتقادی به وضعیت جامعه مهم‌ترین بخش آن‌ها است. 

این کتاب مجموعه داستان‌های نامه‌ها، گیله مرد، اجاره خانه، دزاشوب، یه‌ره‌نچکا، یک زن خوشبخت، رسوایی، خائن و پنج دقیقه پس از دوازده است. 

خواندن کتاب گیله مرد را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام علاقه‌مندان به ادبیات داستانی پیشنهاد می‌کنیم. 

درباره‌ی بزرگ علوی

بزرگ علوی در ۱۳ بهمن ماه ۱۲۸۳ در تهران متولد شد. نام کامل او سیّد مجتبیٰ آقابزرگ علوی است. او نویسنده واقع‌گرا، سیاست‌مدار چپ‌گرا، روزنامه‌نگار نوگرا و استاد زبان فارسی ایرانی است که به همراه صادق هدایت و صادق چوبک از پدران داستان نویسی نوین به شمار می‌رود. بزرگ علوی تحصیلاتش را در زمینه علوم تربیتی و روانشناسی در دانشگاه آلمان به پایان برد و مدتی در مدرسه صنعتی شیراز زبان آلمانی تدریس می‌کرد. به دلیل پیروی از کمونیسم محاکمه شد و مدتی را در زندان به سر برد. او از اعضای حزب توده و بنیانگذاران آن است. بزرگ علوی دوستی و صمیمیتی با صادق هدایت داشت که با پیوستن مجتبی مینوی و مسعود فرزاد به جمعشان، جمع ربعه را تشکیل می‌داد. از آثار مشهور بزرگ علوی می‌توان به چمدان، میرزا، سالاری‌ها، گیله مرد و چشمهایش اشاره کرد. علوی در ۲۱ بهمن ۱۳۷۵ چشم از دنیا فرو بست. برای آشنایی بیشتر با این نویسنده می‌توانید زندگینامه بزرگ علوی را در صفحه این نویسنده در طاقچه مطالعه کنید.

بخشی از کتاب گیله مرد 

با دو دستش صورتش را پوشانده بود و در اتاق کوچکش، در اتاق گرم و مطبوعی که پرده‌های کلفت و خوش‌رنگ آن را از دنیای خارج جدا کرده بود، راه می‌رفت. بیرون سرد بود و برف می‌آمد. بوران غوغایی راه انداخته بود. اما پرده‌ها و در و پیکر محکم نمی‌گذاشت که سرما به درون اتاق نفوذ کند. اصلاً این اتاق، تنها این اتاق که فقط دخترش حق ورود بدان را داشت، یکتا جای امنی بود که در زندگی برای او باقی مانده بود. هیچ‌جا راحتی نداشت. همه‌جا دیگران با نظر بغض و کینه به او نگاه می‌کردند، از او بدشان می‌آمد. حتی کسانی که به آن‌ها کمک کرده بود، کسانی که تملقشان را گفته بود، کسانی که باعث ترقی و ازدیاد اموالشان شده بود، آن‌ها هم از دیدارش نفرت داشتند. سایر اتاق‌ها مال کس و کار او بود. حاجی و ننه بگوم حق داشتند همه‌جا بیایند و بروند. در اتاق پذیرایی دوستان و همکاران را می‌پذیرفت، «دوستانی» که از ریخت زشت او تنفر داشتند. با آن‌ها می‌خندید و صحبت می‌کرد. دروغ می‌گفت و دروغ می‌شنید. آن‌ها سبزی او را پاک می‌کردند و او خوش‌رقصی‌های زیردستان و ارباب رجوع را تحمل می‌کرد. اما در این اتاق تنها با دخترش می‌نشست. اینجا با دخترش یکرنگ بود. آخ، عمری خیال می‌کرد با خودش هم صاف و صادق است! با دخترش گفتگو می‌کرد، با هم درددل می‌کردند. این‌جا قیافه انسانی او، قیافه حقیقی او، قیافه‌ای که نقاب تملق و دروغ بی‌روحش نساخته بود، جلوه‌گر می‌شد.

وضع اثاثه اتاق مرتب و با سلیقه بود. معلوم بود که سلیقه دختر جوانی در تنظیم آن دخالت داشته است. قاضی روی صندلی گرد چرمی کنار میز می‌نشست و یک صندلی راحتی هم کنار میز تحریر مخصوص دخترش بود. گاهی او کار خودش را می‌کرد و شیرین کتاب می‌خواند. گاهی او روی تخت راحت دراز می‌کشید و پاهایش را دم بخاری دیواری می‌گذاشت که گرم باشد.

از کنده‌های نیم‌سوز شعله زرد و آبی برمی‌خاست و صدای چرق و ترق هیزم خشک سکوت را می‌شکست. دیوانه‌وار در اتاق راه می‌رفت، گویی عقب چیز گم کرده‌ای می‌گشت. در این اتاق آینه‌ای نبود. اصلاً در خانه او آینه کم وجود داشت. فقط برای دخترش آینه‌ای تمام قد خریده بود. هرگز به آن اتاق پا نمی‌گذاشت. نمی‌خواست قیافه خودش را در آینه ببیند، فقط برای صورت‌تراشی آینه مقعری که موهای ریش را به اندازه یک سر قلم آهنی بزرگ می‌کرد، مورد استفاده‌اش بود. و در آن هرگز سعی نمی‌کرد تمام صورتش را ببیند. هرگز به دکان سلمانی نمی‌رفت 

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب گیله‌مرد و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:گیله‌مرد
موضوع:داستان کوتاه، داستان ایرانی
نویسنده:بزرگ علوی
انتشارات:انتشارات نگاه
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۷۷/۰۱/۰۲
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۰.۷۶ مگابایت
شابک:۹۶۴-۶۷۳۶-۱۲-۲
تعداد صفحه‌ها:۲۰۴ صفحه
قیمت کتاب:۶۳۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

❤ محمد حسین ❤
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۳/۰۸

من جزء اون دسته از افرادی هستم که اصلا با داستان کوتاه نمیتونم ارتباط برقرار کنم و از این دسته کتابها لذتی نمیبرم، البته یه استثنا وجود داره، این کتاب و چند تا کتاب از محمدعلی جمالزاده خوندم و انقدر...بیشتر

۴
AS4438
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۲/۲۳

آیا زندگی به اندازه دردی که آدم میکشد؛ ارزش دارد؟؟ کتاب بسیارعالی

۴
آسمان
۱۳۹۸/۰۹/۱۱

یه شاهکار دیگه از بزرگ علوی⁦❣️⁩ میشه به وضوح عمق درد و رنج مردم رو تو زمان دیکتاتوری حس کرد. تاسف خوردم وقتی فهمیدم بزرگ علوی تو زمان پهلوی دوم به زندان میوفته و همه ی کتاب هایش هم توقیف میشن تا بعد...بیشتر

۰
YasmineGh
۱۳۹۷/۰۴/۱۷

کلا یکی از نکات مثبت و البته نقطه قوت داستان های بزرگ علوی اینه که خفقان دوره حکومتی قبل رو به خوبی نشون میده بدون متوسل شدن به دروغ و تهمت و بزرگنمایی

۰
میـمْ.سَتّـ'ارے
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۴/۰۸

از بزرگ علوی چشم‌هایش رو خونده بودم و ته ذهنم احساس نارضایتی از نویسنده لانه کرده بود و دوست نداشتم سمت کتاب‌هاش برم اما خواستم جای خالی عزاداران بیل رو با یک مجموعه داستان دیگه پر کنم که قرعه به...بیشتر

۴
نسیم رحیمی
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۶/۰۱

من اصلا از داستان های کوتاه خوشم نمیاد و چندین داستان کوتاه خوندم که واقعا خیلی بد بود. اما از خواندن این کتاب هم مثل چشم هایش بی نهایت لذت بردم. قلم بزرگ علوی واقعا زیبا و گیراست و بیانی...بیشتر

۰
Aryan
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۲/۱۹

کتاب گیله شامل چند داستان کوتاهه که یکیش همین داستان معروف گیله مرده. داستان‌ها واقع‌گرایانه هستند و شرایط سیاسی و اجتماعی ایران قدیم رو به خوبی توصیف کرده.(مقایسشون با زمان حال و دیدن همون مشکلات خیلی جالبه). قلم بزرگ علوی...بیشتر

۰
فهیم ۱۳
۱۳۹۸/۰۹/۰۵

میشه عمیقا توی روایتگری ها فرورفت ؛تمام جزئیات وقایع متناسب با فضای کتاب تصویرسازی شده .

۰
Sattar_m
۱۳۹۵/۱۱/۲۸

یادش بخیر. ..خاطرات دبیرستان رو زنده کرد...یاد باد آن روزگاران

۱
a_lovely_sister
۱۴۰۲/۰۲/۳۰

خوب بود برای یک بار خواندن شاهکار ادبیات؟ فکرنمیکنم واقعا

۱
🌸📚💖Shamim💖📚🌸
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۴/۱۱

⁦❣️⁩کتاب شامل چندین داستان کوتاه ست ، تم غمناک که بازتاب مسایل اجتماعی سیاسی اون دوره می باشد ... چنین نویسندگان بزرگی ، شرایط دشواری رو گذروندن و بعضی از داستانهایی که نوشتند الهام گرفته از زندگی و شرایط اجتماعی عصر خودشون بوده که اینقدر...بیشتر

۰
Nafiseh R
۱۳۹۸/۱۱/۰۴

خیلی قلم بزرگ علوی رو دوست دارم.گیله مرد رو از دوران مدرسه یادم بود و خوشحالم که دوباره با یه دیدگاه متفاوت خوندمش و واقعا زیبا بود .همه داستاناش یه نوع اعتراض به شرایط موجود بود و شخصیت های تا...بیشتر

۰
black butler
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۱/۰۳

🌿🌸🌿 داستان گیله مرد رو از ادبیات دوران مدرسه بخاطر پایان تلخش به خاطر دارم.کتاب مجموعه ایه از داستان های کوتاه. شاید داستان اول کتاب(نامه ها)خیلی جذاب نباشه اما داستان های بعدی به خوبی از عهده راضی کردن خواننده براومدن.داستان های...بیشتر

۰
حسین
۱۳۹۴/۰۸/۱۶

پس از مدتها دوری از کتاب‌های غیردرسی دوباره شروع به کتابخوانی کردم و این کتاب سومین اثری است که در هفته های اخیر خوانده ام ؛ به جرئت میتوانم بگویم برای من از دو کتاب دیگر که یکی قمارباز اثر...بیشتر

۰
sohrab24
۱۴۰۰/۱۰/۱۷

با خواندن این کتاب تمام وجودتون درد میگیره ولی به نظرم باعث میشه به انسانیت نزدیک تر بشیم...

۰

بریده‌هایی از کتاب

Nafiseh R
۵۴
دکتر، «خواستگار» خیلی چیز زننده‌ایست. تصورش را بکنید، مردی را که نمی‌شناسید، وارد خانه می‌شود. حالا از تشریفات آمدن کسانش صحبت نمی‌کنم. مثل اینکه کنیزی را به بازار می‌آورند و می‌خواهند اندام او را عرضه کنند. از وقتی که شما را «خواستگار» من قلمداد کردند، هروقت شما را می‌دیدم، مثل این بود که دارید با چشم‌هایتان از روی لباس، اندام مرا لمس می‌کنید. مردی که ندیده‌اید و نشناخته‌اید وارد خانه می‌شود، یک مرتبه خود را بزرگ و فرمانفرمای آدم تصور می‌کند.
Bookworm
۴۴
کسی را به شوهری انتخاب کنید، که روح شما را درک کند؛ کسی که احتیاجات باطن شما را بفهمد.
🌸📚💖Shamim💖📚🌸
۳۲
می‌خواستیم به شما بگوییم: تصور نکنید، آنچه کرده‌اید فراموش شده. مردم صبر و حوصله دارند، اما فراموش نمی‌کنند.
نسیم رحیمی
۲۵
آدم رخت چرک خودشو جلوی همسایه‌هاش نمی‌شوره.
Marziyeh
۲۵
زن‌آقا و آقا نبی گرگ باران دیده بودند،
masum75
۲۳
آیا زندگی به اندازه دردی که آدم می‌کشد، می‌ارزد!
شایان
۲۲
اگر به جای این‌که به پدر و برادرم رجوع کنید، اول از همه به خود من تقاضایتان را می‌گفتید، شاید من زن شما می‌شدم... اما وقتی اولین‌بار تقاضای شما را از زبان پدرم شنیدم، دیگر شما هم برای من «خواستگار» بودید... دکتر، «خواستگار» خیلی چیز زننده‌ایست. تصورش را بکنید، مردی را که نمی‌شناسید، وارد خانه می‌شود. حالا از تشریفات آمدن کسانش صحبت نمی‌کنم. مثل اینکه کنیزی را به بازار می‌آورند و می‌خواهند اندام او را عرضه کنند.
|قافیه باران|
۱۷
شنیده بود که وقتی آدم می‌خواهد بمیرد، می‌تواند تمام گذشته‌اش را مرور کند.
Tna
۱۷
«شما به من فشاری نیاوردید ولی اگر به جای این‌که به پدر و برادرم رجوع کنید، اول از همه به خود من تقاضایتان را می‌گفتید، شاید من زن شما می‌شدم... اما وقتی اولین‌بار تقاضای شما را از زبان پدرم شنیدم، دیگر شما هم برای من «خواستگار» بودید... دکتر، «خواستگار» خیلی چیز زننده‌ایست. تصورش را بکنید، مردی را که نمی‌شناسید، وارد خانه می‌شود. حالا از تشریفات آمدن کسانش صحبت نمی‌کنم. مثل اینکه کنیزی را به بازار می‌آورند و می‌خواهند اندام او را عرضه کنند. از وقتی که شما را «خواستگار» من قلمداد کردند، هروقت شما را می‌دیدم، مثل این بود که دارید با چشم‌هایتان از روی لباس، اندام مرا لمس می‌کنید. مردی که ندیده‌اید و نشناخته‌اید وارد خانه می‌شود، یک مرتبه خود را بزرگ و فرمانفرمای آدم تصور می‌کند. من مخصوصا لج می‌کردم. به شما بی‌احترامی می‌کردم. چایی که برایتان می‌آوردم، عمدا در نعلبکی می‌ریختم. تفاله‌های چایی را به لبه استکان می‌چسباندم...
کتاب‌ها مرا صدا می‌زنند...
۱۳
چرا مردمو بی‌خودی می‌گیرید؟ چرا بی‌خودی می‌کشید؟