معرفی و دانلود کتاب چوب به‌دست‌های ورزیل + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب چوب به‌دست‌های ورزیلsubscriptionAvailable

کتاب چوب به‌دست‌های ورزیل

نوع کتاب
۴.۰ امتیاز(از ۵۱ رأی)
پدیدآورندگان: 
غلامحسین ساعدی
انتشارات: 
انتشارات نگاه

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب چوب به‌دست‌های ورزیل

نمایش‌نامه «چوب به‌دست‌های ورزیل» اثر غلامحسین ساعدی(۱۳۶۴-۱۳۱۴) است.ساعدی به عنوان نویسنده‌ای صاحب سبک در عرصه ادبیات ایران مطرح شده‌است. ادبیات ساعدی ادبیات زمانه هراس (دهه ۵۰) است. از این‌رو، ترس از تهاجمی غریب‌الوقوع تمامی داستان‌هایش را فرا می‌گیرد. مضحکه‌ای تلخ به اعماق اثر رسوخ می‌کند، موقعیتی تازه پیدا می‌کند و موقعیتی تازه پدید می‌آورد. غرابت برخاسته از درون زندگی بر فضای داستان چیره می‌شود و نیرویی تکان‌‌دهنده به آن می‌بخشد. ساعدی از عوامل وهم انگیز برای ایجاد حال وهوای هول وگم‌گشتگی بهره می‌گیرد وفضاهای شگفت و مرموزی می‌آفریند که در میان داستان‌های ایرانی تازگی دارد. در واقع، از طریق غریب‌نمایی واقعیت‌ها، جوهره درونی پنهان نگه ‌داشته آن‌ها را بر ملا می‌کند و به رئالیسمی دردناک دست می‌یابد. در این داستان، گرازها به مزارع روستایی حمله کرده‌اند و دهاتی‌ها در پی یافتن راه حل مشکل هستند . پس از بحث و گفت و گوی زیاد، استخدام چند شکارچی به نظر بهترین‌ راه می‌رسد. بخشی از این نمایش‌نامه را می‌خوانید: صحنه خالی است. صدای خروپف شکارچی‌ها بلندتر از صحنه قبل مرتب از ساختمان به گوش می‌رسد. صدای ماشین شنیده می‌شود که ترمز می‌کند. چند لحظه بعد محرم از کوچه چپ عقبی پیدا می‌شود، می‌آید و می‌ایستد و گوش می‌دهد. صدای خروپف، آهنگ مخصوصی پیدا می‌کند. محرم با تعجب به بالا نگاه می‌کند. مسیو از کوچه راست عقبی وارد می‌شود. مسیو: همشهری ... سالام ... سالام! محرم: تویی پیرمرد؟ مسیو: آره منم... پس اینا کجان؟... هیچ‌کس پیداش‌نیس؟ ... کجا رفتن؟ محرم: ] جلو می‌آید. چی کارشون داری؟ مسیو: کارشون دارم! محرم: همه‌شون رفتن صحرا. مسیو: من الان از اونجا میام ... کسی نبود؟ محرم: پس حتمآ رفته‌ان خونه‌هاشون. مسیو: خونه‌هاشون؟ ... واسه چی؟ محرم: رفتن تو مطبخ‌ها ... پای اجاق‌ها ... مسیو: که چی کار کنن؟ محرم: یعنی تو نمیدونی؟ مسیو: نه، چه میدونم؟ محرم: از دور که میومدی، ندیدی چه دودی از ورزیل بالا میره؟ مسیو: ] به اطراف و آسمان نگاه می‌کند. دود؟] عینکش را برمی‌دارد و آسمان را نگاه می‌کند. ها ... دود خیلی زیاد شده ... دود چرا زیاد شده؟

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب چوب به‌دست‌های ورزیل و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابچوب به‌دست‌های ورزیل
موضوعنمایشنامه
نویسندهغلامحسین ساعدی
انتشاراتانتشارات نگاه
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۲/۰۱/۰۱
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۰.۶۷ مگابایت
شابک۹۷۸-۹۶۴-۳۵۱-۸۹۱-۲
تعداد صفحه‌ها۱۰۶ صفحه
قیمت کتاب۶۰۰۰۰ تومان
برچسبمجموعه پیشنهاد ما برای آخر هفته

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

جواد یزدانی
۱۳۹۸/۰۹/۲۳

ارزش داستانی یک اثر با چنین جایگاهی با این همه اشتباه تایپی زیر سوال میره. خوندن نمایشنامه به خودی خود تمرکز و دقت میخواد، کاش دیگه لازم نبود آدم دقت بیشتری برای اصلاح اشتباهات تایپی به خرج بده. فک کنم...بیشتر

۰
Amir_13
۱۳۹۶/۱۲/۲۵

💮بریده ای از کتاب💮 📔بـعـضـی هـا ایـنـجـوری ان...وقـتـی یـه نـیـش مـی خـورن...فـکـر مـی کـنـن اگـه دیـگـرونـم نـیـش بـخـورن،درد اونـا کـمـتـر مـیـشـه.📔

۱
hadimousavi
۱۳۹۸/۰۴/۲۴

استعمار واژه‌ای ست خاکستری؛ که در کنار بدی‌ها و ضرر‌ها فوایدی نیز دارد؛ ساعدی در این کتاب ضرر‌های استعمار را به مراتب بیشتر از فواید آن می‌داند و به شکلبی سمبلیسم و در یک رئالیسم جادویی آن را به تصویر...بیشتر

۰
کاربر 2796465
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۶/۱۸

📘 کتاب «چوب به دست های ورزیل» یک اثر تکان‌دهنده و عمیق دربارهٔ مفهوم واقعی استعمار و استثمار! این کتاب به شکلی هنرمندانه و تأثیرگذار نشان می‌دهد چگونه مردم یک سرزمین با باز کردن پای بیگانگان به کشورشان، نه تنها منابع، بلکه...بیشتر

۰
ghazal
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۱۱/۰۱

نظرم را در دو بخش یکی در مورد قلم ساعدی و یکی در مورد ویراستاری بیان میکنم. در مورد قلم جناب ساعدی باید گفت شیوایی، جذابیت و صراحت یکی از ویژگی های ممتاز و بارز ایشان است. تاثیر حضور عوامل خارجی...بیشتر

۰
Mohammad1994
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۸/۱۳

بسیار نمایشنامه ی جذابی بود.قلم غلامحسین ساعدی واقعا زیباست.حتما این نمایشنامه رو بخونید

۰
رمضانی
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۲/۲۱

داستان جذابی است که با ویراستاری غلط خواننده رو گیج میکنه. روایتی متفاوت از اتفاقات زندگی خیلی از ما...

۰
saleh_vhd
۱۳۹۸/۰۹/۱۹

جالب بود.. اگه اهل خوندن کتابایی با سبک رئالیسم هستین.. این واقعا عالیه

۰
R.Khabazian
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۱/۲۵

اولین کتاب و نمایشنامه ای بود که از آقای ساعدی خوندم. . در این نمایشنامه شون، چقدررر خوب اثرات کمک گرفتن از بیگانه در امور داخلی یک سرزمین رو تو قالب روستای ورزیل به ما نشون دادند... همچنین، با تعلیق ها و موقعیت‌های هیجانی که در داستان (به...بیشتر

۰
pedram
۱۳۹۷/۱۲/۰۴

شخصیت پردازی نمایشنامه رو دوست داشتم. ماهرانه انجام شده بود‌.

۰
ولگا
مطمئن نیستم.
۱۴۰۵/۰۱/۱۷

داستان بسیار پرمحتوا و پرمغز است. سبکی رئال که مفهومی بسیار قوی را دنبال می‌کند. اما دلیل اینکه نامطمئن را زدم اینه که واقعا از نظر ویرایش ظاهری به شدت بد بود کتاب. هیچ علامت نگارشی رعایت نشده بود و...بیشتر

۰
The 52-Hertz Whale
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۱۴

جالب بود ولی کاش املای درست کلمات و علایم نگارشی رعایت میشد

۰
zaHra
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۰۶

من از یک جایی منتظر تکرار یک سیکل بودم اما آخر داستان جالب بود، جالب تر حس همزاد پنداری من با ورزیلی هاست مخصوصا در این اوضاع آشفتهٔ کشور. یک شکارچی رو هر کاریش بکنی باز هم شکارچیه. هر کدوم از...بیشتر

۰
setimodr25
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۵/۲۱

یه همچین نمایشنامه جذاب و بامعنا و خوبی باید یه ویراستاری خوب هم داشته باشه که متاسفانه همچین ویراستی تو این نمایشنامه دیده نمیشه😐💔

۰
Payam Ebrahimi
۱۴۰۲/۰۷/۱۶

این‌همه کامنت در مورد غلط‌های تایپی و … نوشته شده و هیچکس هم توجهی نمی‌کنه. درست کردن چنین متنی نهایتا یک ساعت وقت می‌بره. کاش به مخاطب احترام بذارید.

۰

بریده‌هایی از کتاب

AmirHossein
۲۶
بعضی‌ها اینجوری‌ان ... وقتی یه نیش می‌خورن ... فکرمی‌کنن اگه دیگرونم نیش بخورن، درد اونا کمتر میشه.
علی دائمی
۱۰
عبدالله: تنها چاره همینه. باید به درگاه خودش متوسل بشیم. چاره‌ساز اونه... از من و تو چی ساخته‌اس؟ باید نذر و نیاز کنیم ... توسل کنیم! اسدالله: اینا درست ... اما خدا که نمی‌آد گرازا رو بتارونه بابا ... اون به من و تو دست داده که خودمون این کارو بکنیم ...
kazem
۹
بعضی‌ها اینجوری‌ان ... وقتی یه نیش می‌خورن ... فکرمی‌کنن اگه دیگرونم نیش بخورن، درد اونا کمتر میشه.
Alireza
۴
نمیدونم مش نعمت، چرا بعضی‌ها این‌جورین ... وقتی یه نیش میخورن، خیال میکنن اگه دیگرونم نیش بخورن، درد اونا کمتر میشه.
Yasaman
۴
بعضی‌ها اینجوری‌ان ... وقتی یه نیش می‌خورن ... فکرمی‌کنن اگه دیگرونم نیش بخورن، درد اونا کمتر میشه.
RH
۳
نمیدونم مش نعمت، چرا بعضی‌ها این‌جورین ... وقتی یه نیش میخورن، خیال میکنن اگه دیگرونم نیش بخورن، درد اونا کمتر میشه.
فاطمه
۳
مال دنیا، چرک دسته، امروز بشوری می‌ره، فردا دوباره می‌آد. خدا رو چی دیدی؟ محرم: اما صبحی، همه از ته دل خوشحال بودین. مش غلام: به خداوندی خدا اگه خوشحال بودیم. این چه حرفیه میزنی مرد؟ محرم: همه‌تون خدا رو شکر میکردین که قسر در رفتین. بلااز بیخ گوشتون رد شد، زمیناتون سالم موند.
فاطمه
۳
اینا درست ... اما خدا که نمی‌آد گرازا رو بتارونه بابا ... اون به من و تو دست داده که خودمون این کارو بکنیم ... مگه نه مش ستار؟
zaHra
۳
مگه همه‌تون نمی‌گفتین آدم که دار و ندارشو از دست بده دیگه خرابه‌نشین می‌شه؟
فاطمه
۲
بعدِ یه عمر خون جیگر خوردن، تازه یه وجب زمین ویه چاردیواری دست و پا کرده‌ایم، اونم ول کنیم بریم؟