معرفی و دانلود کتاب خروج اضطراری + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب خروج اضطراریsubscriptionAvailable

کتاب خروج اضطراری

نوع کتاب
۳.۶ امتیاز(از ۱۱ رأی)
انتشارات: 
نشر ماهی

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب خروج اضطراری

کتاب خروج اضطراری (‎Uscita di sicurezza‬)، نوشته اینیاتسیو سیلونه و ترجمه مهدی سحابی، مجموعه‌ای از روایت‌ها، خاطره‌ها و تأملات شخصی نویسنده درباره‌ی کودکی، فقر، سیاست، ایمان و تجربه‌ی زیستن در ایتالیا و اروپاست. سیلونه در این اثر از دهکده‌های فقیر آبروتس تا محافل انقلابی، از زندان و تبعید تا مواجهه با کشیش‌ها و دهقانان، جهان ذهنی و عاطفی خود را بازمی‌سازد. نشر ماهی در سال ۱۳۸۶ این کتاب را منتشر کرده است و متن حاضر نسخه‌ای است که برای کشف تدریجی لایه‌های فکری و عاطفی نویسنده مناسب است. نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب خروج اضطراری اثر اینیاتسیو سیلونه

کتاب خروج اضطراری که در سال ۱۴۰۴ به چاپ هشتم رسیده، اثری است که اینیاتسیو سیلونه در آن زندگی و اندیشه‌ی خود را در قالب روایت‌هایی بلند و کوتاه، خاطره، اعتراف و گفت‌وگو بازگو کرده است. این کتاب از کودکی نویسنده در دهکده‌ای فقیر در آبروتس آغاز می‌شود؛ از زلزله، بی‌خانمانی، کار کشیش‌ها، نخستین مواجهه با زندانیان و شکل‌گیری حساسیت او به بی‌عدالتی. سپس به سال‌های نوجوانی و تحصیل در دبیرستان مذهبی در رم می‌رسد، جایی که فرار ناگهانی از مدرسه، احساس گناه و آشنایی با کشیشی متفاوت به نام دن اوریونه، به نقطه‌ی عطفی در زندگی او تبدیل می‌شود.

در ادامه‌ی کتاب خروج اضطراری خواننده با صحنه‌هایی از زندگی دهقانان، انجمن‌های روستایی، بحث‌های ساده اما عمیق درباره‌ی جنگ، فقر و سیاست و نیز با چهره‌هایی مثل لاتزارو، نیکلای پستچی و جودیتا روبه‌رو می‌شود؛ شخصیت‌هایی که هرکدام بخشی از وجدان اجتماعی و اخلاقی نویسنده را شکل داده‌اند. اینیاتسیو سیلونه در این اثر، هم تجربه‌ی زیسته‌ی خود در حزب کمونیست، تبعید و مبارزه با فاشیسم را بازگو می‌کند هم به‌طور مستقیم درباره‌ی ایمان، کلیسا، آزادگی و بی‌اعتمادی‌اش به حزب‌ها حرف می‌زند. کتاب خروج اضطراری از چند بخش و روایت مستقل تشکیل شده و تصویری پیوسته از سیر فکری و عاطفی سیلونه می‌سازد؛ از مواجهه‌ی کودکانه با یک زندانی دستبندبه‌دست تا تأملات پخته‌تر درباره‌ی جنگ جهانی، نقش کلیسا و معنای عدالت.

خلاصه داستان خروج اضطراری

هشدار: این پاراگراف بخش‌هایی از داستان را فاش می‌کند!

کتاب خروج اضطراری مجموعه‌ای از روایت‌های خودزندگی‌نامه‌ای و تأملی است که اینیاتسیو سیلونه در آن‌ها می‌کوشد ریشه‌های فکری و عاطفی خود را نشان دهد. او از صحنه‌ای ساده در کودکی شروع می‌کند: خندیدن به مردی دستگیرشده و تذکر پدر که «هیچ‌وقت نباید به کسی که دستگیر شده خندید». از همین نقطه، حساسیت به رنج دیگران و بی‌عدالتی در او شکل می‌گیرد.

اینیاتسیو سیلونه در کتاب خروج اضطراری از زندگی دهقانی، کار، سفر به مزرعه، آشنایی با فقر و کرامت روستاییان و نیز از تجربه‌ی مدرسه‌ی مذهبی، فرار بی‌دلیل از آن و گفت‌وگوی طولانی شبانه با دن اوریونه می‌نویسد؛ گفت‌وگویی که در آن از جنگ، کلیسا، فقر و کودکان یتیم صحبت می‌شود. او همچنین به ماجرای جودیتا و پستچی خائن، انجمن دهقانان، خواندن تالستوی برای روستاییان و بحث‌های ساده اما تند آن‌ها درباره‌ی جنگ و دولت می‌پردازد. در پس این روایت‌ها، پرسش مداوم او درباره‌ی عدالت، ایمان، حزب و خروج از بن‌بست‌های سیاسی و اخلاقی پابرجاست.

چرا باید کتاب خروج اضطراری را بخوانیم؟

کتاب خروج اضطراری فرصتی است برای ورود به ذهن و زندگی کسی که هم دهقانان فقیر را می‌شناسد، هم حزب و تبعید و زندان را، هم کلیسا و هم کشیش را. این کتاب نشان می‌دهد که چگونه تجربه‌های ظاهراً کوچک کودکی، یک گفت‌وگوی شبانه در قطار یا سرگذشت یک پستچی و یک زن روستایی می‌تواند به پرسش‌های بزرگ درباره‌ی عدالت، ایمان، آزادی و سیاست گره بخورد.

خواندن کتاب خروج اضطراری را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

خواندن کتاب خروج اضطراری به کسانی پیشنهاد می‌شود که به ادبیات اندیشه‌محور، تاریخ سیاسی ایتالیا، تجربه‌ی فاشیسم و کمونیسم و نیز روایت‌های شخصی درباره‌ی ایمان، شک، عدالت و فقر علاقه دارند؛ همچنین به دانشجویان علوم انسانی و کسانی که می‌خواهند نسبت میان زندگی روزمره و ایده‌های سیاسی را بهتر بفهمند.

درباره اینیاتسیو سیلونه

اینیاتسیو سیلونه، با نام اصلی سکوندو ترانکوییلی، از برجسته‌ترین نویسندگان و روشنفکران سیاسی ایتالیا در قرن بیستم بود. او در مه ۱۹۰۰ در منطقه‌ی آبروتس، یکی از نواحی محروم ایتالیا، به دنیا آمد. کودکی او با دشواری‌های فراوان همراه بود؛ به‌ویژه زلزله‌ی ویرانگر سال ۱۹۱۵ که خانواده‌اش را از هم پاشید و زندگی او را دگرگون کرد.

سیلونه پس از چند سال تحصیل در مدارس مذهبی، تحت‌تأثیر فضای پرالتهاب سیاسی ایتالیا، تحصیل را رها کرد و به فعالیت‌های سیاسی روی آورد. او در سال ۱۹۲۱ در کنگره‌ی تأسیس حزب کمونیست ایتالیا شرکت کرد و به‌تدریج به یکی از چهره‌های مهم این حزب تبدیل شد. در دوران حکومت فاشیستی موسولینی نیز همراه با آنتونیو گرامشی در سازماندهی فعالیت‌های مخفی ضدفاشیستی نقش داشت. فشارهای سیاسی و تعقیب پلیس سرانجام او را ناچار به ترک ایتالیا کرد و سال‌هایی را در فرانسه، اسپانیا، شوروی و سپس سوئیس گذراند.

تجربه‌ی حضور در جنبش کمونیستی و مشاهده‌ی تحولات اتحاد شوروی، به‌ویژه قدرت‌گیری استالین، باعث شد سیلونه در سال ۱۹۳۰ از حزب کمونیست جدا شود. او اگرچه منتقد استالینیسم بود، هرگز به جریان‌های سیاسی رقیب نپیوست و استقلال فکری خود را حفظ کرد. در سال‌های تبعید، بیش از پیش به ادبیات روی آورد و مهم‌ترین آثارش را در همین دوره نوشت.

در جریان جنگ جهانی دوم نیز در سازماندهی نیروهای ضدفاشیست ایتالیایی فعال بود و از طریق انتشار نشریات سیاسی با مقاومت ایتالیا همکاری می‌کرد. پس از سقوط فاشیسم و بازگشت به کشورش در سال ۱۹۴۴، مدتی در حزب سوسیالیست ایتالیا فعالیت کرد، در مجلس مؤسسان حضور یافت و مدیریت یکی از مهم‌ترین روزنامه‌های سیاسی کشور را بر عهده گرفت. بااین‌حال، به‌تدریج از فعالیت حزبی فاصله گرفت و ترجیح داد نقش خود را در مقام نویسنده و روشنفکر مستقل ایفا کند.

سیلونه معتقد بود وظیفه‌ی نویسنده تبدیل تجربه‌های انسانی به آگاهی جمعی است. او همواره بر استقلال نویسنده از ساختارهای سیاسی تأکید داشت و خود را مسیحی بی‌کلیسا و سوسیالیست بی‌حزب می‌نامید. آثار او اغلب به زندگی مردم عادی، فقر، بی‌عدالتی، آزادی، ایمان و مبارزه با استبداد می‌پردازند و از تجربه‌های شخصی و سیاسی او تأثیر پذیرفته‌اند.

از مهم‌ترین آثارش می‌توان به فونتامارا، نان و شراب، مکتب دیکتاتورها، دانه‌ای زیر برف، «و او پنهان شد»، یک مشت تمشک، راز لوکا و ماجرای یک مسیحی بینوا اشاره کرد. اینیاتسیو سیلونه در ۲۲ اوت ۱۹۷۸ درگذشت و امروزه به‌عنوان یکی از مهم‌ترین نویسندگان ضدفاشیست و روشنفکران مستقل ادبیات ایتالیا شناخته می‌شود. برای آشنایی بیشتر با این نویسنده، زندگینامه و معرفی کتاب‌های اینیاتسیو سیلونه را در طاقچه بخوانید.

درباره مهدی سحابی

مهدی سحابی (۱۳۲۲‌ـ۱۳۸۸) مترجم، نویسنده، روزنامه‌نگار، نقاش، مجسمه‌ساز و عکاس ایرانی بود که بیش از هر چیز به‌سبب ترجمه‌ی شاهکار در جست‌وجوی زمان ازدست‌رفته شناخته می‌شود. او با تسلط بر زبان‌های فرانسوی، انگلیسی و ایتالیایی، نقش مهمی در معرفی ادبیات جهان به خوانندگان فارسی‌زبان داشت و علاوه‌بر ترجمه به فارسی، آثاری را نیز از فارسی به زبان‌های دیگر برگرداند.

سحابی فعالیت حرفه‌ای خود را در عرصه‌ی روزنامه‌نگاری با روزنامه‌ی کیهان آغاز کرد و سال‌ها در حوزه‌ی مطبوعات، نقد فرهنگی و گزارش‌نویسی فعالیت داشت. پس از انقلاب، بیشتر وقت خود را صرف ترجمه، نویسندگی و هنرهای تجسمی کرد. ترجمه‌ی رمان شرم، اثر سلمان رشدی، برای او جایزه‌ی کتاب سال جمهوری اسلامی ایران را به ارمغان آورد.

از مهم‌ترین ویژگی‌های کارنامه‌ی او ترجمه‌ی آثار نویسندگانی چون مارسل پروست، گوستاو فلوبر، ایتالو کالوینو و آلبر کاموست. مهدی سحابی در کنار فعالیت‌های ادبی، در نقاشی، عکاسی و مجسمه‌سازی نیز دستی داشت و از چهره‌های چندوجهی فرهنگ معاصر ایران بود. او در ۱۸ آبان ۱۳۸۸ در پاریس درگذشت.

چه نسخه‌های دیگری از این کتاب در ایران منتشر شده است؟

انتشارات دماوند در سال ۱۳۶۲ و انتشارات الفبا در سال ۱۳۶۸ با ترجمه‌ی مهدی سحابی این کتاب را منتشر کرده‌اند.

بخشی از کتاب خروج اضطراری

«بخش قدیمی شهرِ کوچک ما در دامنهٔ کوهی بنا شده بود که بر فراز آن ویرانه‌های یک قلعهٔ باستانی دیده می‌شد، این بخش به کندوی بزرگی می‌مانست و از انبوهی از کلبه‌های دودگرفتهٔ دهاتی‌ها ــ که بسیاری از آخورهایشان در دل کوه کنده شده بود ــ یکی دو کلیسا، و چند خانهٔ بزرگ متروک تشکیل می‌یافت؛ اما چند سالی می‌شد که همگام با افزایش جمعیت، دامنهٔ شهر به دره و دو سوی رودخانه کشیده شده بود و کوچهٔ ما گذرگاه اصلی شهر به‌سوی جلگه و درهٔ فوچینو به‌شمار می‌آمد، از این رو پررفت‌وآمد و پرسروصدا بود. این کوچه، از آن‌جا که سنگفرش نبود و کف محکمی نداشت، با هر فصل سال دگرگون می‌شد، چون بستر رودخانه‌ای کج وکوله و ناهموار بود، به یک جادهٔ پهن روستایی می‌مانست، گودال‌های بسیاری داشت که در زمستان پر از گل و برف، و در تابستان انباشته از خاک و غبار کورکننده می‌شد. خانه‌های دوسوی کوچه، که بیش‌تر دوطبقه بود، توان رویارویی با گل ولای و غبار و سروصدا را نداشت، برعکس، از آن‌جا که بسیاری پیشه‌وران در این خانه‌ها می‌نشستند، خود آن‌ها هم در افزودن به غبار و سروصدای کوچه نقشی فعالانه به عهده داشتند.»

معرفی این کتاب در تاریخ ۲۶ مرداد ۱۴۰۵ به‌روزرسانی شده است.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب خروج اضطراری و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابخروج اضطراری
عنوان در زبان مبدأUscita di sicurezza
موضوعداستان کوتاه، داستان خارجی
نویسندهاینیاتسیو سیلونه
مترجممهدی سحابی
انتشاراتنشر ماهی
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۸۵/۰۴/۰۲
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۱.۲۲ مگابایت
شابک۹۷۸۹۶۴۹۹۷۱۱۴۸
تعداد صفحه‌ها۱۶۶ صفحه
قیمت کتاب۸۰۰۰۰ تومان
برچسبادبیات ایتالیا

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

سید رضا بهروزنژاد
مطمئن نیستم.
۱۴۰۰/۰۸/۰۶

با سلام داستان های کوتاه اول کتاب رو فقط با کلمه ی لطیف میتونم وصف کنم .... نیمه ی دوم کتاب هم برای کسایی که به مطالعه درباره حزب کمونیست علاقه دارن جالبه من که خودم از بخش دوم هم لذت...بیشتر

۰
AS4438
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۵/۱۷

جالب بود.

۰

بریده‌هایی از کتاب

Rghaf
۱۵
آزادی یعنی که انسان این امکان را داشته باشد که شک کند، اشتباه کند، جست‌وجو کند، حرفش را بزند، بتواند به هر مقامی، چه مقام ادبی و هنری و فلسفی و چه مقام مذهبی و اجتماعی و حتی سیاسی نه بگوید.
احسان رضاپور
۱۲
«هیچ‌وقت نباید به کسی که دستگیر شده خندید، هیچ‌وقت.» «چرا؟» «برای این‌که نمی‌تواند از خودش دفاع کند. بعد هم، شاید بی‌گناه باشد. در هر صورت، آدمی است که به دردسر افتاده.»
Rghaf
۵
آزادی یعنی که انسان این امکان را داشته باشد که شک کند، اشتباه کند، جست‌وجو کند، حرفش را بزند، بتواند به هر مقامی، چه مقام ادبی و هنری و فلسفی و چه مقام مذهبی و اجتماعی و حتی سیاسی نه بگوید.
AS4438
۵
«وقتی سن آدم از یک حدی گذشت، دیگر خودش از چیزی لذت نمی‌برد، بلکه به خوشی دیگران خوش است. همان‌طور که پدرها از خوشی بچه‌هایشان لذت می‌برند.»
AS4438
۴
«آزادی یعنی که انسان این امکان را داشته باشد که شک کند، اشتباه کند، جست‌وجو کند، حرفش را بزند، بتواند به هر مقامی، چه مقام ادبی و هنری و فلسفی و چه مقام مذهبی و اجتماعی و حتی سیاسی نه بگوید.»
Rghaf
۳
خوشا به حال تشنگان عدالت.
Rghaf
۲
در این ناحیه، شرایط زندگی همواره بسیار دشوار بوده و درد و رنج همیشه به‌عنوان نخستین چیزی تلقی می‌شده که سرنوشت باید نصیب آدمی می‌کرده است.
محمد یغمائی
۲
انقلابی واقعی را از رفتاری که در کشور خودش دارد می‌توان شناخت.
هادی
۲
توان هرکسی به اندازهٔ احتیاج اوست
Rghaf
۱
زندگی همین است، پاک از دست رفته‌ام. کاش دست‌کم می‌دانستم برای چه.