با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
از این ولایت؛ داستان‌های کوتاه

دانلود و خرید کتاب از این ولایت؛ داستان‌های کوتاه

۴٫۴ از ۸ نظر
۴٫۴ از ۸ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب از این ولایت؛ داستان‌های کوتاه  نوشته  علی‌اشرف درویشیان  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب از این ولایت؛ داستان‌های کوتاه

«از این ولایت» مجموعه ۱۱ داستان کوتاه از علی‌اشرف درویشیان است. داستان‌های این مجموعه هم مانند داستان‌های دیگر درویشیان به حال و روز و فقر و فلاکت مردم فرودست جامعه می‌پردازند. پسری که پدرش از کار افتاده شده و مادرش هم که کارش شکستن پسته‌های سربسته با دندان بوده، به خاطر شکستن دندانش بیکار شده است، پیرمردی که بچه‌هایش از سرما و ناداری تلف شده‌اند، گورکنی که دق و دلی فقر و نداری‌اش را با مشت و لگد بر سر زنش خالی می‌کند و.... داستان‌های درویشیان اگرچه اندکی دورتر از زمان حال را توصیف و جهت‌گیری خاصی را تداعی می‌کنند اما بدون شک این داستان‌ها هیچ وقت کهنه نمی‌شوند، خاک نمی‌گیرند و فراموش نمی‌شوند. این داستان‌ها هر روز و هر روز جریان دارند و هرکدامشان انگشت اعتراضی هستند که مرفهان بی‌درد، نوکیسه‌گان و وجدان‌های به خواب رفته را نشانه رفته‌اند. بخشی از اولین داستان کتاب را می‌خوانید: «- نیاز علیِ ندارد. - حاضر. شناسنامه‌اش «ندارد» بود. در کلاس من خیلی از بچه‌ها شناسنامه‌شان «ندارد» بود. وقتی که اسمش را می‌خواندم، تکان سختی می‌خورد. با خجالت، در حالی که مداد و نخ را پنهان می‌کرد تا آن را نبینیم، با جیغ کوتاهی گفت: «حاضر.» و در این حال صدایش شبیه جوجه کلاغی بود که در مشت فشارش بدهی. تنها وسیلهٔ بازی او توپی بود که با کاغذهای سیاه مچاله شده درست کرده بود و مقداری نخ دورش پیچیده بود. وقتی که بچه‌ها بازی می‌کردند، او کنار دیواری می‌نشست و توپش را در دست می‌فشرد. آسمان را تماشا می‌کرد و با حسرت به بازی بچه‌ها خیره می‌شد. هر وقت بازی می‌کرد، سرفه‌اش می‌گرفت و خون بالا می‌آورد. دلم می‌خواست بیشتر با او حرف بزنم. یک روز که روی پله‌های مدرسه نشسته بودم، آهسته آمد و کنار پله‌ها نشست. توپ کاغذی در دستش بود. زانوهای چرکش از میان پارگی شلوار پیدا بود. پرسیدم: «نیاز علی، خانه‌تان کجاست؟» - پشت قلعه، آقا. - اسم پدرت چیه؟! - ریش چرمی، آقا. -چه کاره‌س؟ - هیچی، آقا. خیلی پیره، نشسته توی خانه و کتاب دعا می‌خوانه، آقا. مادرت چه می‌کند؟ - بیکار شد، آقا. دیروز دندان‌های جلوش افتاد و بیکار شد. خوب که جویا شدم، معلوم شد که مادرش برای مش باقر، تاجر خشکبار ده، کار می‌کرده. کارش خندان کردن پسته بوده. پسته‌های دهان بسته را با دندان باز می‌کرده. روزی بیست و پنج ریال هم می‌گرفته. پس از سال‌ها کار، دندان‌هایش ریخته و بیکار شده.»

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۳)
Mojgan
۱۳۹۹/۰۸/۰۸

تازگی ها با کتابهای علی اشرف درویشیان آشنا شدم. واقعا نویسنده خوبی هستند. کتاب را بدون وقفه خواندم... کاش زودتر این نویسنده را می‌شناختم. به نظرم این کتاب از آبشوران هم بهتر بود... فقر، تم اصلی این کتاب است. فقر

- بیشتر
صابر ابطحی
۱۳۹۹/۰۹/۰۶

رئالیسم متعهد یک معلم دردمند.

توحيد
۱۳۹۹/۰۵/۳۱

مرد را دردی اگر باشد خوش است درد بی دردی علاجش آتش است بخشی از داستان درد های مردم از قلم و زبان مردی که درد داشته و با این درد ها زندگی کرده...

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۳)
مادرت چه می‌کند؟ - بیکار شد، آقا. دیروز دندان‌های جلوش افتاد و بیکار شد. خوب که جویا شدم، معلوم شد که مادرش برای مش باقر، تاجر خشکبار ده، کار می‌کرده. کارش خندان کردن پسته بوده. پسته‌های دهان بسته را با دندان باز می‌کرده. روزی بیست و پنج ریال هم می‌گرفته. پس از سال‌ها کار، دندان‌هایش ریخته و بیکار شده.
محسن سفیدگر
آدم بدبخت، خواب دیدنش هم بدبختیه.
محسن سفیدگر
ای متکا، دین و گناه سه راه دار و سه جاه‌دار و سه گمرکچی به گردنت اگر صُب زود بیدارمان نکنی
محسن سفیدگر

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۹۶ صفحه
قیمت نسخه چاپی۸,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۸۳/۰۴/۱۶
تعداد صفحات۹۶صفحه
قیمت نسخه چاپی۸,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۸۳/۰۴/۱۶