معرفی و دانلود کتاب بیهوده می‌بارد این باران + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب بیهوده می‌بارد این بارانsubscriptionAvailable

کتاب بیهوده می‌بارد این باران

نوع کتاب
۴.۰(از ۱۶ امتیاز)
انتشارات: 
نشر چشمه

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب بیهوده می‌بارد این باران

«بیهوده می‌بارد این باران» دفتری از اشعار عزیزنسین (۱۹۱۵-۱۹۹۵) ،نویسنده، مترجم و طنزنویس اهل ترکیه است. عزیز نسین تا سال ۱۹۵۵ به مدت ۱۶ سال بی‌وقفه شعر سرود. در سال ۱۹۵۵ اولین کتاب شعرش به نام ده دقیقه با تیراژ ۱۵۰۰ نسخه به چاپ رسید. بسیاری از منتقدین معتقد بودند که اشعار این کتاب تحت‌تأثیر یحیی کمال و فاروق نافیذ بوده و ردپای ناظم حکمت نیز در آن‌ها پیداست. عزیز نسین پس از این اظهارنظرها کتاب آماده‌به‌توزیعش را در حیاط انتشارات سوزاند که خوشبختانه دو سه نسخه از آن باقی مانده است. براساس مستندات موجود، عزیز نسین بعد از سوزاندن اشعارش تا سال ۱۹۶۵ هیچ شعری نسرود، شاید هم دست از سرودن برداشته بود. اما بعد از این تاریخ که او به عنوان نویسندهٔ طنز و فکاهی شهرت عظیمی کسب کرده بود، شعر بار دیگر جای خود را در زندگی عزیز نسین باز کرد. تأثیر شکست اولیه محو شده بود. با روحیهٔ سرکش منحصربه‌فردش سعی کرد در شعر به سبک خود دست یابد. در سال ۱۹۸۴ به این باور رسید که در شعر جایگاهی برای خود پیدا کرده است. اشعار عزیز نسین بدون هیچ تقلیدی از دیگران هر دو سال یک‌بار منتشر شد: از پایان به آغاز (۱۹۸۴)؛ ده دقیقه مانده به عشق، پنج دقیقه مانده به مرگ (۱۹۸۶)؛ پیدا کردن خود (۱۹۸۸)؛ خداحافظی (۱۹۹۰)؛عشق و مرگ (۱۹۹۲) و درد سیواس (۱۹۹۵). با این احوال موج انتقاد از اشعار او بالا گرفت. عزیز نسین به عنوان یک طنزپرداز تثبیت شده بود. صحنهٔ ادبیات ترکیه حتی داستان‌های غیرطنز و نمایش‌نامه‌های او را برنمی‌تابید چه برسد به اشعارش. اما او اهمیتی به این نظرها نمی‌داد و با اعتمادبه‌نفسِ بی‌پایان، سرودنِ شعر و خواندن را همچنان ادامه می‌داد. در واپسین روزهای عمرش با چشمانی کم‌سو و با دشواری فراوان شعر را واژه‌به‌واژه و سرسختانه همان‌گونه که ویژگی شخصیتی او بود، می‌خواند. پس از مرگش یادداشت‌های به‌جامانده از بیش از ۱۰۰ کتاب شعری را که خوانده بود، بر بالینش یافتند. برگردان فارسی شعرهای این کتاب با اجازه از بنیاد عزیز نسین انجام شده است: سحرگاه در آن شب عریان تو، تو بودی و من، من؛ شب‌هنگام از بوسه‌های‌مان آفتاب دمید. چه شد که سحرگاه از سردیِ ما برف از آفتاب بارید هراسم همه این بود که مبادا تو، تو نباشی.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب بیهوده می‌بارد این باران و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:بیهوده می‌بارد این باران
موضوع:شعر جهان
نویسنده:عزیز نسین
مترجم:مژگان دولت‌آبادی
انتشارات:نشر چشمه
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۳/۰۶/۱۳
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۰.۸۷ مگابایت
تعداد صفحه‌ها:۱۵۸ صفحه
قیمت کتاب:۱۰۰۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

محمدرضا
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۵/۱۲

عالی و خواندنی

۰
زهرا۵۸
۱۳۹۹/۰۸/۲۹

اولین کتاب از این نویسنده بود و خیلی جذبم نکرد اما میرم سراغ یه کتاب دیگه از ایشون

۰
acoustic17
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۰/۲۱

خیلی زیبا بود از تک تک شعراش لذت بردم از بعضی ها خیلی بیشتر از بقیه بین صلح و آرامش و غم و تنهایی میرفت و میومد تمام شعر ها حتما بخونید.

۰
mobinht
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۱۲/۰۲

اشعار با محتوای تنهایی و مرگ زیاد داشت و برای من ملموس و دلنشین بود.

۰
Nausica96
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۹/۰۲

خواندن اشعار و داستان های کوتاه نسین رو توصیه میکنم. زبان گرم و خودمانی نسین، رغبت برای ادامه و پیگیری چندین باره آثارش را مستمر میکند.

۰
بیات
۱۳۹۸/۰۹/۰۲

شعراش قشنگه

۰

بریده‌هایی از کتاب

محمدرضا
۲۶۰
خاک را نمی‌شکافد بذری که خود را نشکافد
...💙
۲۷
حالا من و تنهایی‌ام دو نفر در یک کالبدیم و این‌گونه است که دیگر تنها نیستیم
farnaz Puresmaili
۲۱
برای گریه کردن بهانه‌ای کوچک بس است خبری کوتاه در روزنامه‌ای یا هق‌هق کودکی شاید چند سطر از رمانی زخمی بزنید بر من، به درد آریدم به گریه‌ام اندازید تا با آن لحظه‌ای آرام گیرم
...💙
۲۰
اما رویاهایم هرگز رویاهایم را به جای نخواهم گذاشت ارزنده‌ترین داشته‌هایم تخیلاتی بی‌مرز که در این جهان جای نمی‌گرفت
...💙
۱۸
اگر صدای خاطرات به گذشته‌ها دعوتت کردند بدان که تنهایی
محمدرضا
۱۴
مبادا که بزرگ شوی کودک بمان
...💙
۱۱
چه بیهوده است دلتنگی از دوری چنان دوریم که حتا نخواهیم گریست باهم
...💙
۸
حالا بهتر می‌دانم چه باید کرد تا زنده‌ام عشق بورزم با عشق ورزیدن زنده خواهم ماند
...💙
۸
اجازهٔ عبور نمی‌دهم از مرزهای دیار تنهایی‌ام به آنان که دوست‌شان ندارم
Arezuwishi
۸
به حرفم نگیرید مشغولم نکنید وعده‌ای دارم در جایی که نمی‌دانم کجاست در زمانی که نمی‌دانم کِی با کسی که نمی‌شناسم دوان‌دوان می‌روم او در انتظارم است.