معرفی و دانلود کتاب ازلیات + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب ازلیات
off
٪۵۰
subscriptionAvailable

کتاب ازلیات

مجموعه‌ی شعر

نوع کتاب
۳.۸(از ۱۴ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
رضا جمالی‌حاجیانی
انتشارات: 
نشر چشمه

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب ازلیات

کتاب ازلیات نوشته رضا جمالی حاجیانی است. این مجموعه شعر که سال ۱۳۹۸ منتشر شده است آثار این شاعر موفق است. ازلیات کتابی است که با خواندنش به دنیای کلمات و تعبیرات می‌روید و فرصت این را دارید که از روزمرگی و زندگی غرق در رسانه فاصله بگیرید. 

کتاب ازلیات را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام علاقه‌مندان به شعر معاصر پیشنهاد می‌کنیم.

بخشی از کتاب ازلیات

: باد از کجا تو را می‌شناسد

باران

چه‌طور تو را به‌جا می‌آورد

چه شامه‌ای دارد نور

که ساق پایت را پیدا می‌کند

اقبالی که انگشتانم آورده

درخت گیلاس نیاورده

غافل‌گیرم کردی

مثل پلنگی که در ماه دفن شود

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب ازلیات و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:ازلیات
عنوان دیگر:مجموعه‌ی شعر
موضوع:شعر معاصر
نویسنده:رضا جمالی‌حاجیانی
انتشارات:نشر چشمه
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۸/۰۸/۱۱
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۳.۷۲ مگابایت
شابک:۹۷۸-۶۲۲-۰۱-۰۵۶۴-۰
تعداد صفحه‌ها:۱۱۹ صفحه
قیمت کتاب:۴۰۰۰۰ تومان
برچسب:مجموعه جهان تازه‌ی شعر

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

someone
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۱/۲۷

عاشقانه زیبا قلم روان

۰
Raz
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۰۶

فکر نمی‌کردم ان‌قدرررر شعرهاش‌و دوس داشته باشم. چه تصویرسازی‌هایی! 🌱

۰

بریده‌هایی از کتاب

masoome
۱۵
چه کسی گفته آبی که از چشم‌ها بیرون می‌ریزد برابر است با حجم اندوهی که در قلب فرومی‌رود
AmirHossein
۸
و هیچ‌کس نمی‌تواند ما را فراموش کند آن‌طور که ما همدیگر را به فراموشی سپردیم
.
۸
بی‌تو حتی رگ ‫می‌تواند ‫دور گردنم بپیچد و ‫خفه‌ام کند
عسل
۷
اندوهش همیشه آبی می‌سوخت و عصر جمعه روبه‌رویش دوزانو می‌نشست با یک دست می‌نوشت با صد و هفتاد و نُه استخوان دیگرش درد می‌کشید
عسل
۶
وقتی می‌خندی دریا آرام می‌شود و نهنگ‌ها از تصمیم‌شان به اعماق اقیانوس برمی‌گردند
.
۶
بادها را باز گذاشته‌اند و ‫موهای تو را بسته‌اند ‫برای برگرداندن باد ‫به مسیر اصلی‌اش ‫موهای تو لازم است.
AmirHossein
۴
غم از دیوار عبور می‌کند از سوراخ کلید از منافذ پوست و مُسری‌ست
masoome
۴
من ادامهٔ تواَم ادامهٔ آوازهایی که نخوانده‌ای و رقص‌هایی که در شانه‌هایت از نفس افتاد ما ادامه داریم مثل غم مثل شعر و گندم در دشتِ دیم
masoome
۴
من با تو نمی‌میرم تجزیه می‌شوم به هفتاد و پنج شعر
someone
۳
آیا کسی هست که شهادت دهد ما در نگاتیوهای سوخته می‌خندیدیم؟