معرفی و دانلود کتاب تابستان و غم + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب تابستان و غم
off
٪۵۰
subscriptionAvailable

کتاب تابستان و غم

نوع کتاب
۳.۷ امتیاز(از ۷ رأی)
پدیدآورندگان: 
احمدرضا احمدی
انتشارات: 
نشر چشمه

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب تابستان و غم

کتاب تابستان و غم، جدیدترین اثر احمدرضا احمدی، شاعر توانای ایرانی و بنیان‌گذار شعر موج نو است. شعرهای کتاب تابستان و غم، حاصل یک دوره درگیری شاعر با بیماری افسردگی بوده است. 

درباره‌ی کتاب تابستان و غم

تابستان و غم، نام اثری از احمدرضا احمدی است که مجموعه اشعار زیبای او درباره‌ی زندگی را در خود جای داده است. شاعری که می‌توان به حق او را شاعر ترسیم‌گر طبیعت و رنگ‌ها دانست. او با توصیفات زیبایی که در شعرهایش می‌آورد و با نکته‌بینی خاص خودش، ذهن را به عمیق شدن در ساده‌تریم مسائل روزانه وا می‌دارد. احمدرضا احمدی درباره‌ی کتاب تابستان و غم چنین می‌گوید: تابستان و غم روایت تابستان گذشته است؛ روایت روزهایی که خودم افسرده بودم و پای همسرم که در سال‌های اخیر مراقبم است شکسته بود. شعرهای این کتاب محصول این دوره است. 

ردپای افسردگی، اندوه، دردهای زندگی و روزهای گذشته، سوالات بی‌شماری که هرکسی درباره‌ی زندگی و هستی بشری از خود می‌پرسد به خوبی در اشعار کتاب تابستان و غم پیداست. شاید این کتاب، با شعرهای لطیف و اندوهناکش، بعد جدیدی از ابعاد وجود احمدرضا احمدی را به شما بشناساند. 

کتاب تابستان و غم را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

اگر از طرفداران احمدرضا احمدی هستید، خواندن کتاب تابستان و غم را از دست ندهید. دوست‌داران و علاقه‌مندان به شعرهای معاصر قطعا کتاب تابستان و غم را اثری جذاب، خواندنی و درخور توجه می‌یابند.

درباره‌ی احمدرضا احمدی

احمدرضا احمدی، نویسنده، شاعر، نقاش و ویراستار ایرانی در ۳۰ اردیبهشت ۱۳۱۹ در کرمان به دنیا آمد. او مدتی را در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به فعالیت پرداخت. احمدرضا احمدی بنیان‌گذار سبک موج نو در دهه ۱۳۴۰، در شعر معاصر ایران است. این سبک بعدتر به حرکتی مدرنیستی تبدیل شد که داستان، نمایشنامه، سینما، موسیقی و نقاشی را تحت تاثیر قرار داد. احمدی در سال ۱۳۴۳ به همراه نادر ابراهیمی، اسماعیل نوری علاء، مهرداد صمدی، محمدعلی سپانلو، بهرام بیضایی، اکبر رادی، جعفر کوش‌آبادی، مریم جزایری و جمیله دبیری گروه طرفه را با هدف دفاع از هنر موج نو تأسیس کرد. انتشار دو شماره از مجلهٔ طرفه و تعدادی کتاب در زمینهٔ شعر و داستان از فعالیت‌های این گروه است.

احمدرضا احمدی به عنوان شاعر برگزیده جایزه‌ی بیژن جلالی در سال ۱۳۸۵ انتخاب شد. او همچنین در سال ۱۳۸۸ نامزد دریافت جایزه هانس کریستین اندرسن بود. 

بیوگرافی احمدرضا احمدی را در صفحه این شاعر در طاقچه بخوانید.

بخشی از کتاب تابستان و غم

در واپسین لحظه نامش را گفت

اما دیر بود، خیلی دیر بود

نامش شباهت به چهره پنهان زنان و گل‌های اقاقیا

داشت

دستمالی را از شکوفه‌های سیب

پُر کردم

هوا یخبندان بود

من بر تنْ لباس تابستانی

داشتم

که دوازده ماه سال

افسردگی مرا می‌پوشاند

سیب‌ها در دوازده ماه سال

شاهد افسردگی من بودند

اما سیب‌ها در لحظهٔ یخبندان

پنهان شدند

من چه چیز را در لحظه یخبندان

باید به یاد می‌آوردم

که پنهان بود

لحظه‌ای نامش را از یاد بردم

اما دوباره نامش را پرسیدم

که شباهت به چهره پنهان زنان و گل‌های اقاقیا

داشت.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب تابستان و غم و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابتابستان و غم
موضوعشعر معاصر
نویسندهاحمدرضا احمدی
انتشاراتنشر چشمه
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۷/۰۴/۲۳
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۹.۰۸ مگابایت
شابک۹۷۸۶۰۰۲۲۹۹۴۰۶
تعداد صفحه‌ها۴۵۳ صفحه
قیمت کتاب۱۱۹۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵
نظری برای کتاب ثبت نشده است.

بریده‌هایی از کتاب

Porosha
۳۰
چاره گریستن نیست از خواب بیدار شو صبح آغاز شده است.
blueneda
۸
گل سرخی در راهمان رویید به آن تسلیم شدیم تسلیمی باشوق بود
fuzzy
۶
ما زادهٔ آسودگی نبودیم فقر ما از عمر ما فزون‌تر بود چگونه بود که بهار را از دست داده بودیم خاطرات اندکی از بهار داشتیم
Mostafa F
۵
از سکوت ما پنداشته بودند که ما مُرده‌ایم ما باز هم سکوت را نشکستیم به راه خود ادامه دادیم
amirkarimifar
۵
می‌دانستم عجله دارد، باید برود هنگامی که رفت دانستم که پیر شده‌ام شکوه چشمانم رنگ باخته است بدون خداحافظی رفت.
fuzzy
۴
در باغ چراغی روشن کردم عمر به لحظات ناب رسیده بود اما من دل‌مُرده بودم.
میم
۴
به خورشید و گل یاس سوگند ما وارث هزاران اندوه و سبدی از گل سرخ هستیم
Porosha
۴
چنان آهن و فولاد ما را محاصره کرده است که شب درازتر و تاریک‌تر می‌شود
masoome
۳
از پس هر حادثه‌ای گلی رویید با دیدن گل وحشت ما از حوادث فروریخت
Mostafa F
۲
به هر جا نگاه کردیم از قیر و اندوه پُر بود.