معرفی و دانلود کتاب مگه تو مملکت شما خر نیس؟ + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب مگه تو مملکت شما خر نیس؟

کتاب مگه تو مملکت شما خر نیس؟

نوع کتاب
۳.۳ امتیاز(از ۲۶ رأی)
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب مگه تو مملکت شما خر نیس؟

«مگه تو مملکت شما خر نیس؟»، مجموعه داستانی از عزیز نسین(۱۹۹۵-۱۹۱۵)، نویسنده و طنزپرداز ترکیه‌ای است. در یکی از داستان‌های این مجموعه داستان کوتاه طنز به نام «چپی‌ای یا راستی؟» می‌خوانیم: «خواستم خودمو از لای جمعیت بکشم بیرون، ولی مگه می‌شد. اون وسط گیر کرده و مونده بودم. خیلی زور زدم، ولی نتونستم واسه خودم راه باز کنم. چون از این ور و اون ور هل می‌دادن، منم افتادم توی سیل جمعیت. کشون‌کشون اومدم تا رسیدم به یه جایی که یه مرده رفته بود روی بلندی و داد و فریاد می‌کرد. از بس شلوغ بود، نمی‌شد فهمید چی می‌گه، ولی هر حرفی که از دهنش در می‌اومد، جمعیت واسه‌ش دست می‌زد و «زنده باد» می‌گفت. یه‌دفعه نفهمیدم چی شد، که جمعیت افتاد به تقلا؛ هر کسی یه طرفی فرار می‌کرد. انگاری از ترس جونشون فرار می‌کردن. معلوم نبود کی دنبال می‌کنه، کی فرار می‌کنه؛ بلبشویی شده بود. چون از پشت سر هلم می‌دادن، منم با اونا شروع کردم به دویدن، اما چون چند روز بود چیزی نخورده بودم و خیلی هم خسته بودم، نتونستم پابه‌پاشون برم؛ دیگه نمی‌دونم سکندری خوردم، یا یه بی‌شرفی از عقب هلم داد، خلاصه خوردم زمین و همون جا ولو شدم. هم اونایی که فرار می‌کردن، هم اونایی که دنبالشون می‌کردن از روم رد می‌شدن؛ یعنی سر و بدن و دست و پا و همه‌جامو لگد می‌کردن و می‌گذشتن. مونده بودم روی زمین، خونین و مالین... وقتی همه له و درب و داغونم کردن و رفتن، به هر زور و زحمتی بود سر پا وایستادم. بعد دیدم یه جمعیتی چوب و چماق و زنجیر به دست داره می‌دوه به طرف من؛ چشاشون شده بود کاسه خون، دهنا کف‌کرده؛ به گرگ گرسنه می‌موندن... با خودم گفتم پس چند دقیقه پیش جمعیتی که منو له کرد و رفت از ترس اینا فرار می‌کرده... سه چهار نفر از اونایی که جلو چشاشونو خون گرفته بود و دهناشون کف کرده بود منو دوره کردن. یکیشون فریاد زد: «بیایین، یکی از خائنا و بی‌ناموسا رو گرفتیم. هر کی ناموسشو، غیرتشو زیر پا نذاشته، بزنه تو سرش!»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب مگه تو مملکت شما خر نیس؟ و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابمگه تو مملکت شما خر نیس؟
موضوعداستان کوتاه، داستان خارجی، طنز
نویسندهعزیز نسین
مترجمارسلان فصیحی
انتشاراتگروه انتشاراتی ققنوس
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۱/۰۳/۰۱
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۱.۶۳ مگابایت
شابک۹۷۸-۶۰۰-۲۷۸-۰۰۱-۰
تعداد صفحه‌ها۲۲۴ صفحه
قیمت کتاب۱۴۲۵۰۰ تومان
برچسببهترین‌های ادبیات داستانی، ادبیات ترکیه، سه گانه عزیز نسین
نسخۀ صوتیخرید کتاب صوتی مگه تو مملکت شما خر نیس؟

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

@then@
۱۳۹۷/۰۵/۱۲

تازه زیاد هم داریم، داریم صادر هم میکنیم

۰
Fateme
۱۳۹۶/۱۲/۲۸

چرا هست ... زیادم هست😑

۴
shb
۱۳۹۸/۰۲/۰۹

بانمکو جالب☺

۰
mostafa
۱۳۹۷/۰۳/۰۴

عالی بود ،به شدت توصیه میشود

۰
آرمان
۱۳۹۵/۰۵/۱۰

واقعا دیگه خیلی کتاب هیچ‌ و پوچیه ..حیف وقت نیست واسه این کتاب

۰
_BARDIA_
۱۳۹۵/۰۷/۲۶

جالب نبود البته این نظر منه

۰
آتش
۱۳۹۵/۰۳/۰۸

به نظرم این کتابش جالب نیس طنزاش خیلی مصنوعیه! :-\

۰
بهزاد
۱۳۹۸/۰۵/۰۷

من خیلی خوشم امداولا طنزاست ثانیاصوتی وازهمه مهمترمطالب جالب و جذابی داشت هم سبک نوشتن جالب است وهم خواننده خوب خوانده است.

۰
ستاره
۱۳۹۶/۱۲/۲۹

خیلی بامزه

۰
N A F A S
۱۳۹۵/۱۱/۰۴

اووووف تا دلت بخوااااد😃😃

۲۲۷
Maria
۱۴۰۳/۰۲/۲۱

این کتاب واقعا هدر دادن وقت بود اصلا هم جالب نبود بنده چون کتاب (در یکی از ممالک،عزیز نسین)را خوانده بودم انتظار داشتم این کتاب هم مثل ان جالب باشد اما اصلا توصیه نمیکنم،اما نباید از حق گذشت که گوینده...بیشتر

۰
Eli.az
۱۳۹۹/۰۴/۰۲

عزیز نسین چهره ش هم بنظرم بانمکه،این کتابم بامزه بود،دوسش داشتم،ترجمه های آقای فصیحی رو هم خیلی میپسندم🌻

۰
okiya
۱۳۹۶/۰۴/۲۲

جالب بود

۰
nedsalehani
۱۴۰۴/۰۹/۰۷

از اون کتاب‌هاست که ظاهرش طنزه اما عمقش نقد اجتماعی تیز و دردناک. نسین با چند تا داستان ساده، تناقض‌هامون، باورهای اشتباه و رفتارهای عجیب جامعه رو نشون می‌ده. مخصوصا تو داستان «هیچ چی نمونده» خنده‌دار بود، اما از اون خنده‌هایی...بیشتر

۰
کاربر ۳۰۴۳۷۴۰
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۵/۰۷

پایان خوبی داشت

۰

بریده‌هایی از کتاب

محمد هادی خوشگو
۷
کنعان‌پاشا به همه نشان داده بود که نظم و انضباط در خانه یعنی چه. همه بایست رأس ساعت ده شب توی رختخواب می‌رفتند و حتما می‌خوابیدند. دیدن خواب زیادی قدغن بود! برای همین بایست شام را سبک می‌خوردند، موقع خواب هیچ جایشان از زیر لحاف بیرون نمی‌ماند و با فکرهای بیخودی مغزشان را خسته نمی‌کردند. ساعت بیدارباش شش صبح بود.
nedsalehani
۳
توی مملکت دیگه کسی نمونده که حرفش حرف باشه. حرف که زدی، جونتم که رفت حرفت نباس بره. حرف مثل ناموس آدم می‌مونه... می‌گن بدهیمونو فلان روز می‌دیم، اما این خبرا نیست... ما حرفو ناموس خودمون می‌دونیم. اگه به یکی بگیم فلان ساعت فلان جا می‌بینیمت، اگه سرمون هم بره، رو حرفمون هستیم، خودمونو می‌رسونیم. حرف یعنی این... حرف از دهن آدم در می‌آد نه از... اما تو این روزگار دیگه کسی به حرفش عمل نمی‌کنه... قدیما که این‌طور نبود.
nedsalehani
۰
کلاه مخملی، لامصب، به مرد هیبت می‌ده. نیگاه می‌کنی، انگار از روبروت پادشاه می‌آد. بعد یارو کلاه مخملیو که از سرش ورمی‌داره، می‌بینی تنها چیزی که نداره هیبته...