معرفی و دانلود کتاب پخمه + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب پخمه
off
٪۷۰

کتاب پخمه

نوع کتاب
۴.۲(از ۳۹ امتیاز)
انتشارات: 
نشر نیماژ
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب پخمه

«پخمه» نام رمانی طنز از نویسنده اهل کشور ترکیه، عزیز نسین (۱۹۹۵-۱۹۱۵) است. او در طول زندگی‌اش برای طنزنویسی جوایز گوناگونی دریافت کرد. اولین بار در سال ۱۹۵۶ برنده‌ی مدال طلای فکاهی‌نویسان جهان شد و سپس در سال‌های ۱۹۵۷، ۱۹۶۳ و ۱۹۶۶ در مسابقات بین‌المللی طنزنویسی رتبه‌ی اول را به‌دست آورد. نسین بیش از دوهزار داستان و پنجاه‌وسه کتاب و هفت نمایش‌نامه نوشت که به اکثر زبان‌های زنده‌ی دنیا ترجمه شده‌اند. او درمورد طنزنویسی نظریه‌ی خاصی داشت. او معتقد بود: همان‌طور که یک داروساز و شیمیست، گیاه‌ها و داروهای مختلف را مخلوط می‌کند و از شیره‌ی آن‌ها شربت‌های شفابخشی می‌سازد، یک طنزنویس این کار را در مغزش انجام می‌دهد و به‌جای گیاه و دارو و شربت، عادات، اخلاق، رفتار و گفتار جامعه را تجزیه و تحلیل می‌کند. او عقیده‌ داشت؛ فقط موقعی کار یک نویسنده جالب است که جانب‌دار مردم باشد و با کسانی که حقوق دیگران را پایمال می‌کنند تا پای جان مبارزه کند. هرگاه نویسنده‌ای از نظر مالی در رفاه و آسایش باشد هرگز نمی‌تواند اثری بزرگ و تأثیرگذار خلق کند. عزیز از بین نویسندگان،چخوف را از همه بیشتر دوست می‌داشت.

بریده‌ای از کتاب:

هوم... هیچ‌کس نمی‌دونه فردا چه اتفاقی براش می‌افته. مثلاً داریم راه می‌ریم، یه‌دفعه پامون به سنگ می‌خوره یا می‌افتیم تو جوی آب و همین باعث می‌شه که از یه حادثه‌ی بزرگ جون سالم به‌در ببریم. صبح از خونه بیرون میاییم که بریم دنبال کاری، یه‌هو دوستی سر راه‌مون سبز می‌شه و بعد از احوال‌پرسی ما رو به جایی می‌بره که اون‌جا عاشق یه دختر خوشگل می‌شیم و بعد باهاش ازدواج می‌کنیم. به‌عقیده‌ی شما به این چیزها چی می‌شه گفت؟ هان؟؟ اگر پامون به سنگ نمی‌خورد یا توی جوی آب نمی‌افتادیم یا اون دوست رو نمی‌دیدیم، زندگی ما یه شکل دیگه می‌شد. داستان من هم مث یکی از همین حوادثه، به‌خاطر خوردن چند تا کتلت مسیر زندگیم عوض شد.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب پخمه و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:پخمه
عنوان انگلیسی:Olmus Esek
موضوع:رمان، داستان خارجی، طنز
نویسنده:عزیز نسین
مترجم:رضا همراه، صالح سجادی
انتشارات:نشر نیماژ
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۶/۰۸/۰۸
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۲.۵۳ مگابایت
شابک:-۹۷۸-۶۰۰-۳۶۷-۱۹۶-۶
تعداد صفحه‌ها:۲۶۴ صفحه
قیمت کتاب:۳۰۰۰۰ تومان
برچسب:ادبیات ترکیه، مجموعه کتاب باز، باشگاه کتاب‌خوانی ازتا

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

nematinho
۱۳۹۷/۰۳/۳۰

عزیز نسین یکی از بهترین نویسنده های طنز نویس هستش و من زمانی که با این نویسنده آشنا شدم ۱۳-۱۴ ساله بودم و از کتابایی که پدرم از زمان دانشجویی خودش داشت من با کتاب پخمه آشنا شدم. به نظرم...بیشتر

۰
|قافیه باران|
۱۳۹۸/۱۱/۰۲

همه چیز از کش رفتن چند تا دونه کتلت شروع میشه... اروم اروم گره های زندگی پخمه بیخ پیدا میکنه و تا انتهای کتاب مصداق کامل از چاله در اومدن و تو چاه افتادن میشه! طنز کتاب انچنان قوی نیست و همین...بیشتر

۱
سارا
۱۳۹۸/۰۹/۲۹

خیلی خوبه. تو سه روز خوندمش. اصلا نمیتونستم ازش دست بکشم. میخواستم ببینم آخرش چی میشه سریال مرد هزار چهره رو آقای مدیری و نویسنده هاشون از این اثر الهام گرفتن

۰
Mohadese
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۷/۰۶

طنز جالبی بود. حماقت ها و نادانی مردم جامعه امروز را به خوبی نمایش داده بود! به نظر من داستان آلمانی شدن و مسلمان شدن و بخصوص قصه ی ختنه کردنش در همین قصه یکی از جذابترین روایت های عزیز نسین است...بیشتر

۱
Fatemeh7
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۶/۳۱

این کتاب واقعا متن روان و خوبی داره. از قبل اسم نویسنده یا کتاب رو نشنیده بودم و خیلی اتفاقی شروع کردم یه خوندنش و لذت بردم. زبان طنزی داره اما در حقیقت مسائل و مشکلات جامعه، اخلاق و رفتارهای...بیشتر

۱
bayaneh elehi
۱۳۹۷/۱۲/۱۹

به خوندنش می ارزه.در کنار شرح زندگی ی آدم با کلام طنز،درسهای بزرگی هم لابلای حرفاش میشه گرفت.

۰
Sahand 1999
۱۳۹۷/۰۸/۱۱

کتابی خیلی خوب و سرگرم کننده از یه نویسنده بزرگ و عالی.

۰
جودی اَبوت
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۷/۱۰

پخمه اولین کتابی بود که از عزیز نسین خوندم.. خط داستانی جذاب و طنز تلخش رو دوست داشتم! با توجه به تجربه ای هم که از خواندن سرگذشت نویسنده داشتم،پیش بینی می کردم که قراره نقد هایی رو به دین وارد...بیشتر

۰
safuora
۱۳۹۸/۰۸/۱۶

کتاب بی نظیری بود واقعا به خوندش می ارزه

۰
Mahdi Hoseinirad
۱۳۹۷/۱۰/۳۰

کسی چه می‌داند سرنوشت زندگیش چیست؟

۰
iman rahimi
۱۳۹۷/۰۲/۱۴

چرا این کتاب این قدر خوبه

۰
Farhan
۱۳۹۷/۰۲/۱۰

میتونین رایگانشو از نت دانلود کنین

۴
سیما
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۰۲

فوق العاده بود انقدر که کمتر از ۲۴ ساعت تمومش کردم

۰
حسین یوسفی رستاقی
مطمئن نیستم.
۱۴۰۴/۰۷/۱۴

یه داستان گرم و صمیمی با نثری بسیار ساده و روان. برای کتاب خوان های حرفه ای خیلی مناسب نیست.

۰
s.Alireza.s
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۶/۰۴

خیلی داستان جذاب و گیرایی بود و اینکه حقیقت تلخ سرنوشت رو توصیف کرد.بیگ لایک

۰

بریده‌هایی از کتاب

a m i r
۲۹
ـ آدم حسابی، توی این مملکت کی از گرسنگی مرده که تو دومی‌اش باشی؟!! نمی‌دونستم چه جوابی بدم. قضیه رو به جایی کشونده بود که من هر جوابی می‌دادم حداقل به ده سال زندان محکوم می‌شدم. ناچار سکوت کردم.
میشه گفت کتابخوان
۲۳
تو رو به خدا فکرش رو بکنید! این همه مسلمون تو فقر و بدبختی غوطه می‌خورند و کسی به فکرشون نیست، ولی برای یه نفر مسیحی که مسلمون شده چه‌قدر ابراز علاقه می‌کنند. حالا اگه من بگم «آلمانی و مسیحی نیستم و برادر دینی شما و اهل مملکت شما هستم آیا باز هم حاضرند به من کمک کنند؟ مسلماً نه!»
|قافیه باران|
۱۲
این مردم اخلاق عجیبی دارند، بعضی وقت‌ها چنان امر بر خودشون مشتبه می‌شه که دروغ‌های خودشون رو هم باور می‌کنند.
Mhsn_Ghrb
۱۱
گلیم بخت کسی را که بافته‌اند سیاه/ به آب زمزم وکوثر سفید نتوان کرد
سپیده
۹
خلاصه این‌قدر به من محبت کرد که درد و رنج زندان را فراموش کردم. وقتی دو تا از سیگارهای اعلا و خوش‌بو را آتش زد و به دست من داد، بدون مقدمه پرسیدم: ـ شما چرا زندون اومده‌اید؟ ـ برای خاطر کتلت! من تعجب کردم و پخمه درحالی‌که با صدای بلند می‌خندید ادامه داد: ـ جدی می‌گم. تمام بدبختی من از چند تیکه کتلت شروع شد!!!
_mohammad.__.jahangiri_
۶
لابد می‌دونید که هرچیزی به‌حد افراط یا تفریط برسه مضر و گاهی خطرناکه. خیال‌پرستی هم از اون مرض‌های غیرقابل علاجه که عواقب وخیمی داره. بیشتر آدم‌های خیال‌پرست یا دیوونه می‌شن یا اگه اعصاب قوی داشته باشند، کلاه‌بردار خطرناکی از آب درمیان.
سیما
۶
آدم‌ها به مرور زمان دروغ‌های خودشون رو باور می‌کنند...
Fatemeh7
۵
من فقط یک عیب بزرگ داشتم، هر کاری به من رجوع می‌کردند با جدیت انجام می‌دادم... رشوه نمی‌گرفتم... به کسی التماس نمی‌کردم... بی‌شرف نبودم... به همین جهت هر دری به رویم بسته می‌شد و کسانی که سرشان را از لای آن درها بیرون آورده بودند نمی‌گذاشتند من داخل شوم.
راضیه عین
۵
واقعاً که آدم چه‌قدر فراموشکار است و چه‌قدر زود عوض می‌شود.
سپیده
۴
اگر کسی پخمه را نمی‌شناخت خیال می‌کرد آدم‌حسابی است! پالتو پشم شتر، دستکش‌های چرمی، کت‌وشلوار سیاه و کفش‌های براقش مثل میلیونرها می‌ماند. به‌محض این‌که وارد بند شد با تمام بروبچه‌ها دست داد و احوال‌پرسی کرد و بعد مثل کسی که به خانه‌ی خودش آمده، یک‌راست رفت توی اتاق و لباس‌هایش را درآورد و رفت حمام!!