کتاب ضحاک غلامحسین ساعدی + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب ضحاک

کتاب ضحاک

انتشارات:انتشارات نگاه
دسته‌بندی:
امتیاز
۲.۹از ۱۴ رأیخواندن نظرات

معرفی کتاب ضحاک

«ضحاک» نمایشنامه‌ای به قلم غلام‌حسین ساعدی معروف به گوهر مراد است. در دانشگاه ‌های تبریز و تهران پزشکی و روان‌پزشکی خواند. با درک خاصی از شخصیت‌های روان‌پریش و آشفته ذهن و کشف دردها و آسیب‌های روانی آنان، توانست به خوبی از این کارکترها در داستانهای خود بهره‌گیرد. فضای داستانها و نمایشنامه‌هایش آکنده از درهم آمیختگی کابوس و واقعیت است که فضایی وهمناک به آثارش می‌دهد. اولین مجموعه داستانش در (۱۳۲۹) به نام شب نشینی باشکوه منتشر شد. در مجموعه داستان به هم پیوسته عزاداران بیل (۱۳۴۲)، توپ و ترس و لرز (۱۳۴۶) از بدویت جغرافیایی برای ترسیم فضایی شگفتی آفرین و ترسناک به خوبی بهره می‌جوید. ساعدی در ۱۳۶۴ در فرانسه در گذشت و در جوار صادق هدایت به خاک سپرده شد. نمایشنامه «ضحاک» هجویه‌ای علیه دیکتاتوری است که زبانی تمثیلی دارد و در آن به دست‌نشاندگان بیگانه‌ای اشاره می‌شود که از خارج از کشور به داخل می‌آیند.

معرفی نویسنده
عکس غلامحسین ساعدی
غلامحسین ساعدی
ایرانی | تولد ۱۳۱۴ - درگذشت ۱۳۶۴

غلامحسین ساعدی (۱۳۱۴ - ۱۳۶۴ )، معروف به گوهر مراد، از نویسندگان معاصر ایرانی است. او در نوجوانی به سازمان جوانان فرقه دموکرات آذربایجان پیوست و در هفده سالگی مسئولیت انتشار روزنامه‌های «فریاد»، «صعود» و «جوانان آذربایجان» را بر عهده گرفت.

نظرات کاربران

علی دائمی
۱۴۰۲/۰۹/۲۶

🔻 ساعدی در دل داستان «ضحاک» هم مسئلهٔ استعمار، استبداد و قدرت گرفتن بیگانگان را دنبال می‌کند و یک اسطورهٔ کهن را برای پرداختن به دغدغه‌های سیاسی‌اش برمی‌گزیند. 🔻 نمایشنامهٔ «ضحاک» مرا به یاد «کالیگولا» انداخت. اینجا هم مثل نمایش کالیگولا

- بیشتر
Faeze pourtalaui
۱۳۹۸/۰۱/۱۳

ب نظرم نمونش خیلی خوب بود ..اولش ی کم از کلمات پیچیده استفاده شده ولی بعدش بهتر میشه .

Hepatitis G
۱۴۰۳/۰۱/۱۵

البته من نمایشنامه‌های دیگر این نویسنده مثل دیکته و زاویه و چوب بدست‌های ورزیل رو بیشتر دوست داشتم. ولی بدک نبود.

راقم این سطور
۱۳۹۴/۰۵/۱۱

عالی

بریده‌هایی از کتاب

جمشيد: اول اميدواری زياد من کار را خراب کرد. ضحاک: اميدواری به چی؟ جمشيد: که دنيا هر چيز سالم و تازه را خيلی راحت می‌پذيرد. ضحاک: دوم؟ جمشيد: اعتماد به ديگران. ضحاک: اعتماد به کی‌ها؟ جمشيد: به اون‌هايی که تمام شبانه‌روز مثل پروانه دوروبر من می‌گشتن. ضحاک: کی‌ها بودن؟ جمشيد: همونايی که الان دوروبر تو هستن.
مائده مائده
وقتی بين يه مشت مار زندگی می‌کنی، نمی‌تونی مار نباشی.
علیرضا
ضحاک: ببينم، به نظر تو مقصر اصلی کی بوده؟ جمشيد: خودم. ضحاک: چرا؟ جمشيد: من بين يک مشت مار زندگی می‌کردم و در حالی‌که خودم چنين نبودم. وقتی بين مارها زندگی می‌کنی، نمی‌تونی مار نباشی.
مُباش
آشپز: راستی کدوم يکی به نظرت جالب اومد؟ ضحاک: ارنواز. آشپز: چرا؟ ضحاک: اون کمتر می‌ترسيد. آشپز: ولی عوضش بيشتر مقاومت می‌کرد. ضحاک: من از کسی که زود تسليم بشه نفرت دارم.
علی دائمی
ضحاک: ببينم، به نظر تو مقصر اصلی کی بوده؟ جمشيد: خودم. ضحاک: چرا؟ جمشيد: من بين يک مشت مار زندگی می‌کردم و در حالی‌که خودم چنين نبودم. وقتی بين مارها زندگی می‌کنی، نمی‌تونی مار نباشی.
Hikarira
جمشيد: اول اميدواری زياد من کار را خراب کرد. ضحاک: اميدواری به چی؟ جمشيد: که دنيا هر چيز سالم و تازه را خيلی راحت می‌پذيرد.
ʀᴇʏʜᴀɴᴇʜ
ضحاک: همه خائن‌اند، همه. آشپز: البته تا وقتی که خيانت بکنن. ضحاک: بالاخره می‌کنن، من مطمئنم که می‌کنن.
ʀᴇʏʜᴀɴᴇʜ
آشپز: خب، معلومه، دليلش اينه که تو، تو با ديگرون خيلی فرق داری. اونايی که شبيه هم‌ان هيچ‌وقت تنها نيستن، ولی تو، تو که شبيه هيشکی نيستی، به اين دليل... ضحاک: بايد تنها باشم آره؟ آشپز: منظورم اينه که هر کی به حد و مقام تو برسه، اين‌جوری می‌شه.
ʀᴇʏʜᴀɴᴇʜ
روبروی پيش‌گويان که صورت به خاک چسبانده‌اند می‌ايستد و با نوک پا به کله مؤبد سوم می‌زند.) ضحاک: هی، سرتو بالا کن ببينم (مؤبد سوم سرش را بالا می‌برد) نه، نه، نه بهتره همين‌جوری بمونی، چه صورت زشتی (با پا سر مؤبد را روی زمين می‌خواباند)
ʀᴇʏʜᴀɴᴇʜ
مؤبددوم: ما نمک‌پرورده‌ها... ضحاک: نمک‌پرورده‌ها؟ شماها که هنوز نمک منو نخوردين.
ʀᴇʏʜᴀɴᴇʜ

حجم

۵۳٫۳ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۳

تعداد صفحه‌ها

۱۲۰ صفحه

حجم

۵۳٫۳ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۳

تعداد صفحه‌ها

۱۲۰ صفحه

قیمت:
۳۷,۰۰۰
تومان