معرفی و دانلود رایگان کتاب چشم در برابر چشم
تصویر جلد کتاب چشم در برابر چشم
off

کتاب چشم در برابر چشم

نوع کتاب
۳.۹(از ۳۴۳ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
غلامحسین ساعدی
انتشارات: 
طاقچه

معرفی کتاب چشم در برابر چشم

چشم در برابر چشم نمایشنامه‌ای تک پرده‌ای از غلامحسین ساعدی، نویسنده و نمایشنامه‌نویس معاصر ایرانی است.

موضوع اصلی این نمایشنامه اجرایِ وارونه عدالت است و به حال و هوایی کمدی دارد. جوانی برای دزدی به خانه پیرزنی می‌رودو در تاریکی میله‌ی دوک نخ ریسی پیرزن به چشم جوا  فرو می‌رود و یکی از چشم‌های دزد کور می‌شود. دزد برای شکایت سراغ حاکم شهر می‌رود و میله را مقصر می‌داند.

شخصیت‌‌های نمایش: حاکم، جلاد، مرد جوان، پیرزن، سقط‌فروش، آهنگر، میرشکار، نوازنده.

این نمایشنامه را هرمز هدایت به روی صحنه برده است. 

نمایشنامه چشم در برابر چشم را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

با توجه به کوتاه بودن نمایشنامه و کمدی بودن آن، تمام کسانی که به ادبیات علاقه‌مند هستند می‌توانند از خواندنش لذت ببرند. 

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب چشم در برابر چشم و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:چشم در برابر چشم
موضوع:داستان کوتاه، داستان ایرانی
نویسنده:غلامحسین ساعدی
انتشارات:طاقچه
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۰.۲۹ مگابایت
تعداد صفحه‌ها:۳۵ صفحه
قیمت کتاب:رایگان
برچسب:مجموعه مطالعه در وقت اضافه، زمان مطالعه ۳۰ دقیقه تا ۱ ساعت

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

بلاتریکس لسترنج
۱۳۹۷/۱۰/۲۶

چقد این نویسنده قویه🌸🌸 امثالت برای ادبیات فارسی بیش باد

۲
شبنم
۱۳۹۶/۰۴/۰۸

به راستی که این روزا باید پرسید که عدالت اجرا میشود؟ چطور اجرا میشود؟ برای کی عدالت اجرا میشود؟ به هرحال نمایشنامه زیبایی بود

۲
حسن هادیان
۱۳۹۷/۰۴/۱۲

یک نمایشنامه فوق العاده که با شرایط فعلی جامعه ما کاملا انطباق داره.

۱
کاربر 9512966
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۲/۲۸

گنه کرد در بلخ، آهنگری به شوشتر زدن گردن مسگری

۰
Agha_M@hdiar
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۳/۲۸

یه نمایشنامه کوتاه روون که توی لایه‌های زیرین کلی حرف برای گفتن داره. با خوندن همین سی_چهل صفحه از غلامحسین ساعدی میتونم بگم که احتمالا از نویسنده های ایرانی محبوبمه. ویرایش متن کلی ایراد داشت که از طاقچه بعید بود :/

۰
Meysam frj
۱۳۹۶/۱۱/۰۶

در عمل چشمهای نی‌زن بیچاره بعنوان چشمهای بی مصرف انتخاب شد،اما در آخر نمایشنامه دیدم که بی مصرف‌ترین چشمها ،چشمهای خود حاکم بود...با اون عدالتی که اجرا کرد!

۱
پیتر پن
۱۳۹۷/۰۹/۱۱

غلامحسین ساعدی جزو گنجینه ادبیات ایران و جهان و یکی از دارایی های معنوی ایران هستند در عجبم از مردمی که خودشان به مشاهیر و مفاخرشان توهین میکنند وانتظار مراعات و نوع دوستی از بیگانه دارند از خواندن نظرات در مورد جناب...بیشتر

۰
Feri
۱۳۹۶/۰۵/۰۷

داستان روان و جذابی بود

۰
Rezi#
۱۳۹۶/۰۵/۱۵

چه چشم تو چشمی شده بود هه هه هه هه نمایش نامه بسیار جالب و جذابツ

۰
mina
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۵/۲۱

عالی

۰
mostapha
۱۳۹۶/۰۱/۱۸

غلامحسین! غلامم.

۰
کاربر ۴۰۲۹۳۸۹
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۵/۲۲

هیچ نقشی که راوی شجاعت باشه در این داستان وجود نداره؛:) و چقدر شبیه حال و هوای امروز ایرانه ... عدالت ...

۰
Atiyeh
۱۴۰۲/۰۸/۰۲

انتظار داشتم آخر داستان چشم خود پادشاه رو در بیارن که اینقدر به درد نخور بود که نتونست دزد و ببینه و تشخیص بده. والا. ولی داستانش جالب بود.

۰
n
۱۳۹۶/۰۷/۲۹

واقعاااا دردناکو حقیقی... خیلی دلم میخواد یه روز توی این نمایشنامه فوق العاده بازی کنم..

۲
کاربر 8986843
۱۴۰۳/۰۸/۰۵

کتاب خوب پیش می‌رفت و با خواندن هرقسمت منتظر پایان بهتری بودم.پایانی متفکرانه .حق مطلب وقتی ادا می شد که پایان کتاب با یک جمله ی دوپهلو و متفکرانه تمام شود.‌..نمی شد گفت نباید نویسنده ته کتاب را با درنیاوردن...بیشتر

۰

بریده‌هایی از کتاب

sachli
۸۳
کدوم عدالت اجرا شد؟ عدالت چی اجرا شد؟
Maryam Bagheri
۲۶
جلاد: صد در صد به همین علته قربان. و اما ناراحتی وجدان، گاه صبح‌ها شروع می‌شه، ولی اکثر اوقات بعد از ظهرها. گاه با یه سردرد، گاه با چند آروغ بلند و ممتد. گاه با پریدن از خواب و گاه با پریدن توی آب. گاه با عطسه، گاه با سکسکه. گاه پیش از خستگی، گاه بعد از خستگی، و اون وقت که شروع شد، دیگه شروع شده. و پشت سرش، درد کمر و قولنج شکم، رودل و صفرای زیاد و بزاق فراوون، دودوی چشم‌ها و راست شدن پشم‌ها و آخر سر اختلال کامل حواس. و اما علاج همه‌ی این‌ها، درآوردن یه چشمه قربان. یه دونه چشم! حاکم: یه دونه چشم! جلاد: بله قربونت گردم. حاکم: چشم برای چی؟ جلاد: برای این‌که عدالت اجرا بشه.
N_ZAHEDI
۲۶
حاکم: پس چطور می‌شه که من بدخواب می‌شم؟ جلاد: خیلی علت‌ها ممکنه داشته باشه قربان. حاکم: مثلاً؟ جلاد: مثلاً... مثلاً ممکنه وجدانتون ناراحت باشه.
hojjat
۱۵
ناراحتی وجدان، گاه صبح‌ها شروع می‌شه، ولی اکثر اوقات بعد از ظهرها. گاه با یه سردرد، گاه با چند آروغ بلند و ممتد. گاه با پریدن از خواب و گاه با پریدن توی آب. گاه با عطسه، گاه با سکسکه. گاه پیش از خستگی، گاه بعد از خستگی، و اون وقت که شروع شد، دیگه شروع شده. و پشت سرش، درد کمر و قولنج شکم، رودل و صفرای زیاد و بزاق فراوون، دودوی چشم‌ها و راست شدن پشم‌ها و آخر سر اختلال کامل حواس.
mamad
۹
راست راستی عدالت اجرا شد؟ بله؟ عدالت اجرا شد! کدوم عدالت اجرا شد؟ عدالت چی اجرا شد؟
شیرین
۶
عدالت اجرا شد! عدالت اجرا شد! عدالت حاکم عادل اجرا شد! ساکت می‌شوند و با احتیاط و تردید اطراف خود را نگاه می‌کنند، به عقب برمی‌گردند، پاهای حاکم آرام‌آرام ناپدید می‌شود و صدای خرناسه‌اش اوج می‌گیرد. همه با هم جلوتر می‌آیند و با احتیاط خم می‌شوند و از تماشاچیان می‌پرسند. ـ راست راستی عدالت اجرا شد؟ بله؟ عدالت اجرا شد! کدوم عدالت اجرا شد؟ عدالت چی اجرا شد؟
کاربر ۱۹۴۳۱۳۶
۳
ـ راست راستی عدالت اجرا شد؟ بله؟ عدالت اجرا شد! کدوم عدالت اجرا شد؟ عدالت چی اجرا شد؟
Reza Javan
۲
جلاد: از کجا خبردارم؟ مگه بنده عامل و مجری عدالت نیستم؟ بالاخره حساب دستمه قربان. حاکم: اشتباه نمی‌کنی؟ جلاد: ابداً، ابداً قربان. بذارین براتون بگم، آخرین چشمی که درآوردیم چند روز پیش بوده؟ ها، سه روز پیش بوده. حاکم: پس به این علته که خوابم نبرده؟ جلاد: صد در صد به همین علته قربان؛
Narges
۲
راست راستی عدالت اجرا شد؟ بله؟ عدالت اجرا شد! کدوم عدالت اجرا شد؟ عدالت چی اجرا شد؟
فائزه قائمی
۲
ناراحتی وجدان، گاه صبح‌ها شروع می‌شه، ولی اکثر اوقات بعد از ظهرها. گاه با یه سردرد، گاه با چند آروغ بلند و ممتد