جملات زیبای کتاب ضحاک | طاقچه
تصویر جلد کتاب ضحاک

بریده‌هایی از کتاب ضحاک

انتشارات:انتشارات نگاه
دسته‌بندی:
امتیاز
۲.۹از ۱۴ رأی
۲٫۹
(۱۴)
جمشيد: اول اميدواری زياد من کار را خراب کرد. ضحاک: اميدواری به چی؟ جمشيد: که دنيا هر چيز سالم و تازه را خيلی راحت می‌پذيرد. ضحاک: دوم؟ جمشيد: اعتماد به ديگران. ضحاک: اعتماد به کی‌ها؟ جمشيد: به اون‌هايی که تمام شبانه‌روز مثل پروانه دوروبر من می‌گشتن. ضحاک: کی‌ها بودن؟ جمشيد: همونايی که الان دوروبر تو هستن.
مائده مائده
وقتی بين يه مشت مار زندگی می‌کنی، نمی‌تونی مار نباشی.
علیرضا
ضحاک: ببينم، به نظر تو مقصر اصلی کی بوده؟ جمشيد: خودم. ضحاک: چرا؟ جمشيد: من بين يک مشت مار زندگی می‌کردم و در حالی‌که خودم چنين نبودم. وقتی بين مارها زندگی می‌کنی، نمی‌تونی مار نباشی.
مُباش
آشپز: راستی کدوم يکی به نظرت جالب اومد؟ ضحاک: ارنواز. آشپز: چرا؟ ضحاک: اون کمتر می‌ترسيد. آشپز: ولی عوضش بيشتر مقاومت می‌کرد. ضحاک: من از کسی که زود تسليم بشه نفرت دارم.
علی دائمی
ضحاک: ببينم، به نظر تو مقصر اصلی کی بوده؟ جمشيد: خودم. ضحاک: چرا؟ جمشيد: من بين يک مشت مار زندگی می‌کردم و در حالی‌که خودم چنين نبودم. وقتی بين مارها زندگی می‌کنی، نمی‌تونی مار نباشی.
Hikarira

حجم

۵۳٫۳ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۳

تعداد صفحه‌ها

۱۲۰ صفحه

حجم

۵۳٫۳ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۳

تعداد صفحه‌ها

۱۲۰ صفحه

قیمت:
۳۷,۰۰۰
تومان