
کتاب طاعون
معرفی کتاب طاعون
«طاعون» یکی از مهمترین آثار آلبر کامو(۱۹۶۰-۱۹۱۳)، نویسنده برجسته فرانسوی برنده جایزه نوبل ادبیات است. داستان طاعون درباره یک شهری خیالی در الجزایر است که بیماری طاعون در آن شیوع مییابد.
درباره کتاب طاعون
بیماری طاعون در کتاب طاعون نمادی است از یورش ایدئولوژیها و نظامهایی که در روزگار کامو، نازیسم هیتلری، آن را نمایندگی میکرد. در بخشی از کتاب میخوانیم: چنین شد که در طول هفته، زندانیان طاعون تا جایی که در توانشان بود تلاش کردند. در میان آنها کسانی چون رامبر با بازدهی بالا در کار، نشان دادند که میدان برای مبارزه علیهی طاعون گسترده است و همه باید درد مشترکشان را به اتفاق هم از میان بردارند. آنجا میدانی بود که برای همهی استعدادها و ویژگیهای کار درخور وجود داشت. آنهایی که مانند رامبر برای بار نخست شرکت کرده بودند باور داشتند که مردم آنها را میبینند و تحسینشان میکنند. همهی این موارد به افزایش بازدهی منجر میشد. زمان، زمان اوجگرفتن طاعون بود. ماه اوت به سبب گرمای سوزاناش اپیدمی را چندین برابر گذشته انتشار میکرد. آنها امیدوار شده بودند که در این مبارزه پیروز خواهند شد. راوی میگوید باید در همین شرایط ویژه موقعیت کلی تشریح بشود. به عنوان مثال، شدت عمل دوستان ما خاطرهی در خاک خفتهگان را در ذهن بازمندهگان، بیدار میکرد. دفن عاشقان زجر بود. در اواسط آن سال بادی برخاست و طی روزها روی شهر طاعونزده وزید. باد به ویژه برای ساکنان اوران مصیبتبار است؛ چرا که باد در جایی توقف نمیکند و نمیشود هم از وزیدن آن کاست. آن هم بادی گرم در شهری بدون سبزه و دار و درخت که برای پذیرش هر بلای واگیردار از جمله طاعون شرایط مهیاست. پس از ماههای طولانی که قطره آبی شهر را خنک نکرده بود، پوشش خاکستری همهی شهر را درنوردیده بود.
درباره آلبر کامو
آلبر کامو در ۷ نوا مبر ۱۹۱۳سال در خانوادهای فقیر در الجزایر متولد شد. آن زمان الجزایر تحت استعمار فرانسه بود. پدرش کارگری فقیر بود و مادرش خدمتکار بود. آنها صاحب دو فرزند به نام «لوسین» و «آلبر» بودند، پدرش در جنگ کشته شد و مسئولیت نگهداری دو بچه بر عهده مادرش افتاده بود. کامو به خاطر خانوادهاش مدرسه را رها کرد و به کارگری مشغول شد. معلمش به استعداد او پی برد و او را به ادامه تحصیل تشویق کرد، و به او کمک کرد تا بتواند بورسیه تحصیلی شود. با وجود اینکه کامو یکی از متفکران مکتب اگزیستانسیالیسم است او همواره این برچسب خاص را رد میکرد. او در دانشگاه الجزیره تحصیل کرد و تا پیش از آنکه در سال ۱۹۳۰ گرفتار بیماری سل شود دروازهبان تیم فوتبال این دانشگاه بود. کامو در بعد از ظهر چهارم ژانویه ۱۹۶۰ و در سن ۴۷ سالگی بر اثر سانحهی تصادف نزدیک سن، در شهر ویلبلویل درگذشت.
به عقیدهی بسیاری او یکی از نویسندگان بزرگ قرن بیستم و نویسنده کتاب مشهور بیگانه و مقاله جریانساز افسانهی سیزیف است. کامو در سال ۱۹۵۷ به خاطر آثار مهم ادبیاش که بهصورت واضح به مشکلات وجدان بشری در این عصر پرداخته است برندهی جایزهی نوبل ادبیات شد. آلبر کامو نخستین نویسندهی زادهی قارهی آفریقا است که برنده این جایزه شده است. او دو سال پس از بردن جایزهی نوبل در یک سانحهی تصادف درگذشت. در جیب کت او یک بلیط قطار استفاده نشده پیدا شد، او ابتدا قرار بود با قطار و به همراه همسر و فرزندانش به سفر برود ولی در آخرین لحظات پیشنهاد دوست ناشرش را برای همراهی پذیرفت تا با خودروی او سفر کند. رانندهی اتوموبیل و میشل گالیمار، دوست نزدیک و ناشر آثار کامو، نیز در این حادثه کشته شدند. آلبر کامو در گورستان لومارین در جنوب فرانسه دفن شد.
زمانی که کامو در حادثهی اتومبیل کشته شد، مشغول کار بر روی نسخهی اول رمان تازهای به نام آدم اول بود. به دوستی نوشته بود: «همهی تعهداتم را برای سال ۱۹۶۰ لغو کردهام. این سال، سال رمانم خواهد بود. وقت زیادی میبرد؛ اما به پایانش خواهم برد.» حادثهی اتومبیل زمانی پیشآمد که عازم پاریس بود تا کاری تازه را در زمنیه کارگردانی شروع کند.
بعد از مرگ کامو، همسر و فرزندانش حق تکثیر آثار او را در اختیار گرفتند و دو اثر باقیمانده او را منتشر کردند. اولین آنها کتاب مرگ شاد بود که در سال ۱۹۷۰ منتشر شد. دومین کتابی که پس از مرگ کامو منتشر شد یک اثر ناتمام به نام آدم اول بود که سال ۱۹۹۵ منتشر شد. آدم اول یک خودزندگینامه دربارهی دوران کودکی نویسنده در الجزایر است
بیوگرافی آلبر کامو را در صفحه این نویسنده میتوانید بخوانید.
حجم
۲۱۱٫۷ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۸۹
تعداد صفحهها
۲۱۶ صفحه
حجم
۲۱۱٫۷ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۸۹
تعداد صفحهها
۲۱۶ صفحه
نظرات کاربران
این کتاب حال و روز الانمونو بیان میکنه..🚶♀️👇 "وقتی بیماری نیست،فکر مرگ هم سراغ آدم نمی آید. و این احساس یکنواختی باعث میشود که زیباییِ لحظه هایی مثل سپیده ی صبح و شب و خیلی از دیدنی های دیگر در تنبلی و
ترجمه به قدری بد بود که نتونستم خوندن کتاب رو ادامه بدم. خیلی جاها اصلاً منظور مترجم رو متوجه نمیشی یا اصلاً نمیدونی جملات از زبان کدوم شخصیت نقل شدن!!!
متاسفانه ترجمه بدی شده اصلا جمله بندی ها علائم نگارشی هیچ کدام رعایت نشده کتاب را با این ترجمه خریدم به بقیه توصیه می کنم ترجمه دیگر را خریداری کنند اصلا جملات نمی توان درک کرد. به نظرم طاقچه باید
متاسفانه این ترجمه اصلا خوب نیست و بعد از خوندن فصل اول، بقیه این کتاب رو از نشر جامی خوندم.
متاسفانه ترجمه و نگارش خوبی نداره و خواننده رو گاهی خسته میکنه و میل به ادامه مطالعه رو از بین میبره
نمیدونم چی بگم در مورد این کتاب,بینظیره.. این کتابو کسایی بخونن ک به پختگی رسیدن و توانایی درک ایهامات رو دارن.البته قبلش باید حتما کتاب زیبا و فوق العاده بیگانه رو بخونین تا نگاهای زیبا و جذاب رو باهم مقایسه کنین.این
داستان کتاب بسیار آموزنده و پر از حقایق تلخ است اما ترجمه بسیار بد اون باعث ایجاد ابهام و کند شدن خواندن کتاب شده، در واقع دو ستاره فقط برای داستان و نویسنده کتاب است نه ترجمه بشدت ضعیف اون.
کتابی هست که همه باید بخونن. البته ما که بعد از این قضیه کرونا بیشتر این مسائل درک میشن
نسبت به بیگانه کامو از این کتاب بیشتر خوشم اومد. یه جورایی اتفاقاتی که تو همین دوران ویروس کرونا تجربه می کنیم رو تو این داستان میبینید. البته داستان خیلی چیزی برای گفتن نداره که مثلا تصور کنید ماجرای پر
مناسب برای این روزهایی که داریم با ویروس کرونا دست و پنجه نرم میکنیم.... ترجمه غیر حرفه ای موجب شد مطالعش طول بکشه. _____ همه چیز با لاشه موشهای مرده در سطح شهر شروع میشه...همه جا صحبت از موشهای مرده و فزونی تعداد