کتاب دیالکتیک روشنگری ماکس هورکهایمر + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.

معرفی کتاب دیالکتیک روشنگری

کتاب دیالکتیک روشنگری؛ قطعات فلسفی نوشتهٔ ماکس هورکهایمر و تئودور آدورنو و ترجمهٔ مراد فرهادپور و امید مهرگان است و انتشارات شرکت کتاب هرمس آن را منتشر کرده است.

درباره کتاب دیالکتیک روشنگری

هدفی که ماکس هورکهایمر و تئودور آدورنو، دو جامعه‌شناس و نظریه‌پرداز بزرگ معاصر، در نوشتن این کتاب پیش روی خود نهاده بودند، چیزی کمتر از تبیینِ این نکته نبود که چرا نوع بشر به عوض پانهادن به وضعیتی حقیقتاً انسانی، بیشتر و بیشتر، در نوع جدیدی از توحش غرق می‌شود؟ دشواری پرداختن به این موضوع را در ابتدا دست‌کم گرفته بودند؛ زیرا در آن زمان هنوز به آگاهی مدرن اعتمادی بیش از حد داشتند. با آنکه از سال‌ها پیش دریافته بودند در حیطهٔ فعالیت‌های علمِ مدرن، بهای کشفیات بزرگ نوعی زوال فزایندهٔ آموزش و بلوغ نظری است، هنوز تصور می‌کردند می‌توانند در پیروی از این فعالیت‌ها، کار خود را اساساً به نقد یا بسطِ نظریه‌های تخصصی محدود سازند. درهرحال بنا داشتند دست‌کم به لحاظ مضمونی به رشته‌های سنتی یعنی جامعه‌شناسی، روان‌شناسی و معرفت‌شناسی مقید بمانند.

با این حال، قطعات و پاره‌هایی که در اینجا گرد آمده‌اند بیانگر آن‌اند که سرانجام ناچار شدند آن اعتماد را رها سازند. با وجود آنکه پرورش و سنجش دقیقِ میراث علمی به‌واقع سویه‌ای از معرفت است، در شرایط فعلی فروپاشی تمدن بورژوایی نه فقط فعالیت‌های علم بلکه هدف و مقصودِ آن نیز مشکوک به نظر می‌رسد. تخریب خستگی‌ناپذیرِ روشنگری به دست خویش که فاشیست‌های وقیحْ ریاکارانه مدحش را می‌گویند و کارشناسانِ دهن‌بینِ انسانیت در عمل پیاده‌اش می‌کنند، تفکر را بر آن می‌دارد که در قبالِ عادت‌ها و گرایش‌های روحِ دوران، آخرین ته‌مانده‌های معصومیت خویش را نیز بر خود حرام کند. حال که حوزهٔ عمومی به جایی رسیده است که تفکر لاجرم به کالا بدل می‌شود و زبان به ابزارِ تبلیغ آن کالا، لاجرم تلاش برای ردیابی سرچشمه‌های چنین زوالی باید هرگونه سرسپردگی به اصول مفهومی و زبان‌شناختی رایج را طرد کند، پیش از آنکه پیامدهای تاریخ جهانی این اصولْ آن تلاش را به تمامی عقیم گذارند.

مقالهٔ نخست کتاب دیالکتیک روشنگری که شالودهٔ نظری را برای مقالات بعدی فراهم می‌آورد، تلاشی است برای فهم بیشتر و بهترِ درهم‌تنیدگی عقلانیت و واقعیت اجتماعی و همچنین درهم‌تنیدگی طبیعت و سلطه بر طبیعت که از اولی جدایی‌ناپذیر است. هدف از نقد روشنگری که این بخش را همراهی می‌کند همواره‌ساختن راه برای طرح مفهومی پوزیتیو از روشنگری است که آن را از درگیری و گره‌خوردگی‌اش با سلطهٔ کور رها خواهد ساخت. به بیان کلی، بخش انتقادی مقاله در این دو تز خلاصه می‌شود: اسطوره همواره از قبل روشنگری است و روشنگری به اسطوره رجعت می‌کند.

بخش بعدی با نام «صنعت فرهنگ‌سازی» نشان‌دهندهٔ پسروی روشنگری به ایدئولوژی است که تجلی و بیانِ نمونه‌وار خود را در سینما و رادیو می‌یابد. 

بحثی که در بخش بعدی با نام «عناصر یهودستیزی» در قالب مجموعه‌ای از تزها مطرح می‌شود، با پسرفت واقعی تمدن روشنگری به جانب توحش سروکار دارد. 

بخش آخر این کتاب حاوی یادداشت‌ها و طرح‌هایی است که بعضاً به فضای فکری مقالات قبلی تعلق دارند. بی‌آنکه دقیقاً واجد جایگاه مشخصی در این فضا باشند، و بعضاً صورت‌بندی موقتی مسائلی‌اند که باید در کارهای بعدی بررسی شوند. بیشترِ این یادداشت‌ها به نوعی انسان‌شناسی دیالکتیکی مربوط‌اند.

خواندن کتاب دیالکتیک روشنگری را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به پژوهشگران رشته‌های جامعه‌شناسی و فلسفه پیشنهاد می‌کنیم.

بخشی از کتاب دیالکتیک روشنگری

«روشنگری، در مقام پیشروی تفکر در عام‌ترین مفهوم آن، همواره کوشیده است آدمیان را از قیدوبند ترس رها و حاکمیت و سروری آنان را برقرار سازد. با این حال، کره خاک، که اکنون به‌تمامی روشن گشته است، از درخشش ظفرمندِ فاجعهْ تابناک است. برنامه روشنگری افسون‌زدایی از جهان، انحلالِ اسطوره‌ها و واژگونی خیال‌بافی به دست معرفت بود. فرانسیس بیکن، پدر فلسفه تجربی، این مضامین را قبلا گرد هم آورده بود. بیکن مبلغان سنت را خوار می‌شمرد، همان کسانی که ایمان را جانشین معرفت ساختند و به شک ورزیدن همان‌قدر بی‌میل بودند که در ارائه پاسخ‌ها بی‌مهابا. به گفته او همه این‌ها موانعی بودند بر سر راهِ «پیوند فرخنده میان ذهن آدمی و ماهیت اشیا و امور» و نتیجه آن عجز بشریت از کاربردِ دانش خویش برای بهبود بخشیدن به وضع خویش بود. اختراعاتی که در آن زمان صورت گرفته بود ــ بیکن به صنعت چاپ، توپخانه و قطب‌نما اشاره می‌کند ــ بیش‌تر محصول بخت و اقبال بود تا پژوهش نظام‌مند در باب طبیعت. معرفتی که از چنین پژوهشی حاصل می‌شد نه فقط از نفوذِ ثروت و قدرت معاف بود، بلکه آدمی را بر مسند سروری طبیعت می‌نشاند: پس دیگر جای تردید نیست که حاکمیت و سروری آدمی در مخزن معرفت نهفته است، مخزنی انباشته از گوهرهای بسیار که نه خزانه شاهان توانِ خرید آن‌ها را دارد نه قدرت ایشان توانِ فرمان دادن به آن‌ها را؛ جاسوسان و خبرچینانِ شاهان از این گوهرها بی‌خبرند و ملاحان و کاشفانِ ایشان از آن‌ها به دور. امروزه، ما در حیطه باورها و عقایدْ حاکم و مدیرِ طبیعت هستیم، اما در قلمرو ضرورت بنده و مطیع اوییم، ولی اگر در اختراع و ابداع از او پیروی می‌کردیم، آن‌گاه به یاری عمل بر او حاکم می‌شدیم.»

نظرات کاربران

مترجم بهادر قریشی
۱۴۰۴/۰۹/۱۸

نثر روان و قابل فهم این کتاب در حکم کبریط احمر است‌، به تمامی هموطنانم مطالعه این گوهر ناب را توصیه می‌کنم، صحتمند باشید.

بریده‌هایی از کتاب

سیل اطلاعات مفصل و سرگرمی‌های پشمکی آدمیان را همزمان باهوش‌تر و ابله‌تر می‌کند.
Saleh Ghs
یهودیان نه یک اقلیت بلکه نانژاد (anti-race) یا به طور کلی همان اصلِ منفی‌اند؛ شادمانی و نیک‌بختی جهان مبتنی بر قلع وقمع آن‌هاست.
محمد خَمَّر
برای بیکن نیز چون لوتر، «معرفتی که هدفش صرفاً رضایت خاطر است چیزی نیست مگر کنیزکی درباری که صرفاً مناسب کسبِ لذت است، نه ثمردهی یا تناسل.» دغدغه معرفت همان عمل یا فرایند اثربخش است نه «رضایتی که مردمان نام آن را حقیقت نهاده‌اند.»
Saleh Ghs
نیچه به شوپنهاور و ولتر، که «آنان می‌دانستند چگونه نفرت (شان) از برخی آدمیان و چیزها را در لفافه دلسوزی به حال حیوانات بپوشانند»،
Saleh Ghs
چرا نوع بشر به عوض پا نهادن به وضعیتی حقیقتاً انسانی، بیش‌تر و بیش‌تر، در نوع جدیدی از توحش غرق می‌شود.
کاربر ۲۷۷۵۸۲۹
آنچه آدمیان مشتاق‌اند از طبیعت بیاموزند چگونگی (یا روش) استفاده از طبیعت برای کسب سلطه کامل بر طبیعت و آدمیان است. جز این هیچ هدف دیگری در کار نیست.
م.
در دوران جدید، درالواقع، ایمان به ابزارِ محبوب و حیله جنگی خاص تاریخِ جهانی بدل می‌شود. این صرفاً روشنگری قرن هجدهم نیست که، به تأیید هگل، با سرسختی و صلابت بسط می‌یابد، بلکه همان طور که هگل بهتر از هرکس دیگری می‌دانست، خودِ فرایند تحول و حرکتِ فکر نیز واجد همین صفات است. پست‌ترین و والاترین بصیرت‌ها به یکسان حاوی معرفت به فاصله خویش از حقیقت‌اند، امری که دفاعیه‌نویسان را به دروغگویانْ بدل می‌سازد. پارادوکس ِ ایمان، نهایتاً، تا حدِّ دروغ و تقلب، تا حدِّ اسطوره قرن بیستم، انحطاط می‌یابد و عقل‌ستیزی این ایمانْ ابزاری می‌شود برای مدیریتِ عقلانی جامعه در دست فرهیختگانی که به تمامی از ثمرات روشنگری بهره‌مند شده‌اند و (با استفاده از چنین ابزارهایی) جامعه را بی‌وقفه به سوی توحش هدایت می‌کنند.
م.
بر اساس شماتیسم کانتی، مکانیسمی سرّی در روانِ آدمی نهفته است که داده‌های بی‌واسطه را از پیش به شیوه‌ای تدارک می‌بیند که بتوان همه آن‌ها را در نظامِ عقلِ ناب جای داد. اما امروزه این سرّ افشا شده است. اگرچه همه ظواهر حاکی از آن است که عملکردهای این مکانیسم را همان کسانی برنامه‌ریزی می‌کنند که داده‌های تجربه را عرضه می‌کنند یعنی صنعت فرهنگ‌سازی، ولی این برنامه‌ریزی را لختی جامعه‌ای بر صنعت تحمیل می‌کند که، به رغم همه تلاش‌ها برای عقلانی کردن آن، غیرعقلانی باقی مانده است، و این گرایشِ فاجعه‌بار با پردازش شدن از سوی عواملِ کسب وکار و تجارتْ قصدیتِ زیرکانه خاص ِ آنان را به خود می‌گیرد. برای مصرف‌کننده چیزی باقی نمانده است که به طبقه‌بندی آن بپردازد، زیرا طبقه‌بندی را از قبل شماتیسم تولید انجام داده است.
م.
ما به این نکته اعتقاد داریم ــ و همین امر نیز منشأ نوعی مصادره به مطلوب در تحقیق ماست ــ که آزادی در جامعه از تفکرِ روشنگر جدایی‌ناپذیر است. با این حال، معتقدیم که دقیقاً با همین صراحت و روشنی دریافته‌ایم که خود مفهومِ همین شیوه از تفکر، درست به اندازه اشکال تاریخی انضمامی یعنی نهادهای اجتماعی که این تفکر به آن‌ها گره خورده است، از قبل حاوی بذر آن پسرفتی است که امروزه در همه چیز و همه جا مشهود است. اگر روشنگری تأمل در باب این عنصرِ پس‌رونده را در خود جای ندهد، درواقع گورِ خود را کنده است. اگر تفکرْ بررسی سویه مخرب پیشرفت را صرفاً به دشمنانِ خویش واگذارد، آن‌گاه در گرایش کورکورانه و شتابزده خود به سوی عمل‌گرایی، خصلت نفی‌کننده و تعالی‌بخشِ (Aufhebung) خویش و، ازاین رو، پیوندش با حقیقت را از دست می‌دهد.
م.
فرزند وفادارِ تمدن مدرنْ آکنده از ترس ِ دور شدن از امور واقع یا فکت‌هاست، فکت‌هایی که باورهای قراردادی و مسلط علم، تجارت و سیاست، درست در حین عمل ادراک، آن‌ها را به کلیشه بدل کرده‌اند؛ ترس آن دقیقاً ترس از انحرافِ اجتماعی است. همین باورهای قراردادی‌اند که مفهومِ وضوح و روشنی را در زبان و تفکر تعریف می‌کنند. مقوله‌ای که هنر، ادبیات و فلسفه روزگار ما بناست با آن سازگار شوند. از آنجا که این مفهوم هرگونه بسط‌دهی و برخورد منفی با فکت‌ها و صُور مسلطِ تفکر را نوعی نگرش غامض، تاریک‌اندیش و ترجیحاً بیگانه معرفی می‌کند و در نتیجه آن‌ها را تابو می‌شمارد، ذهن را به فرورفتن در ظلمتی فزاینده محکوم می‌کند.
م.

حجم

۴۰۶٫۷ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۹

تعداد صفحه‌ها

۳۵۹ صفحه

حجم

۴۰۶٫۷ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۹

تعداد صفحه‌ها

۳۵۹ صفحه

قیمت:
۱۳۰,۰۰۰
تومان