جملات زیبای کتاب دیالکتیک روشنگری | طاقچه
تصویر جلد کتاب دیالکتیک روشنگری

بریده‌هایی از کتاب دیالکتیک روشنگری

۴٫۳
(۱۲)
سیل اطلاعات مفصل و سرگرمی‌های پشمکی آدمیان را همزمان باهوش‌تر و ابله‌تر می‌کند.
Saleh Ghs
یهودیان نه یک اقلیت بلکه نانژاد (anti-race) یا به طور کلی همان اصلِ منفی‌اند؛ شادمانی و نیک‌بختی جهان مبتنی بر قلع وقمع آن‌هاست.
محمد خَمَّر
برای بیکن نیز چون لوتر، «معرفتی که هدفش صرفاً رضایت خاطر است چیزی نیست مگر کنیزکی درباری که صرفاً مناسب کسبِ لذت است، نه ثمردهی یا تناسل.» دغدغه معرفت همان عمل یا فرایند اثربخش است نه «رضایتی که مردمان نام آن را حقیقت نهاده‌اند.»
Saleh Ghs
نیچه به شوپنهاور و ولتر، که «آنان می‌دانستند چگونه نفرت (شان) از برخی آدمیان و چیزها را در لفافه دلسوزی به حال حیوانات بپوشانند»،
Saleh Ghs
چرا نوع بشر به عوض پا نهادن به وضعیتی حقیقتاً انسانی، بیش‌تر و بیش‌تر، در نوع جدیدی از توحش غرق می‌شود.
کاربر ۲۷۷۵۸۲۹
آنچه آدمیان مشتاق‌اند از طبیعت بیاموزند چگونگی (یا روش) استفاده از طبیعت برای کسب سلطه کامل بر طبیعت و آدمیان است. جز این هیچ هدف دیگری در کار نیست.
م.
در دوران جدید، درالواقع، ایمان به ابزارِ محبوب و حیله جنگی خاص تاریخِ جهانی بدل می‌شود. این صرفاً روشنگری قرن هجدهم نیست که، به تأیید هگل، با سرسختی و صلابت بسط می‌یابد، بلکه همان طور که هگل بهتر از هرکس دیگری می‌دانست، خودِ فرایند تحول و حرکتِ فکر نیز واجد همین صفات است. پست‌ترین و والاترین بصیرت‌ها به یکسان حاوی معرفت به فاصله خویش از حقیقت‌اند، امری که دفاعیه‌نویسان را به دروغگویانْ بدل می‌سازد. پارادوکس ِ ایمان، نهایتاً، تا حدِّ دروغ و تقلب، تا حدِّ اسطوره قرن بیستم، انحطاط می‌یابد و عقل‌ستیزی این ایمانْ ابزاری می‌شود برای مدیریتِ عقلانی جامعه در دست فرهیختگانی که به تمامی از ثمرات روشنگری بهره‌مند شده‌اند و (با استفاده از چنین ابزارهایی) جامعه را بی‌وقفه به سوی توحش هدایت می‌کنند.
م.
بر اساس شماتیسم کانتی، مکانیسمی سرّی در روانِ آدمی نهفته است که داده‌های بی‌واسطه را از پیش به شیوه‌ای تدارک می‌بیند که بتوان همه آن‌ها را در نظامِ عقلِ ناب جای داد. اما امروزه این سرّ افشا شده است. اگرچه همه ظواهر حاکی از آن است که عملکردهای این مکانیسم را همان کسانی برنامه‌ریزی می‌کنند که داده‌های تجربه را عرضه می‌کنند یعنی صنعت فرهنگ‌سازی، ولی این برنامه‌ریزی را لختی جامعه‌ای بر صنعت تحمیل می‌کند که، به رغم همه تلاش‌ها برای عقلانی کردن آن، غیرعقلانی باقی مانده است، و این گرایشِ فاجعه‌بار با پردازش شدن از سوی عواملِ کسب وکار و تجارتْ قصدیتِ زیرکانه خاص ِ آنان را به خود می‌گیرد. برای مصرف‌کننده چیزی باقی نمانده است که به طبقه‌بندی آن بپردازد، زیرا طبقه‌بندی را از قبل شماتیسم تولید انجام داده است.
م.
ما به این نکته اعتقاد داریم ــ و همین امر نیز منشأ نوعی مصادره به مطلوب در تحقیق ماست ــ که آزادی در جامعه از تفکرِ روشنگر جدایی‌ناپذیر است. با این حال، معتقدیم که دقیقاً با همین صراحت و روشنی دریافته‌ایم که خود مفهومِ همین شیوه از تفکر، درست به اندازه اشکال تاریخی انضمامی یعنی نهادهای اجتماعی که این تفکر به آن‌ها گره خورده است، از قبل حاوی بذر آن پسرفتی است که امروزه در همه چیز و همه جا مشهود است. اگر روشنگری تأمل در باب این عنصرِ پس‌رونده را در خود جای ندهد، درواقع گورِ خود را کنده است. اگر تفکرْ بررسی سویه مخرب پیشرفت را صرفاً به دشمنانِ خویش واگذارد، آن‌گاه در گرایش کورکورانه و شتابزده خود به سوی عمل‌گرایی، خصلت نفی‌کننده و تعالی‌بخشِ (Aufhebung) خویش و، ازاین رو، پیوندش با حقیقت را از دست می‌دهد.
م.
فرزند وفادارِ تمدن مدرنْ آکنده از ترس ِ دور شدن از امور واقع یا فکت‌هاست، فکت‌هایی که باورهای قراردادی و مسلط علم، تجارت و سیاست، درست در حین عمل ادراک، آن‌ها را به کلیشه بدل کرده‌اند؛ ترس آن دقیقاً ترس از انحرافِ اجتماعی است. همین باورهای قراردادی‌اند که مفهومِ وضوح و روشنی را در زبان و تفکر تعریف می‌کنند. مقوله‌ای که هنر، ادبیات و فلسفه روزگار ما بناست با آن سازگار شوند. از آنجا که این مفهوم هرگونه بسط‌دهی و برخورد منفی با فکت‌ها و صُور مسلطِ تفکر را نوعی نگرش غامض، تاریک‌اندیش و ترجیحاً بیگانه معرفی می‌کند و در نتیجه آن‌ها را تابو می‌شمارد، ذهن را به فرورفتن در ظلمتی فزاینده محکوم می‌کند.
م.
روشنگری، با قهر و بی‌اعتنایی به خود، واپسین نشانه‌های خودآگاهی خویش را محو و نابود کرده است.
م.
روشنگری از قبل فقط چیزهایی را به منزله موجود یا رخداد بازمی‌شناسد که بتوان آن‌ها را تحت شمولِ وحدت درآورد؛ آرمانِ روشنگری آن نظامی است که همه چیز و همه کس از آن استنتاج می‌شود. روایت‌های عقل‌گرا و تجربه‌گرا از روشنگری در این نکته متفق‌القول‌اند. هر چند مکاتب مختلف ممکن است اصولِ موضوعه را به طرق متفاوت تفسیر کرده باشند، ساختارِ عملِ مبتنی بر وحدت همواره یکسان بوده است.
م.
اسطوره به روشنگری بدل می‌شود و طبیعت به عینیتِ صرف.
م.
آدمیان بهای افزایش قدرت خویش را با بیگانه شدن از چیزی می‌پردازند که این قدرت را بر آن اعمال می‌کنند.
م.
روشنگری همان کاری را به انجام می‌رساند که کی‌یرکگور آن را حُسنِ اخلاق پروتستانی خویش می‌دانست و در منظومه افسانه‌ای دوازده خوانِ هرکول یکی از صُورِ ازلی خشونت اسطوره‌ای به شمار می‌رفت: ریشه‌کن ساختنِ هرآنچه متباین و قیاس‌ناپذیر (the incommensurable) است. نه فقط همه کیفیات در تفکر ناب منحل می‌شوند، بلکه آدمیان نیز عملا به سازشکاری و یکرنگی با جماعت گردن می‌نهند.
م.
روشنگری بی‌عدالتی کهن یعنی نابرابری ناشی از سروری بی‌واسطه را منحل می‌کند، ولی در همان حال، با مرتبط ساختنِ هر موجود با موجود دیگر، این بی‌عدالتی را در قالب وساطت عام (universal mediation) همیشگی می‌سازد.
م.
تحت سلطه یکدست‌کننده انتزاع، که همه چیز را در طبیعتْ تکرارپذیر می‌کند، و سلطه صنعت، که انتزاعْ راه را برای آن هموار می‌کند، سوژه‌ها یا فاعلانِ آزاد سرانجام به همان گله‌ای بدل می‌شوند که، به قول هگل، نتیجه و ثمره روشنگری است.
م.
خدایان نمی‌توانند ترس را از آدمیان دور کنند، زیرا فریادهای سنگ‌شده آن‌ها را چونان نام خویش حمل می‌کنند. آدمی تصور می‌کند زمانی از ترس رها خواهد شد که دیگر چیزِ ناشناخته‌ای باقی نمانده باشد. و همین تصور است که مسیر اسطوره‌زدایی و روشنگری را تعیین کرده است؛ درست همان طور که اسطوره بی‌جان را با جاندار برابر ساخته بود، روشنگری نیز جاندار را با بی‌جان برابر می‌شمارد. روشنگری چیزی نیست مگر شکل ریشه‌ای و افراطی ترس اسطوره‌ای. درون‌ماندگاری نابِ پوزیتیویسم که در حکم محصول نهایی آن است چیزی نیست جز شکلی از تابو یا تحریم کلی ) universal taboo (. هیچ چیز نباید بیرون (از قلمرو عقل) بماند، زیرا نفس ِ ایده «بیرون» منشأ اصلی ترس است.
م.
افلاطون با همان صلابتی شعر را ممنوع کرد که پوزیتیویسم آن را در طردِ نظریه مُثُل به کار بست.
م.
ایمانْ مفهومی است که از نفی یا فقدان حکایت دارد: اگر پیوسته بر تعارض یا سازگاری خویش با معرفت پای نفشارد در مقام ایمان زوال خواهد یافت، و از آنجا که همواره بر پایه محدود ساختنِ معرفت استوار شده است، خود نیز محدود شده است.
م.
فیلم‌ها به دو گروه الف و ب یا تفکیک داستان‌های کوتاهِ منتشرشده در مجلاتی با نرخ‌هایی متفاوت، بیش از آنکه معرف تفاوت‌های واقعی باشد، به طبقه‌بندی، سازماندهی، و نام‌گذاری مصرف‌کنندگان یاری می‌رساند. برای هر کس چیزی عرضه می‌شود تا هیچ کس قادر به گریز نباشد؛ تمایزها به ضربِ چکش جا می‌افتند و گسترش می‌یابند. سلسله‌مراتب محصولات با کیفیتِ درجه‌بندی‌شده، که به خوردِ مردمان داده می‌شود، فقط به کارِ کمّی کردنِ تمام‌عیارِ آن می‌آید. هر کسی باید، به نحوی ظاهراً خودانگیخته، برطبق همان «سطحی» (از ذوق و سلیقه) رفتار کند که از قبل تعیین و شاخص‌گذاری شده است و همان مقوله یا دسته‌ای از محصولاتِ تولیدِ انبوه را برگزیند که برای افرادی از نوعِ او عرضه شده است.
م.

حجم

۴۰۶٫۷ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۹

تعداد صفحه‌ها

۳۵۹ صفحه

حجم

۴۰۶٫۷ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۹

تعداد صفحه‌ها

۳۵۹ صفحه

قیمت:
۱۳۰,۰۰۰
تومان