با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
برادران کارامازوف (جلد اول)

دانلود و خرید کتاب برادران کارامازوف (جلد اول)

۴٫۴ از ۱۵۱ نظر
۴٫۴ از ۱۵۱ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب برادران کارامازوف (جلد اول)  نوشته  فئودور داستایفسکی  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب برادران کارامازوف (جلد اول)

براردان کارامازوف مشهورترین نوشته‌ی فئودور داستایفسکی یک رمان کلاسیک بلند معمولی نیست. داستایفسکی در برادران کارامازوف به شرح ماجرای غیرعادی قتل یک پدر و اتهام به پسرش می‌پردازد.

این اثر شاهکاری است که برخی از منتقدان آن را نه‌تنها متعلق به ملت روسیه بلکه متعلق به همه ملت‌های جهان دانسته‌اند. برادران کارامازوف را در دو جلد با ترجمه‌ی پرویز شهدی می‌خوانید.

درباره‌ی کتاب برادران کارامازوف (جلد اول)

فئودو داستایفسکی این اثر را تقریبا در پایان عمرش نوشت، دو سال پیش از مرگش، البته پیش از نوشتن و انتشار، سال‌ها روی آن کار کرده بود. می‌گویند فئودور داستایفسکی داستان برادران کارامازوف را بر اساس ماجرایی واقعی که در زندان از زبان یک همبندی شنیده بود، نوشته است. داستان کشته شدن پدری و اتهام ناحق قتل، به پسری که هسته اصلی داستانش شد.

خانواده کارامازوف عبارتست از پدر، سه برادر از دو مادر و فردی معلول و دچار صرع که فرزند نامشروع یک مادر عقب‌مانده ذهنی است. افراد این خانواده همه‌ غیر‌عادی‌اند و تعادل روانی ندارند. حتی برادر کوچکتر که به ظاهر جوانی آرام و فرشته‌خو می‌آید. این عدم تعادل روانی نقطه مشترک همه آنها است. حتی افراد دیگر ماجرا هم نامتعادلند. از پیر یک صومعه گرفته تا وکیل و دادستان شهر. کل ماجرای این رمان شگفت‌انگیز هم درباره رابطه فئودور کارامازوف متمول و فاسد با سه پسرش و فرزند نامشروعش است، چهار فرزندی که همه از پدر متنفرند و تضادهای اخلاقی و رفتاری دارند و دائم در تلاش برای همزیستی مسالمت‌آمیز با یکدیگرند و در نهایت هم پسر بزرگتر نقشه نابودی پدرش را می‌کشد اما برادر دیگری به دردسر می‌افتد.

در سراسر داستان، تمام صحنه‌ها و دیالوگ‌ها دولایه‌اند، یکی لایهٔ رویی؛ یعنی آن‌چه ما به‌ظاهر می‌بینیم و می‌خوانیم، که لایه‌ایست بسیار نازک و سطحی و گاه پیش‌پاافتاده و دیگری لایه زیرین که گاه چنان عمیق و رعب‌آور است که لرزه به اندام آدم می‌اندازد. این اثر در چارچوب یک رمان کلاسیک متداول نمی‌گنجد و چیزی فراتر از آن است چون محدود به زمان و مکان خودش نمی‌شود.

برادران کارامازوف رمانی پیچیده است که مباحث عمیق الهی، فلسفی و اخلاقی را مطرح می‌کند. بسیاری از اندیشمندان مانند فروید، هایدگر، کورت ونگات و ویتگنشتاین این اثر را ستوده و در ردیف بهترین آثار ادبی جهان دانسته‌اند.

کتاب برادران کارامازوف را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

اگر دوست دارید از بهترین آثار ادبی جهان، داستانی با مایه‌های روانکاوانه بخوانید، کتاب برادران کارامازوف گزینه‌ی مناسبی است. این اثر همچنین می‌تواند توجه علاقه‌مندان به ادبیات روسیه را نیز به خود جلب کند.

درباره‌ی فئودور داستایفسکی

فیودار میخاییلوویچ فرزند دوم خانواده داستایفسکی در ۳۰ اکتبر ۱۸۲۱ به دنیا آمد. پدرش پزشک بود و از اوکراین به مسکو مهاجرت کرده بود و مادرش دختر یکی از بازرگانان مسکو بود. او در ۱۸۴۳ با درجهٔ افسری از دانشکدهٔ نظامی فارغ‌التحصیل شد و شغلی در ادارهٔ مهندسی وزارت جنگ به دست آورد. اما در سال ۱۸۴۹ به جرم براندازی حکومت دستگیر شد. حکم اعدام او مشمول بخشش شد و در عوض او چهار سال در زندان سیبری زندانی بود و بعد از آن نیز با لباس سرباز ساده خدمت می‌کرد. شهرت او به خاطر رمان‌هایش: ابله، قمارباز، برادران کارامازوف و جنایت و مکافات است. داستایفسکی در۵۹ سالگی در ۹ فوریه ۱۸۸۱ در سن پترزبورگ از دنیا رفت.

جملاتی از کتاب برادران کارامازوف

درست سه‌ماه پس از درگذشت سوفی، سر و کلهٔ بیوهٔ ژنرال در شهر ما پیدا شد و یک‌راست رفت به سراغ فئودور پاولوویچ. اگرچه بیش‌تر از نیم‌ساعت در شهر ما نماند؛ ولی وقتش را بیهوده تلف نکرد. همان شبی بود که فئودور پاولوویچ را که از هشت‌سال پیش دیگر ندیده بود، مست و خراب یافت. این‌طور که تعریف می‌کنند، به‌مجرد روبه‌روشدن با فئودور پاولوویچ، دو سیلی جانانه، چپ و راست به‌صورت او زد، بعد هم چنگ انداخت موهایش را گرفت و سه‌بار او را تا زمین دولا راست کرد، بعد بدون یک کلمه حرف، رفت به‌طرف کلبهٔ خدمتکار و به‌سراغ دو پسربچه. در آن‌جا هم وقتی دید بچه‌ها کثیفند و لباس‌های ژنده به تن دارند، یک سیلی هم نثار گریگوری کرد و به او اخطار کرد می‌خواهد بچه‌ها را پیش خودش ببرد. بعد، آن دو را با همان بدن و لباس کثیف در پتوی مخصوص سفر پیچید و سوار کالسکه‌شان کرد و آن‌ها را به شهر خودش برد. گریگوری، همچون برده‌ای وفادار، سیلی را نوش جان کرد، هیچ اعتراضی نکرد و حرف زشتی هم نزد و ضمن بدرقهٔ بانوی سالخورده تا پای کالسکه‌اش، تعظیم‌کنان تا زمین خم شد و با لحنی موقرانه گفت: «خداوند به‌خاطر لطفی که دربارهٔ این بچه‌های یتیم کردید، اجرتان را خواهد داد.» بیوهٔ ژنرال وقتی کالسکه‌اش راه افتاد به صدای بلند گفت: «ولی تو احمقی بیش نیستی.» فئودور پاولوویچ خوب که فکر کرد به این نتیجه رسید که بردن بچه‌ها به‌نفعش است، بنابراین به‌طور رسمی به بیوهٔ ژنرال اجازه داد به تربیت بچه‌ها بپردازد و اما قضیهٔ دو سیلی‌ای را که دریافت کرده بود، خودش توی شهر برای همه تعریف کرد.

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۵۶)
Fāřñäż
۱۳۹۹/۰۷/۰۵

خط به خط کتاب جالب و خواندنی هست، با خواندن کتاب متوجه گذر زمان نمی شوید. ترجمه عالی.

💚💜F.T.M.H💜💚
۱۳۹۹/۰۵/۲۰

انقدر افراد مختلفی درباره این کتاب و اثار داستایفسکی حرف زدن و تعریف کردن که دیگه لازم به تعریف من نیست ....... ترجمه اقای شهدی و ترجمه خانم لادن مدیر بسیار کامل و قابل فهمه ....... خیلیا به دلیل زیاده

- بیشتر
نسیم رحیمی
۱۳۹۹/۰۴/۱۹

واقعا کتاب بی نظیری بود،ترجمه هم بسیار عالی بود. من که بیشتر احساس می کردم دارم فیلم می بینم،خسلی لذت بردم

مهرداد
۱۳۹۸/۰۵/۰۲

از بهترین‌ها که به اندازه‌ی کافی طولانی نیست! اون‌قدری تحلیل، تعریف و تمجید از این کتاب وجود داره که نیازی نیست تو کامنت‌ها دنبال دیدگاه‌ی مثبت بقیه باشید. خوندن این کتاب رو حتماً مدنظر داشته باشید. ترجمه‌ی پرویز شهدی هم خوب و

- بیشتر
دانشجو
۱۳۹۹/۰۲/۲۳

بهترین کتابی ک تاکنون خوندم. دمش گرم براستی. بسیار دل پسند و ژرف. بسیار شورانگیز و گیرا و پر از نقد ب چیزهای مهم. سپاس تو را داستایوفسکی بزرگ کسی این کتابو نخونده باشه نمی تونه درک کنه داستایوفسکی کی بوده. جالبه این کتاب

- بیشتر
گندم
۱۳۹۹/۰۲/۳۰

داستایوفسکی توی شخصیت پدرازی عالی هست طوری که فرد فردِ توی داستان رو باهاش همدردی میکنید. کلا به نظر من ادبیات روس خیلی نزدیک به ماست؛ادم هاش شبیه ادم های اطرافمونن همون احساساتِ تند و گاها بدون منطق و نه

- بیشتر
Makvan Asvad
۱۳۹۹/۰۹/۰۷

چقدر برادران کارامازوف قشنگه واقعا لذت میبرم ازش هرچی به اواخر کتاب میرم مفهومی تر میشه واقعا داستایوسکی تحسین برانگیزه چطور میتونه کلی شخصیت خلق کنه و تمام شخصیت ها یک شخصیت متضاد داشته باشند و در عین حال بسیار

- بیشتر
شلاله
۱۳۹۸/۰۵/۲۶

فکر میکنم ترجمه ی این کتاب یکی از بهترین ترجمه های موجود هست. من چون این کتاب رو داشتم ( البته با یه ترجمه ی دیگه ) کتاب نفوس مرده رو از این مترجم خریدم.

کاربر ۱۵۶۶۱۷۰
۱۳۹۹/۰۲/۰۶

من صوتیشو گوش دادم باصدای آقای سلطان زاده فوق العادس کتاب شماراباخودش میبرد و نمیتونید رهاش کنید مثل اینکه اسمان همه جای دنیا یکرنگ است ادمها همان ادمها باهمان روحیات و درونیاتند فقط زبان و شکلمان فرق میکند.

ز.ص
۱۳۹۹/۰۹/۰۸

واقعا عالی . آدم از قدرت شخصیت پردازی نویسنده حیرت زده میشه

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۲۷۵)
تا زمانی که دربند کینه‌هایش است، همواره به بیراهه خواهد رفت
Harmony
در گذشته موقعی که در مسکو بود، در زمان کودکی لیز، دوست داشت برود سری به او بزند و گاهی دربارهٔ آن‌چه برایش پیش آمده بود، یا درمورد آن‌چه خوانده بود، یا خاطرات دوران کودکی‌اش با او صحبت کند. گاهی هم هردو با هم در خواب و خیال‌ها غوطه‌ور می‌شدند و داستان‌هایی واقعی که بیش‌تر وقت‌ها بامزه و شاد بود، از خودشان می‌ساختند. حالا هم انگار هردو به ناگهان به مسکو و به دو سال پیش برگشته بودند.
آسمان
دروغ نگویید. کسی که دروغ می‌گوید و دروغ‌هایش را هم باور می‌کند، دیگر هرگز نمی‌تواند حقیقت را دریابد، نه در خودش و نه در اطرافیانش، درنتیجه هم حرمت خودش را ازبین می‌برد و هم حرمت دیگران را. وقتی کسی رعایت حرمت خودش و دیگران را نکند، دیگر کسی را دوست نخواهد داشت و در نبودن عشق، موقعی که می‌خواهد خود را سرگرم کند، به شهوت و گناه رو می‌آورد. آن‌وقت در فساد و تباهی، حالتی حیوانی پیدا می‌کند و همهٔ این‌ها از دروغ گفتن به خود و به دیگران ناشی می‌شود. کسی که حتی به خودش هم دروغ می‌گوید، اولین کسی است که به خودش توهین می‌کند.
Hami
«در حقیقت، در حقیقت این را به شما می‌گویم: اگر دانهٔ گندمی که روی زمین افتاده نمیرد، تنها می‌ماند، ولی اگر بمیرد محصول فراوانی خواهد داد».
آنِه
راهبان عزیز، چرا روزه می‌گیرید؟ چرا از خدا چشم‌داشت پاداشی دارید؟ برای چنین پاداشی، من هم حاضرم روزه بگیرم. نه، راهب مقدس، در زندگی باتقوا باش! چرا خودت را در صومعه، جایی که ناهار و شامت حاضر و روبه‌راه است زندانی می‌کنی و درون اجتماع نمی‌روی تا برای‌شان مفید واقع شوی، بدون این‌که انتظار پاداشی را داشته باشی؟ دراین‌صورت انجام وظیفه دشوارتر خواهد شد. من هم، پدر روحانی سرپرست صومعه، می‌توانم از این حرف‌ها بزنم.
penelope
«در حقیقت، در حقیقت این را به شما می‌گویم: اگر دانهٔ گندمی که روی زمین افتاده نمیرد، تنها می‌ماند، ولی اگر بمیرد محصول فراوانی خواهد داد».
toobakiani
عاشق‌شدن معنی‌اش دوست‌داشتن نیست
ر‌‌َقصنده با‌ گُرگ
اگر دانهٔ گندمی که روی زمین افتاده نمیرد، تنها می‌ماند، ولی اگر بمیرد محصول فراوانی خواهد داد».
شقایق.م
انسان در این دنیا باید بسیار رنج بکشد
ر‌‌َقصنده با‌ گُرگ
عزیزم، پسر نازنینم، این را خوب به‌خاطر بسپار، چون تا آخر عمرم می‌خواهم به عیش و نوش بپردازم، عیاشی کار خیلی دلچسبی است، همه به‌شدت آن را منع می‌کنند؛ ولی درعین‌حال هم همه دنبالش می‌روند، با این تفاوت که آن‌ها پنهانی عیاشی می‌کنند و من آشکارا. به‌خاطر همین رک‌گویی‌ام است که این حرامزاده‌ها به سرم می‌ریزند.
penelope

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۵۱۹ صفحه
قیمت نسخه چاپی۱۲۰,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۸۸/۰۴/۱۲
تعداد صفحات۵۱۹صفحه
قیمت نسخه چاپی۱۲۰,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۸۸/۰۴/۱۲